منابع پایان نامه درباره حقوق بشر، سازمان ملل، شورای امنیت، جامعه اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

زندگي فرهنگي،
4- ارتقاي همكاري فرهنگي بينالمللي. 48
از اين ميان، دو هدف دفاع از هويت خرده فرهنگها در مقابل فرهنگ جهاني و ارتقاي همكاري فرهنگي بينالمللي، همواره جز چالشهاي اصلي يونسكو محسوب ميشود و نيازمند توجه بيشتري هستند. زيرا ورود جهان به عرصه انفورماتيك و استفاده گسترده از فناوريهاي اطلاعاتي، اين الزام را در پي خواهد داشت كه سياستهاي راهبردي لازم را انديشمندان حوزه فرهنگي تدوين كنند. همچنین توسعه فرهنگي در دو سطح ملي و بينالمللي قابل بررسي است و هر يك از اين سطوح داراي الزامات خاص خود هستند. اما آنچه انكار ناپذير است و جز چالشهاي يونسكو محسوب مي شود، ايناست كه بدون تعريف توسعه فرهنگي در سطح ملي و تبيين الزامات آن، نميتوان در عرصه بينالمللي گام گذاشت، لذا سازمان يونسكو براي بيان كردن سياستهاي خويش در كشورهاي در حال توسعه و كمتر توسعه يافته كه داراي فناوري و توسعه كمي هستند، یا اصولا فاقد فناوري و توسعه و در نهايت فاقد توسعه فرهنگي هستند، با مشكلات عديده روبهرو ميشود. چرا كه يكي از اهداف توسعه فرهنگي در اعلاميه دهه جهاني توسعه فرهنگي يونسكو، دفاع از هويت فرهنگي ملتها و تعالي بخشيدن به آن بوده است. هويت فرهنگي، شامل هويت ديني، قومي، زباني، هنري، تاريخي و جغرافيايي هر كشوري است كه مستلزم توجه اساسي به آثار و بقاياي هويتهايي است كه بهصورت آموزههاي مكتوب يا شفاهي، اشيا، مكانها، سنتها، ارزشها و باورها در جامعه حضور و نفوذ دارند. گستره اين آثار و بقاياي هويتي ايجاب ميكند كه نظامي منجسم و دولتي مشتمل بر برنامههاي حمايتي، حفاظتي و ترويجي براي دفاع از هويتها و تعالي بخشيدن به آنها و توسعه فرهنگي تدوين شود. 49 اين موارد نيازمند وجود فناوري پيشرفته و توسعه فرهنگي در يك كشور است. اما در كشورهاي در حال توسعه و كمتر توسعه يافته كه داراي چنين فناوريهايي نيستند، سازمان يونسكو دچار چالش مي شود.
گفتار سوم– فقدان فرهنگ دموكراسي در كشورها
در ادبيات سياسي، فرهنگ دموكراسي به عنوان مجموعه روابط و اساس فكري و بينش جامعه دموكراتيك بيان شده است. بينشي كه امكان تجديد حيات انحصار طلبي و ديكتاتوري را به مرور زمان ريشهكن ميكند. اين تعريف گرچه جنبههاي مهمي پيرامون مبحث دموكراسي را پيش ميكشد، اما هنوز تعريفي ناروشن و كلي است. شايد بتوان گفت كه مفهوم واژهاي آزادي، آن طور كه “روزا لوگزامبورگ” 50 ابراز كرد، به درك وسيعتر مقوله فرهنگ دموكراسي كمك ميكند. او در انتقاد به انحصار طلبي بلشويكهاي روس، در تعريف كوتاه و پرمعني خود از آزادي اعلام نمود كه : “آزادي، همواره آزادي دگرانديشان است”.
جامعهاي كه در آن آزادي در انحصار يك قشر اجتماعي، يك حزب سياسي یا هواداران يك جهان بيني خاص باشد و دگرانديشان از تبليغ مرام و نظارت خود محروم بمانند، جامعهاي آزاد نخواهد بود. جامعهاي كه حق آزادي اقليتهاي قومي، مذهبي و سياسي را محترم نشمارد و حقوق آنان را زير پا بگذارد، مفهوم كلي و دقيقي از آزادي را كسب نكرده است.51 احترام به آزادي حتي در دورانهاي بحراني از جمله تعرض به تماميت ارضي كشور، هم ميبايست از بديهيات شمرده شود. بر همين اساس ميتوان تصوير دقيقتري از جوهر دموكراسي ترسيم نمود. تصويري كه دربرگيرنده شرايط ساختاري و معيارهاي سنجش دموكراتيك در جامعه باشد، چرا كه دموكراسي و آزادي اجزاي جدا ناپذير يك مقوله در يك رابطه اجتماعي هستند.
سازمان يونسكو كه از مهمترين موسسات تخصصي سازمان ملل ميباشد، در ديباچه اساسنامه خود علت جنگهاي خانمانسور اول و دوم جهاني را، انكار آرمان مردم مدارانه شرافت، برابري و احترام به نوع بشر و نيز نابرابري نژادها و انسانها ميداند و در بند 1 ماده1 اساسنامهاش هدف اصلي خويش را ايجاد همكاري بين ملل جهان از طريق آموزش، علم و فرهنگ براي حفظ صلح و امنيت بينالمللي بيان ميدارد كه بايستي احترام به عدالت، قانون، حقوق بشر و آزاديهاي بنيادين بشر براي همگان پيشبيني شده در منشور ملل متحد را بدون تمايز و در نظر گرفتن نژاد، جنسيت، زبان يا مذهب به اجرا در آورده شود؛ اما در مملكتي كه اساسيترين حقوق بشر يعني آزادي و دموكراسي رعايت نميشود، چگونه ميتواند رسالت خويش را اجرا كند؟ حكومتهاي ديكتاتوري تلاش ميكنند كه مردم تحت سلطه خويش را از هر گونه آگاهي و كمال بهدور دارند تا بتوانند ريشههاي حكومت خويش را مستحكمتر كنند و ابقاي خويش بر حاكميت را تضمين كنند. از طرف ديگر سازمان يونسكو كه رسالت اصلي خويش و آگاه كردن مردم و در نتيجه نزديك كردن ملتها بههم ميداند، در اين راه با چالش مواجه می شود. زیرا فرهنگ دموكراسي هنگامي در جامعه پاگرفته است كه اكثريت قابل ملاحظهاي از افراد و گروههاي اجتماعي و احزاب سياسي، حق موجوديت يكديگر و اقليتهاي قومي، ديني و مسلكي را بدون هيچ قيد و شرطي به رسميت شناسد و اصل عدم برتري بالقوه بيان يكديگر را بپذيرند و بر اين اصل تفاهم و توافقي اصولي داشته باشند و آن را ملاك عمل و اساس كارزار سياسي و اجتماعي خود قرار دهند. اين تعريف اگرچه تعريفي جامع و كامل از دموكراسي نيست و جامعهاي آرماني را در بر ميگيرد، كه شايد تاكنون هم ايجاد نشده است، اما در جامعهاي كه دموكراسي با چنين مفهومي پاگرفته باشد، جايي براي تجديد حيات انحصار طلبي باقي نخواهد ماند. جوهره ديدگاه انديشمندان سياسي درباره آزادي و اراده انسان اين است كه بشر به صرف بشر بودن داراي يكدسته حقوق بينادي است كه به هيچ بهانهاي نميتوان آنها را نقض كرد و مظهر اين حقوق بنيادين، آزادي و خودمختاري است. معناي آزادي ايناست كه مردم بتوانند سرنوشت خويش را به دست خويش تعيين نمايند. حكومتي كه مظهر چنين واقعيتي باشد، يك حكومت دموكراتيك است!52 اما در حكومتهاي غيردموكراتيك كه حكومت بهصورت ارثي به نسلهاي بعدي حكام انتقال مييابد و مردم هيچگونه نقشی در تعيين سرنوشت خويش ندارند، آزادي، حقوق بشر و عدالت وجود ندارد و مردم مجبور به قبول حرف روساي حكومت هستند. در حالي كه در حكومتهاي دموكراتيك، مردم خود صاحب اختيار سرنوشت خويش هستند و قدرت حكومت در دست مردم يا نمايندگان آنان است و تمام قدرتهاي حاكم بر مملكت ناشي از مردم است. بنابراين حكومت قراردادي است كه انسانهاي آزاد براي تنظيم امور خويش منعقد ميكنند. حكومت مجاز نيست اصلي بنيادين را كه اين قرارداد اجتماعي مبتني بر آنست را نقض كند. اين اصل بنيادين همان آزادي انسان هاست. روسو در اين باره ميگويد:
“تمام افراد بشر آزاد و مساوي خلق شده اند و هيچيك از آنها برديگري برتري ندارد و حق ندارد بر همنوعان خود مسلط شود. زور نيز هيچ حقي را ايجاد نميكند. بنابراين تنها چيزي كه ميتواند اساس قدرت مشروع و حكومت بر حق را تشكيل دهد، قراردادهايي است كه به رضايت بين افراد بسته شده باشد”. 53
اما بسياري از جوامع هم وجود دارند كه اين اصول در آنها رعايت نميشود. افراد به عنوان برده و كارگر گماشته ميشوند كه تنها حق زندگي كردن را دارند. نه حق بر توسعه، نه حق آموزش، نه آزادي و نه حقوق بشر؛ از هيچكدام از اين حقوق برخوردار نيستند. اين افراد محكوم به زنده ماندن هستند. مسلم است كه در اين جوامع كه آگاه كردن و آموزش افراد بر خلاف منافع حاكمان است، نه تنها سازمان يونسكو بلكه هيچ سازمان ديگري نميتواند در امور داخلي دخالت كند. تنها اين شوراي امنيت است كه ميتواند به بهانه نقض حقوق بشر به اقدامات نظامي دست بزند كه در بيشتر موارد به دلايل سياسي موفق به انجام آن نميشود. در چنين جوامعي اقدامات سازمان يونسكو بهدليل عدم وجود دموكراسي و آزادي با گرايشات نژاد پرستانه و فاشيستي روبه رو خواهد شد و موفقيتي كسب نخواهد كرد.
دموكراسي، روندي فرهنگي – اجتماعي است كه در برخورد، رفت و آمد و تجربه اندوزي مردمان شكل ميگيرد و هر پله از آن، كه ضرورت و زمينه پله بعدي است، بر دوش گروههايي از جامعه قرار دارد. 54 براي بهدست آوردن بينش صحيح درباره دموكراسي و دادن امكان واقعي براي درك آن، نه تنها بايد به حضور ديگران (ديگر انديشي) اندیشید، بلكه ميبايست اين ديگران را در مقام نيروي فرادست و خود را در جايگاه نيروي فرو دست جامعه جاي داد و آنگاه ديد كه تحت كدام شرايط خود حاضر به همزيستي هستيم! اما در جوامع غير دموكراتيك و ديكتاتوري، افرادي كه در راس حكومت قرار دارند، به هيچ وجه حاضر به از دست دادن جايگاه خويش نيستند و بههمين دليل تحت هيچ شرايطي همكاري با سازماني همچون يونسكو كه رسالت و هدف اصلي آن آگاه كردن مردم جهان از طريق آموزش و در نهايت نزديك كردن ملل با فرهنگهاي مختلف بههم ميباشد، كه اين امر نهايتا به حفاظت از صلح و امنيت بين المللي مي انجامد، نخواهد بود و اجازه فعاليت و انجام رسالتش را نخواهد داد.

نتیجهگیری فصل چهارم
اگرچه سازمان یونسکو در اجرای اهدافش با مشکلات و موانعی همچون اصل عدم مداخله، فقر توسعه فرهنگی و یا فقدان فرهنگ دموکراسی روبرو می شود، اما از سوی دیگر دست به راهکارهایی میزند که اگرچه این موانع را بهطور کلی از بین نمیبرد، حداقل بخشی از این نقاط ضعف را پر میکنند؛ از طریق جهانی کردن جامعه اطلاعاتی سعی در افزایش آگاهی و دانش مردم دارد و سوادآموزی جهانی از اصلیترین دغدغههای یونسکو محسوب می شود. از طریق گفتگوی میان تمدنها، تلاش میکند که ملتها را با فرهنگهای مختلف آشنا کرده و از این طریق باعث نزدیکی هرچه بیشتر ملتها به هم شود. با ارتباط و همکاری با سازمانهای غیردولتی بینالمللی، بر فعالیتها و کارکردهای خویش در حوزههای تخصصیاش میافزاید. از طریق این فعالیتها و راهکارهاست که سازمان روز به روز به هدف آرمانی و غایی خویش، که همان حفاظت از صلح و امنیت بینالمللی است، نزدیکتر میشود. قطعا چنین صلحی که از طریق همکاری و ارتباط میان ملتها، افزایش آگاهی و شناخت مردم با فرهنگهای مختلف ایجاد میشود، تاثیری دوچندان دارد نسبت به صلحی که از طرق نظامی وحتی قضایی ایجاد میشود.

نتیجه گیری نهایی

صلح و امنیت بینالمللی دارای دو مفهوم منفی و مثبت میباشد، اما در این پژوهش هر دو مفهوم مثبت و منفی را در بر میگیرد. یعنی نه تنها صلح و امنیت در فقدان جنگ و خشونت به وجود میآید، بلکه باید ملتها با یکدیگر دارای روابط دوستانه و همکاریها در سطح اعلای خود باشند. چنین صلح و امنیتی با حقوق بشر دارای ارتباط مستقیم است. در واقع میتوان گفت داشتن صلح و امنیت بدین معنا، از اساسی ترین حقوق بشر محسوب میشود که سایر حقوق بشری، نظیر حق بر توسعه، آزادی و نظیر اینها، در سایه وجود این حق شکل گرفته و توسعه مییابند. صلح و امنیت تنها در جوامع دموکراتیک، که آزادی بیان و برابری شهروندان وجود دارد به وجود میآید.
سازمان ملل متحد که وظیفه اصلی حفاظت از صلح و امنیت بینالمللی را به عهده دارد، طبق اساسنامهاش این وظیفه مهم را بر دوش شورای امنیت گذاشته است. اما شورای امنیت زمانی وارد عمل میشود که علیه صلح و امنیت تهدیدی جدی شده باشد، یا صلح و امنیت نقض شده باشد یا اینکه علیه آن تجاوزی صورت گرفته باشد. اما در این پژوهش ما به دنبال صلح و امنیتی هستیم که به راحتی قابل نقض شدن نباشد. برای نیل به این هدف، بایستی که پایههای صلح و امنیت چنان قوی باشد که با هر تهدیدی نلغزد و این میسر نمیشود مگر از طریق ایجاد ارتباط و همکاری میان ملتها. يكي از مهمترين طريق ايجاد صلح و تفاهم ميان ملتها، ايجاد همكاري در قلمروهاي تعليم و تربيت، علم و فرهنگ مي‌باشد. همكاري بين‌المللي در قلمرو امور فرهنگي و آموزشي از آن روي مفيد مي‌نمايد كه راههاي تفهيم و تفاهيم متقابل

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره توسعه فرهنگی، اصل عدم مداخله، سازمان ملل، افغانستان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشر، فرهنگ و ارتباطات