منابع پایان نامه درباره دانش آموزان دختر، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، تحلیل واریانس

دانلود پایان نامه ارشد

نش آموزان یک چارچوب و قالب فکری برای تشکیل مفاهیم داشته باشند. به طور ی که در این مرحله تاکید معلم بیشتر روی این مسئله است که دانش آموزان را به همیاری درگروه ها، ترغیب کند و فعالیت های گروه ها را به دقت مشاهده کرده و به مباحث آنها گوش دهد.
در مرحله ی توصیف معلم رشته ی کار را به دانش آموزان می دهد و از آنان می خواهد برای کار و فعالیت هایی که انجام داده اند توضیح منطقی و مستدل ارائه کنند. و تاکید می کند که همه ی اعضای گروه آماده ی ارائه باشند و بعد از اتمام زمان همفکری، از هر گروه یک نفر برای توصیف مشاهدات گروه بپردازد. (در این مرحله احتمالا بین گروه ها بحث و اختلاف نظرهایی وجود خواهد داشت). به طوری که دانش آموزان از معلم پاسخ صحیح را می خواهند اما معلم از دادن پاسخ نهایی خودداری می کند تا خود دانش آموزان با مشارکت و همیاری یکدیگر به مفهوم مورد نظر برسند. در مرحله ی شرح و بسط معلم سعی می کند پیرامون مفاهیم اصلی درس مطالبی را ارائه دهد برای نمونه بیان مثال های اضافی و موارد بیشتر درباره ی موضوع اصلی؛ که باعث می شود دانش آموزان خودشان مسائل را حل کرده و پاسخ سوالات را بیابند. در این مرحله معلم دانش آموزان را برای تلاش بیشتر و بررسی دقیق تر هدایت می- کند و یاد آور می شود که از آموخته های قبلی خود برای بسط و تعمیم به مفاهیم دیگر استفاده کنند.( در این مرحله دانش آموزان به تدریج به مفهوم مورد نظر یادگیری دست می یابند) و در مرحله ی ارزشیابی (از آنجایی که ارزشیابی بخش مهمی از فرایند یادگیری می باشد ) باعث می شود دانش آموزان بیشتر بتوانند در باره ی میزان پیشرفت تحصیلی خود قضاوت کنند. از آنجا که ارزشیابی مستمر در طول انجام فعالیت و از مرحله ی نخست آغاز شده است. در این مرحله معلم از هر گروه می خواهد گزارش کاملی از فعالیت خود ارائه دهند سپس این گزارش را در اختیار گروه دیگر قرار دهند ( در واقع فعالیت هر گروه مورد ارزیابی گروهی دیگر قرار می گیرد . البته با نظارت و راهنمایی معلم ) این شیوه ارزشیابی باعث می شود اعتماد دانش آموزان به نتایج ارزشیابی بیشتر شده و ارزشیابی گروه ها با دقت و توجه بیشتری صورت گیرد. همچنین باعث می شود دانش آموزان خود را سهیم در کل فرآیند آموزش بدانند. (البته معیارهای ارزشیابی کار گروه ها توسط معلم پای تابلو نوشته می شود و براساس آن گروه ها به ارزیابی کار یکدیگر می پردازند. و در صورت نیاز از معلم کمک می گیرند) به طور خلاصه می توان گفت در این شیوه ی آموزشی که دانش آموزان در ابتدا از طریق یک مسئله ی چالش برانگیز به فرآیند آموزش علاقه مند می شود و دست به کاوش می زنند و در فرآیند آموزش سعی می کنند فعالیت های خود را توضیح دهند و دلایل درستی را برای توجیه راه حلشان ارائه کنند. و سپس با راهنمایی معلم مرحله به مرحله جلو روند تا بتوانند به مفهوم مورد انتطار آموزش دست یابد و در پایان بازخوردی از پیشرفت تحصیلی خود را دریافت می کنند. بنابراین می توان گفت روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 به دانش آموزان نکاتی را یاد آور می شود اول اینکه دانش آموزان می توانند راه حل مسائل را با تلاش و همفکری خود و هم گروهی شان پیدا کنند؛ برای دستیابی به مفاهیم درس با مشارکت و هم یاری با هم گروهی شان ترغیب می شوند، به طوری که بعد از ارائه مسائل چالش انگیز از سوی معلم با هم گروهی شان به هم فکری می پردازند و تا نرسیدن به پاسخ منطقی و مستدل دست از کار نمی کشد. این نوع روش تدریس به نظر می رسد در درک صورت مسئله و توجیه راه حل دانش آموزان در حل مسائل تاثیر مثبت داشته باشد.

فرضیه فرعی 1:
توانایی دانش ریاضی، دانش آموزانی که با آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E 5 آموزش می بینند نسبت به دانش آموزانی که به روش معمول آموزش می بینند بیشتر است.
یافته های مندرج در جدول( 4-14) اثر آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5 بر توانایی دانش ریاضی دانش آموزان از طریق تجزیه و تحلیل واریانس بلوکی (05/0<419/0p= و 15/0 F = ) نشان می دهد
در تبیین یافته حاصل از فرضیه فوق، می توان قضاوت کرد که هر دو روش تدریس، بر یادگیری دانش و مفاهیم ریاضی تاثیر نسبتاً یکسانی داشته اند که نتایج بعضی از تحقیقات نیز بر این گفتار صحه می گذارند از جمله چانگ (2004 )، مرتضوی (1388) و عسگری (1389) بر اساس تحقیقاتی که انجام داده اند نتیجه گرفته اند که هر دو روش تدریس در پیشرفت دانش و مفاهیم ریاضی دانش آموزان تاثیر تقریباً یکسانی داشته و تفاوت معناداری بین دو روش از لحاظ تاثیرگذاری بر دانش و مفاهیم ریاضی دانش آموزان وجود ندارد.
درباره فرضیه فرعی اول با توجه به یافته ی حاصل در جدول (4-14 ) که نشان دهنده ی تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و گواه از نظر دانش ریاضی نیست؛ می توان گفت تقویت دانش و دانستن مفاهیم موضوعی از اهداف و نتایج هر دیدگاه یاددهی – یادگیری می باشد و حتی این تقویت می تواند از راه تمرین و تکرار نیز انجام شود. به نظر می رسد نتیجه ی آموزش معمول، همین تقویت دانش و مفاهیم موضوعی است چرا که برای تسلّط بر این حیطه (دانستن ریاضی) نیاز به فرآیندهای شناختی سطح بالا نیست و تدریس به شیوه معمول نیز می تواند سبب تقویت توانایی دانش ریاضی دانش آموزان شود لذا تفاوت چشمگیری در روش های تدریس فعال و معمول در دستیابی به دانش ریاضی وجود ندارد و نتایج فرضیه نیز نشان داد هر دو گروه از لحاظ توانایی در دانش ریاضی تقریباً یکسان عمل می کنند؛ در نتیجه با توجه به نتایج، فرضیه فرعی اول تایید نشد و تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد .

فرضیه فرعی 2 : توانایی به کاربستن ریاضی، دانش آموزانی که با آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5 آموزش می بینند نسبت به دانش آموزانی که به روش معمول آموزش می بینند بالاتر است.
یافته های مندرج در جدول (4- 15) اثر آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5 بر توانایی به کاربستن ریاضی دانش آموزان از طریق تجزیه و تحلیل واریانس بلوکی (05/0>003/0p= و 796/7 F = ) نشان می دهد
بنابراین اختلاف میانگین نمرات توانایی به کاربستن ریاضی دانش آموزان گروه آزمایش و گروه گواه معنادار بوده، لذا فرضیه ی صفر رد شده و فرضیه ی تحقیق تایید می شود و با اطمینان بیش از 95 درصد و قبول کمتر از 5 درصد خطا، می توان نتیجه گرفت که میانگین نمرات توانایی به کاربستن ریاضی دانش آموزانی که مبتنی بر الگوی E5 آموزش می بینند نسبت به دانش آموزانی که به روش معمول آموزش می بینند بالاتر است. بنابراین فرضیه فرعی 2 تایید می شود.
می توان اذعان داشت که روش تدریس مبتنی بر الگوی E 5 نسبت به روش معمول در به کاربستن ریاضی تاثیر نسبتاً بالاتری داشته است که نتایج بعضی از تحقیقات نیز بر این گفتار صحه می گذارند از جمله عسگری(1389)، آشتیانی(1390)، مرتضوی(1388)،آلسوپ (2004) و مورون و همکاران ( 2004) میلر و نان (2001 ) و دکورت و ورچافل (2006 )که در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که دانش آموزان گروه آزمایشی پس از دوره آموزشی؛ مهارت قابل توجهی در حل مسائل پیدا کرده اند و تفاوت نمرات گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه از نظر آماری معنادار بوده است. بر این اساس می توان گفت تمام تلاش ها در جهت توانمند شدن مهارت های ریاضی و در مجموع پیشرفت تحصیلی در ریاضی گام هایی در جهت تقویت توانایی به کارگیری ریاضی در حل مسائل می باشد. در نتیجه می توان گفت روش تدریس مبتنی بر الگوی E 5 که منبعث از نظریه ساخت و سازگرایی است علاوه بر تاثیر های مثبتی که بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان داشته است در توانمند شدن و پیشرفت دانش آموزان در حیطه به کاربستن ریاضی در حل مسائل تاثیرگذار بوده است با توجه به اینکه در روش تدریس مبتنی بر الگوی E5، دانش آموزان خود به یادگیری موضوعات و مسائل ریاضی می پردازند و معلم نیز در روند تولید دانش؛ راهنمایی ها و سوال های هدفمند را مطرح می کند به همین دلیل دستیابی به توانایی در به کاربستن ریاضی میسّر می شود. این در حالی است که در روش های معمول آموزش، توانایی های ریاضی دانش آموزان مد نظر قرار نمی گیرد.
فرضیه فرعی 3 : توانایی استدلال ریاضی، دانش آموزانی که با آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E 5 آموزش می بینند نسبت به دانش آموزانی که به روش معمول آموزش می بینند بیشتر است.
یافته های مندرج در جدول (4-16) اثر آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5 بر توانایی استدلال ریاضی دانش آموزان از طریق تجزیه و تحلیل واریانس بلوکی (05/0000/0p= و494/110 F =) نشان می دهد.
لذا فرضیه صفر رد شده و فرضیه تحقیق پذیرفته می شود و با اطمینان بیش از 95 درصد ( قبول کمتر از 5 درصد خطا ) می توان نتیجه گرفت که میانگین نمرات توانایی استدلال ریاضی، دانش آموزانی که با آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5 آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با روش معمول آموزش دیده اند بیشتر است.
در توجیه و تبیین یافته های پژوهش حاضر می توان گفت: همان گونه که NCTM (2000). در کتاب اصول و استانداردهاي ریاضیات مدرسه اي تأکید می نماید که فرایند استدلال و اثبات باید بخش پایدار و مستمر در تجربیات ریاضی دانش آموزان در همه مقاطع تحصیلی باشد و معتقد است، استدلال ریاضی گونه، یک عادت فکري است که همانند تمام عادات باید از طریق استفاده و به کارگیري آن در زمینه هاي مختلف، رشد و توسعه یابد به علاوهNCTM (2000) معتقد است که معلمان نیز باید شرایط کلاس هاي ریاضی را به گونه اي آماده کنند که دانش آموزان بتوانند نظرات خود را بیان نموده و استدلال هاي یکدیگر را مورد نقد و بررسی قرار دهند و سرانجام بتوانند استدلال هایی را ارائه دهند که با معیارهاي معتبر و قابل قبول در جامعه آموزشی منطبق باشد. بر اساس یافته هاي این مطالعه، به نظر می رسد روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 می تواند کمک شایانی به رشد توانایی استدلال دانش آموزان کند .
در تبیین نتیجه این فرضیه می توان گفت: دانش آموزان در اکثر روشهای تدریس معمول صرفاً به گفتن و نوشتن پاسخ تنها در مسائل اکتفا می کنند و قادر به توضیح و جواب دادن به چرایی سوال نیستند و استدلال آنها بسیار ضعیف است اما وقتی در کلاس های مبتنی بر الگوی E5 از دانش آموزان خواسته می شود که برای هر کار و نتیجه ی خود دلیل بیاورند؛ استدلال و توضیح دادن را در کلاس یاد می گیرند و کم کم به کار می برند. در این شیوه ی فعال آموزشی فرصت کافی برای فکر کردن، یافتن دلیل و بیان توضیحات وجود دارد. در این روش، معلم با بررسی و راهنمایی های خود، استدلال دانش آموزان را اصلاح و تقویت می کند . البته استدلال کردن برای دانش آموزان قدری دشوار است. هر چند بسیاری از دانش آموزان وجود دارند که دلیل یک نتیجه یا جواب را می دانند اما نمی توانند آن را روی کاغذ بنویسند بدین جهت وادار کردن دانش آموزان به نوشتن استدلال خود بر روی کاغذ بسیار ضروری است. از منظر پژوهشگر رشد توانایی استدلال ریاضی در دانش آموزان گروه آزمایشی محسوس بوده و مورد مشاهده قرار گرفته است.

5-4- نتیجه گیری
نتایج این پژوهش نشان داد که:
1-روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 بر توانایی به کاربستن ریاضی دانش آموزان دختر در حل مسائل تأثیر مثبت دارد.
2- روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 بر توانایی استدلال ریاضی دانش آموزان دختر تأثیر مثبت دارد.
3- نتایج این پژوهش، موفقیت روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 و ضعف و ناتوانی روش‌های تدریس معمول را در پیشرفت یادگیری و همچنین ارتقای درک و فهم و استدلال ریاضی نشان می دهد. 4- از آنجا که به کاربستن و استدلال ریاضی از اهداف فرآیندی حوزه ی آموزش ریاضی در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی و همچنینNCTM (2000) است نتایج این پژوهش نحوه ی کاربست این فرآیند را در آموزش ریاضی نشان می دهد و راهکارهای عملی برای پرورش تفکر دانش آموزان و به کارگیری ریاضی دانش آموزان در حل مسائل و توانایی استدلال ریاضی شان؛ در اختیار دبیران قرار می دهد.
5 – با توجه به این که یکی از اساسی ترین دغدغه های‌ آموزشگران و پژوهشگران چند دهه ي اخیر آموزش و پرورش، اصلاحات و نوآوري در شیوه ي تدریس معلمان بوده است. نتایج این پژوهش، نقش تدریس مبتنی بر الگوی E5 را در پرورش موفقیت تحصیلی دانش آموزان مورد تأکید مکرّر قرار داده است.

– محدودیت ها

1-محدود نمودن آزمودنی ها به شهر ، نسیم شهر
2-محدود کردن آزمودنی ها به دانش آموزان دختر پایه هشتم
3 -با توجه به این که ابتدا قرار بر این بود روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 توسط همکار ریاضی برای کلاس آزمایشی اجرا گردد اما به دلیل عدم همکاری وی ، پژوهشگر شخصاً این روش را در کلاس آزمایشی اجرا نموده است .
4 – این پژوهش در 16 جلسه انجام شده است و تنها بخش محدودی از کتاب درسی ریاضی پایه هشتم (4 فصل ) تدریس گردید . و نمی توان نتیجه ی آن را بخش های دیگر کتاب تعمیم داد.
5-6-پیشنهادها
5-6-1- پیشنهادهای پژوهشی
1- با توجه به این که پژوهش حاضر برای دانش آموزان دختر پایه هشتم انجام گردیده است پیشنهاد می شود پژوهش حاضر در رابطه با دانش آموزان پسر پایه هشتم و در سایر پایه ها نیز اجرا گردد.

2-پیشنهاد می شود مشابه این پژوهش در مورد دو گروه از دانش آموزان دختر و پسر انجام گردد تا از این طریق بتوان میزان تاثیر روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 بر توانایی در سطوح حیطه های شناختی ریاضیات تیمز را در دو گروه مورد مقایسه قرار داد .

3-با توجه به اهمیت موفقیت در آزمون های بین المللی تیمز ریاضی در ارتقای علمی دانش آموزان ایرانی و تاکید NCTM (2000 ) و برنامه درسی ملی ریاضیات به فرآیند روش تدریس ریاضی و به تبع آن اهمیّت به کارگیری ریاضی در ح

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره تحلیل واریانس، گروه کنترل، تحلیل داده، کتاب درسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد مصرف کنندگان، بازاریابی، محیط زیست، زیست محیطی