منابع پایان نامه درباره حمایت اجتماعی، صمیمیت جنسی، حمایت عاطفی، عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اتفاق میافتد که اعضای خانواده از هم متمایز هستند، اضطراب پایین است و طرفین از لحاظ تماس هیجانی با خانوادههایشان وضعیت خوبی دارند. از تأثیرات خانواده اصلی بر زندگی آینده فرد این است که دلبستگی هیجانی میان همسران صمیمی مشابه همان چیزی است که هر یک از آنها در خانوادههای پدری خود داشتند. افراد خانوادههای نامتمایز زمانی که خانوادههای جدیدی تشکیل دهند نیز به متمایز بودن ادامه خواهند داد. آنهایی که اضطراب را با دوری و کنارهگیری کنترل کردهاند معمولاً در ازدواجهای خود نیز همان کار را انجام خواهند داد (نیکولز و شوارتز، 1991). از تأثیری که خانواده اصلی بر زندگی فرد میگذارد در نظریه بوئن با عنوان فرایند بین نسلی نام برده میشود.

2-2-2-2-9- نظریه بین نسلی بوئن
فرایند انتقال چندنسلی: این مفهوم انتقال نسل به نسل اضطراب را توصیف میکند. در هر نسل، فرزندی که بیشتر درگیر همجوشی خانواده است به سطح پایینتر تمایز خویشتن (و اضطراب مزمن) حرکت میکند. در حالیکه فرزندی که کمتر درگیر است به سطح بالاتر تمایز (و اضطراب کمتر) حرکت میکند. هرچه اضطراب کمتری بر فرزندان متمرکز شود بیشتر احتمال دارد با تمایز بیشتری نسبت به والدینشان رشد کنند. بنابراین نظریه بوئن از گفتن اینکه گذشته بر حال تأثیر میگذارد فراتر می رود این نظریه مسیرهایی را مشخص میکند که فرایندهای هیجانی از طریق آنها به نسلهای متمادی منتقل میشوند (نیکولز و شوارتز، 1991). بوئن تصور میکرد در بسیاری از خانوادههای مشکلدار غالباً اعضای خانواده فاقد هویت مستقل و مجزا هستند و بسیاری از مشکلات خانوادگی بخاطر این روی میدهند که اعضای خانواده خود را از لحاظ روانشناختی از خانواده پدری مجزا نساختهاند (بارکر، 1981).
هرچه درجه عدم تفکیک یعنی فقدان مفهوم خویشتن یا برعکس، وجود یک هویت شخصی ضعیف یا نااستوار بیشتر باشد امتزاج عاطفی بیشتری میان خویشتن با دیگران وجود خواهد داشت. افرادی که بیشترین امتزاج را بین افکار و احساساتشان دارند چون قادر به تفکیک افکار از احساسات نیستند در تفکیک خویش از سایرین نیز مشکل دارند و به سادگی در عواطف حاکم یا جاری خانواده حل میشوند و ضعیفترین کارکرد را نیز دارند. هرچه امتزاج خانواده هستهای بیشتر باشد احتمال اضطراب و بیثباتی بیشتر خواهد بود و تمایل خانواده برای یافتن راهحل از طریق جنگ و نزاع، فاصلهگیری، کارکرد مختل یا تضعیفشده یکی از همسران یا احساس نگرانی کل خانواده راجع به یکی از فرزندان بیشتر خواهد شد. سه الگوی بیمارگون مختل در خانواده هستهای که محصول امتزاج شدید بین زوجین است عبارتند از: بیماری جسمی یا عاطفی در یکی از همسران، تعارض زناشویی آشکار، مزمن و حلنشدهای که در طی آن دورههایی از فاصلهگیری مفرط و صمیمیت عاطفی مفرط رخ میدهند، آشفتگی روانی در یکی از فرزندان و فرافکنی مشکل به آنها. هرچه سطح امتزاج زوجین بیشتر باشد، احتمال وقوع این الگوها بیشتر خواهد بود (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2001).
اهدافی که در الگوی بوئن دنبال میشود شامل موارد زیر است.
1) کاهش اضطراب خانوادگی، اجازهدادن به اعضای خانواده تا توانایی خود را برای کارکرد مستقل بهبود بخشند و رفتارهای نشانگرانه مشکل را در خود کاهش دهند.
2) سطح اساسی تمایزها را در هریک از اعضای خانواده افزایش دهند و هریک را قادر سازند که به موقعیتهای شدیداً عاطفی، موثرتر و کارآمدتر پاسخ دهند. کاهش نشانگان رفتاری و اضطراب میتواند با سرعت نسبتاً زیادی در درمان رخ بدهد. بهبود در سطح اساسی تمایزها یک فرایند دراز مدت است که سالیان سال طول میکشد. به این ترتیب هدف اصلی کمک به یک یا چند عضو خانواده به منظور حرکتکردن به سطح وسیعتری از خود- تمایزی است (کارلسون، اسپری و لویس، 1997).

2-2- 2-3- ابعاد سلامت خانواده اصلی
2-2-2-3-1- صمیمیت1
صمیمیت واقعی فرایندی تعاملی است که از چندین مؤلفه مربوط به هم تشکیل شده است و هسته اصلی این فرایند شناخت، فهم و پذیرش فرد مقابل، همدلی با احساسات او و قدرشناسی از دیدگاه بیهمتای وی نسبت به جهان است (باگاروزی2، 2001).
بعضی ویژگیهای روابط صمیمانه و در عین حال با معنا شامل موارد زیر هستند.
1- هر یک از طرفین هویت مجزا و منحصر بفردش را حفظ میکند.
2- با وجود اشتیاق به یکدیگر، هر یک میتواند بدون دیگری به رشد خود در زندگی ادامه دهد.
3- طرفین به تلاش و مایهگذاشتن از خود برای زنده نگهداشتن رابطه علاقمندند.
4- هر دو به یکدیگر متعهدند.
سطح استقلال و تمایز فردی در هریک از طرفین به اندازهای است که زندگیشان با ملاقات یکدیگر آغاز نشده و درصورت جدایی نیز به پایان نخواهد رسد (حسینی، 1389).
مؤلفههای صمیمیت که نمیتوان بین آنها تمایز و تفکیکی قائل شد و با یکدیگر ارتباط دارند شامل موارد زیر میشود.
1- صمیمیت عاطفی: صمیمیت عاطفی یعنی نیاز به برقراری ارتباط و سهیمشدن با تمامی احساسات همسر، هم احساسات مثبت مانند شادکامی، شادی، سرخوشی، نشاط و برانگختگی و هم احساسات منفی مانند ناراحتی، ناکامی، ترس، خشم، گناه، شرم، خستگی، افسردگی و تنهایی.
2- صمیمیت روانشناختی: صمیمیت روانشناختی در حقیقت نیاز به ارتباط، مشارکت و تماس با یک انسان دیگر است. نیاز فرد به در میانگذاشتن ترسها، دلنگرانیها، شک و تردید، ناامنیها، مشکلات و تعارضهای درونی با همسر، هسته اصلی صمیمیت روانشناختی را تشکیل میدهد.
3- صمیمیت عقلانی: در صمیمیت فرد عقاید، افکار و باورهای خود را با یکدیگر در میان بگذارند.
4- صمیمیت جنسی: صمیمیت جنسی یعنی نیاز به برقراری ارتباط، در میانگذاشتن و بیان افکار، احساسات، تمایلات و خیالپردازیهای جنسی و شهوانی همسران. هدف از این نوع صمیمت برانگیختگی تمایلات جنسی است.
5- صمیمیت جسمی: صمیمیت جسمی یعنی نیاز به تماس جسمی با همسر. نزدیکی جسمی بدین شکل را نباید با صمیمیت جنسی که هدفش برانگیختگی جنسی است اشتباه گرفت.
6- صمیمیت معنوی: صمیمیت معنوی یعنی اینکه فرد افکار، احساسات، باورها و تجربههای خود را در مورد مذهب، متافیزیک، قلمروهای معنوی، ارزشها و دیدگاههای اخلاقی، معنای وجود، زندگی پس از مرگ، رابطه با خدا یا یک قدرت برتر، رابطه با طبیعت و جایگاه فرد در جهان هستی را با فرد دیگر در میان بگذارد.
7- صمیمیت زیباییشناختی: صمیمیت زیباییشناختی نیاز و تمایل به در میانگذاشتن احساسات، افکار، ادراک، باورها و تجاربی است که فرد آنها را به دلیل زیباییشان دوست دارد و از نظر شخصی آنها احساساتی عمیق، شگفتانگیز و الهامآور دارند.
8- صمیمیت اجتماعی و تفریحی: صمیمیت اجتماعی، تفریحی به معنای انجام فعالیتها و تجربههای لذتبخش مشترک با یکدیگر میباشد.
9- صمیمیت زمانی: صمیمیت زمانی یعنی اینکه هر یک از زن و شوهر چقدر دوست دارند در فعالیتهای صمیمانه برای همسر خود وقت صرف کنند (باگاروزی، 2001).

2-2-2-3-2- استقلال و خودمختاری1
در برخی فرهنگها پرورش روحیه استقلالطلبی در یک بزرگسال اساساً مد نظر قرار نمیگیرد. در عوض تأکید و ارزش روی همکاری با خانواده و حفظ دائمی فرهنگ وابستگی متقابل شکل میگیرد. در برخی فرهنگها حتی پس از اینکه فرزندان در بزرگسالی به سر میبرند والدین نقش عمده و مهمی بر زندگی ایشان دارند و چون احترام و سرپیچینکردن از خواستههای والدین برای فرزندانشان ارزش به حساب میآید استقلال فردی ایشان سد گردیده تبدیل به کودکانی بزرگسالنما میگردند. فرد خودمختار کسی است که انتخابهایش را عمدتاً براساس خواستهها و قوانین خودش انجام میدهد به جای آنکه در پی کسب تأیید والدین باشد. خودمختاری به معنی بیاحترامی به ارزشهای والدین و طغیان در مقابل هر آنچه ایشان بدان پایبندند نیست (حسینی، 1389).
ویژگیهای افراد خودمختار شامل این موارد میشود. افراد خودمختار بطور همزمان به آزادی و نیز مسئولیت بها میدهند و هرچه بتوانند برای ارتقاء خودشان انجام میدهند. افراد خودمختار به جای اینکه پاسخ سوالات را در بیرون از خودشان پیدا کنند، برای یافتن پاسخ به درون خود مراجعه میکنند. در پی برآوردن انتظارات دیگران و لذت از تأیید دیگران نیستند. افراد خودمختار به احساس مسئولیت و تعهد مجهز شدهاند (حسینی، 1389).

2-2-3- حمایت اجتماعی
موضوعات مختلف سلامت روان فرد علاوه بر اینکه واقعیاتی زیستشناختی و روانشناختی دارند، دارای ابعاد و ماهیت اجتماعی نیز میباشند. البته میزان تأثیری که عوامل اجتماعی میتوانند داشته باشند به میزان تاثیر موقعیت اجتماعی بر هر فرد و برداشتی که هر فرد از موقعیت دارد بستگی دارد (کوکرین2، 1983). یکی از عوامل اجتماعی، حمایت اجتماعی است. حمایت اجتماعی یعنی این احساس که شخص مورد توجه دیگران است و دیگران برای او ارزش قائلند و اینکه به یک شبکه اجتماعی متعلق است (گاچل1، بام2 و کرانتس3، 1997).

2-2-3-1- تعاریف مختلف از حمایت اجتماعی
1) حمایت اجتماعی بعنوان ارتباط کلامی و غیر کلامی4
حمایت اجتماعی بعنوان ارتباط کلامی و غیرکلامی بین دریافتکننده و ارائهدهنده تعریف شده که تردید درباره موقعیت، خود، دیگری یا ارتباط و کارکردهایی جهت افزایش ادراک کنترل شخصی در تجربه زندگی فردی شامل میشود. ترکیبات کلیدی این تعریف شامل ارتباطات، کاهش تردید و افزایش کنترل میشوند. براساس این تعریف، حمایت اجتماعی هر نوع ارتباطی است که به افراد کمک کند تا احساس اطمینان بیشتر درباره یک موقعیت پیدا کنند و از اینرو احساس کنترل بیشتری در موقعیت بدست آورند. این تعریف تا حدی محدودیت دارد زیرا بیان میدارد که ارتباط حمایتی باید تردید را کاهش دهد. درحالیکه ممکن است روابط دیگری که حمایتکننده هستند بطور حتمی تردید درباره موضوعات سلامتی را کاهش ندهند. بعنوان مثال ممکن است فردی بعد از اطلاع به یک دوست درباره فوت والدینش، او را در آغوش بگیرد هرچند آن فرد شکلی از حمایت اجتماعی را ایجاد کرده است حتی اگر در آغوشگرفتن، تردید و فقدان کنترلی که آن فرد مبتلا به فقدان احساس میکند را کاهش ندهد (ماتسون5 و هال6، 2011).

2) حمایت اجتماعی بنابر تعریف موسسه ملی سرطان7
«شبکه خانواده، دوستان، همسایگان و اعضای جامعه که در زمان نیاز، کمک روانی، فیزیکی و مالی را فراهم میکنند (www.cancer.gov/dictionary).»
این تعریف بر ترجیح نتایج فرایند حمایت اجتماعی و بر شبکه افراد خاصی که در دسترس هستند تا حمایت را ایجاد کنند تأکید دارد. همچنین این تعریف انواع یاوری را مشخص میسازد که میتواند بوسیله شبکه فراهم شود شامل حمایت روانی (مانند گوش شنوا)، حمایت فیزیکی (مانند همراهی تا مطب پزشک) و کمک مالی (مانند وام کوتاهمدت برای پرداخت هزینه درمان). یکی از امتیازات این تعریف، شناخت انواع چندگانه حمایت میباشد که میتواند ارائه شود (ماتسون و هال، 2011).

3) حمایت اجتماعی بعنوان فرایند تعامل1
حمایت اجتماعی را بطور گسترده بعنوان فرایند تعامل در ارتباطات که مقابله، ارزش، وابستگی و کفایت را از طریق تبادل ادراک شده و واقعی منابع فیزیکی یا روانی بهبود میبخشد، تعریف کرده است. این تعریف در مقایسه با دوتعریف دیگر این مزیت را دارد که به ارتباط بعنوان فرایند متقابل تأکید میکند.

4) حمایت اجتماعی بعنوان حمایت واقعی2
حمایت واقعی، حمایتی است که یک فرد بصورت گفتن، دریافت کردن و انجام دادن کاری از سوی دیگران دریافت میکند و فرد به شایستگی و کافی بودن حمایت دریافتی اذعان دارد (ماتسون و هال، 2011).

2-2-3-2- انواع حمایت اجتماعی
گاچل، بام و کرانتس (1997) در طبقهبندی حمایت اجتماعی به حمایت ارزشیابانه، اطلاعاتی، همراهی اجتماعی و ابزاری اشاره کردهاند.
اسکافر3، کوین4 و لازاروس5، (1981) پنج نوع از حمایت اجتماعی را بیان کردهاند.
حمایت عاطفی6: اولین نوع از حمایت اجتماعی، حمایت عاطفی است که با نیازهای عاطفی، احساسی فرد ارتباط پیدا میکند. ابراز مراقبت و نگرانی مانند «من بدون تو احساس بدی دارم» یا «من فقط میخواهم که تو بدانی چقدر برای من مهم هستی». ابراز حمایت عاطفی تلاشی برای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره رشد اجتماعی، سلامت خانواده، رضایت زناشویی، سلامت جسمانی Next Entries منابع پایان نامه درباره حمایت اجتماعی، حمایت ابزاری، حمایت عاطفی، زندگی روزمره