منابع پایان نامه درباره دوران جاهلیت، پیامبر اسلام(ص)، آیات و روایات، شیعه امامی

دانلود پایان نامه ارشد

برادرم. ابوطالب با عبدالله پدر پیامبر(ص) از یک مادر بودند48.
ودر همین مورد جبرئیل به محضر پیامبر(ص) شرف یاب گردید و خطاب کرد: خداوند شفاعت تو را در مورد شش نفر پذیرفته است: 1- مادرت «آمنه» که تورا به دنیا آورده است؛
2- پدر گرامی ‏ات که تو از صلب او متولد کردیده‏اى؛
3- مرد بزرگوارى چون «ابوطالب» که تو را مورد همایت خویش قرار داد؛
4- جد پدرى‏ات «عبد المطلب» که پرستارى تو را عهده‏دار شد؛
5 – «حلیمه بنت ابى ذویب» که دایگى تو را بر عهده گرفت؛
6- دوست دوران جاهلیت تو که مردى سخى و پناهگاه محرومان بود 49.
راویان سنی و شیعه دربارة طهارت و پاکی والدین و اجداد پیامبر(ص) نقل کرده اند که پیامبر(ص) فرمود«لم اَزل اَنقل من أصلاب الطاهرین إلی أرحام المطهرات ؛ دائماٌ از صلب هاي پاك به رحم هاي پاك منتقل می شدم» بسیار ي از مفسران اهل سنت و شیعه نقل کرده اند که آن حضرت در حدیثی دیگر فرمود: «لم یزل ینقلنى اللهَّ من اصلاب الطاهرین الى ارحام المطهّرات حتى اخرجنى فى عالمکم هذا لم یدنسنى بدنس الجاهلیۀ ؛ همواره خداوند مرا از صلب پدران پاك به رحم مادران پاك منتقل می ساخت، و هرگز مرا به آلودگی هاى دوران جاهلیت آلوده نساخت».50
با توجه به نجاست مشرکان بر اساس آ یۀ شریفه« اِنَّمَا الْمشْرِکُونَ نَجَسُ»51و طهارت و پاکی پدر و مادر و اجداد پیامبر(ص) تا حضرت آدم مطابق احادیث گذشته، به طور طبیعی به این نتیجه می رسیم که پدر و مادر و تمام اجداد پیامبر(ص) موحد و خداپرست بودند و هرگز به شرك و بت پرستی آلوده نبودند . 52
سیوطى دانشمند معروف اهل سنت در کتاب مسالک الحنفاء از فخر رازى در کتاب « اسرار التنزیل » چنین نقل می کند: پدر و مادر و اجداد پیامبر اسلام(ص) هیچ گاه مشرك نبودند . وي به حدیثى که از پیامبر(ص) نقل شد استدلال نموده، سپس خود اضافه می کند که این حقیقت را ما با توجه به دو دسته از روایات اسلامی می توانیم اثبات کنیم:
الف. روایاتى که می گوید: پدران و اجداد پیامبر تا آدم هر کدام بهترین فرد زمان خود بوده اند . او این احادیث را از « دلائل النبوه » و « صحیح بخارى » بیهقى و مانند آن نقل نموده است.
ب. روایاتى که می گوید: در هر عصر و زمانى افراد موحد و خداپرست وجود داشته است . با ضمیمه کردن این دو قسم روایات ثابت می شود که اجداد پیامبر(ص) (از جمله پدر ابراهیم)به یقین موحّد بوده اند53
درباره کفر اجداد و والدین پیامبر(ص) شبهاتی از جانب برخی وارد شده که ضمن طرح آن ، پاسخ آن را نیز بیان می کنیم.
1. برخی گفته اند این روایات با روایتی که از اجداد پیامبر سلب زنا می کند تعارض دارد ، اما باید دید آیا واقعاً این دو گروه از روایات با هم تعارض دارند و یا این که قابل جمع هستند.
سیوطی در الدر المنثور در ذیل آیه« قَدجاءکُم رسولٌ منْ أَنْفُسکُم…54؛ قطعاً براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به [هدایت ] شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است» می گوید:«ابو نعیم در کتاب دلائل از ابن عباس روایت کرده که رسول خدا(ص) فرموده : هیچ یک از پدران و مادران من، با زنا هم دیگر را ملاقات نکردند، و خداوند همواره مرا از پشت پدرانى پاك به رحم مادرانى پاك و رحم هایى مصفا و مهذب منتقل می کرد، و هر کجاکه از یک پدر فرزندانى وجود می آمد، من به پشت آن فرزند منتقل می شدم که از همه پاك تر و بهتربود».55
بنابراین به اعتقاد ما هیچ گونه تعارضی بین این دو دسته از روایات نیست و قابل جمع اند؛ یعنی پدر و مادر پیامبر(ص) هم موحد و یکتا پرست اند و هم از نکاح بوده و از سفاح نیستند.
2. در برخی از منابع روایی اهل سنت آمده که شخصی از پیامبر اسلام(ص) سؤال کرد : یا رسول الله! جایگاه پدرم (که از دنیا رفت ) کجاست؟ حضرت فرمود: در آتش، بعد او را که در حال رفتن بود صدا زد و فرمود « إن أبی و أباك فی النار ؛ پدر من و تو هر دو در جهنم هستند ».56
این حدیث از چند جهت قابل توجه و اعتنا است:
الف. اگر بپذیریم که این روایت درست باشد و والدین پیامبر در حال کفر از دنیا رفته باشند، باز ازمنابع اهل تسنن وارد شده است که پیامبر پدر و مادرش را زنده کرد و آن دو ایمان آوردند 570
ب. همان طور که گفته شد، در زبان عربی به عمو نیز گفته می شود« أب » ، بنابراین بر فرض صحت حدیث ، منظور از« أب »در این حدیث« ابولهب »است نه پدر حقیقی پیامبر.58
ج. این حدیث با اعتقادات مسلمانان سازگار نیست ، بدون تردید مشرکین و بت پرستان ، دشمنان خداوند محسوب می شوند و بر هر مسلمانی واحب است که از دشمنان خدا برائت جوید نه این که نسبت به آنها ملاطفت و عطوفت به خرج دهد، هم چنان که ابراهیم(ع) بعد از آن که برایش روشن؛ شد که عمویش دشمن خد ا است، از او برائت جست « فَلَما تَبینَ لَهأَنَّهعدوللَّه تَبرَّأَ منْه ؛59 اما هنگامی که براى او روشن شد که وى دشمن خدا است، از او بیزارى جست»
3 – گریه پیامبر(ص)هنگام زیارت قبر مادرش
طبق حدیثی که صاحب المنار آن را نقل می کند، پیامبر به زیارت قبر مادرش رفت و خود و اطرافیانش بر او گریستند. 60
با توجه به این حدیث چند سؤال مطرح می شود:
1. آیا پیامبر براي مادرش گریه کرد؟
2. آیا گریه بر کسی نشانۀ محبت و دوستی نسبت به او نیست؟
3. آیا کسی می پذیرد که آخرین و برترین پیامبران حضرت محمد(ص) براي مادرش که دشمن خدا است گریه کند، اما ابراهیم(ع) به محض آگاهی از دشمنی عمویش با خدا از او تبريّ جوید؟از این رو نمی توان به حدیثی که می گوید پدر و مادر پیامبر در آتش اند اعتماد نمود ، پس روایات ذکر شده بدون هیچ معارضی بر یکتاپرستی و موحد بودن پدر و مادر پیامبر(ص)دلالت میکند.
4 – ایمان اجداد ابوطالب از نظر اجماع ، عقل
اجماع
بر اساس آیات و روایات مستفیضه61، شیعه امامیه بر این مسئله اتفاق و اجماع دارند که پدر و مادر و اجداد پیامبر(ص)تا ادم(ص) نه تنها موحد، بلکه از صدیقین، یا پیامبران مرسل، یا أوصیاي معصوم بوده و هر کدام بهترین فرد زمان خود بوده اند گرچه بعضی از آنها به دلیل تقیه یا مصلحت دینی، اعتقادشان را اظهار نمی کردند.62
عقل
تمام انبیا به ویژه وجود مقدس رسول اکرم(ص) از انسان هاي وارسته و نمونه اي بودند که براي هدایت و راهنمایی مردم برگزیده شدند و بقی ۀ مردم مأمور به اطاعت بی چون و چرا از آنها گردیدند .
آن چه مسلم است، این است که این وجودهاي مقدس به هیچ وجه نباید به پلیدي ها و ناپاکی ها نزدیک شوند، تا مبادا مردم از آنها متأثر شوند . از این گذشته ، مشرکین هم پلید و نجس هستند و به طور مسلمّ همان طور که ژن اجداد و والدین در جسم انسان تأثیر می گذارد، در نفس و روح انسان نیز اثرگذار است ، از این رو هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که این وجودهاي مقدس در اصلاب نجس و ارحام پلید قرار گر فته باشند. بنابراین عقل حکم می کند که پدر، مادر و اجداد پیامبر(ص)تا ادم (ص) همه موحد و خداپرست باشند.
5 – مادر و پدر ابوطالب
ابوطالب در خانه عبدالمطلب (شیبة الحمد) به دنیا آمد؛ مادر او «فاطمه» دختر عمروبن عائذبن مخزوم بود.
نام ابوطالب، «عمران » است و بعضی او را «عبدمناف » نامیده اند. چون فرزند بزرگش «طالب » بود، او را ابوطالب خواندند. او با عبدالله پدر پیامبر(ص) برادر بود. پدرش «عبدالمطلب » جد پیامبر اسلام است که همه قبایل عرب وی را به عظمت و بزرگواری می شناختند و از او به عنوان مردی با کفایت و مبلغ آیین توحید ابراهیم یاد می کردند. عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنیای آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاء» آقای سرزمین مکه و حومه آن و «ساقی الحجیج » آب دهنده حاجیان خانه خدا و «ابوالساده » پدر بزرگواریها و «حافر الزمزم » ایجاد کننده چاه زمزم می خواندند. عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد(ص) بسیار کوشا بود. شیعه و اهل سنت بر این حقیقت معترف اند.
6 – زندگي و خصوصيات حضرت عبدالمطلب جد پیامبر اکرم (ص)
حضرت عبد المطلب، فرزند هاشم بن عبد مناف بن قصي بن كلاب است. در تاريخ آمده است: هاشم موقع مسافرت به سوريه (جهت تجارت) در مدينه با سلمي، دخترعمرو بن زيد خزرجي ازدواج مي كند. عمرو و به نقلي خود سلمي، شرط مي گذارندكه موقع وضع حمل او (سلمي) را به نزد خانواده اش در مدينه بياورد.63 و چون موقع وضع حمل شد او را به مدينه آورداما در اين سفر هاشم (در شهر غزه در اقصاي شام) وفات مي كند و سلمي درمدينه مي ماند. عبد المطلب در مدينه بدنيا ميآيد و تا سن هفت سالگي، نزدمادر مي ماند.
روزي مطلب بن مناف، پس از برادرش هاشم امر سقايت و وكليد داري خانه خدا را بدست گرفته بود و چون عبد المطلب بزرگ شد مطلب ازجاي او خبر يافت و توصيف او را شنيد.
مردي از تهامه از مدينه عبور ميكرد و در آنجا پسراني را ديد كه تير اندازي مي كنند و در ميانشان پسري استكه هر گاه تيري بنشان مي اندازد مي گويد: منم پسر هاشم، منم پسر سيد بطحا’.
مردتهامي از او پرسيد: تو كيستي ؟ فرمود: منم شيبه ابن هاشم بن عبد مناف.(شيبه يعني كسي كه در سرش موي سفيد است كه در ايشان در هنگام ولادت بود وبه دليل نيكي هاي در ظاهر و در اخلاق او را شيبه الحمد، گويند).
پس آن مرد وقتي كه مطلب را درمكه ديد، به او آنچه را كه در مدينه (در مورد عبدالمطلب) ديد به مطلب بن مناف گفت. پس از آن مطلب گفت: از او غفلت كرده ام، اكنون بخدا قسم ! به خانه ام بر نمي گردم تا او را بياورم. و سپس به مدينه رفت، از مردم سراغ عبد المطلب را گرفت، و وقتي كه او را ديد خود را به او شناساند و با اصرار تمام او را به مكه برد.
و وقتي كه مردم مكه حضرت را با مطلب ديدند او را عبد المطلب خواندند. مطلب در جوابشان گفت: واي بر شما ! اين پسر برادرم هاشم است كه از مدينه بدين شهر آورده ام. 64
و وقتي كه مطلب در مكه نبود ايشان را جانشين خود مي كرد.
و پس از مرگ مطلب، آقايي و سروري مكه را به عهده گرفت.
عبدالمطلب را، ده پسر خدا داد: حارث. زبير. ابو طالب. عبد الله. مقوم (كه عبدالكعبه است). مادر اين پنج نفر، فاطمه دختر عمرو بن مخزوم بود.
حمزه. مادرش هاله دختر اهيب بود.
عباس. ضرار. كه مادرشان نتيله دختر جناب بن كليب بود.
ابو لهب (نامش عبد العزي). مادرش لبني دختر هاجر بن مناف بود.
غيداق (حجل: بخشنده و طعام دهنده.هم گويند). مادرش ممنعه دختر عمرو.
درمورد يكي از پسرانش بنام عبد الله عليه السلام، پدر حضرت رسول عليه و آله السلام، نقلي در تاريخ آمده است كه قابل توجه است در تاريخ يعقوبي آمدهاست:
روزي قرار شده بود عبد المطلب، چاه زمزم را حفر كند
(قابل توجه است كه طرق مطلع شدن ايشان از اين چاه مختلف است و مي توان گفت كه شايدبتوان از اين اقوال پي به عقيده و نگاه ناقلين و راويان در مورد دين اسلام و شخصيت حضرت رسول عليه و آله السلام، برد)
اما قريش با او مخالفت مي كردند تا اين كه به آب رسيد. و چون تنهايي خود را ديد به خدا عرض كرد كه خدايا ! نذر مي كنم كه اگر ده پسر به من ببخشي يكي از آنها را براي تو قرباني مي كنم.
وقتي كه پسرانش به ده تن رسيدند، به قصد ادا نذر قرعه اي انداخت كه قرعه به نام عبد الله افتاد. (كه او را از همه بيشتر دوست مي داشت).
اما در موقع ادا نذر، مردم مانع شدند كه اگر اين كار انجام دهي، سنت مي شود پس به جاي اين كار فديه بده. و مي فرمود: با پروردگار خود پيمان بسته ام و من به عهد او وفا كننده ام، و اگر ادا نكنم مي ترسم و خدا، چيزي مانند او ستوده نمي شود. و سه بار قرعه زد بين 100 شتر و عبدالله، هر سه بار قرعه به 100شتر افتاد و همه آنها را قرباني كرد و به مردم داد و از آن پس ديه (آدمي)از شتر، سنت و مورد پذيرش اسلام قرار گرفت
البته بعضي از مورخين شيعي اصل داستان را نمي پذيرند زيرا معتقدندكه با توجه به شخصيت و ايمان جناب عبد المطلب، و مسئله قرباني كردن هيچ نسبتي وجود ندارد 65
بعضي از خصو صيات منحصر بفرد جناب عبد المطلب که مورخان شمرده اند به شرح زیر است :
به نقل یعقوبی قريش به عبد المطلب، ابراهيم دوم مي گفتند.
در سفرها تا آنجا كه مي توانست به ديگران اطعام مي كرد مثلا هر جا فرود مي آمد يك شتر را قرباني مي كرد.
دريك

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره of، and، Mycobacterium، the Next Entries منابع پایان نامه درباره صاحب نظران، زمان گذشته