منابع پایان نامه درباره عزت نفس، هورمون رشد، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

باشد که روی عملکرد فرد تاثیر بگذارد.
10- افسردگی ناشی از مصرف مواد
آشفتگی مشخص در خلق فرد (در طی مسمومیت با یک ماده یا در زمان ترک آن) در طی یک ماه بعد از این دو حالت، ایجاد شود.

2-6-نظريه مكاتب در مورد افسردگی:
رويكردهاي نظري متفاوت نسبت به افسردگي موجب انواع گوناگون مطالعات و مفروضات گوناگون شده است كه روي هم رفته مسئله علل و درمان اين اختلال را پيچيده تر مي سازد.
2-6-1- نظريه های زيست شناختی:
پيش فرضهاي نظريه هاي زيست شناختي اين است كه علت افسردگي يا در ژنها قرار دارد كه از طريق توارث از والدين به فرزندان منتقل مي شود، يا نارسائي عمل فيزيولوژيكي است كه ممكن است پايه ارثي يا غير ارثي داشته باشد. يافته هاي مربوط به دو قلوها از 1930 به بعد بيانگر آن است كه عوامل ارثي موجب نوعي افسردگي مي شود. بسياري از پژوهندگان تركيبي از آمادگي هاي ارثي و فشارهاي رواني محيط را علت احتمالي رفتار افسرده مي دانند: كساني كه افسردگي دو قطبي دارند، يعني هم داراي افسردگي هستند و هم ماني دست كم دو نسل از بستگان آنها اغلب رفتارهاي مشابهي داشته اند. همچنين در خانواده هايي كه افسردگي دو قطبي وجود دارد، شانس بيشتري براي ظهور افسردگي يك قطبي مي باشد.
دو نظريه اصلي درباره ی افسردگي در اين حوزه ارائه شده است. نظريه اول افسردگي را ناشي از اختلال متابوليسم الكتروليتها در نظر مي گيرد، چرا كه كلريدهاي سديم و پتاسيم در نگهداري پتانسيل و مهار تحريك پذيري دستگاه عصبي نقش مهمي دارند. در حالت طبيعي تراكم سديم در بيرون غشاي سلول عصبي و پتاسيم در درون غشاي سلول عصبي بيشتر است، اما در بيماران افسرده اين توزيع دچار اختلال مي شود.
نظريه دوم افسردگي را ناشي از باز داري انتقال دهنده هاي عصبي در نظر مي گيرد، به نظر مي رسد كه اين بازداري در دستگاه عصبي سمپاتيك اتفاق مي افتد و مربوط به ناقل عصبي نوراپي نفرين است. مشكل اين حوزه اين است كه نمي تواند از لحاظ نظري بين عوامل روان شناختي و فيزيولوژيك ارتباط برقرار كند.
همانطور كه گفته شد يك زمينه عمده از تحقيق درباره علل زيست شناختي افسردگي مربوط است به نقش انتقال دهنده عصبي، سالهاست كه نظريه كتكول آمين در مورد افسردگي حاكم بوده است.
اين نظريه بيان كننده آن است كه افسردگي مربوط است به كمبود كتكول آمين ها، به خصوص نوراپي نفرين، در محلهاي گيرنده مخصوص مغز. پژوهشها بيانگر آن است كه نورا پي نفرين مربوط به تغيير خلق و خو، احساسات شادي بخش و احساسات افسردگي است. گرچه فرضيه كتكول آمين اكنون به نظر زياد ساده انگاري مي رسد، ولي در فهم اين كه چگونه نوراپي نفرين ممكن است به افسردگي يا خلق شعف آلود مربوط باشد داراي اهميت است. براي بسياري از افراد پايين بودن ميزان دفع نوراپي نفرين در دوره هايي از افسردگي ملاحظه شده است. شواهدي كه بر اين موضوع تأكيد مي كند عبارت است از تغيير ميزان اپي نفرين در خون، ادرار و مايع نخاعي.
كتكول آمين ديگري به نام دوپامين نيز در ارتباط با افسردگي است. دوپامين با گروه نورونهاي مربوط به توازن و تنظيم غذا و مايعات، اثرات هيپوتالاموس بر غده هيپوفيز و ظهور هيجان مربوط است. ساير محققان افسردگي را به انتقال دهندگان عصبي نروترانسمتير از طريق مشاهده اثرات داروهاي تجويز شده به بيماران حاصل شده است. مثلاً ملاحظه گرديد كه رسيرپين، يكي از نخستين داروهاي آرام بخش كه براي درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار مي گرفت علت افسردگي در بعضي افراد است. ابزار ديگر زيست شناختي براي جدا ساختن افراد افسرده كه همگوني بيشتري با يكديگر دارند مطالعه دوره هاي خواب REM است. به نظر مي رسد كه در بعضي از افراد افسرده فاصله بين خواب رفتن و شروع اولين دورهREM كوتاهتر است. اين اختلاف بيانگر تفاوتهايي در كنشهاي فيزيولوژيك است. هدف اوليه بررسي الگوهاي REM در افسردگان پيدا كردن راهي بود تا بدان وسيله انواع افسردگيها مشخص گردند.
توسعه فنون اسيكانينگ (عكس بردار كامپيوتري از مغز بدون آنكه آسيبي به مغز برسد) از قبيل PET (Positron Emission Tomography))) امكاناتي را فراهم ساخته است كه مي تواند پژوهندگان را در فهم تغييرات زيست شناختي افسردگي كمك نمايد. يك نتيجه ديگر عكس برداري تعيين تغييرات رفتار به صورت عيني است.
در مورد ارثي بودن افسردگي هيلگارد و همكاران معتقدند كه، ميزان همگامي بين دو قلوهاي يك تخمكي (دو قلوهاي يكسان با يك تخمكي از يك تخم رشد مي كنند و از لحاظ وراثت همانندند) (40%) بيش از دو قلوهاي دو تخمكي (دوقلوهاي ناهمسان يا دو تخمكي كه از تخمهاي مختلف رشد مي كنند و از لحاظ وراثت همان قدر شباهت دارند كه خواهر و برادرهاي عادي) (11%) است.
نقش خاصي كه عوامل ارثي در اختلالهاي عاطفي دارند چندان روشن نيست.
عوامل بسيار متعددي كه برخي جنبة عمومي و بعضي جنبة اختصاصي دارند ممكن است باعث افسردگي شوند. پاره اي از اين عوامل عبارتند از: شكست، ‌ بيماري، سوگواري، ‌كم خوني، ‌نارسائيهاي غدة تيروئيد، ‌ تغيير فصل، غدة مغزي، بيماري پاركينسون، عفونتهاي حاد ويروسي، داروهاي ضد فشار خون و برخي داروهاي شيميايي ديگر. چون تنها تعداد معدودي (معمولاً 10%) از افرادي كه در معرض چنين عواملي قرار مي گيرند دچار افسردگي مي شوند، ‌ بنابراين نمي توان گفت كه واقعاً جنبة علي دارند. بنظر مي رسد عوامل ارثي خانوادگي و شرايط و خصوصيات رشد و تكامل فرد، ‌عوامل زير بنايي و علي و سبب ساز اين بيماري باشند.
در اين بخش مي خواهيم بطور اجمال نظرياتي كه تاكنون دربارة علتهاي افسردگي بيان شده را مرور كنيم:

*عوامل بيولوژيك:
سه رشته قراين تأثير ژنهاي معيوب را حداقل در مستعد ساختن فرد نسبت به اختلالات خلقي نشان مي دهند.
الف) خويشاوندان نسبي مبتلاين به اختلالات خلقي نسبت به جمعيت كلي، ‌ميزان بروز بالاتري از اين اختلال را نشان مي دهند.
ب) ميزان تطابق، براي اختلالات خلقي در دو قلوهاي مشابه (يك تخمكي) بسيار بالاتر از ميزان آن در دوقلوهاي نامشابه (دو تخمكي) كه ژنهاي متفاوت دارند است.
ج) مطالعه بر روي دوقلوهاي يك تخمكي كه جدا از هم بزرگ شده اند، ‌حصول اطمينان ازاين موضوع را كه در زمينة ژنتيك مشابه، عوامل محيطي احتمالاً نا مشابه باشند، امكان پذير مي سازد. چرا كه در دوقلوهاي يك تخمكي ميزان تطابق براي اختلال خلقي حتي اگر محيط رشد آنها متفاوت باشد بالاتر است.

* عوامل بيوشيميايي
تحقيقاتي كه بر آثار داروهاي بازدارنده اكسيدازهاي تك آميني و داروهاي ضدافسردگي سه حلقوي و همچنين ليتيوم، روي انتقال دهنده هاي عصبي سروتونين و نوراپي نفرين داشته اند مؤيد اين مطلب هستند كه افسردگي با كمبود، و شيدايي با ازدياد يكي از اين دو انتقال دهنده هاي عصبي در اختلال هاي افسردگي كار دشواري است.
كاهش در تعداد مكانهاي جذب مجدد سروتونين و افزايش غلظت سروتونين در اتوپسي مغز افراد خودكشي نموده مشاهده شده است. قرايني هم وجود دارد كه فعاليت دوپاميني ممكن است در افسردگي كاهش و در، ماني افزايش يابد. براي بي نظمي استيل كولين نيز در اختلالات خلقي قرايني در دست است.
*عوامل عصبي ـ غددي: ‌
غدد درون ريز مايعاتي ترشح مي كنند و تأثير اين عوامل هورموني كانون پژوهش هاي زيادي بوده است. محور هيپوتالاميك ـ هيپوفيزي ـ آدرنال كم كار (موسم به LHPA) در افراد افسرده به افزايش ترشح كورتيزول منجر مي شود. همچنين در افسردگي كندي آزاد شدن TSH (هورمون محركة تيروئيد)، ‌كاهش هورمون رشد (GH) كاهش هورمون محركة فوليكول (FSH)، ‌كاهش هورمون لوتئنابزينك (LH)، ‌كاهش ترشح شبانة ملاتونين و كاهش تستسترون در مردها وجود دارد.
همچنين مشاهده شده است كه اختلالات عصبي هسته هاي قاعده اي و سيستم لمبيك، ‌ احتمالاً با علائم افسردگي تظاهر مي كنند. سيستم لمبيك و هسته هاي قاعده اي رابطة نزديكي با هم دارند نقش عمده در ايجاد هيجانات براي سيستم لمبيك فرض مي شود. قامت خميده، ‌كندي حركتي و اختلالات شناختي جزيي كه درافسردگي ديده مي شود شباهت زياد به اختلالات هسته هاي قاعده اي نظير بيماري پاركينسون و ساير دمانسهاي تحت قشري دارند.
* خواب:
اختلالات الگوي خواب از مهمترين شاخصهاي بيولوژيك افسردگي هستند. اختلالات عمدة‌خواب در افسرده ها عبارتند از: ‌كاهش زمان نهفتگي REM، يعني زمان بين خواب رفتن و شروع اولين دورة‌REM كه در 3/2 بيماران افسرده مشاهده مي شود. و همچنين افزايش زماني كلي REM كه با افزايش طول دورة اول REM همراه است. صبح خيزي و خواب مقطع شبانه نيز مشاهده مي شود.

2-6-2- نظريات روان پويايی (روان تحليل گری)
طبق این رویکرد زندگی روانی دو سطح دارد: سطح هشیار و ناهشیار. سطح هشیار، محدود و قابل دسترس و سطح ناهشیار، وسیع و شامل باورها، ترس‌ها و خواسته‌هایی است که فرد از آن‌ها آگاه نیست ولی بر رفتار او تاثیر می‌گذارد. این دیدگاه، فرآیندهای روانی را عمدتا متعلق به بخش ناهشیار دانسته و بیان می‌دارد فرد دائما در تعارض انگیزه‌های ناهشیار خود قرار دارد. هر نیازی که با عدم ارضا مواجه شود از حیطه هشیار به حیطه ناهشیار ذهن رانده شده و با ماندگاری در آنجا بر رویاها و لغزش‌های کلامی اثر می‌گذارند.
همان طور كه انتظار مي رود نظريه فرويد بهترين مثال براي رويكرد روان تحليل گري به افسردگي است. وي مطرح مي كند كه افراط و تفريط در ارضاي نيازهاي مرحله دهاني باعث می شودكه در فرد يك خود پنداشت بي نهايت وابسته شكل بگيرد. در كساني كه بيش از اندازه وابسته اند اين فرآيند به خود سرزنش گري و خود تنبيهي و در نتيجه افسردگي منجر مي گردد. در واقع فرويد افسردگي را بازگشت پرخاشگري به خود قلمداد مي كند.
به طور كلي مطالعه روانشناختي افسردگي توسط زيگموند فرويد و كارل آبراهام شروع شد، هر دو افسردگي را واكنش پيچيده در قبال از دست دادن چيزي توصيف كردند. افسردگي نخستين اختلال توصيف شده توسط فرويد بود كه در آن به جاي ميل جنسي عواطف به عنوان عامل علي مركزي مطرح بود، فرويد معتقد بود شخص افسرده وجدان يا فرا خود قوي و تنبيه كننده اي دارد و براساس گناهي كه وجدان به وجود مي آورد تأكيد مي كرد، وي فكر مي كرد علت اين كه وجدان تا اين اندازه قوي مي شود به خاطر كنترل احساسات عصبانيت و پرخاشگري است كه در غير اين صورت ممكن است ظاهر شده و به ديگران آسيب برساند. يكي از زمينه هاي تاريخي افسردگي اختلالي است كه در روابط اوايل كودكي است، اين اختلال ممكن است به علت از دست دادن واقعي والد يا فقدان خيالي آن باشد.
يكي ديگر از نظريه پردازان روانكاوي جان بالبي روانكاو انگليسي است كه بر اهميت از دست دادن يا جدايي در دوره كودكي در رشد بعدي تاكيد مي كنند، بالبي فكر مي كند جدايي كودك از مادر يا ديگر مظاهر قدرت در كودكي اوليه خواه بر اثر بيماري يا مسافرت يا دلايل ديگر موجب احساسات اندوه، خشم و اضطراب مداوم مي شود كه ممكن است روابط عاطفي فرد را در زندگي بزرگسالي متاثر نمايد.
در نظريه روان كاوي گفته مي شود كه در يك شخص افسرده، پايين بودن عزت نفس و احساس بي ارزش ناشي از نيازي است شبيه نيازي كه كودكان با تاييد والدين دارند. عزت نفس آدمي كه مستعد افسردگي است بيشتر وابسته منابع بروني است- يعني تاييد و حمايت ديگران. در مواقعي كه شخص از اين حمايت محروم مي ماند، دچار حالت افسردگي مي شود.

بنابراين، نظريه هاي روانكاوي درباره افسردگي، بيشتر بر فقدان، وابستگي بيش از حد به تاييد بروني و دروني ساختن خشم تمركز دارند. به نظر مي رسد كه اين نظريه ها تبيين قانع كننده اي از برخي رفتارهاي افراد افسرده به دست مي دهند، اما اثبات يا رد اين نظريه ها كار دشواري است
الف ـ فقدان:
بنظر كارل آبراهام دوره هاي آشكار بيماري افسردگي را «فقدان شئ ليبيدويي» تسريع مي كند. اين فقدان به فرآيندي قهقرايي مي انجامد كه ضمن آن ايگو از حالت عملكرد پخته به حالتي كه در آن ضربة خردسالي مرحلة دهاني ـ ساديستي رشد ليبيدويي مسلط است. (به علت يك فرآيند تثبيت در اوايل كودكي) پناه مي برد.
مردان و زنان بطور متفاوت در برابر فقدانها

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره بهداشت روان، روان شناسی، اختلال افسردگی، بیماران مبتلا Next Entries منابع پایان نامه درباره نشخوار فکری، درمان رفتاری، حساسیت زدایی، شناخت درمانی