منابع پایان نامه درباره سبک دلبستگی، سلامت خانواده، روابط موضوعی، کارکرد خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

افراد درونیکرده و مخفی هستند که آنها را در تمامی تبادلاتی که متعاقباً با یکدیگر خواهند داشت دخالت میدهند. روابط زناشویی مسئلهدار و ناآرام تحت تأثیر درونفکنیهای آسیبزا یعنی اثرات یا خاطرات مربوط به والدین یا سایر اشخاص قرار دارد (گلدنبرگ1 و گلدنبرگ، 2001).
فرامو2 از نظریهپردازان این رویکرد معتقد است که معمولاً مشکلات خانوادگی ریشه در نظام خانوادگی گسترده دارد. ماهیت و کیفیت رابطه زناشویی به خانواده پدری زن و شوهر و خصوصاً به اینکه تا چه حد تعارضات خانوادههای آنها حل شده باشد بستگی دارد (بارکر، 1981). آنا فروید1 بر این باور بود که برخی احساسات بقدری برای خود تهدیدآمیز و حتی غیرقابلتحمل هستند که «خود» مکانیزمهای خاصی برای بیرونراندن آن احساسات از حیطه آگاهی ایجاد میکند. بعنوان مثال ممکن است فرد برای مقابله با احساسات طردشدگی یا ترکشدن، احساس صدمهدیدن، تحقیر و احساس از دستدادن از مکانیزمهای دفاعی اجتناب، انکار یا برونریزی استفاده کند. فردی که این مکانیزمها را برای مقابله با اضطرابهایش یاد گرفته است طی ارتباط با همسر نیز هنگام بروز تهدیدها از این مکانیزمهای دفاعی استفاده میکند که تخریب رابطه زناشویی را در پی دارد. همچنین درمانگران شناختی مانند یانگ2 نشان دادهاند که دفاعها چگونه به افراد کمک میکنند تا از درد و رنج مرتبط با باورهای زیربنایی درباره ارزشمندی خود، ایمنی و شایستگی شخصی و بسیاری از مسائل مربوط به هویت بنیادی اجتناب نمایند (مک کی3، فنینگ4 و پالگ5، 2006).

2-2-2-1-1-1- نظریه دلبستگی
بالبی6 معتقد است که رفتار دلبستگی بعنوان رفتاری ژنتیکی برای بقای گونهها حیاتی است. در کودکان 6 ماهه تا 3 ساله در هنگام مواجهه با خطر بروز پیدا میکند. در چنین مواردی کودک نیاز دارد که به پرستار یا مادر نزدیک باشد و پس از اینکه به آرامش رسید، دوباره به کشف محیط اطراف بپردازد. هربار که کودک متوجه خطری شود و نیاز دلبستگی به امنیت احساس کند، این چرخه تکرار میشود. پس از چندبار تکرار این وضعیت کودک الگویی رفتاری براساس روابط دلبستگی به منظور پاسخدهی به نیازهای خود برای نزدیکی، آرامش و امنیت را طراحی میکند. الگوهای رفتاری درونی، بعدها بعنوان الگویی برای روابط صمیمانه به کار میروند. الگوی درونی به افراد فرصت میدهد تا در روابط خود با دیگران، درباره نحوه رفتار پیشبینیهایی داشته باشند. بالبی معتقد بود که فرد براساس تجربههایش با یک شریک خاص به باورهای ویژهای درباره یک ارتباط میرسد (نیکولز7 و شوارتز8، 1991؛ کار، 2000).
سبک دلبستگی ایمن: زوجهای دلبسته با همسرانشان بهگونهای رفتار میکنند که گویی پایهای امن برای اکتشاف جهان هستند. در چنین روابطی زوجین پاسخگوی نیازهای همسران خود هستند. خانوادههای دارای روابط دلبسته ایمن دارای ارتباطات سازگارانه و انعطافپذیر میباشند.
سبک دلبستگی دوسوگرا: زوجهای دارای سبک دلبستگی دوسوگرا، مایلند نزدیک هم باشند در حالیکه از این نزدیکی ناراضی هستند. اعضای اینگونه خانوادهها درهم ادغامشده و مرزهای غیرشفافی دارند.
سبک دلبستگی اجتنابی: زوجهایی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی هستند دور از هم و از هم ناراضی میباشند. چنین خانوادههایی از هم دور و مرزهای نفوذناپذیری دارند.
دلبستگی آشفته: روابط خانوادگی و زناشویی سبک دلبستگی آشفته دچار تعارضهای اعتقادی، رویگردانی، سرگردانی و با تغییر از صمیمیت به قهر و بالعکس همراه است (کار، 2000).

2-2-2-1-1-2- ایماگودرمانی1
در این رویکرد فرض بر این است که خاستگاه تمام آسیبها، ارتباط و مشکلات ارتباطی در گسیختگی پیوندهای کودکی ریشه دارد. این فرض وجود دارد که با تجربههای دوران کودکی در ارتباط با مراقبان در ذهن فرد یک تصویر نسبت به جنس مقابل شکل میگیرد که از این تصویر با نام ایماگو نام برده میشود. در صورتیکه نیازهای اساسی دوران کودکی در حد مطلوب برآورده شوند یک تصویر خوب نسبت به جنس مخالف شکل میگیرد. این ایماگو در انتخاب شریک زندگی و ارتباط با همسر نقش مهمی دارد. از اینرو سعی میشود با گفتگوی ایماگویی همسران به پویاییهای ارتباطیشان در کودکی پی برده، همتاسازیهای منتقلشده به رابطه امروزی را درک کرده و به تماسهای صمیمیانه روی آورند (هندریکس2، 2006).

2-2-2-1-1-3- روابط موضوعی
رویکرد روابط موضوعی یا ارتباط شیء مبتنی بر نظریه فروید و کارهای نظریهپردازان اخیر مانند کوهات3، ماهلر4، فیربرن5 و وینیکات6 است. مفهومسازی این نظریه آن است که دشواریهای روابط جاری از تعامل اولیه والدین با کودک نشأت گرفته است (نیکولز و شوارتز، 1991). در زوجدرمانی از دیدگاه روابط شیء تاریخچه خانواده اصلی یکی از مواردی است که مورد توجه قرار میگیرد؛ که از آن با عنوان ابژهها یا موضوعات قدیم یاد میشود. در جر و بحثهای زناشویی همچنان که دعوا و بحث شروع میشود زوجین علاوه بر کشمکش با شخص ناکامکننده فعلی، به جنگ با ابژههای قدیمی غیرقابل دسترس پسروی میکنند و دعوا شکل چرخهای و آشفتهای به خود میگیرد. آنها فقط با یکدیگر درگیر نمیشوند، بلکه با خیالات خانواده خود هم به همان اندازه میجنگند و در کشمکش هستند و نمیتوانند گذشته را از حال تفکیک کنند (دنوان1، 2003).

2-2-2-1-2- دیدگاههای سیستمی
2-2-2-1-2-1- نظریه میلان2
در مکتب خانوادهدرمانی منظم که گروه میلان آن را طرحریزی کردند، این اعتقاد وجود دارد که خانوادهها بدلیل اشتباههای معرفتشناسی، یعنی نظام باورهای منسوخ خود، واماندهاند. الگوهای تعامل از نسلی به نسل دیگر میرسد بنابراین دیدگاه آگاهی از تاریخچه خانواده در فرایندهای شناختی مهم است. عقاید، باورها، ادراکات و خیالپردازیها در کنار رفتارها مطرح است (نیکولز و شوارتز، 1991).

2-2-2-1-2-2- نظریه بوئن3
در این دیدگاه این اعتقاد وجود دارد که فرزندانی که چندان تمایزی پیدا نکردهاند، در نوجوانی وقتی فشارهای تحولی برای استقلال با دلبستگیهای کودکانه تعارض پیدا میکنند، با بحران مواجه میشوند. ممکن است پیامد ایجادشده عقبنشینی به وابستگی یا حملهای از عصیان خشونتبار باشد؛ اما نوجوانی که بعنوان واکنشی به نیازهای وابستگی حلنشده عصیان میکند، فاقد تجهیزات لازم برای روابط بالغ میباشد. چنین افرادی در پشت اعتماد و غرور خویش، آرزوهای عمیق برای وابستگی را پنهان کردهاند. وقتی آنها ازدواج میکنند، همواره بدنبال تاییدشدن هستند یا بطور خودکار هر تاثیری را رد میکنند و یا هر دو را دنبال میکنند (نیکولز و شوارتز، 1991). بوئن معتقد است بسیاری از مشکلات خانوادگی بخاطر این روی میدهند که اعضای خانواده خود را از لحاظ روانشناختی از خانواده پدری مجزا نساختهاند. این مسئله در واقع نقطه مشترک خانوادههایی است که یک یا هر دو والد هنوز پایبند خانوادههایشان هستند و در تعیین روابطشان با همسر خود لازم است آن را مدنظر قرار دهند. بعبارت دیگر این والدین هنوز بخشی از «توده» یا «نظام هیجانی» خانوادههای پدریشان هستند (بارکر، 1981).
تأثیر خانواده و والدین بر رشد و زندگی آینده فرزندان بر طبق نظریات بررسی شد. قصد داریم تا سلامت خانواده اصلی بعنوان یکی از متغیرهای پیشگوی تحقیق از دیدگاه نظریات متعدد را مورد تعمق و بررسی قرار دهیم.

2-2-2-2- سلامت خانواده اصلی
خانوادههای کارآمد آنقدر امنیت دارند تا دامنه وسیعی از تجربه را ترغیب کرده و حمایت نمایند. خانوادههای ناکارآمد، ترسان و بی رمق هستند. در این خانوادهها مهارتهای حل مسئله و ساختار خانوادگی مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند (نیکولز و شوارتز، 1991).

2-2-2-2-1- ابعاد هشتگانه سلامت خانواده از نظر بارنهیل1
میتوان خانوادههای سالم را از خانوادههای ناسالم براساس ابعادی هشتگانه تمیز داد.
این معیارها در چهار گروه تحت عنوان «محورهای اساسی خانواده» طبقهبندی شدهاند:
الف) فرایندهای هویت
فردیت در مقابل گروه.
تقابل در برابر انزوا.
ب) تغییر
– انعطافپذیری در مقابل خشکی و تحجر.
– ثبات در مقابل عدم ثبات.
ج) پردازش اطلاعات
– وضوح در مقابل عدم وضوح یا ادراکات تحریف شده.
– وضوح در مقابل نقشهای مبهم یا تعارض نقش.
د) ساختار نقش
– تبادل نقش در مقابل نقشهای مبهم یا تعارضی.
– وضوح در مقابل پراکندگی، یا حد و مرزهای از همگسیخته بین نسلی (بارکر، 1981).

2-2-2-2-2- کنشهای خانواده از نظر فلک1
فلک نیز پنج متغیر مربوط به کنشهای خانواده را که میبایست مدنظر قرار گیرند را ارائه نموده است:
پیشوایی: ماحصل شخصیت والدین، ویژگیهای پیوند زناشویی، مکملبودن نقشهای والدینی و به کارگیری قدرت از سوی والدین که از شیوههای انضباطی آنها در کنترل خانواده به شمار میآید.
حد و مرزهای خانواده: این امر مرزهای خود، نسل و همچنین مرز موجود میان خود و خانواده را در بر میگیرد.
عاطفیبودن: مسائل مهم این متغیر، صمیمیت درونفردی، تعادل سهجانبه خانواده (پدر و مادر و فرزند یا فرزندان)، میزان پذیرش اعضای خانواده نسبت به احساسات یکدیگر و حساسیت واحد خانواده میباشد.
ارتباط: این متغیر به میزان توجه و رسیدگی اعضای خانواده نسبت به یکدیگر، میزان تعادل در ارتباط کلامی و غیرکلامی، طرق ابراز وجود خانواده، وضوح، شکل و ترکیب گفتار اعضا و ماهیت تفکر انتزاعی و مجازی افراد مربوط میشود.
عملکرد معطوف به هدف: این مورد شامل این موارد میشود. تربیت اعمال شده از سوی خانواده در مورد اعضاء، طرق احاطه کودکان بر فرایند جدایی از خانواده، کنترل رفتار و راهنمایی، ماهیت افراد خانواده، روابط با همسالان و راهنمایی آنها در این روابط، فعالیتهای اوقات فراغت، چگونگی مواجهه خانوادهها با بحرانها و سازگاری افراد بعد از ترک خانواده (بارکر، 1981).

2-2-2-2-3- طرح سه محوری تسنگ1 و مک درموت2
یک طبقهبندی سه محوری از خانوادههای مشکلدار ارائه داده است. محور این طرح تعیین سه طبقه از مشکلات بود:
مشکلات رشدی خانواده: اختلال در رابطه زناشویی رضایتآمیز، اختلال در فرزندآوری و فرزندپروری، مشکلات تفرد و جدایی و اشکال در گردهمایی خانواده و نیز مشکلات مربوط به خانواده گسیخته، خانواده تک والد، خانواده باز ساخته و بی ثبات مزمن.
مشکلات نظام خانواده: اختلالاتی در مورد نظامهای فرعی زن و شوهری، والد- کودک و فرزندان را شامل میشود.
مشکلات گروه خانواده: اختلالات کنشی- ساختاری و مشکلات اجتماعی (بارکر، 1981).

2-2-2-2-4- الگوی کارکرد خانواده مک مستر3
الگوی کارکردی خانواده مک مستر در اوایل دهه 1960 توسط اپستین4، بیشاپ5 و لوین6 در دانشگاه مک مستر رشد یافت. الگوی درمانی مربوط به آن، درمان سیستمی مشکلمدار خانواده نامیده میشود. مدل مک مستر ساختار، سازمان و الگوهای تبادلی خانواده و واحد زناشویی را توصیف میکند و آنها را در روابط خانوادگی یا زناشویی در یک طیف سطحی، از وضعیت سلامت تا اختلال شدید روانی مورد آزمایش قرار میدهد. الگوی مک مستر شش جنبه کارکرد خانواده را مورد توجه قرار میدهد (نیکولز و شوارتز، 1991).
حل مشکل: ممکن است مشکلات خانوادگی، توانایی عملکردی و تمامیت خانواده را تهدید کنند که در آن صورت خانواده در حل مشکل ناتوان میشود. مشکلات خانوادگی به دو دسته ابزاری و عاطفی تقسیم میشود.
مشکلات ابزاری: مشکلات جدی مانند مشکلات پول، غذا، پوشاک، خانه و حمل و نقل را شامل میشوند.
مشکلات عاطفی: نیز مسائلی مانند نگرانی، عصبانیت یا افسردگی را در برمیگیرد. خانوادهها با مشکلات ابزاری تا حدی بهتر از مشکلات عاطفی برخورد میکنند. مشکلات عاطفی اساساً ماهیت و ریشه در مشکلات ابزاری دارند. خانوادهها با مشکلات عاطفی ممکن است با مشکلات ابزاری مواجه شوند.
ارتباطات: ارتباط بعنوان تغییر و تبادل اطلاعات میان اعضاء خانواده تعریف میشود. در مورد ارتباط دو حیطه عمده وجود دارد؛ که شامل ارتباط عاطفی و غیرکلامی میشود. ارتباط عاطفی رفتار کلامی را در برمیگیرد. در هر دو حیطه کیفیت و دوام ارتباط مورد بررسی قرار میگیرد. ارتباط یک

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره سلامت خانواده، انتخاب همسر، هویت جنسی، تاثیرات اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه درباره حمایت اجتماعی، صمیمیت جنسی، حمایت عاطفی، عوامل اجتماعی