منابع پایان نامه درباره عنصر زمان، استفاده از زور، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

تاريخي نظريه ولايت فقيه، بايد به نقش زمان و مكان در شكل‌گيري و چگونگي ارائه نظريه ولايت و ولايت فقيه توجه كافي داشت؛ زيرا مسلم است كه يك نظريه تاريخي عميقاً تحت تأثير زمينه‌هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و نظامي است.
نظريه ولايت فقيه به شدت تحت تأثير دو عنصر زمان و مكان است. به همين جهت همواره در فراز و فرود بوده است و دچار تحوّل و تطوّرات فراواني گشته است، به‌گونه‌اي كه هرگاه شرايط مطلوب بر جامعه شيعي حاكم بود، ولايت فقيه هم رشد و توسعه فراگير داشته است و در شرايط نامناسب هم حالت سكون و ركود داشته است.
در اينجا بنا نداريم كه نظر ولايت فقيه و دامنه وظايف و اختيارات آن را در طول تاريخ فقه شيعه بررسي كنيم، بلكه گستره زماني محدودي را براي پژوهش خود برگزيده‌ايم كه اين محدوده زماني از قرن دوازدهم هجري يعني اواخر دوره صفويه تا عصر حاضر است.

ـ اهداف تحقيق
آنچه گفتني است، نظريه ولايت فقيه در ابواب مختلف در طول تاريخ فقه شيعه مطرح شده و همواره روند تكاملي و توسعه داشته است، اما ما در اين تحقيق تلاش مي‌نماييم كه در روند زماني انتخاب شده يعني قرن 12 تا عصر حاضر اقوال و آراي فقهاي بزرگ و برجسته را بررسي كنيم و روند تكاملي آن را جستجو نماييم.
هدف آن اين است كه به يك طرح تاريخي و موضوعي بسيار مختصر در محدودة زماني خاص بپردازيم و نشان دهيم كه فقهاي بزرگوار اين چند دوره تا چه اندازه درگير مسائل سياسي حكومتي بوده‌اند و كم و كيف آن پيدا بوده است و تا چه حد در نظام سياسي و بنيادهاي آن بر مبناي فقه حكومتي به انديشه پردازي پرداخته‌اند و چه كساني از نظام سياسي كمتر سخن گفته‌اند.

ـ سؤالات تحقيق
سؤالات فرعي فراواني پيرامون اين بحث به ذهن مي‌رسد. اما آن سؤال مهم و دغدغه اصلي نويسنده اين است كه:
1ـ آيا مسأله ولايت فقيه در بستر زمان و مكان داراي فراز و نشيب بوده است؟
2ـ اختيارات و وظايف ولايت فقيه در اين فراز و فرودها از قرن 12 تا عصر حاضر چيست؟

ـ فرضيات تحقيق
قبل از بحث و بررسي اين موضوع، آنچه به ذهن مي‌رسد و به عنوان فرضيه مطرح است، اين است كه:
1ـ ولايت فقيه به شدّت تأثير پذيرفته از عنصر زمان و مكان است.
2ـ ولايت فقيه تطورات فراواني را طي كرده است.
3ـ ولايت فقيه مسأله‌اي مستحدثه و نو نيست.

ـ پيشينه بحث
نظريه ولايت فقيه هرچند كه داراي دو بُعد كلامي و فقهي بوده، ولي جنبه فقهي آن، باعث شده است كه فقهاء در ابواب مختلف فقه به آن بپردازند. به همين جهت مي‌توان در مسائل زيادي از ابواب فقه رد پاي مسأله ولايت فقيه را جستجو كرد و موضوع ولايت فقيه را در مسايلي از قبيل: جهاد، تقسيم غنائم، خمس، اخذ و توزيع زکات، سرپرستي اطفال، اموال محجور و شخص غائب، در باب امر به معروف و نهي از منکر، حدود، قصاص، تعزيرات و مطلق اجراي احکام انتظامي اسلامي مورد بحث قرار دادند. در اين خصوص، كتاب‌هاي زيادي نوشته شده؛ از جمله: کتاب السرائر(ابن ادريس حلي)، ولايت فقيه(جوادي آملي)، ولايه الامر في عصر الغيبه(آيت الله حائري)، المقنعه(شيخ مفيد)، رياض المسائل(طباطبايي)، الحدود(لنکراني)، مديريت و رهبري در اسلام(مطهري) و… ، و در نوشته‌جات مختلف ابعاد و زواياي آن مورد بررسي قرار گرفته است اما در اينجا بر آنيم كه بنيان اين نظريه را از جهت تاريخي بحث كنيم و دامنه وظايف و اختيارات ولايت فقيه در محدود زماني قرن 12 تا عصر حاضر مد نظر است.

ـ روش تحقيق
از آنجايي كه روش‌هاي تحقيق و پژوهش در مباحث علوم اسلامي متعدد است و هر تحقيق، با روشي خاص مورد مطالعه قرار مي‌گيرد، اين نوشتار، كتابخانه‌اي است و با رويكرد توصيفي ـ تحليلي به نگارش درآمده است؛ زيرا با استفاده از منابع كتابخانه به تحليل و بررسي موضوع مورد بحث پرداخته است.

فصل دوم: واژه‌شناسي

ـ ولايت در لغت:
ولايت با كسره واو به معناى سلطان است، و ‏با كسره و فتحه به معناى نصرت است.1
سيبويه گفته است: ولايت با فتحه مصدر است، و با كسره اسم مصدر است، مثل: امارت و نقابت، چون اسم است براى آن چيزى كه تو بر آن ولايت دارى، و چون بخواهند معناى مصدرى را اراده كنند، فتحه مى‏دهند.
گاه ولايت‏ با فتح و كسر هر دو به معناى خطه و امارت و سلطان است.2
والى اسم فاعل است. والى بلد يعنى شخص مسلط و حاكم بر شهر، به علت آنكه رشته تدبير امور آن مرز و بوم را با امر و نهي كردن خويش، به دست ولايت خود مى‏گيرد. جمع آن ولاة است.
ولاء بر وزن سماء به معناى ملك و محبت و نصرت و قرب و قرابت آيد.3
ولاءة با فتحه مصدر است، به معناى قرابت و جمع آن ولايات است.
ولى بر وزن غنى، بارانى است كه بعد از باران مى‏ريزد، و يا بارانى است كه بعد از اولين باران فصل بهار مى‏ريزد، جمع آن اولية و منسوب به آن را ولوى گويند، و نيز به معناى محب و صديق و نصير آمده است و جمع آن اولياء مى‏باشد.
در “مصباح‏” چنين آمده: “ولى بر وزن فعيل به معناى فاعل است از ماده وليه، يعنى قيام به آن امر نمود”.
ابن فارس گويد: كل من ولى امر احد فهو وليه، يعنى هركس متولى و متكفل انجام كار كسى شود، او ولى او خواهد بود. و نيز ولى به معناى مفعول در حق مطيع وارد شده است. بنابراين گفته مى‏شود: المؤمن ولى الله.
خداوند مي‌فرمايد:
“هُنَالِكَ الْوَلاَيَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَاباً وَخَيْرٌ عُقْباً”.4
“آنجا ولايت اختصاص به خداوند دارد كه اوست‏حق، و اوست پاداش و مزد اختيار شده، و اوست عاقبت اختيار شده و پسنديده‏”.
واژة ولايه با فتحه است، به معناى ربوبيت، يعنى در آن روز همگى در تحت ولايت خدا درمى‏آيند، و به او ايمان مى‏آورند، و از آنچه در دنيا پرستيده‏اند بيزارى مى‏جويند.
گفتار كميت شاعر درباره حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام:
و نعم ولى الامر بعد وليه و منتجع التقوى و نعم المقرب
“اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام خوب سلطان و كفيل امر امت بعد از سلطان و كفيل اولش رسول الله بوده است، و خوب دليل و راهنماى تقوى و سداد در بيابان خشك و بيدآء جهالت، و خوب نزديك كننده امت‏ به خداوند متعال است‏”.
در “تاج العروس‏” آمده: ولى معانى بسيارى دارد بعضى از آنها محب است، و آن ضد دشمن است، و آن اسم است از ماده والاه يعنى او را دوست داشت، و بعضى از آنها صديق است، و بعضى نصير است از ماده والاه يعنى يارى كرد او را.
و ابن اثير گفته است: مثل آنكه ولايت، دلالت‏بر تدبير در امور، و قدرت بر آنها، و بجا آوردن آنها را دارد، و هنگامي كه اين معانى سه گانه (تدبير و قدرت و فعل) با يكديگر مجتمع نشوند، اطلاق لفظ والى در آنجا آزاد و رها نيست.
راغب اصفهانى در “مفردات‏” گويد: الولاء و التوالى ان يحصل شيئان فصاعدا حصولا ليس بينهما ما ليس منهما.5
“ولاء و توالى به معناى آن است كه: دو چيز و يا بيشتر از آن طورى قرار گيرند و واقع شوند كه بين آن دو چيز غير از آنچه از خود آن دو چيز است نبوده باشد.

ـ ولايت در اصطلاح:
ريشه واژه “ولىّ”، ولايت است. اصل اين ماده بر قرب و نزديكى دلالت مى‌كند؛ يعنى ميان دو چيز به گونه‌اى نزديكى برقرار است كه چيز ديگرى ميان آنها فاصله نيست.
ابن فارس مى‌گويد: “واو، لام و يا (ولى) بر قرب و نزديكى دلالت مى‌كند و واژه ولىّ به معناى قرب و نزديكى است، و كلمه مولى نيز از همين باب است. و بر معتِق، معتَق، صاحب، حليف، ابن عم، ناصر و جار اطلاق مى‌شود كه ريشه همه آنها “ولى” به معناى قرب است”.6
با توجه به حالات اوليه انسان در كاربرد الفاظ و اينكه معمولا كلمات را در آغاز براى بيان معانى مربوط به محسوسات به كار مى‌برد، مى‌توان گفت:
واژه ولايت در آغاز براى قرب و نزديكى خاص در محسوسات (قرب حسى) به كار رفته است، آن گاه براى قرب معنوى استعاره آورده شده است.
بر اين اساس هر گاه اين واژه در امور معنوى به كار رود بر نوعى از نسبت قرابت دلالت مى‌كند و لازمه آن اين است كه ولىّ نسبت به آنچه بر آن ولايت دارد، داراى حقى است كه ديگرى ندارد و مى‌تواند تصرّفاتى را بنمايد كه ديگرى جز به اذن او نمى‌تواند؛ مثلا ولىّ ميّت مى‌تواند در اموال او تصرف كند، اين ولايت او ناشى از حقّ وراثت است.
كسى كه بر صغير ولايت دارد حقّ تصرف در امور وى را دارد. كسى كه ولايت نصرت دارد مى‌تواند در امور منصور (آن كسى كه نصرتش را عهده دار شده است) تصرف كند. و خداوند ولىّ امر بندگان خويش است؛ يعنى امور دنيوى و اخروى آنها را تدبير مى‌كند و او ولىّ مؤمنان است؛ يعنى بر آنان ولايت خاصى دارد… .
بنابراين، معناى ولايت در همه موارد استعمال آن، گونه‌اى از قرابت و نزديكى است كه منشأ نوعى تصرف و مالك بودن تدبير است.7
به عبارت ديگر: ولايت، نوعى قُرب و نزديكى نسبت به چيزى است، به گونه‌اى كه موانع و حجاب‌ها از ميان برداشته مى‌شود… .8
حال اگر كسى با رياضت‌هاى نفسانى و قابليت‌هايى كه براى خود ايجاد كرده، و از طرفى ديگر مورد عنايات و الطاف الهى قرار گرفته و به مقام قرب تام الهى نايل شده، اين چنين شخصى از جانب خداوند بر مردم ولايت پيدا مى‌كند، ولايتى كه لازمه آن اين است كه ولىّ نسبت به آنچه بر آن ولايت دارد، داراى حقى است كه ديگرى ندارد و او مى‌تواند تصرفاتى بنمايد كه ديگرى جز به اذن او نمى‌تواند. و همه اينها به اذن و اراده و مشيّت خداوند است.

ـ فقه در لغت:
کلمه “فقه” به معناي فهم، آگاهي و دانايي است؛9 خواه مربوط به دين باشد و يا چيز ديگر. در کتاب لسان العرب معناي “فقه” فراتر از مطلق دانستن است و منظور از آن علم و دانستني است که همراه با دقت نظر و استنباط باشد.10

ـ فقه در اصطلاح:
“فقه” به معناي علم و آگاهي دقيق نسبت به علوم دين و احکام الهي و توان استنباط آنها از طريق ادله تفصيلي (کتاب، سنت، عقل و اجماع) است. “فقه” يکي از شاخه‏هاي علوم ديني و عبارت است از: “علم به احکام شرعي از طريق استنباط و اجتهاد”.11
ـ حكومت در لغت:
حكومت، به معني فرمانروايي و حكمراني است و اگر با صفتي به كار رود، براي بيان نوع رژيم سياسي است؛12 چنانچه گفته مي‌شود: حكومت پارلماني، حكومت سلطنتي.

ـ حکومت در اصطلاح:
حكومت، عبارت است از فرايند اجراي منظم سياست‌ها و تصميمات مقامات اداري درون يک دستگاه سياسي در قلمرو معين، و اقتدار آن به وسيله يک نظام حقوقي و با استفاده از زور در اجراي سياست‌هايش حفظ مي‌گردد.13

فصل سوم: ولايت در قرآن

1- ولايت عامِ خدا كه با ربوبيت مطلقه او همراه است و كافر و مومن را دربرمي‌گيرد.
2- ولايت خاص كه نسبت به همه مؤمنين دارد.
3- ولايت اَخص، كه انبياء و اولياء الهي مشرف به اين ولايت‌اند. لذا خداوند از زبان رسول خدا مي‌فرمايد: “اِنَّ وَلِيِّي اللهُ الَّذي‏ نَزَّلَ الْكِتابَ وَهُوَ يَتَوَلي الصَّالِحينَ”14 يعني وليّ من خدايي است كه كتاب را نازل كرد و او ولايت صالحين را به عهده دارد.
مقصود از ولايت مؤمنين نسبت به خدا، آن است كه آنان عقايد، اخلاق و اعمالشان را در اختيار خداي سبحان قرار مي‌دهند و مراد از ولايت خدا نسبت به مؤمنين آن است كه آن حضرت، محبت و لطف و نصرتش را نثار مؤمنين مي‌كند و در نتيجة آن محبت و نصرت “يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلي النُّورِ” يعني از ظلمات به‌سوي نور خارج مي‌شوند.
راه تشخيص وليّ‌الله بودن را هم خداي سبحان معين فرمود كه “اِنْ زَعَمْتُمْ اَنَّكُمْ اَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنُّوا الْمَوْتَ اِنْ كُنْتُمْ صادِقين”15 يعني اگر مي‌پنداريد كه از اولياء الهي هستيد، بايد مشتاق لقاء حق بوده، از مرگ نترسيد.
هر عملي كه موجب قرب به خدا شود، باعث ولايت است، ولي خدا از ظلمات به سوي نور رهسپار شده. و انجام اعمال صالح لِوَجْهِ‌الله نشانه آن است كه انسان در تحت ولايت خدا است و برا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد باراک اوباما، توسعه صادرات، نومحافظه کاران Next Entries منابع پایان نامه درباره امر به معروف