منابع پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، جامعه پذیری، نظام سیاسی، رفتار سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

آلموند و وربا نخستین کسانی بودند که رویکرد فرهنگ سیاسی را به عنوان یکی از رویکردهای رایج در علوم اجتماعی و سیاسی گسترش دادند و در اثر خود تحت عنوان فرهنگ مدنی ، مبانی نظری اولیه را پایه ریزی کردند .
مساله آلموند و وربا به دست دادن تبیینی درباره علل پایداری دموکراسی در برخی از کشورها و ناپایداری آن در کشورهای دیگر در دوران مورد بررسی است . اما شیوه ای که ایشان برای پژوهش و بررسی انتخاب کردند و ابعادی از موضوع که در پاسخگویی به قضایا و مسایل خود مورد توجه قرار دادند نسبت به تحقیقات رایج زمان خود جدید و نو آورانه بود . سابق بر آن در تبیین علل بقا یا ناپایداری ، موفقیت یا ناکامی نظام های سیاسی به ساختار رسمی آن که معمولا در قانون اساسی نمود می یافت توجه می شد چگونگی تصویب قوانین ، ساختار سیاسی رژیم ،وضعیت تفکیک قوا و نهادهای مختلف و سازو کار آن نهادها مورد بررسی و تحلیل قرار می گرفت . در این رهیافت سیاست عبارت بود از عمل نهادهای رسمی ( مارش ،1378 :89-85 ).
بعبارت دیگر این رهیافت از منظر علوم سیاسی صرف و با رجوع به خود نهاد سیاست و ویژگیهای آن بقا و پایداری دمکراسی را تبیین می کرد در حالیکه آلموند و وربا به تعلقات و پیوندهای سیاست با زمینه های اجتماعی آن توجه داشته و بخصوص در مطالعه مسئله اساسی خود (پایداری دمکراسی در جوامع مختلف) فرهنگ سیاسی عمومی جامعه را بعنوان متغیر اصلی خود برگزیدند .
مفهوم پردازی آلموند و وربا از فرهنگ سیاسی از چندین گرایش نظری مهم که در زمان خود جزء سنت های نظری مسلط به شمار می آمدند متاثر بود :
یکی از این گرایش ها سنت ساختی کارکردی بود که در دهه های پنجاه و شصت میلادی دیدگاه مسلط بر جامعه شناسی آمریکایی بود . تاثیر این سنت نظری در مطالعه آلموند ووربا بخصوص در مطالعه ابعاد سه گانه ارزشی ، هنجاری و شناختی فرهنگ سیاسی مشهود است و رد پای تعریف پارسونزی از فرهنگ در آن بخوبی دیده می شود . بحث های مربوط به پیوند فرهنگ و شخصیت از طریق فرایند جامعه پذیری سیاسی و درونی کردن ارزش های سیاسی نیز بخش هایی از نظریه آلموند و وربا است که مستقیما تاثیر پذیری آنها را از سنت پارسونزی نشان می دهد.
نظریه سیستم ها نیز از جمله رویکرهای رایجی بود که در شکل دهی به نظریه فرهنگ مدنی تاثیر بسزایی داشت تحت تاثیر نظریه سیستمها ، آلموند و وربا معتقد بودند که نظام سیاسی علاوه بر اینکه جنبه های سنتی نهاد سیاست را در بر می گیرد کلیت و جامعیتی را شامل می شود که هم دربرگیرنده ساختار نظام و هم خود جامعه است . ابعاد درونداد شامل رسانه ها ، احزاب ، گروههای ذینفع ، مجالس قانونگذاری و قوه مجریه است و ابعاد برونداد شامل نهادهایی مانند ارتش ، پلیس ، نهادهای مدنی ، ادارات اخذ مالیات و نهادهای آموزشی است (A.Almond , 1965 :15).
به این ترتیب پژوهش های آلموند و همکاران او سطح جدیدی از تحلیل را در تبیین رفتار سیاسی انسان در علوم سیاسی و اجتماعی گشود . سطحی که در آن برای تحلیل رفتار به عناصری چون معتقدات ، باورها ، ارزشها و احساسات یا همان فرهنگ سیاسی توجه می شد . آلموند فرهنگ سیاسی را سمت گیری و نگرش روانشناسانه نسبت به سیاست تعریف کرد وی سمت گیری روانشناسانه را به انواع شناختی ، احساسی و ارزیابانه تقسیم کردند و همین را ملاک تقسیم رفتارهای سیاسی و همچنین انواع فرهنگ سیاسی قرار دادند به نظر آلموند و وربا این نوع دیدگاه به فرهنگ سیاسی ، ابعاد درونی شده موضوعات سیاسی را که در احساسات ، شناختها و ارزیابیهای درونی شده افراد نمود می یافت را آشکار می ساخت . آلموند و وربا ، شناخت را به عنوان مقوله ای که هم بر کمیت و هم بر کیفیت ، دقت و توانایی فرآوری اطلاعات از سوی فرد دلالت دارد ،تعریف کردند و احساس را شامل هیجانات و کیفیات روحی مختلف چون عصبانیت ، رضایت و خشنودی ، تنفرو حالاتی از این قبیل دانستند . ملاک ارزیابی را ، توانایی فرد در کاربست ضوابط ارزشی یا معیارهای دیگر در بیان دیدگاه و نقطه نظرات سیاسی تلقی کردند .
آلموند و وربا بر اساس نوع نگرش و سمت گیری به سیاست ، فرهنگ سیاسی را به انواعی تقسیم کردند از نظر آنان افراد در سه مقوله کلی مشارکت جو که فرهنگ سیاسی مشارکتی را پدید می آورند ، پیرو یا تابع که فرهنگ سیاسی تبعی35 یا رعیتی را بوجود می آورند و مقوله محدود که فرهنگ سیاسی محدود36 یا کوته بینانه را پدید می آورند تقسیم می شدند .
ویژگی فرهنگ سیاسی مشارکتی ، اینست که در این فرهنگ افراد نسبت به اجزای نظام سیاسی نظام شامل نظام ، فرایند و سیاست گذاری یا بعبارتی فرایند داده وستاده تلقی روشنی دارند ، از جریان امور آگاهند و گرایش به بروز دادن نقش فعال از خود در امور دارند . رژیم های دموکراتیک از مصادیق این نوع از فرهنگ سیاسی هستند .
در فرهنگ سیاسی تبعی یا رعیتی ، افراد نسبت به برخی از اجزای نظام سیاسی (نظام ، فرایند و سیاستگداری ) سمت گیری مشخص روشنی دارند اما نسبت به برخی از اجزاء مثلا ً فرایند اجرای تصمیمات فاقد تلقی روشن و سمت گیری مشخصند . افراد برای مشارکت خود در نظام و امور سیاسی جایگاه روشنی قایل نیستند و یا نسبت به آن بی تفاوت هستند .
اما در فرهنگ سیاسی محدود و کوتاه بینانه ، افراد از اجزای نظام سیاسی تلقی روشنی ندارند ، قایل به تفکیک نقشها نیستند و بعنوان مشارکت کنندگان برای خود نقشی قایل نیستند جهان سیاست و زندگی عادی در نظر آنان فاقد رابطه است (G.Almond,1990:25,26) .
البته مقوله بندی آلموند و وربا از فرهنگ مشارکتی ، تبعی و محدود ، انتزاعی و از انواع آرمانی بوده و نوع ناب آنها در واقعیت وجود خارجی ندارد . در محیط اجتماعی واقعی تنها ترکیباتی از فرهنگ های سیاسی فوق قابل تصور است . بطور مثال (فرهنگ مدنی ) ترکیبی از عناصر فرهنگ مشارکتی و تبعی را در خود داشت و از نظر آلموند و وربا برای پایداری دمکراسی اساسی تلقی می شد .
همانطور گفته شد مهمترین مسئله آلموند و وربا پایداری دمکراسی در برخی کشورها و فقدان آن در برخی دیگر بود و نوعی از فرهنگ سیاسی که به پایداری دموکراسی کمک می کرد نوع ترکیبی فرهنگ سیاسی مشارکتی و تبعی بود که از آن تحت عنوان (فرهنگ مدنی ) نام می برند . در این نوع فرهنگ درجه ای از مشارکت و تبعیت بصورت توامان وجود دارد که به ثبات نظام دمکراتیک کمک می کند .
آلموند و وربا علاوه بر توجه به نگرش های افراد یا همان فرهنگ سیاسی به رابطه بین ساختار سیاسی و فرهنگ نیز توجه نشان داده اند وربا در این باره می نویسند :
( فرهنگ سیاسی یک ملت بعنوان مثال از میان سایر چیزها از تجربیات و تعاملی که افراد با نظام سیاسی داشته اند ناشی می شود . یکی از شیوه های فراگیری باورهای سیاسی ، بررسی شیوه هایی است که ساختارهای سیاسی بر اساس آن عمل می کنند . این باورها ازاین شیوه های جاری در ساختارهای سیاسی تاثیر میپذیرند و بر آن نیز تاثیر می گذارند (Verba,1965:514) .
2-2-1-2- رهیافت توسعه سیاسی :
از پژوهشگران معروف که از این رویکرد در مطالعه فرهنگ سیاسی بهره برده اند می توان از ادوارد سی بنفیلد37 ، دانیل بل38 ،آلکس اینکلس39 و لوسین پای40 نام برد . این رهیافت عواملی از قبیل جامعه پذیری دوران کودکی ، یادگیری اجتماعی ، تجربیات فردی و تاریخ نظام سیاسی را در فراگیری و انتقال بین نسلی فرهنگ سیاسی ، مهم و موثر می داند . لوسین پای از نظریه پردازان مهم این رهیافت در تعریف فرهنگ سیاسی می گوید : فرهنگ سیاسی مجموعه نگرش ها ، باورها و احساساتی است که به فرایند سیاسی نظم می دهد و انگاره ها و قواعد بنیادینی را که بر رفتار سیاسی ناظر است پدید می آورد .
پای تبیین خود را از عوامل شکل دهنده فرهنگ سیاسی و چگونگی تعامل آنها چنین بیان می کند :
ایده فرهنگ سیاسی بر این فرض استوار است که نگرشها ، احساسات و شناخت هایی را که به رفتار سیاسی شکل می دهد و بر آن حاکم است اموری ذاتاً تصادفی نیستند بلکه نشانگر الگوی منسجمی هستند که با یکدیگر به تناسب رسیده و بصورت متقابل نهادینه شده اند . علیرغم وجود احتمالات زیاد برای تنوع در سمت گیریهای سیاسی در هر جامعه یک فرهنگ سیاسی مجزا و خاصی وجود دارد که به فرایند های سیاسی شکل و معنا بخشیده آنها را قابل پیش بینی می کند …. هر نسلی می باید سیاست را از نسل پیشین خود دریافت کند و از قوانینی که بر توسعه شخصیت فردی و فرهنگ عمومی جامعه حاکم است متابعت کند ( pye , 1965 ) .
مسئله اصلی در این رهیافت ثبات و بی ثباتی سیاسی در راستای رسیدن به توسعه اجتماعی و سیاسی است . از این منظر پایداری و ثبات سیاسی بویژه در الگوهای دموکراتیک ، شرط اولیه برای حرکت بسوی فرایند توسعه است بهمین جهت مطالعات این رهیافت درباره فرهنگ سیاسی به شدت متاثر از عوامل موثر بر توسعه سیاسی است از این دیدگاه است که جامعه پذیری و فرایند آن در فراگیری فرهنگ سیاسی و تاثیراتی که بر ثبات و یا بی ثباتی سیاسی دارد حائز اهمیت است . جامعه پذیری فرایندی است که دارای سطوح مختلف بوده و از همان آغاز حیات فرد آغاز می شود . جامعه پذیری فرهنگ عمومی ، جامعه پذیری فرهنگ سیاسی و جامعه پذیری نقشی از عمده ترین سطوح در فرایند جامعه پذیری است ثبات سیاسی محصول هماهنگی میان این سطوح است . تناقض میان سطوح یادگیری و جامعه پذیری اجتماعی و سیاسی تبعات سیاسی مهمی دارد . مثلاً در بسیاری از جوامع در مراحل اولیه جامعه پذیری دوران کودکی بر نگرش خوش بینانه به انسان و اعتماد به روابط انسانی تاکید می شود اما در سطوح بعدی بر ظنین بودن نسبت به محیط بخصوص اعمال کنشگران سیاسی تاکید می شود . در این جوامع معمولاً فرهنگ سیاسی ماهیتی دو احساسی پیدا می کند .
تمایزات میان خرده فرهنگ های سیاسی جامعه ، مانند قومی ، جنسی ، نخبگان و … ناشی از تجربیات متفاوت در جامعه پذیری سیاسی است از این میان تاثیر تمایزات میان فرهنگ سیاسی نخبگان با توده بسیار مهم است . در بسیاری از جوامع ، فرهنگ سیاسی نخبگان متاثر از نوعی ایدئولوژی سیاسی است که با فرهنگ عمومی توده تمایز دارد و آثار آن را در برنامه ریزی های سیاسی برای توده می توان مشاهده کرد .
در این رهیافت ، ضابطه تقسیم بندی انواع فرهنگ سیاسی ، ماهیت رژیم های سیاسی است . مثلاً از فرهنگ سیاسی اقتدارگرا ، توتالیتر ، دموکراتیک و غیره و اساس نوع روابط و سازمان قدرت در رژیم سیاسی صحبت به میان می آید . مرز امور سیاسی و غیر سیاسی نیز تابع ماهیت رژیم ها ست . مثلاً در رژیم های توتالیتر کمتر موضوعی است که رنگ و بوی سیاسی نداشته باشد و یا بطور بالقوه استعداد سیاسی شدن را نداشته باشد در حالیکه در رژیم های دموکراتیک بین امور سیاسی و غیر سیاسی ، مرز روشن تری وجود دارد .
این رهیافت به دلیل رویکرد کارکردگرایانه اش به فرهنگ و اهمیت فوق العاده ای که به فرایند جامعه پذیری سیاسی می دهد به جنبه تغییر پذیری و تحول فرهنگ سیاسی بویژه عناصر نسبتاً پایدار آن مانند ارزش ها ، عقاید و باورهای سیاسی توجه کمتری نشان می دهد .
2-2-1-3- رهیافت معرفت شناسانه :
از رهیافت های جدید در سنت روانشناسانه ، رهیافت شناختی است که در طرح تئوریک با نظریه یادگیری ژان پیاژه ترکیب یافته است . افرادی مانند نیکلاس املر41 ، روزنبرگ42 و مایکل گراس43 در زمره صاحب نظران این رهیافت هستند . در این رهیافت سازمان یابی حیات فردی و اجتماعی بصورت مقولاتی متکامل و همزمان در نظر گرفته می شوند . بین سطوح فردی و اجتماعی ساخت های معنایی شیوه های تفکر افراد و هنجارهای فرهنگ سیاسی رابطه متقابل بر قرار است .
این رهیافت ابتدا تبیینی از انسجام و بقای اجتماعی بدست می دهد که قواعد هنجاری با فراهم ساختن نوعی زیر بنای اخلاقی ، موجد آنست . بر اساس این رهیافت ، اندیشیدن و استدلال کردن در سطح فردی در مورد موضوعات اجتماعی ، نیازمند استدلال اخلاقی است و استدلال اخلاقی قواعد و هنجارهای فرهنگ سیاسی را تحت تاثیر قرار می دهد .
مایکل گراس از صاحبنظران این رهیافت به بحث درباره پیشبرد و تداوم فرهنگ سیاسی دموکراتیک و لوازم آن پرداخته است . پرسش او اینست که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی، جامعه شناسی Next Entries منابع پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، توسعه انسانی، ابراز وجود، اصول اخلاقی