منابع پایان نامه درباره جغرافیای سیاسی، افغانستان، نیروی دریایی

دانلود پایان نامه ارشد

عوامل سیاسی،نظیر قدرت،قلمرو خواهی ،ترس و درگیری بر محیط زیست و چشم انداز جغرافیایی.فراتر از آن جغرافیدانان مطالعات خود را در مقیاس های مختلف محلی،ملی و جهانی انجام می دهند.(میرحیدر،3:1385)
امروزه طبق آخرين تعريف، نقش ويژه جغرافياي سياسي تحليل فضايي پديده‌هاي سياسي و شناسايي فرايندهاي سياسي است. هارتشورن در سال 1954 اولين تعريف منسجم زير را که اغلب جغرافيدانان آن را پذيرفتند، ارائه داد. «جغرافياي سياسي، تفاوتها و تشابهات سياسي منطقه اي و ارتباط آنها را با ساير تفاوت‌ها و تشابهات جغرافيايي بررسي مي‌‌کند».   با توسعه جغرافياي سيستماتيک و تئوريک نياز به يک تعريف جديد احساس مي‌شد.در اواخر دهه شصت ارائه و تعريف تغييرات ديدگاهي، اين علم را پديدار ساخت. جکسون کار اساسي جغرافياي سياسي را بررسي پديد‌ه‌هاي سياسي در جايگاه منطقه‌اي آنها تعريف کرد، در حالي که آکادمي ملي علوم در کميته ويژه جغرافيا مصالحه‌اي ميان ديدگاه‌ها ايجاد کرده و کار اساسي جغرافياي سياسي را بررسي ‌کنش متقابل منطقه جغرافيايي و فرآيند سياسي دانست. دو تن از جغرافيدانان به نامهاي کوهن و رزنتال با استفاده از متدولوژي جديد الگويي طرح کردند که نقش سياسي انسان در جامعه و ارتباط آن با سرزمين و نتايج حاصل از اين ارتباط را در تشکيل نظام سياسي نشان مي‌دهد.در اين الگو نقش سياسي انسان بصورت ايدئولوژي سياسي، ساختار سياسي و تصميم‌هاي اجرايي بروز مي‌کند.  فرآيندهاي سياسي از نيروهاي اجتماعي بوجود آورنده آنها جدا نيست چون اين نيروها به نهادهاي سياسي شکل مي‌دهند و فرآيند سياسي نيز از طريق همين نهادها عمل مي‌کند. بنابراين نظام سياسي از نيروهاي اجتماعي فرآيند سياسي و فضاي جغرافيايي مربوط به آن (که با هم‌کنش متقابل دارند) تشکيل مي‌شود. نظام سياسي نيز طيف وسيعي دارد که دو سر آن را نظامهاي کاملاً باز و يا کاملاً بسته تشکيل مي‌دهند. تقريباً تمام نظامها جايي را بين اين دو سر افراط و تفريط اشغال مي‌کنند. ارتباط نظام سياسي با سرزمين مستقيم و گسترده است. نظام باز، چشم‌اندازي بوجود مي‌آورد که محصول وابستگي متقابل است. براي مثال از الگوهاي فشرده سکونت، نمادهاي بهره‌برداري متمرکز از منابع، توسعه بندرهاي ورودي و پيدايش علامتهاي بين‌المللي مي‌توان نام برد. در نظام بسته، چون هدف خودکفايي است، چشم‌انداز بصورت ديگري ظاهر مي‌شود در اين نظام الگوهاي سکونت به صورت پراکنده ( نه مجتمع ) و بهره‌برداري از منابع بصورت غير متمرکز و گسترده، نمايان مي‌شوند در اين نظام به ايجاد تسهيلات و امکانات رفاهي در مکان مرکزي توجه بيشتري مي‌شود و علامتها و شعارهاي ملي، جانشين نمادهاي بين‌المللي مي‌گردد. بنابراين بر اساس ميزان باز و بسته بودن نظام سياسي، تغيير چشم‌انداز را مي‌توان پيش‌بيني کرد( www.ngdir.ir
جدول2:پیشینه مطالعات در زمینه جغرافیای سیاسی از نظر جغرافیدانان قدیم
نویسندگان
نظریه

ارسطو
وی معتقد بود که در یک کشور مستقل ایده آل و نمونه،نسبت بین جمعیت و وسعت قلمرو و کیفیت آنها مهم است؛همچنین برای پایتخت شدن یک شهر،شرایطی لازم است.وی همچنین درباره ترکیب ارتش و نیروی دریایی،چگونگی مرزها و سایر عوامل بحث کرده است و درتمام این بحث ها به ماهیت محیط فیزیکی به ویژه آب و هوا به عنوان یک عال نعیین کننده اشاره دارد.
استرابو
وی همانند ارسطو به تمایلات شدید ملی گرایانه خود بر این باور بود که میهن او یونان بهترین آب و هوا و در نتیجه بهترین شیوه حکومتی را دارد.
ابن خلدون
ابن خلدون نظریه معروف خود را درباره قبیله و شهر(دو واحد سیاسی قدرتمند زمان)ارائه داد و به نقش محیطی این واحد ها به عنوان عاملی تعیین کننده اشاره کرد.
کارل ریتر
ریتر نظریه رشد حکومت را مشابه آنچه که ابن خلدون در پنج قرن پیش از آ ارائه کرده بود مطرح کرد؛بااین تفاوت که آن را قابل قیاس با موجود زنده می دانست.به همین دلیل،نظریه وی را ارگانیسم(موجود زنده)می نامند.

(میرحیدر،4:1385)
2-6-2کشور مهترین مبحث در جغرافیای سیاسی
کشور مفهوم اصلی مورد توجه در مطالعات جغرافیای سیاسی است.کشور سرزمینی است کما بیش وسیع که مردمانی در آن ساکن هستند و قدرتی مستقل آن را اداره می کند (آشوری 1381: 259). کشور مستقل مهمترین عنصر تشکیل دهنده نقشه سیاسی جهان است و مهمترین بازیگر نظام بین المللی محسوب می شود.
شکل کشور: یکی از عواملی که نقش فوق‏العاده‏ای در سرنوشت سیاسی کشورها دارد شکل هندسی آن‏هاست. مراد از آن فاصله قطرهای یک کشور تا مرکز جغرافیای آن است. اصل شکل هندسی کشور تعیین کیفیت اعمال قدرت مرکزی بر پهنه کشور است. از این حیث نیز کشورها به چند دسته تقسیم می‏شوند:
  
1- کشورهاي جمع و جور (فشرده)
  برخي از کشورها شکلي جمعي و جور نزديک به دايره يا مستطيل دارند به سخن ديگر در اين کشورها اراضي کلاً در اطراف يک هسته مرکزي قرار گرفته است کشورهاي اروگوئه، بلژيک، لهستان، روماني، مجارستان و کامبوج نمونه‌هايي از اين گروه هستند.

   2- کشورهاي طويل
   به سرزمين گفته مي‌شود که طول آن حداقل 6 برابر عرض متوسط آن باشد. بهترين مثال براي اين‌گونه کشو رها شيلي، نروژ، توگو، گامبيا، ايتاليا، پاناما و مالاوي است
3.کشورهاي دنباله‌دار
   در برخي کشورها با وجود اين که بخش اعظم خاک آنها به شکل فشرده ديده مي‌شود وجود يک زايده وارد کشور دیگر باشد؛ مانند افغانستان، تایلند، برمه و زئیر.
بصورت شبه جزيره يا دالان که از بدنه اصلي دور شده و توسط خاک کشورهاي همسايه محصور شده است، شکل خاصي به آن مي‌دهد اين کشورها به کشورهاي دنباله‌دار موسومند بهترين نمونه اين زايده‌ها را مي‌توان در کشورهاي زئير و ناميبيا در آفريقا و کشورهاي افغانستان، برمه (ميانمار فعلي) و تايلند در آسيا مشاهده کرد.
  برخي کشورها داراي بخشهاي انفرادي و مجزايي هستند که توسط خاک کشور ديگر و يا آبهاي بين‌الملل از يکديگر جدا شده‌اند در نتيجه اين چند پاره شدن خاک، پي آمدهاي خاصي وجود دارد، معمولا ارتباط ميان بخشهاي پراکنده يک کشور مشکلتر از کشورهايي است که خاک پيوسته دارند. ايجاد وحدت ملي در چنين شرايطي به سختي صورت مي‌گيرد در چنين کشورهايي مساله انتخاب پايتخت که بايد در يکي از بخشهاي کشور باشد، منشا اختلاف ميان واحدهاي داخلي مي‌شود و نظارت موثر حکومت بر اين واحدهاي پراکنده با مشکل روبرو مي‌شود. به عنوان مثال مي‌توان از کشور اندونزي نام برد
کشورهای دایره‏ای:کشورهایی که در آن‏ها فاصله مرکز جغرافیا با مناطق پیرامون آن در تمام جهات هم‏شکل است؛ مانند فرانسه، بلژیک و سودان.
د. کشورهای پاره پاره: کشورهایی که مشتمل بر دو پا چند قسمت جدا از یکدیگر می‏باشند که توسط خشکی یا آب‏های بین‏المللی از هم جدا شده‏اند.
ه. کشورهای منگنه‏ای: کشورهایی که همه یا بخشی از یک کشور را در خود جای داده‏اند. کشورهای افریقای جنوبی از این نمونه‏اند(عزتی،78:1371)
موارد و مفاهیم دیگری که در این دانش مورد توجه و بحث قرار می گیرد،به گونه ای مستقیم و اثر گذار،با مفهوم کشور ارتباط پیدا می کند،و در بیشتر موارد این مفاهیم بدون مفهوم کشور پایدار نیست.یک کشور یک واحد سیاسی است و مجموعه ای از این واحدهای سیاسی،نقشه سیاسی جهان را تکمیل می کند.از نظر ساختاری،کشور از به هم آمیختن سه عنصر “سرزمین””ملت ” و “حکومت”پدیدار می آید.بنابراین کشور به عنوان اصلی ترین و مهمترین بحث در جغرافیای سیاسی از به هم پیوستن سه عنصر سرزمین ، حکومت و ملت بوجود می آید و با پیوند این سه عنصر است که در صحنه بین المللی به عنوان یک واحد سیاسی ایفای نقش می نماید. (مجتهد زاده ، 1386: 31)
جدول2-2: اجزاء جدایی ناپذیر یک موجودیت جغرافیای سیاسی(کشور)
اجزاء جدایی ناپذیر یک موجودیت جغرافیای سیاسی(کشور)
سرزمین
ملت
حکومت
منبع:(مجتهدزاده،31:1386)

1-1-6-2سرزمین
سرزمین یکی از عناصر بنیادین هر کشوری است . سرزمین فضای حیاتی تجمعی از افراد انسانی است که برای خود کشوری را به وجود آورده اند. سرزمین استقرار جمعیتی از افراد انسانی را بر خاک بخشی از سطح کره زمین مجسم می سازد و بیان می کند.(روشن و فرهادیان ، 1385: 140)    سرزمين دولت بايد مسکون و داراي جمعيت دائم باشد. يک منطقه بدون جمعيت يا با جمعيتي که بطور موقت در آن سکونت دارند، هر قدر هم بزرگ باشد دولت محسوب نمي‌شود.

  برخي ويژگي‌هاي اساسي سرزمين يعني وسعت، شکل و موقع جغرافيايي و اهميت سياسي آنها عبارتنداز:
   الف) توسعه ارضي:

   توسعه ارضي از چند طريق از جمله:

1- اشغال
2- مرور زمان
3- کشور گشايي
 4-واگذاري
5- توسعه طبيعي صورت مي‌گيرد
  
   ب) تحصيل حقوق
   گاهي حق استفاده از سرزمين، بدون انتقال عنوان يا حاکيمت آن از طرف يک دولت به دولت ديگر واگذار مي‌شود اين حقوق ممکن است زير عنوانهاي مختلف اجاره يا حقوق ارتفاقي حاصل شود.
   ج) وسعت سرزمين

   طبقه‌بندي کشورهاي از نظر وسعت به دليل گستره بسيار وسيع آنها، چندان مفيد به نظر نمي‌رسد. به علاوه، وسعت به تنهايي و بدون توجه به جمعيت و چگونگي پراکندگي آن موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي فيزيکي سرزمين (آب و هوا، ناهمواري و منابع طبيعي) نمي‌تواند معياري براي قدرت باشد. بنابراين بهتر است تفاوت ميان کشورها بيشتر از نظر کيفي نه کمي بررسي شود.  معمولاً وسعت زياد يک دولت، با اين تصور که از نظر آب و هوا و منابع طبيعي داراي تنوع بيشتري است و از نظر دفاعي و نظامي هم نسبت به کشورهاي کم وسعت برتري دارد به عنوان عامل قدرت مطرح مي‌شود. اگر کشوري در برگيرنده اراضي وسيع غير قابل کشت و خالي از سکنه باشد و جمعيت آن به واسطه کوهستاني و صعب‌العبور بودن و صحرايي بودن مناطقش، از يکديگر جدا افتاده باشند اداره چنين کشوري نياز به تاسيسات زير بنايي دارد که اين امر مستلزم هزينه زيادي است.  دولتهايي که سرزمين آنها به صورتي است که زمينهاي وسيع خالي از سکنه ميان مناطق پر جمعيت و حاصلخيز آن فاصله انداخته است، مثل منطقه «سپر» کانادا، سعي دارند با تشويق مردم به سکونت در مناطق بکر، آثار منفي اين وضع را جبران کنند.   نتيجه اين که بزرگي يا کوچکي وسعت سرزمين، به خودي خود، دليل قدرت يا ضعف آن نيست بلکه نکته مهم اين است که آيا سرزمين مي‌تواند تامين کننده نيازهاي مردم خود باشد يا نه، و برخورد مردم نسبت به سرزمين خود و بهره‌برداري از آن چگونه است؟

   د) شکل سرزمين

   پس از وسعت، شکل يکي ديگر از ويژگيهاي کالبدي دولت است که مي‌تواند بر کارکرد و روابط بين‌المللي آن تاثير داشته باشد. هر دولت به اين دليل که يک واحد سرزميني است، داراي شکلي خاص است که با ديگر دولتها تفاوت دارد. البته، اهميت آن اولاً از جهت فاصله‌اي است که ميان دورترين نقاط پيرامون و مرکز جغرافيايي کشور وجود دارد و ثانياً به دليل مشکلاتي است که از اين نظر ممکن است در اداره امور کشور به وجود آيد.
2-1-6-2ملت
ملت به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق می گردد که دارای حکومتی واحد هستند یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.
تعریف دیگری ملت به گروهی از مردم گفته می شود که به دلایلی خود را متعلق به یکدیگر و وابسته به هم می دانند این دلایل ممکن است ملموس و عینی باشد ماننند زبان و فرهنگ ، دین ، آداب و رسوم اجتماعی ، سرزمین مشترک ، تاریخ مشترک و عامل نژادی و یا مانند جهان بینی مشترک ، غیر ملموس و ذهنی باشد.(میر حیدر، 1385: 124)
3-1-6-2حکومت
   مردمي که در يک سرزمين زندگي مي‌کنند به نوعي نظام اداري نيازمندند تا بتوانند نقشهاي مورد نظر خود را ايفا کنند. هيچ دولتي بدون سازمان سياسي نمي‌تواند موجوديت پيدا کند.( (www.ngdir.ir

4-1-6-2حاکمیت
مهمترين وجه تمايز دولت از ساير واحدهاي سياسي حاکميت است. حاکميت در مفهوم خارجي آن به قدرت مطلقه دولت و اين که هيچ دولت و اين که هيچ قدرتي را برتر نمي‌شناسد اشاره دارد به بيان ديگر، استقلال و آزاد بودن از نظارت مستقيم يک قدرت خارجي، ذاتي دولت است.
حاکمیت قدرت ناشی از آزادی و استقلال

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره جغرافیای سیاسی، جغرافیای انسانی، نظام جهانی Next Entries منابع پایان نامه درباره جغرافیای سیاسی، تقسیمات کشوری، نظام سیاسی