منابع پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی، جامعه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

کمی به مسئولان سیاسی جامعه دارند و نیز احساس کاملا منفی نسبت به نظام سیاسی از خود بروز داده اند .
گونه دوم گونه افراد میانه رو است در این گروه سطح و میزان ارزشی که برای آزادی قائلند با باور آنها نسبت به وجود چنین آزادی هایی در واقعیت تطابق دارد . میزان اعتماد این گروه به مسئولان سیاسی متوسط بوده و احساسشان نسبت به نظام سیاسی نیز در همین حد ارزیابی شده است .
گونه سوم تحت عنوان فرهنگ مشارکت پیش رونده معرفی شده است . این گروه افرادی را در برمی گیرد که نسبت به نظام سیاسی خود احساس مثبتی داشته و مسئولان سیاسی را قابل اعتماد می دانند در این گروه میزان باور نسبت به وجود آزادی ها از میزان اهمیتی که برای چنین ارزشی قائلند بالاتر بوده است .
2-1-3-6-سرمایه اجتماعی و گونه های دمکراتیک فرهنگ سیاسی:
تحقیق دیگری توسط یعقوب احمدی و آزاد نمکی (1389) انجام شده است . این پژوهش به تحلیل ثانویه داده های حاصل از پیمایش ارزش های جهانی برای استان های ایران پرداخته است . در این تحقیق تاثیر شاخص های سرمایه اجتماعی ( شامل اعتماد و مشارکت ، اطمینان به نهادها و سازمان های دولتی و مدنی و درستکاری مدنی ) در شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است .
در این پژوهش محققان برای اندازه گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک از مدل ارزش های ابراز وجود رونالد اینگلهارت و ولزل بهره گرفته است که چهار شاخص فرامادی گرایی ، گرایش به استقلال ، برابری جنسیتی و ارزش های دموکراتیک را دربر می گیرد .
نتایج این تحقیق حاکی است که بعضی از شاخص های سرمایه اجتماعی مانند اعتماد و مشارکت از تاثیر مثبت بر فرهنگ سیاسی دموکراتیک برخوردار بوده و بالعکس . شاخص اطمینان به نهادها دارای تاثیر منفی در بروز این ارزش ها بوده و شاخص درستکاری مدنی نیز در خلق فرهنگ دموکراتیک از تاثیر معناداری برخوردار نبوده است .
2-1-3-7- مسعود گلچین و همکاران (فرهنگ سیاسی دموکراتیک و عوامل مرتبط با آن) (1378)،
عنوان تحقیق دیگری است که توسط مسعود گلچین ، مژگان حق خواه و فرشته امیری انجام گرفته است در این پژوهش میزان شکل گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک در بین اساتید دانشگاه ، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و کارکنان دانشگاه تربیت معلم با استفاده از الگوی والتر روزنبام مورد سنجش قرار گرفته است .
بر اساس نتایج بدست آمده ، 43 درصد از افراد جامعه آماری از نظر برخورداری از فرهنگ سیاسی دموکراتیک در حد بالایی ارزیابی شده اند . 43 درصد از افراد در حد متوسط به شاخص های این نوع فرهنگ سیاسی گرایش داشته اند و 14 درصد از افراد نیز از این نظر در حد پایینی قرار داشته اند . در بخش تبیینی تحقیق جهت گیری دینی مهمترین تبیین کننده واریانس شاخص های فرهنگ سیاسی معرفی شده است و در مراتب بعدی کسانیکه از پایگاه اقتصادی – اجتماعی بالایی برخوردار بوده و در انجمن های مدنی مدرن مشارکت داشته اند و در محیط خانوادگی ، شغلی و آموزشی نیز با الگوهای دموکراتیک ارتباط بیشتری داشته اند به شاخص های فرهنگ سیاسی دمکراتیک نزدیکتر بوده اند .
2-1-3-8- سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی :
یعقوب احمدی در تحقیقی با عنوان(سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی ) درصدد برآمده تا با ارائه مدلی نو به برقراری پیوند میان سرمایه اجتماعی و دمکراسی دست یازد . وی به این نتیجه رسید که میان سرمایه اجتماعی و دموکراسی ، رابطه ای دوسویه و دیالکتیکی به واسطه مولفه های جامعه مدنی ، شهروند قدرتمند و فرهنگ صلح برقرار است . از این منظر حجم وافر سرمایه اجتماعی به تقویت شاخص های تشکیل دهنده مولفه های بالا منجر شده و تقویت و تحکیم این سه مولفه ، مجموعه ای از شرایط مناسب برای رد و نضج دموکراسی یا تثبیت آن فراهم می آورد . ( احمدی ، 1385)
2-1-3-9- بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر مشارکت سیاسی– اجتماعی:
اکبری در این پژوهش این سوال محوری را مطرح می کند که سرمایه اجتماعی و شاخص های آن چگونه بر مشارکت سیاسی – اجتماعی تاثیر می گذارد ؟ و در این میان خانواده گرایی و فشارهای گروهی چه نقشی را ایفا می کند؟
نتیجه این تحقیق نشان می دهد که شاخص های سرمایه اجتماعی بر میزان مشارکت تاثیر می گذارد و اعتماد موجود در بین افراد مورد بررسی بیشتر از نوع درون گروهی است و خانواده گرایی بالا نیز رابطه مثبتی با مشارکت نداشته است که این خود دال بر این واقعیت است که خانواده گرایی چندان نمی تواند برای توسعه سیاسی مساعد و مناسب باشد . میزان اعتماد درون گروهی افراد بالا و و اعتماد آنها به دولت بسیار پایین ارزیابی شده است .
2-1-3-10- بررسی عوامل موثر بر فرهنگ سیاسی در شهر شیراز :
جهانگیری و بوستانی (1379)در این پژوهش به این نتیجه رسیدند که هر چه تحصیلات افراد بالاتر باشد آنها شناخت بیشتری از درون دادها یعنی تقاضاها و حمایت ها پیدا می کنند و می توانند در فرایندهای سیاسی نقشی فعال را ایفا کنند . به استناد یافته های آنان ، با افزایش سطح تحصیلات از جهت گیری احساسی افراد نسبت به درون دادها کاسته می شود همچنین افرادی که از موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتری برخوردار بوده اند از جهت گیری شناختی شدیدتری نسبت به دروندادها برخودارند و از پتانسیل بیشتری برای گرویدن به فرهنگ سیاسی مشارکتی برخوردارند .
از دیگر تحقیقات تجربی که با موضوع فرهنگ سیاسی در حوزه جامعه شناسی انجام شده اند می توان به پژوهش بیات تبریزی و تحقیق حسینی هاشم زاده (1379) اشاره کرد که هر دو فرهنگ سیاسی را در محیط دانشگاهی مورد مطالعه قراداده اند و در تعریف مفهومی فرهنگ سیاسی نیز از نظریه آلموند و وربا ( جهت گیری شناختی ، احساسی و ارزشیابانه ) استفاده کرده اند .
2-1-4- جمع بندی ادبیات تحقیق :
با مروری بر تحقیقات خارجی می توان دریافت که آنها سه دسته از عوامل را در گرایش به فرهنگ دموکراتیک برجسته ساخته اند : یک دسته از تحقیقات از رویکرد مدرنیزاسیون به مقوله گرایش به فرهنگ دموکراتیک نگریسته اند و آنرا به عنوان یکی از مولفه های توسعه اقتصادی – اجتماعی ، نتیجه ارتقاء شاخصه های توسعه می دانند : شاخصه هایی مانند افزایش سطح آموزش ، رشد اقتصادی ( تولید ناخالص ملی ) ، شهرنشینی و غیره .
دسته دوم از تحقیقات ، عواملی را در گرایشات دموکراتیک افراد اساسی می دانند که معمولاً در قالب مولفه های سرمایه اجتماعی طبقه بندی می شود . شاخصه ها و متغیرهایی مانند اعتماد اجتماعی ، مشارکت سیاسی و گرایش به فعالیت انجمنی .
دسته سوم از تحقیقات بطور خاص بر روی تاثیر مذهب در گرایش به فرهنگ و ارزشهای دموکراتیک تمرکز کرده اند و بطور مشخص به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستند که آیا گرایش به مذهب یا دینداری نقش بازدارنده ای در گرایشات دموکراتیک افراد دارد یا نه . اینگونه تحقیقات بیشتر در جوامعی مانند جوامع خاورمیانه و آمریکای لاتین صورت گرفته است که در آنها نهاد دین هنوز یک عامل تاثیر گذار و جدی در تعیین نگرشها و جهتگیریهای اجتماعی و سیاسی است .
تحقیقات داخلی را در دو دسته مشخص می توان طبقه بندی کرد : دسته اول تحقیقاتی هستند که با نگاهی تاریخی در صدد هستند یک نوع شناسی از فرهنگ سیاسی ایران در قالب یک منش ملی در حوزه سیاسی ارائه دهند . دراین نوع تحقیقات ویژگی هایی مانند فقدان اعتماد و امنیت سیاسی، خویشاوند سالاری (عشیره گرایی ) ، فرهنگ متابعت و آمریت به عنوان کاراکترها و خصوصیات بارز فرهنگ سیاسی ایرانی مورد توجه قرار گرفته است .
دسته دوم تحقیقات داخلی ، پژوهش هایی هستند که از الگوی مطالعات خارجی متاثر بوده علاوه بر ارائه یک گونه شناسی از فرهنگ سیاسی جامعه ، به تناسب رویکردهای نظری متفاوتی که اتخاذ کرده اند عواملی مانند توسعه اقتصادی – اجتماعی ، هنجارها و الگوهای مشارکت اجتماعی ، اعتماد اجتماعی و دینداری را در گرایشات دموکراتیک افراد اساسی دانسته اند .

2-2- مبانی نظری :
بطور کلی دیدگاههایی که به فرهنگ سیاسی به عنوان یک متغیر تاثیر گذار در تحولات سیاسی توجه کرده اند با آندسته از سنت ها و پاردایم های کلاسیک جامعه شناسی نسبت و نزدیکی دارند که در مبانی نظری خود ایده ها و ابعاد فرهنگی را در تبیین و توضیح پدیده ها ی اجتماعی برجسته ساخته اند . بطور مثال وبر در اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری از طریق این استدلال که تحت شرایط خاصی ایده ها می توانند الگوها و ساختارهای اقتصادی را تغییر دهند به اهمیت عامل فرهنگی توجه خاصی نشان میدهد (Newman ,2002 :1 ) .
دیدگاه ساختی کارکردی نیز از جمله رویکردهایی است که تحت تاثیر نظریات پارسونز نظام فرهنگی را در سلسله مراتب روابط سایبرنیتیک، نظام برتر دانسته نوعی تعین گرایی فرهنگی را رواج میدهد .
نظریات رایج در حوزه فرهنگ سیاسی نیز بیشتر در پیوند با این دو سنت نظری مهم در جامعه شناسی سیاسی کلاسیک شکل گرفته اند بظور مثال گابریل آلموند و سیدنی وربا در اثر معروف خود فرهنگ مدنی در تلاش هستند از مفاهیم اصلی مکتب ساختی کارکردی پارسونزی مانند جامعه پذیری و درونی کردن ارزش ها بهره گیرد و مانند پارسونز که فرهنگ را مجموعه ای از شناخت ها ، ارزش ها و هنجارهایی می داند که در طول زمان تشکیل یافته و از طریق درونی شدن ارزش ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود ابعاد فرهنگ سیاسی را در سه بعد شناختی ، ارزشی و هنجاری تقسیم بندی کرده مورد مطالعه قرار می دهد .
درمقابل ، سنت مارکسی دیدگاهی است که عموما یک سنت جبرگرای اقتصادی شناخته شده روابط تولیدی و طبقاتی را در قالب ساختارهای زیرین اجتماعی ، تعیین کننده ابعادی از زندگی اجتماعی می داند که از آنها تحت عنوان روساختار نام می برد این دیدگاه ابعادی مانند دولت ، مذهب و مخصوصاً فرهنگ را تحت تاثیر روابط و نیروهای تولیدی قلمداد کرده برای عامل فرهنگی سهم چندانی قایل نیست و طبعا بر اساس مفروضات نظری این دیدگاه نمی توان فرهنگ سیاسی را واجد عاملیت علی چندانی در تحولات سیاسی دانست .
با این مقدمه دیدگاهها و نظریات رایج در حوزه فرهنگ سیاسی را به شرح ذیل میتوان طبقه بندی کرد :
الف ) یک دسته از دیدگاهها و مباحث نظری درباره فرهنگ سیاسی نظریاتی را شامل می شوند که در سطح روانشناسانه و از دیدگاهی کارکرد گرایانه به مطالعه روابط بین جهت گیریهای شهروندان و نوع حکومت و سطح دموکراسی می پردازند و با استخراج انواع جهت گیریهای ذهنی افراد نسبت به سیاست میزان تناسب هر کدام را با نوع حکومت دمکراتیک می سنجند . دیدگاههای گابریل آلموند ، سیدنی وربا و لوسین پای که از اولین تحقیقات انجام شده در حوزه فرهنگ سیاسی است در این دسته قرار میگیرد .
ب) دسته دیگری از دیدگاهها ، نظریاتی هستند که سعی می کنند در مطالعه و سنخ شناسی انواع فرهنگ سیاسی ، سطح استدلال خود را ارتقاء داده در مقام تبیین عوامل موثر بر شکل گیری انواع جهت گیری ها و نگرش های افراد نسبت به سیاست بر آیند . نظریه تحول فرهنگی رونالد اینگلهارت که تحت تاثیر رویکرد مدرنیسم یا نوسازی است و نیز نظریه پوتنام که از ایده جامعه مدنی و شاخصه های آن در توضیح تفاوت های موجود در فرهنگ سیاسی بهره می گیرد از برجسته ترین این دیدگاهها هستند .
ج ) دیدگاه های تفسیر گرا که متاثر از آراء ماکس وبر و دیدگاههای پدیدارشناسانه بوده و از انگاره جامعه شناسی تفهم گرا به موضوع فرهنگ سیاسی می نگرد گونه دیگری از نظریات هستند که سیاست را یک نوع کنش نمادین می داند در این رهیافت ، فرهنگ بعنوان معناهای جمعی تعریف می شود که توسط گروههای مختلف خلق شده ، بین آنها مشترک بوده و بصورت نمادین بیان میشوند . در این معنا فرهنگ سیاسی همانا مجموعه معناها و نمادهای سیاسی است که در بین افراد جامعه مشترک است .

بر اساس طبقه بندی سه گانه فوق ، رویکردها و رهیافت های نظری مطرح در فرهنگ سیاسی به شرح زیر ارائه می گردد :
2-2-1- رویکردهای روانشناسانه :
2-2-1-1- نظریه فرهنگ مدنی :
گابریل آلموند در سال 1956 نخستین بار برای طبقه بندی و مقایسه نظام های سیاسی ، مفهوم فرهنگ سیاسی را معرفی کرد (چیلکوت ، 1378 :348 ).

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، نظام سیاسی، گونه شناسی، شورهای اسلامی Next Entries منابع پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، جامعه پذیری، نظام سیاسی، رفتار سیاسی