منابع پایان نامه درباره شناسایی و تشخیص، مقایسه تطبیقی، تشخیص بیماری

دانلود پایان نامه ارشد

مواجه شده و نشانه‌هاي سوختگي در برگ‌هاي بالغ مشاهده مي‌شود (حیدری شریف‌آباد، 1380). در شرایط شور، برگهای گیاه به طور معنیداری کوچکتر میگردد و سطح برگ نیز کاهش مییابد. بسیاری از پژوهشگران کاهش سطح برگ گیاه بر اثر تنش شوری را دلیل اصلی کاهش رشد گیاهان گزارش کردهاند (گرینوی و مانس1980؛ یئو 29و همکاران، 1991). در اثر تنش شوری، گسترش سطح برگ و ارتفاع گیاه خیلی سریعتر از سایر پارامترهای مورفولوژیکی کاهش مییابد، زیرا تجمع ماده خشک توسط گیاه، حاصل از میزان فتوسنتز خالص و سطح فتوسنتز کننده است. میرمحمدي میبدي و قره‌یاضی (1381) کاهش طول ساقه در شرایط شور را گزارش کرده‌اند که این امر باعث کاهش وزن ساقه و در نهایت وزن ماده خشک می‌شود. لویت (1980) بیان داشت که شوری خاک باعث کاهش رشد ساقه گیاه و در غلظتهای زیاد نمک، منجر به توقف آشکار رشد میشود. علت این امر کاهش پتانسیل موجود در خاک یا اثر اسمزی ناشی از حضور نمک در خاک است که جذب آب توسط ریشه را محدود میسازد. بارادواج30 و همکاران (2010) گزارش کردند که با افزایش غلظت شوري طول ریشه‌چه و ساقه‌چه کاهش می‌یابد.

2-4-7- گروهبندی گیاهان از نظر تحمل به شوری: ماس و هافمن (1977) گیاهان زراعی را بر اساس تحمل به شوری در چهار گروه طبقه‌بندی کردند: مقاوم، نیمه‌مقاوم، نیمه‌حساس و حساس
جو، پنبه، علف‌گندمی، چغندر قند و مرغ جزء گیاهان مقاوم هستند زیرا آستانه تحمل شوری آنها (حداکثر شوری بدون خسارت عملکرد) 9/6 تا 8 دسی‌زیمنس بر متر است. سورگوم، گندم، علف چاودار دائمی، لوبیا روغنی و لوبیا چشم بلبلی جزء گیاهان نیمه مقاوم بوده و آستانه مقاومت به شوری آنها 9/4 تا 8/6 دسی‌زیمنس بر متر است. گیاهان نیمه حساس شامل برنج، گوجه‌فرنگی، یونجه، سیب‌زمینی، نیشکر، شبدر برسیم و غیره است. آستانه مقاومت به شوری آنها بین 5/1 تا 3 دسی‌زیمنس بر متر می‌باشد. اغلب درختان میوه، هویج، پیاز و حبوبات در گروه گیاهان حساس قرار دارند، یعنی که آستانه تحمل شوری آنها زیر 2 دسی‌زیمنس بر متر است.

2-5- اهمیت تنوع ژنتیکی
بررسی ساختار و میزان تنوع ژنتیکی در ذخایر توارثی گیاهی به منظور طبقه‌بندي ذخائر ژنتیکی از نظر مقاومت به انواع تنش‌هاي زیستی و غیرزیستی و همچنین جلوگیري از فرسایش ژنتیکی یکی از قدم‌هاي اساسی و اولیه در اکثر برنامه‌هاي اصلاحی می‌باشد. تعيين ميزان تنوع ژنتيکي در مواد گياهي گام اوليه براي شناسايي، حفظ و نگهداري ذخاير توارثي و نيز پايه اساسي و اوليه براي تحقيقات ژنتيکي و برنامه‌هاي اصلاحي می‌باشد (لاوی31 و همکاران ، 1994). برآورد تنوع ژنتيكي در گياهان زراعي، نقش بسيار مهمي در پيشبرد برنامه‌هاي اصلاحي و حفاظت از منابع ژنتيكي دارد كه از طريق صفات مورفولوژيكي، بررسي شجره‌ها و نشانگرهاي مولكولي ميسر مي‌شود. افزايش توليد و بهبود كيفيت محصولات زراعي و استفاده بهينه از ذخاير ژني مستلزم جمع‌آوري، نگهداري، توصيف و ارزيابي مواد ژنتيكي است (پیرس32 و همکاران، 2000). ارزیابی تنوع ژنتیکی در گیاهان زراعی برای برنامه‌های اصلاح نباتات و حفاظت از ذخایر توارثی کاربرد حیاتی دارد. آگاهی از تنوع ژنتیکی در گونه‌های گیاهی برای انتخاب نژادهای والدینی در جهت حصول دورگ‌های مناسب و پیش بینیقدرت دورگ به ویژه محصولاتی که دورگ آنها ارزش تجاری دارند، مهم است (نانداکومر 33و همکاران، 2004). به طور کلی اولین مرحله در بهبود ژنتیکی گیاهان شناسایی٬ بررسی تنوع ژنتیکی موجود در آن و نهایتا تشخیص ژنوتیپ‌های برتر در زمانی کوتاه می‌باشد (دلسنی34 و همکاران، 2001). در اصلاح نباتات، بررسی تنوع ژنتیکی در گیاهان زراعی زمینه و امکان انتخاب و ایجاد ارقام مقاوم به تنش را فراهم می‌نماید ( کینجسبوری و اپستین35، 1986). بدون وجود تنوع، هیچ برنامه اصلاحی قابل اجرا نمی‌باشد، چرا که برای انتخاب ژنوتیپ‌های برتر، مطلوب و مناسب، تنوع ژنتیکی لازم است (عبدمیشانی و شاه نجات بوشهری، 1377). آگاهي از سطح تنوع ژنتيكي و برآورد ميزان آن در ژرم پلاسم گياهان و تعيين روابط ژنتيكي مواد اصلاحي، پايه و اساس بسياري از برنامه‌هاي اصلاح نباتات به شمار مي‌رود. درگياهان مختلف نشانگرهاي مورفولوژيكي، ايزوزيم‌ها، پروتئين‌هاي ذخيره‌اي و نيز نشانگرهای DNA براي بررسي تنوع و تعيين روابط ژنتيكي افراد استفاده شده‌اند ولي به علت محدود بودن تعداد نشانگرها و تأثير عوامل محيطي و مراحل رشدي گياه بر نشانگرهاي مورفولوژيكي و پروتئيني، امروزه نشانگرهاي مبتني بر DNA به عنوان ابزارهاي كارآمد و مكمل براي تعيين سطح تنوع و تعيين روابط ژنتيكي ژنوتيپ‌ها بکار می‌روند (زانگ36 و همکاران 2002). در بين اين روش‌ها، نشانگرهای DNA دقيق‌ترين و مطمئن‌ترين نشانگرها محسوب می‌شوند (نقوی37 و همکاران، 2004). جهت استفاده از نشانگرهای DNA دو نکته مهم قابل ذکر است: اول اینکه با توجه به هدف مطالعه باید نوع نشانگر DNA که بکار گرفته می‌شود تعیین گردد. دوم اینکه، هر نوع توصیه‌ای برای استفاده از نشانگرهای DNA در این زمینه باید با احتیاط و بصورت مکمل روش‌های معمول صورت پذیرد. با توجه به اهمیت روز افزون تولید واریته‌های برتر و نیاز به شناسایی با استفاده از آلل‌ها و ژن‌هایی که صفات مطلوبی را کنترل می‌نمایند، استفاده از نشانگرهای DNA روزافزون خواهد بود (قره‌یاضی، 1375). یکی از مناسب ترین راه‌ها براي شناسایی و تشخیص قرابت‌هاي ژنتیکی ارقام و حذف مواد گیاهی مشابه، استفاده از نشانگرهاي مبتنی بر DNA می باشد؛ این نشانگرها امکان شناسایی مستقیم تنوع توالی ژنومی را در بین ارقام بوجود می‌آورند که در تکمیل اطلاعات شجره‌نامه مورد استفاده قرار می‌گیرند. در بین تمام فن‌ها، نشانگرهاي ریزماهواره به دلیل داشتن مزایایی همچون چندشکلی زیاد، همبارزي، پراکندگی یکنواخت در سرتاسر ژنوم، دقت بالا و نشان دادن حداکثر اختلاف بین ارقام، به طور مؤثرتري در مطالعات ژنتیکی و ارزیابی تنوع ژنتیکی در خانواده غلات استفاده شده‌اند، که می‌توان به مطالعات آلوالا38 و همکاران (2006)، تمنیخ39 و همکاران ( 2001) و شاروپووا40 و همکاران (2002) اشاره نمود.

2-6- نشانگرهای ژنتیکی و انواع آن
به تفاوت‌های موجود بین ردیف DNA کروموزوم‌های هر موجود که از افراد به نتاج آنها منتقل می‌گردد، نشانگر ژنتیکی گفته می‌شود. برای آنکه صفتی به عنوان نشانگر ژنتیکی مورد استفاده قرار ‌گیرد، باید چهار ویژگی زیر را داشته باشد: الف) قابل توارث باشد، ب) چندشکلی مناسبی داشته باشد، ج) ارزیابی و تجزیه و تحلیل آن ساده باشد، د) نتایج بدست آمده از آن را بتوان با مطالعات دیگر مقایسه کرد (قره یاضی، 1375). معمولاً نشانگرهای ژنتیکی بیان‌کننده ژن‌های هدف نیستند، بلکه مانند علامت‌هایی برای شناسایی ژن‌ها عمل می‌کنند. نشانگرهای ژنتیکی که در فاصله تقریباً نزدیکی از ژن‌ها قرار دارند (یعنی شدیداً پیوسته هستند) ممکن است به عنوان اهداف ژنی قلمداد شوند. چنین نشانگرهایی به خودی خود اثری بر فنوتیپ صفت مورد نظر ندارند و تنها در نزدیکی و یا پیوسته با ژن‌های کنترل‌کننده صفت قرار دارند.

2-6-1- نشانگرهای ظاهری
تفاوت‌های ژنتیکی بین افراد می‌توانند به طرق مختلفی تظاهر یابند. برخی از این تفاوت‌ها در صفات قابل رؤیتی مانند رنگ گل، وجود یا عدم وجود ریشک در گلچه غلات یا صاف و چروکیده بودن سطح دانه نخودفرنگی در آزمایشات مندل بروز می‌یابند. این گونه نشانه‌ها را نشانگرهای ظاهری می‌نامند و اولین نشانگرهایی بودند که در اوایل قرن نوزدهم مورد استفاده محققین قرار گرفتند، اگر چه این نشانگرها به راحتی قابل مشاهده و اندازه‌گیری و یا دسته بندی هستند و کمک زیادی به مطالعات و تحقیقات پایه‌ای نموده‌اند، ولی به دلیل معایبی از جمله، کم بودن تعداد نشانگرها، پوشاندن اثرات ژن‌های کوچک اثر که تشخیص لینکاژهای مطلوب برای گزینش را تقریبا غیر ممکن می‌کند، ایجاد اثرات بزرگی بر روی فنوتیپ که برای برنامه‌های اصلاحی نامطلوب است و همچنین تحت تاثیرقرار گرفتن شرایط محیطی و پایداری کم آنها و وابسته بودن این نشانگرها به سن و مرحله رشد گیاهی، استفاده از آنها در اغلب زمینه ها محدود است (فارسی و باقری، 1383؛ نعمت‌زاده و کیانی، 1383 ).

2-6-2- نشانگرهای مولکولی
پیشرفت‌های حاصل از فناوری نشانگرهای مولکولی در سال‌های اخیر، نه تنها چشمگیر بوده بلکه بعنوان ابزار بسیار با ارزش، با دقت بالا، سرعت خوب و قابلیت ویژه‌ای در خدمت محققین علم زیست‌شناسی بوده است. نشانگرهای مولکولی برای تهیه نقشه‌های ژنتیکی صفات کمی و صفات کیفی، انتخاب به کمک نشانگرهای مولکولی، مقایسه تطبیقی بین گونه‌ها، مطالعات تکاملی و چگونگی سازماندهی ژنتیکی در گونه‌های خویشاوند و غیرخویشاوند و ده‌ها مورد دیگر بکار می‌رود. اینها یکی از برجسته‌ترین ابزار برای انگشت نگاری ژنتیکی و بعبارتی تهیه شناسنامه مولکولی ژرم‌پلاسم و یا ارقام اصلاحی جدید می‌باشد. از سوی دیگر این فناوری در تعیین خلوص ارقام (هموزیگوسیتی و یا هتروزیگوسیتی) بخصوص تعیین و جداسازی ارقام دورگ از آلودگی‌های ژنتیکی، تشخیص بیماری‌ها و غیره نیز کاربرد گسترده‌ای دارند (نعمت زاده و کیانی، 1390 ). نشانگرهای مولکولی می‌توانند برای شناسایی پتانسیل ژنتیکی ژنوم کمک زیادی نمایند که تا پیش از این ممکن نبود. نشانگرهای مولکولی را به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌کنند که شامل نشانگرهای در سطح پروتین و نشانگرهای در سطح DNA می‌باشند (فریتز41 و همکاران، 1995 و نعمت زاده و کیانی، 1383).

2-6-2-1- نشانگرهای پروتئینی (بیوشیمیایی)
برخی از تفاوت‌های موجود در توالی DNA بین دو موجود، ممکن است به صورت پروتئين‌های با اندازه‌های مختلف ظاهر شوند که از طرق مختلف قابل رویت و مطالعه ‌باشند. این قبیل نشانگرها را نشانگرهای مولکولی در سطح پروتئین می‌نامند. نشانگرهای پروتئینی کاربرد گسترده‌ای در علوم زیستی دارند. استفاده از این نوع نشانگرها، از دهه 1960 آغاز گردید. نشانگرهای پروتئینی به دو گروه اصلی یعنی گروه آنزیمی (آیزوزایم‌ها) و گروه غیرآنزیمی (پروتئین‌های ذخیره‌ای) تقسیم می‌شوند (نعمت زاده و کیانی، 1383). یکی از نشانگرهای پروتئینی معمول، نشانگرهای آیزوزایمی می‌باشند که چندین دهه است از آن استفاده می‌شود. آیزوزیم‌ها فرم‌های مولکولی مختلف یک آنزیم با ماهیت پروتئینی هستند که واکنش یکسانی را کاتالیز می‌کنند. این مولکول‌ها فراورده‌های آلل‌های مختلف یک یا چند مکان ژنی می‌باشند و از طریق واکنش رنگی مرتبط با فعالیت آنزیمی آشکار می‌شوند.

2-6-2-2- نشانگرهای DNA
دسته‌ای دیگر از تفاوت‌های موجود در سطح DNA هیچ تظاهری ندارند یعنی نه صفت خاصی را کنترل می‌کنند و نه در ردیف اسیدهای آمینه پروتئین‌ها اثری بر جای می‌گذارند. اینگونه تفاوت‌ها تنها از طریق تجزیه و تحلیل مستقیم DNA قابل ثبت هستند. بنابراین به آنها نشانگرهای مولکولی در سطح DNA می‌گویند. استفاده از این نوع نشانگرها، از دهه 1970 آغاز گردید. و در سطح بسیار گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف علوم زیستی، از ویروس‌ها و باکتری‌ها تا سطوح عالی جامعه گیاهی و جانوری بکار گرفته شدند. امروزه انواع مختلف نشانگرهای مولکولی از جمله RFLP، RAPD ،AFLP و غیره با قدرت تفکیک، ماهیت فنی و ژنتیکی متفاوت تهیه شده و در اختیار زیست‌شناسان، بیماری‌شناسان و بهنژادگرها قرار دارند. نشانگرهای DNA ابزار بسیار سودمندی برای شناسایی و ارزیابی تنوع در سطح جمعیت‌های زراعی واریته‌های ایجاد شده، کلکسیون‌ها، ژرم پلاسم و یا لاین‌های اصلاحی می‌باشند (جانسون42 و همکاران،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان توانمندسازها، سلسله مراتب، انتقال دانش Next Entries منابع پایان نامه درباره مکان‌یابی، دانشگاه یاسوج، محصولات زراعی