منابع پایان نامه درباره فرهنگ و تمدن، تعامل سازنده، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

موجبات زندگي اجتماعي انسان ها در ساختار جامعه است، با هدف راحتر و بهتر انجام امور به منظور دستيابي سريعتر و بهتر به اهداف و خواسته هاي اجتماعي در آن جامعه صورت مي پذيرد. اين امر نهادينه در انسانها، نه تنها در اجتماع درون کشور انجام مي پذيرد، بلکه در روابط سازمان يافته در روابط بين دول نيز به مقدار قابل توجهي مشهود و ملموس است؛ بطوري که دولت ها به منظور دستيابي به اهداف سياسي، اقتصادي و گاه نظامي دست به تشکيل سازو کارهاي مي زنند. اين امر که جايگاه بويژه اي در مطالعات بين دولي و رقابت هاي قدرتي دارد و تحت عنوان همگرايي شناخته مي شود، در دهه هاي اخير به صورت سازوکارها و تشکلهاي منطقه اي و بين المللي ظاهر شده است و در مطالعات ژئوپليتيکي – که به مطالعه رقابت قدرتها بر اساس امکاناتي که زمين در اختيار آنها قرار داده است – اهميت خاص خود را دارد. به عبارتي کشورها دريافتند که دستيابي به سطح مطلوبي از توسعه و رفاه ملي فقط يک موضوع ملي نيست و به ناچار بايد زمينهاي برخورداري از امکانات و منابع بين المللي را فراهم کند. چگونگي برنامه ريزي اين سازوکار، جهت استفاده از ظرفيت ها و منابع جهاني و منطقه اي از جمله مهمترين موضوع هايي استکه پيش روي تمامي کشورهاست. بر اين اساس به نظر مي رسد همگرايي از مهمترين اين سازوکارها و برنامه ريزي بين کشورها يک منطقه جهت رسيدن به اين موضوع در عرصه بين المللي است. اين فرايند منطقه اي که در زمينه تجارت و اقتصاد بود، بعد از جنگ جهاني دوم ظهور کرد. اما اين امر بويژه در دهه 1980 همراه با موج معروف منطقه گرايي جديد شکل خاصي پيدا کرد (رفيع، 1391: 81).
واژه همگرائي4 در مقابل واژه واگرائي5 ‏قرار مي گيرد. همگرايي در لغت به معني ايجاد يک کل ازطريق يکپارچه سازي اجزاء مي باشد (کولايي، 1379: 156). همگرائي به لحاظ ماهيت عبارتست از تقريب و نزديک شدن افراد به سمت نقطه اي مشخص که معمولاً به هدف مشترک آنان شناخته مي شود، و واگرايي در برابر آن عبارتست از تفکيک وجدايي از همديگر و جدايي و دور شدن آنها از هدف مشترک وحرکت به سمت هدف هاي خاص(حافظ نيا، 1388: 373).اين مفاهيم در مطالعات ژئوپليتيکي اهميت فراواني دارد و آنها در عرصه بين المللي به طور عملکردي مورد بررسي قرار مي دهد. تعدد و تنوع همگرايي ها در عرصه جهاني روز به روز در حال افزايش است که از جمله همگرايي هاي کنوني که بصورت موثري که در ميان ساير همگرايي ها، شناخته شده تر است، مي توان به اتحاديه اروپا اشاره نمود که کشورهاي عضو اروپايي توانسته اند به نوعي از همکاريها در بعد اقتصادي دست يابند، اشاره کرد؛ جز آن مي توان به پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)6 اشاره نمود که يک نوع از همگرايي در بعد نظامي است. نگاهي به آمارهاي سازمان هاي بين المللي نشان مي دهد که تعداد هم پيونديهاي بين المللي متعارف از 213 مورد در سال 1909 به 6076 مورد در سال 1999 و سپس 7552 مورد در سال 2005 رسيده است که اين تعداد، 5202 مورد (حدود 80 درصد) ماهيت منطقه اي دارند (حافظ نيا، 2: 1391). روند همگرائي در مراحل آغازين خود از همکاري محدود اعضاي عضو آغاز مي شود و در ادامه مراحل شکل گيري خود، به مرحله اساسي افزايش همکاريها و تقريب بيشتر ميان اعضا مي رسد و پس از اين مرحله و در مرحله شکل گيري کاملتر خود، يعني شناخته شدن يه عنوان يک همگرايي ميان کشورهاي جهان است که لازمه رسيدن به اين مرحله گسترش همکاري هاي متنوع و همه جانبه در زمينه هاي گوناگون است. پس از فروپاشي نظام دو قطبي در پي نابودي اتحاد شوروي، بار ديگر در سطح نظام بين الملل تلاش هاي جديدي براي توسعه همکاري هاي منطقه اي شکل کرفته است. اين روند سبب توجه مجدد به نظريه هاي همگرايي منطقه اي و برداشتهاي گوناگون از آن گرديده است (کولايي، 1379: 156). از آنجا که کشورهاي جهان به تنهايي عوامل توليد را در اختيار ندارند، بنابراين کشورها به منظور دستيابي به آرمانهايي که بدون مساعدت جمعي امکانذير نيست، تلاش مي کنند با تشکيل سازمانهاي اقتصادي موجب رونق اقتصادي خود تکميل چرخه توليد در يک منطقه جغرافيايي شوند (اميدي، 1385: 36). دستيابي به همگرايي منطقه اي و نمود عملي آن در عرصه جهاني، بدون اراده براي متفق بودن با يکديگر و تاکيد بر عوامل نزديک کننده از عوامل جغرافيايي گرفته تا عوامل انساني مانند را شامل مي شود که عدم وجود هر يک، فرايند همگرايي را با اخلال همراه مي سازد. همگرائي تلاش بر اين است که از عوامل اختلاف زا و زمينه هاي ناسيوناليستي، پايبندي به منافع ملي، مرزهاي جغرافيايي و به عبارتي ديگر، حرکت و همکاري کشورهاي يک منطقه، به نفع اهداف جمعي و مشترک، کاسته شود و از طريق گسترش همکاريهاي اقتصادي، فرهنگي و حتي سياسي به ايجاد ثبات در منطقه و نهايتاً در سطح جهان نقش آفريني کنند. همگرايي به معني ترکيب و ادغام اجزاء در يک کل است. همگرايي هم در سطح داخل يک کشور، به معني ادغام بخشهاي مختلف کشور است و در منطقه به معني ادغام کشورهاي آن منطقه (اميدي، 1385: 36). فرايند همگرايي داراي ويژگي هايي است که آها را مي توان چنين برشمرد:
– موضوع اصل حاکميت و قدرت واحدهاي سياسي بسيار مهم است.
– انگيره اصلي همگرايي دسترسي آنها به منافع و امکاناتي است که قبل از آن غيرممکن مي نمود.
– همگرايي در کوتاه مدت شيوه اي براي حل و فصل درگيري هاي منطقه اي و بين المللي است و در درازمدت باعث بسط و گسترش انترناسيوناليسم شود.
– مسائلي مانند نهادها، نخبگان، کم و کيف مبادلات سياسي، اقتصادي و اجتماعي، حرکت هاي يکپارچه، موضوعات مشترک نظريه پردازان نظريه همگرايي هستند.
– از نظر تاريخي از اوايل قرن 17 به دنبال هر مناقشه اي در اروپا موضوع همگرايي با ايجاد فدراسيون تحقق يافته. مثال: در سالهاي 1946 و 1947 جنبش هاي اروپايي در قالب اتحاديه اروپايي فدرال و يا گروه جامعه همکاري اقتصادي اروپا و … به وجود آمده است (طاهري موسوي، 1387 : 104).
کانتوري و اشپيگل دو پژوهشگر آمريکايي از نظريه پردازان نظريه همگرايي هستند که ديدگاه هاي خود مربوط به همگرايي چهار “متغير الگويي” را به عنوان مهمترين عوامل موثر درون منطقه اي برمي شمارند که به کمک آنها مي توان ميزان همگرايي در يک منطقه را شناسايي کرد. اين چهار متغير عبارتند از: 1. ماهيت و ميزان همبستگي 2. ماهيت ارتباطات 3. سطح قدرت 4. ساختار روابط. با نظر اين دو پژوهشگر علاوه بر متغير هاي چهارگانه درون منطقه اي، نقش و نفوذ قدرتهاي برون منطقه اي و خارجي به عنوان “سيستم اثرگذار”، تاثير بسيار زيادي بر روند همگرايي منطقه اي دارد. هرگونه تجزيه و تحليل در مورد هر منطقه، نشان مي دهد که فقط کشورهاي آن منطقه نيستند که به ايفاي نقش مي پردازند، بلکه در نظام بين الملل دولت هاي خارج از منطقه هم را در سياست بين الملل مناطق درگير مي سازد” (عزتي، 1388: 14 – 13).

فرايند همگرائي فرايند واگرائي

ادراک اهداف و منافع مشترک ادراک اهداف و منافع متعارض

توسعه سياسي و توسعه روابط اداره سياسي کاهش و سردي روابط

تقويت نيروهاي متحدکننده و تقويت نيروهاي متحدکننده و
تضعيف نيروهاي تجزيه گرا تضعيف نيروهاي تجزيه گرا

کمال انديشه همگرايي افول انديشه همگرايي

نهاد سازي و تشکيل سازمان، همراه توسعه تضادها و تنش ها و تکروي ها
با تفويض قدرت عملکردي

توسعه و تحکيم کارکردهاي نهادي فقدان عملکرد جمعي و نهادي

يکپارچه سازي فروپاشي و تجزيه

مدل از: محمدرضا حافظ نيا، اصول و مفاهيم ژئوپوليتيک (1385)، انتشارات پاپلي (وابسته به پژوهشکده اميرکبير جهان)، مشهد، ص 347.

کشورهاي جهان، در شرايطي به يک الگوي همگرايي يعني همکاري منطقه‌اي و تعامل سازنده کشورها – ي منطقه اي دست خواهند يافت که داراي منافع مشترک باشند و در امنيت منطقه‌اي هر يک از بازيگران براساس توانمنديهاي خود مبادرت به همکاري امنيتي نمايند. قطع نظر از بحث ها و گفتگوهائي که درباره سيستم هاي منطقه اي و جهاني بعمل آمده است، صاحب نظران متفق القولند که رشد و گسترش سريع سازمان هاي منطقه اي پس از جنگ مبناي نظري (تئوريک) نداشته بلکه پاسخي عملي به نيازهاي عيني و تحولات سياسي دنياي پس از جنگ بود. از اين روست که عوامل انساني در کنار عوامل جغرافيايي، عمل مي کنند و شرايط جغرافيايي – سياسي دستيابي به آن را مشخص مي سازند. در اين مرحله است که دو يا چند بازيگر سياسي به يک موجوديت واحد تبديل گرديده و جريان همگرائي کامل مي گردد. يکي از تحولات مهم روابط بين الملل پس از از جنگ جهاني دوم جهاني گسترش رشد سريع سازمان هاي منطقه اي بوده است (مقتدر، 1386 :161).

14 – 1 مفهوم منطقه مفهوم منطقه7 يکي از مفاهيم اساسي در مطالعات جغرافيايي به طور اعم و مطالعات جغرافياي سياسي و ژئوپوليتيک به طور اخص است. در مباحث دانش جغرافيا، منطقه به محدوده اي از کره زمين اطلاق مي گردد که داراي ويژگي ها و خصوصيات برجسته و خاص خود است؛ به عبارتي ديگر، اين ويژگي ها و خصوصيات برجسته و خاص، جزئي از ذات آن منطقه است و آن منطقه به چنين ويژگيها وخصوصيا – ت برجسته و خاص شناخته مي شود و بر اين اساس اين منطقه را از سرزمين (منطقه) هم جوار خود جدا مي سازد، بطوري که در منتهي اليه آن منطقه، اين ويژگي ها و خصوصيات رو به زوال رفته و رو به اضمحلال مي رود. در مطالعات ژئوپليتيک، منطقه و مباحث مرتبط با آن همچون عناصر و عوامل پيوند دهنده يک محيط سياسي، نقش آفريني يک منطقه ژئوپليتيکي در عرصه جهاني و … همواره يکي از مباحث مهم در مطالعات ژئوپوليتيک بوده است. واژه “منطقه” در جغرافياي سياسي به گونه اي تصادفي استفاده نمي شود و به يک فضاي جغرافيايي که از يک سلسله پديده هاي مشابه و عوامل پيوند دهنده اجزاي تشکيل دهنده آن محيط برخوردار باشد، هم از نظر محيط فيزيکي و هم از ديد محيط انساني اطلاق مي شود (مجتهدزاده، 195:1386). مناطق جغرافيائي بر پايه يک يا چند خصيصه ساختاري نظير کالبد فضا، نوع اقليم، نوع زبان، نوع دين و مذهب، نوع و سطح فرهنگ و تمدن و يا خصيصه هاي کارکردي نظير: توليد محصول و يا عملکرد هاي اقتصادي، اجتما عي، ارتباطي، فرهنگي، سياسي و غيره تعيين هويت مي شوند. منطقه يک اصطلاح جغرافيايي است که در صورت باردارشدن

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره افغانستان، دانشگاه تهران، نفت و گاز، نقش برجسته Next Entries منابع پایان نامه درباره دوران باستان، نقش برجسته، نفت و گاز