منابع پایان نامه درباره جغرافیای سیاسی، تقسیمات کشوری، نظام سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

یک دولت مستقل است. دولت های مستقل می توانند با اعمال حق حاکمیت ، روابط خارجی و امور داخلی خود را بر وفق تمایلات خود تنظیم نمایند. همچنین به معنای قدرت عالیه تصمیم گیری و اجرای تصمیمات در اختیار دولت است و هیچ نهاد اجتماعی دیگری از آن برخوردار نیست. .( روشن و فرهادیان ، 1385: 87)
7-2مفاهیم پایدار در جغرافیای سیاسی
همانطور که بیان شدکشور موضوع اصلی بحث در جغرافیای سیاسی است و مبحث محوری در آن شمرده می شود.در اینجا،برای دسترسی آسان به مفاهیم جغرافیایی-سیاسی در اصطلاحات “سرزمین یا بوم””مرز”و”ناحیه” “شهر” هر یک به طور جداگانه بررسی میشود.(مجتهدزاده:30:1386)
1-7-2بوم“
”بوم“ واژه‌اى است کهن در زبان فارسى که از يک‌سو با مفهوم ”ميهن“ برابر است و از سوى ديگر با مفهوم اروپائى ”سرزمين“ نزديکى پيدا مى‌کند. اگرچه واژه ‌”بوم“ در فرهنگ جغرافيائى سياسى فارسى‌ زبان کنونى مورد بررسى نيست و جائى در مباحث علمى ندارد، مى‌تواند همراه با مفهوم ”مرز“ وارد اين فرهنگ شود و جايگزينى پويا در فارسى براى واژه territory باشد؛ آنگونه که در فرهنگ جغرافياى سياسى باختر زمين آمده است.
به هرحال، ما در اينجا با مفهوم ”سرزمين“ سر و کار داريم آنگونه که مفهوم ”territory“ در فرهنگ جغرافياى سياسى اروپائى مورد بحث است. سرزمين را مى‌توان چهره افقى يا فيزيکى کشور تعريف کرد؛ مفهومى جغرافيائى که با توجه به مفهوم حکومت، جنبه‌اى سياسى پيدا مى‌کند و با توجه به آن مفهوم و مفهوم ”ملت“ پديده سياسى – جغرافيائى ”کشور“ را واقعيت مى‌بخشد. از ميان جغرافيدانان سياسى باختر زمين، پرفسور ژان ايونا گاتمن توانسته است کارآترين و رساترين تعريف را، تا اين تاريخ، از سرزمين يا ”بوم“ در رابطه با ”حاکميت“ حکومت ارائه دهد. وى در مقاله‌‌اى تحت عنوان ”گذران تکاملى مفهوم سرزمين“ در حالى‌که بر اين نکته تائيد دارد که مفهوم سرزمين در روزگاران ما همچنان دستخوش دگرگونى بنيادين و پر اهميتى است مى‌گويد۱:سرزمين هم مفهومى سياسى است و هم جغرافيائي، چراکه چهره جغرافيائى زمين هم جلوه‌گاه جدائى‌هاى سياسى است و هم از راه جريانى سياسى سازمان مى‌يابد.( .(www.aftabir.com
1-7-2مرز
در رابطه با تعریف مرز و سرحد، طبقه بندی انواع مرزها و کارکردهای مرز و سایر مباحث مرتبط با مرز، تلاش هایی از سوی جغرافیدانان سیاسی و برخی دیگر از کارشناسان رشته های مرتبط صورت گرفته است؛ از جمله می توان به فعالیت هایی که توسط دانشمندانی مانند هارتشورن، هولدیچ، جونز و کریستف اشاره کرد که به تعریف اصطلاحات مرز، سرحد و طبقه بندی انواع مرز پرداخته اند (زرقانی،17:1386). برخی از تعاریف اشاره شده ی مرز، از سوی دانشمندان مختلف عبارت است از: خط جدا کننده ی یک واحد از واحد دیگر را مرز گویند. خطوط مرزی، خطوط اعتباری و قراردادی هستند که به مننظور تحدید یک واحد بر روی زمین مشخص می شوند(میرحیدر،161:1386). مرزهای فضاهای انسانی توسط فعالیت های اجتماعی تعریف می شوند و بسته به نوع ماهیت فعالیت اجتماعی از انواع دقیق تا انواع نامشخص تغییر می نمایند(میرحیدر،7:1386).مرز حد فاصل دو کشور یا منطقه ای که صلاحیت سرزمینی بر روی آن پایان می یابد (آقابخشی،افشاری راد،57:1379) . خط پیرامونی که بخش پایانی گستره ی فعالیت یک ملت را مشخص می سازد و جنبه ای سیاسی پیدا می کند که مرز خوانده می شود (مجتهدزاده،4:1386). ریچارد مویر می گوید: “مرزها تا حدودی مانند چیزی خطی توصیف شده اند. در حقیقت مرزها در جایی به وجود می آیند که فصل مشترک های عمودی میان حاکمیت های کشوری از سطح زمین می گذرد . و همچنین پیتر تیلور می گوید: مرز مفهومی از درون به بیرون است و خط مشخصی است که جدایی را نشان می دهد. (زرقانی،18:1386).
3-7-2ناحیه
ناحیه به جایی گفته می شود که از وحدت و تجانس ویژه ای برخوردار بوده و این وحدت ممکن است طبیعی باشد و یا توسط انسان ایجاد گردد «گریفت تیلر»(شکوئی، 1382: 58).جغرافیای ناحیه ای تفاوتها و شباهتهای میان دو بخش از محیط انسانی را مورد مطالعه قرار می دهد و در تکاپوی یافتن پاسخی به دلایل این گونه تفاوتها از راه مطالعه مجموعه عواملی است که آن ناحیه را از دیگر نواحی متمایز می سازد. در این مطالعات بررسی اوضاع و شرایط محیطی ناحیه بسیار کوچکی چون یک روستای کوچک یا یک شهر می تواند مورد توجه قرار گیرد که چنین مطالعه ای را میکروجیوگرافی گویند. مطالعه نواحی گسترده، مانند منطقه خلیج فارس، جنبه ماکرودیویژن به خود می گیرد. جغرافیدانان ناحیه ای مطالعه بخشهای درونی ماکرودیویژنها را براساس مطالعه ویژگیهای فرهنگی کوچک درونی آنها پیگیری می کنند. این مطالعات ممکن است شامل تقسیم یک ماکرودیویژن به چند ناحیه برخوردار از ویژگیهای فرهنگی جدا از هم باشد؛ برای مثال عواملی چون زبان، کشاورزی، چهره جغرافیایی زمین مورد نظر یا شیوه خاص زندگی اقتصادی ساکنان آن یا آمیخته ای از همه این موارد برای تشخیص تفاوت میان هر یک از این نواحی یا نواحی دیگر، موضوع مورد مطالعه خواهند بود.یک ناحیه در جغرافیا، هنگامی قابل تشخیص است و از یک شخصیت یکپارچه و متمایز از دیگر نواحی جغرافیایی برخوردار است که عوامل پیوند دهنده اجزاء آن به خوبی آشکار و قابل شناسایی باشد. این عوامل پیوند دهنده ممکن است عوامل جغرافیایی یا فیزیکی باشد، مانند واقع شدن در محیط جغرافیایی ویژه ای که از محیطهای دیگر جدا و متمایز باشد یا واقع شدن در محیط اقتصادی ویژه ای که ساکنانش را به دلیل مشغله خاصی یکپارچه سازد، یا اینکه ممکن است عوامل فرهنگی و معنوی باشد که محیط جغرافیایی- سیاسی ویژه ای را پدید آورد. در مورد نخست، معمولا این گونه ناحیه ها به گونه استان، شهرستان، بخش و برزن تقسیم می شود و جغرافیای سیاسی کشور را شکل می دهد. در مورد دوم، معمولا این گونه ناحیه ها به گونه حوزه های انتخاباتی جدا از هم درمی آید و جغرافیای انتخاباتی کشور را واقعیت می بخشد. حدود نواحی جغرافیایی- سیاسی درون کشوری اغلب از ترسیم روی نقشه های تقسیمات کشوری فراتر نمی رود و به نسبت گستره شخصیت ناحیه ای ساکنان به گونه «شهر» یا «روستا» خودنمایی دارد یا به گونه تقسیمات کشوری : «استان»، «شهرستان»، «شهر»، «بخش»، «برزن» یا واحدهای کوچک تر تعیین و روی نقشه ترسیم می شود. گاه حدود این نواحی کاملا ذهنی است و چون از سوی حکومت به رسمیت شناخته نمی شود، روی نقشه جغرافیایی نیز ترسیم نمی گردد.
بدین ترتیب، ناحیه در جغرافیا ممکن است به کوچکی یک «محله» باشد یا به بزرگی یک «منطقه»، بی آنکه اندازه یا گستره جغرافیایی در پویایی سیاسی آن اثری داشته باشد(مجتهد زاده، 1386: 57).ناحیه بندی سرزمینی ریشه و سابقه در تمدن های کهنی مثل یونان باستان، روم و ایران باستان دارد. در بیشتر کشورهای دنیا به دلیل تفویض برخی از وظایف اداری – سیاسی حکومت ها در سطح کشورها از طرف مسئولین سیاسی به مردم و نیز تمایل ساکنان نواحی مختلف یک سرزمین برای دخالت و همکاری در امور مربوط به خود در سطح کشور موضوع ناحیه بندی سیاسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است(احمدی پور و دیگران، 1389: 46).
فرهنگ و عامل انسانی اساس شکل گیری ناحیه در جغرافیا هستند. از این رو، در دولت های قدیمی، نواحی فرهنگی، ناهمسانی زبانی، مذهبی و نژادی وجود دارد. وجود چنین نواحی فرهنگی در این دولت و حتی دولت های جدیدتر موضوعی شایع و متداول است. به هنگام سقوط دیگر سازمان های سیاسی، فضای مرزهای دولت در پیرامون مرکز یا مراکز ناحیه ای قدرت رشد کردند و گسترش یافتند. در جریان این تحول مرز دولت با موزاییک سخت سازه های قومی متفاوت همپوشی یافت که پیامد آن تشکیل دولت های چند قومیتی و چند ناحیه ای بوده است. برای نمونه کشور روسیه با وجود فروپاشی شوروی هم اکنون دارای 38 اقلیت ملی، 16 جمهوری خودمختار، 5 منطقه خود مختار و 10 ناحیه خود مختار است(غروی، 1373: 117).
3-7-2شهر
شهر محلی است با حدود قانونی كه در محدوده جغرافیایی بخش واقع شده و از نظر بافت – اجتماعی ، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمائی با ویژگیهای خاص خود بوده بطوری كه اكثریت ساكنان دائمی آن در مشاغل كسب ، تجارت ، صنعت ، كشاورزی ، خدمات و فعالیتهای اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خود كفائی نسبی برخوردار و كانون مبادلات اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت باشد.(کرمزادگان،57:1390)

8-2مفهوم سازماندهی سیاسی فضای جغرافیایی
مفهوم توامان دیگری که با موضو ع جغرافیای سیاسی در ارتباط است و در واقع از مهمترین موضوعات درجغرافیای سیاسی مفهوم سازماندهی سیاسی فضا است.نواحی سیاسی از ارکان سازماندهی سیاسی فضا محسوب شده که از یکسو تعیین مرز و از سوی دیگر تعیین مرکزیت دو موضوع مهم تقسیم بندی فضا است و به عبارت دیگر مرکزیت ، مجاورت و مرزهای واحد اداری – سیاسی سه مولفه اصلی در تقسیم بندی سیاسی فضا(تقسیمات کشوری) بشمار می آید.(عاملی، 1382:2) بدین جهت دولتها نسبت به تقسیم فضای سرزمین خود جدیت خاصی دارند. البته سطح اختیارات و قدرت تصمیم گیری و کارکرد سیاسی واحدهای تقسیماتی درون کشوری تا حد زیادی تابع نوع دولت و سیستم سیاسی سطح ملی می باشد بعبارتی دولت اعم از اینکه بسیط ، فدرال و یا ناحیه ای باشد نوع سازماندهی سیاسی فضا متفاوتی خواهد داشت (هوشیار، 1379:11)
سازماندهی سیاسی فضا اگر مهمترین موضوع دولتهای مدرن نباشد بدون تردید یکی از حساس‌ترین و مهمترین موضوعات آنها می‌باشدکه عوامل سیاسی ، اجتماعی، تاریخ و فرهنگ یک جامعه را به کمک می طلبد. سازماندهی سیاسی فضا تقسیم بندی یک پهنه سرزمینی براساس عوامل و محدوده های همگن اجتماعی، محیطی ، اقتصادی ، سیاسی و اداری به منظور اداره و مدیریت بهینه سرزمین و بهره برداری مطلوب و منطقی از منابع در راستای برقراری توسعه پایدار و به منظور ایفای نقش سیاسی می‌باشد.
انتخاب یک نظام تقسیمات کشوری متشکل از زیر مجموعه ها و تقسیم کارکرد های اداری مربوط به آن چیزی نیست که به سادگی به مصلحت اداری مربوط شود. آنچه که در اینجا اهمیت دارد پیوند های عاطفی و سیاسی میان مردم و مکان است. (مویر ، 1379:251) به واقع می توان گفت که سازماندهی سیاسی فضا تقسیم بندی سطح یک سرزمین به واحدهای متمایز سیاسی بر اساس معیارها و ملاکهای معین می باشد که فضای درون کشوری به تقسیم پهنه سرزمین ملی مبتنی بر ملاکهای معین می‌پردازد. این موضوع از مسائل مهمی است که یک کشور در حال رشد باید برای انجام برنامه‌ریزی‌های اقتصادی ، اجتماعی و اداره بهتر سرزمین و بهره برداری بیشتر به آن توجه کند و تا زمانیکه سازماندهی صحیح و مناسبی نداشته باشیم بازده هرگونه برنامه ریزی در سطح ملی ، منطقه‌ای و محلی ناچیز و احتمالا مغشوش خواهد بود. کارکردهای سیاسی و غیر سیاسی نواحی سیاسی ایجاب می‌کند که به منظور بهینه سازی و ارتقا سطح کارکردهای آن در چهارچوب کلیت دولت ملی سازمان و ساختار مناسب نواحی سیاسی ترتیب داده شود تا این واحدها بصورت مجموعه‌ای هماهنگ در جهت اهداف محلی و ملی دولت و نظام سیاسی به وظایف خود عمل کند .
سازماندهی سیاسی فضا با وجود تاثیر پذیری از نوع رژیم سیاسی ، شکل حکومت و مناسبات درونی قدرت در جامعه و دولت مقوله‌ای فنی و پیچیده است که جمعیت و پراکنش جغرافیایی آن ، مساحت کشور و تنوع فضایی آن ، ثروت اقتصادی و میزان تعادل و توازن منطقه‌ای آن و تهدیدها و جهت های درونی و بیرونی آن در شمار زیرساختهای آن بوده و هست.
در سازماندهی سیاسی فضا آنچه در گذشته مورد نظر بوده تکیه بر شاخصهای طبیعی ثابت و شاخصهای فرهنگی عمومی (زبان ، مذهب ، نژاد و قومیت ) نسبتا ثابت بوده است اما امروزه در سازماندهی سیاسی فضا با ترکیب شاخص های مختلف سعی می‌شود نواحی از همگنی نسبی طبیعی و انسانی برخوردار باشند (احمدی پور،1390:73 – 69)
به عبارتی مردم ساکن در محدوده یک کشور ، قلمرو نظام سیاسی و حکومت آن سرزمین را تشکیل می دهند در درون واحدهای سیاسی در سطح کشور مستقل به منظور تسهیل در اداره امور

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره جغرافیای سیاسی، افغانستان، نیروی دریایی Next Entries منابع پایان نامه درباره عوامل جغرافیایی، سلسله مراتب، ژئوپلیتیک