منابع پایان نامه درباره رفتارگرایی، سلسله مراتب، تغییر رفتار، سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه ارشد

مقابله با افکارنشخوار گون از تکنیکهایی مانند:توجه برگردانی، برجسته سازی افکار نشخوارگون، مساله گشایی، تمرکز مجدد به فعالیت در حال انجام،توجه موشکافانه به ادراک حسی،استفاده می کنند.(دیمیدجیان-دون،1392).
فعال سازی رفتاری ازیکسری فعالیت ها و مهارتها برای پیشگیری از عودبیماری مثل:تشخیص عناصر رفتار ضدافسرده، تعمیم دان فعال سازی به بافتار زندگی،تشخیص و آماده شدن برای موقعیت های پر خطر،برگزاری جلسات تقویتی و نگهدارنده، می پردازد.
در رویکرد فعال سازی رفتاری اجتناب یکی از موانع اساسی مساله گشایی است،مقابله با اجتناب درمانجو،بخش مهم گشایش مسائل در این درمان به شمار می رود.
درمان فعال سازی رفتاری جزء درمان های موج سومی است که تکنیک عینی و با قابلیت اجرای آسان را برای درمان افسردگی ارائه می دهد و در مطالعات و گروههای تحقیقاتی متعدد اثر بخشی خود را به اثبات رسانده است.(وان استراتن60، اندرسون61، 2008و ریکاردز62، گیلبد63،2008و مازوک چلی64، کن وریس65،2009).
2-8-1-اصول بنیادین فعال سازی رفتاری
رویکرد فعال سازی رفتاری بر اساس این ده اصل بنیادین انجام می شود:
اصل1:راه حل تغییر احساس افراد، کمک به آنان برای تغییر فعالیتی است که انجام می دهند.
اصل2:برخی از تغییرات زندگی ممکن است به افسردگی دامن بزند،و راهبرد های کوتاه مدتی که افراد برای مقابله با آن به کار می گیرند ممکن است برای همیشه در دام افسردگی گرفتارشان کند.
اصل3:سر نخ های سردآوردن از رفتارهای که نقش رفتار ضد افسرده را برای درمانجو ایفا می کند در پیشایند ها و پسایندهای رفتارهای مهم وی نهفته است.
اصل4:فعالیت هایی را ساخت بندی و برنامه ریزی کنید که از طرحی مشخص پیروی می کنند،نه از حالت خلقی.
اصل5:تغییر هنگامی راحت تر صورت می پذیرد که درمان را با گام های کوچک آغاز کنید.
اصل6:بر فعالیت هایی تاکید کنید که بطور طبیعی تقویت می شوند.
اصل7:همچون مربی فعالیت کنید.
اصل8:بر رویکرد تجربی مساله گشایی تاکید،واز کار ساز واقع شدن تمام نتایج، اطمینان حاصل کنید.
اصل9:فقط حرف نزنید،عمل کنید!
اصل10:موانع واقعی و احتمالی فعال سازی را حل و فصل کنید (دیمیدجیان، دون،1392).
اصول اساسی که فعال سازی رفتاری از آن استفاده می کند بصورت زیر می باشد:
خاموشی66:
هم در فعال سازی رفتاری(BA) و هم درفعال سازی رفتاری کوتاه مدت BATD)) از تحلیل عاملی راهکارها برای شناخت تقویت کننده های مثبت و منفی که باعث تثبیت و تقویت رفتار افسرده می شوند، استفاده می گردد.این تقویت کننده ها با هدف کاهش و حذف رفتارهای افسرده ارائه می گردند که بر اساس اصول خاموشی در رفتارگرایی مطرح شده اند( فرستر1973.لوینسون 1974). روشهایی که بیشترین ارتباط را با این اصل در BA دارند، آنهایی هستند که تلاش می کنند رفتارهای اجتنابی را خاموش کنند. درمانگران BA با هدف خاموش کردن رفتار اجتناب، اقدام به بررسی اولیه نتایج و عملکرد رفتار افسرده می کنند ( بی علاقگی و انفعالی بودن نمونه هایی از رفتارهای افسرده هستند).بیماران برای تشخیص این رفتارهای افسرده هدایت می شوند.بروز این رفتارها موجب کاهش تماس با محیط می گردد و در دراز مدت باعث بدتر شدن افسردگی فرد می شود.بر این اساس کار درمانگران BA به خاموش کردن این رفتارها متمرکز می شود و این کار را با ارائه تقویت محیطی از طریق به کارگیری روشهای رفتاری انجام می دهند و با گذشت زمان این فرایند ارزش تقویت کننده ها را افزایش می دهد و رفتار اجتنابی را خاموش می کند.
در درمان BATD از تکنیک خاموشی برای تغییر رفتار افراد خانواده و دوستان بیمار که ممکن است با تقویت مثبت و منفی باعث تثبیت رفتارهای افسرده او شوند، استفاده می گردد.
حذف کردن67:
روشی در رفتارگرایی است که در آن محرکی تازه همراه محرکی قدیمی که پاسخ به آن پیشاپیش آموخته شده است، ارائه می شود.محرک قدیمی تدریجاً از نظر شدت و اندازه کوچکتر شده و وضوح خود را ازدست می دهد و محرک تازه کنترل پاسخ را به عهده می گیرد(پورافکاری، 1382).
علاوه بر خاموشی، BA بر اصل حذف کردن نیز استوار است. البته فرض بر این نیست که بیمار دارای توانایی لازم برای شرکت در فعالیت های روزمره نمی باشد بلکه فرض بر اینست که بیمار به کمک برنامه حمایتی فعال سازی، قادر به حذف پاسخهای نامناسب خواهد بود.

شکل دهی68:
ایجاد تدریجی رفتار عامل از طریق تقویت تقریب های متوالی.شکل دهی با استفاده از تقویت انتخابی به منظور تبدیل رفتارهای ساده به الگوهای پیچیده پاسخدهی عمل می کند(پورافکاری1382).
شکل دهی به عنوان جزء مکمل BA نمی باشد، چون تمرکز شکل دهی بر تقریب های موفق رفتارهایی است که در حال حاضر در حیطه رفتاری فرد بیمار موجود نمی باشند. نکته مهم در BAو BATDاینست که رفتارهای طبیعی در حیطه رفتاری بیمار موجود می باشد ولی فراوانی آن کم است، یا تاکنون بروز نکرده است، خاموش شده است و یا تقویت کافی نشده است.
با این وجود شواهد زیادی در دست است که نشان می دهند برخی اصول شکل دهی در BA و BATD موجود می باشد.اگر هدف از درمان نیل به اهداف بلند مدت تر باشد، نیاز به رفتارهای میانجی است که از اولویت درجه دوم برخوردارندو در حقیقت قسمتی از تقریبهای متوالی به سوی هدف های بلندمدت در زندگی بیمار را تشکیل می دهند.مثلاً اگر بیمار در هرم فعالیت های خود مطرح کرده است که دوست دارد صخره پیمایی کند، برای نیل به آن رفتارهای میانجی وجود خواهد داشت، مانند: خواندن کتابی در مورد صخره پیمایی،ثبت نام در کلاسهای آموزش صخره پیمایی، استفاده از شبیه سازهای صخره ها در ورزشگاه ها و…
بعد از شروع تکالیف آسان تر که احتمالاً با موفقیت انجام می شوند و فرد را تقویت می کنند، نوبت به تکالیف سخت تر برای فعال شدن خواهد رسید و این در حالی است که تقریبهای متوالی برای صخره نوردی انجام شده و جزئی از رفتار شده اند.البته برای تکمیل موثر این فعال سازی لازم است تقویت هایی برای رفتار جدید صخره پیمایی بیمار ارئه گردد.
گرچه می توان از فعال سازی برای نیل به هدف های خاص استفاده کرد ولی تجربه نشان داده است که کار بر رفتارهای اساسی روزمره، به خصوص در شروع درمان، فشار کمتری را بر بیمار می آورد و باعث بوجود آمدن تقویت فوری برای بیمار می گردد، تقویتی که شالوده اساسی از بین بردن رفتار افسرده می باشد.
مقایسه مواجهه سازی و فعال سازی رفتاری:
خاموشی، حذف کردن و شکل دهی اجزای مختلف فرایند BA می باشند.در مقابل، این فرایند، باید از مواجهه جدا در نظر گرفته شود. مواجه کردن بیمار با محرکهای شرطی و جلوگیری از پاسخهای اجتنابی نوعی کاربرد اصول خاموشی در محدوده شرطی سازی کلاسیک می باشد. بدون تجربه رویداد اضطراب زا، کم کم پاسخ های اضطرابی در حضور محرکهای شرطی خاموش می شوند.گرچه مواجهه از اصول اساسی فعال سازی محسوب نمی شود ولی نوع رفتارهای اجتنابی بیماران می تواند به دلیل نوع عملکرد فرد و محیط باشد.
چگونگی اجرایی رویکرد فعال سازی رفتاری در زیر بیان می شود:
یک فعال سازی رفتاری برای افسردگی این گونه که در پیش می آید خواهد بود: از مشارکت کنندگان خواسته می‌شود تا سلسله مراتبی برای فعالیت‌های تقویت کننده ایجاد کنند که بعداً بر اساس سختی رتبه بندی خواهد شد؛ مشارکت کنندگان هدف‌هایشان را با بالینگرانی دنبال خواهند کرد که اقتصاد ژتونی را برای تقویت موفقیت‌های آن‌ها در پیشروی در سلسله مراتب فعالیت‌ها به کار می‌گیرند؛ مشارکت کنندگان قبل و بعد ازین پیگیری هدف با پرسشنامه افسردگی مورد اندازه گیری واقع می‌شوند و تأثیر بر افسردگی آن‌ها نتیجه درمان خواهد بود.
نوع دیگری از فعال سازی رفتاری این گونه خواهد بود: از مراجعان خواسته می‌شود تا ازاین نظر که اقدامات موجب هیجانات می‌شوند، رابطه بین اقدامات و هیجاناتشان را مورد توجه قرار دهند. یک نمودار ساعت به ساعت نظارت بر خود ایجاد می‌شود تا اقدامات و تأثیرشان بر خلق را در طول یک هفته کامل پیگیری شود. نمره بندی 1 تا 10 برای هر تغییر خلق در یک ساعت استفاده می‌شود و هدف این است که چرخه های افسردگی شناخته شود. یک چرخه افسردگی زمانی شکل می‌گیرد که یک روش مقابله موقت افسردگی کلی را افزایش دهد، نظیر تسکین موقتی که از مصرف الکل یا دیگر داروها یا اجتناب یا فرار یا نشخوار ذهنی حاصل می‌شود. وقتی الگوهای واکنش نا کارآمد یا چرخه‌ها مشخص شد از واکنش‌های مقابله ای جایگزینی برای شکستن چرخه استفاده می‌شود. مراحل این روش این گونه است که فرایند برانگیزنده، پاسخ، الگوی اجتناب با فرایند برانگیزنده، پاسخ، پاسخ مقابله ای جایگزین جا به جا می‌شود. توجه خاصی به اندیشناکی می‌شود. اندیشناکی به عنوان رفتار اجتنابی به خصوصی دیده می‌شود که خلق را بدتر می‌کند. از مراجع خواسته می‌شود تا اندیشناکی را از این جهت که چه کارکردی دارد مورد ارزیابی قرار دهد، این اقدام باعث می‌شود تا مراجع شناخت بهتری از اندیشناکی و تأثیر هیجانی آن پیدا کند. مراجع تشویق می‌شود تا تجربه آنچه مورد اجتناب و اندیشناکی واقع می‌شود را به عنوان جایگزینی برای اندیشناکی و دیگر اقدامات بهبود دهنده و در عین حال مخرب خلق انتخاب کند.
روند کلی برنامه درمانی این گونه است: ارزیابی رفتار/خلق، انتخاب پاسخ جایگزین، انجام پاسخ‌های جایگزین، یکپارچه کردن این جایگزین‌ها، مشاهده نتایج و (آن وقت) ارزیابی کردن آن‌ها. هدف شناخت ارتباط بین اقدامات و پیامدهای هیجانی و همچنین جایگزینی نظامند الگوهای رفتاری نا کارآمد با الگوهای رفتاری سازگارانه است. افزون بر این‌ها به کیفیت خواب و بهبود کارکرد اجتماعی توجه می‌شود.
فعال سازی رفتاری کوتاه مدت فرایند شکل گیری افسردگی را این گونه عنوان می کند:
رویداد های غم انگیز و موقعیت های استرس زا(مسائل اولیه)باعث،ناامیدی،کناره گیری،در ماندگی،بی علاقگی،بی حوصلگی و در مجموع خلق پایین می شوندونتیجه این حالات کناره گیری افراد از فعالیت های لذت بخش (مثل ورزش کردن ،مطالعه کردن،دید وبازدیدو…) و موقعیت های خوب زندگی می باشد ودر نتیجه تقویت کننده های مثبت وپاداش بخش کاهش یافته و دوباره خلق واحساس ارزشمندی و.. فرد بصورت فزاینده ای پایین آمده و خلق پایین تر،کاهش بیشتر فعالیتها و افزایش اجتناب ها وافزایش افکار نشخوارگون را در برخواهد داشت(مسائل ثانویه)
این فرایند معیوب افسرده زا در شکل نشان داده شده است:

مسایل اولیه خلق پایین مسایل ثانویه
بیکاری بی حوصلگی کناره گیری از فعالیت
شکست تحصیلی نا امیدی پر خوابی
عدم درآمد کافی غمگینی تماشای زیاد تلویزیون
افکار نشخوار گون

مدل درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت دست روی مسائل ثانویه می گذارد و ازافراد می خواهدکه بجای اینکه براساس خلق و هیجان ها عمل کنند(از درون به بیرون فعال شدن)براساس اهداف شان دست به عمل بزنند تا از این طریق خلق بهتری را تجربه کنند(ازبیرون به درون فعال شدن)وبه زندگی عادی خود بر گردند.
فراینددرمان افسردگی درمدل فعال سازی رفتاری در شکل نشان داده شده است:

مسایل اولیه شیوه مقابله جایگزین
بیکاری خلق و واکنش طراحی فعالیت
شکست تحصیلی مسئله گشایی
عدم درآمد کافی مقابله با افکار خودآیند

2-8-2-انواع فعال سازی رفتاری:
فعال سازی رفتاری درمانی قدیمی اما سرشار از احساس رضایتمندی جدید است.در طی سی سال گذشته دست کم چهار نسخه فعال سازی رفتاری ( (BAکه از حمایت تجربی برخوردارند،شکل گرفته اند:نسخه اولیه پیتر لوینسون (برای نمونه زایس69، لوینسون و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نشخوار فکری، درمان رفتاری، حساسیت زدایی، شناخت درمانی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد اختلالات اضطرابی، روان درمانی، گروه کنترل، کاهش اضطراب