منابع پایان نامه درباره توسعه شهر، مشارکت مردم، بخش اقتصاد، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

نوسازي بافت‏هاي فرسوده، مشاركت‏ناپذيري آنها و ناچيزانگاشتن نقش و جايگاه شهروندان در فرآيند نوسازي است كه باعث عدم تحقق طرح‎ها شده است. در طرح‎هاي بهسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده، سخن از مشارکت بسيار بکار رفته، با اين وجود راههاي موثر براي ايجاد انگيزه مشارکت در فرايند تهيه و اجراي طرح‎ها هنوز تا حدودي مبهم و ناکافي است. عليرغم مباحث بسيار گسترده در اين عرصه، مشارکتي شدن طرح‎ها چندان عملي نشده است و طرح‎ها در اجرا با موانع و مشکلاتي مواجه مي‏گردند و متعاقب آن بسياري از سرمايه‏هاي مادي و معنوي بدون بازدهي مناسب در حال هزينه شدن هستند. نوسازي شهري اساساً بايد توسط مردم انجام شود و دستگاه هاي متولي بايد هدايت کننده، برنامه ريز و سازمان دهنده باشند. محور اصلي نوسازي بايد مبتني بر مشاركت و حضور فعال مردم استوار باشد. بنابراين مهم‏ترين مسأله در برنامه‏ريزي اين قسمت از شهرها، توجه به عامل انساني ( ساکنان، مالکان، بهره برداران و مستأجران) و ميزان مشارکت آنها در فرايند برنامه‏ريزي مي‏باشد (رهنما، 1388، 13-12). نوسازي بافت‏هاي فرسوده شهري، از طريق تلاش‏هاي مشارکت جويانه شهرداري‏ها، مالکان بافت‏هاي فرسوده و ساير ذينفعان است ( عندليب، 1388، 43).
2-28-1- مشارکت27
مشارکت از حيث لغوي به معناي درگيري و تجمع براي منظوري خاص مي باشد در مورد معناي اصطلاحي آن بحث هاي فراواني شده است ولي در مجموع مي‏توان جوهره اصلي آن را درگيري، فعاليت و تأثير پذيري دانست (علوي تبار، 1379، 25). مشارکت به معني درگير شدن بسيار نزديک مردم در فراگردهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مؤثر بر زندگي است. ميزان مشارکت افراد در جامعه مردم سالار (محور) بر اساس خواست خود آنان و با معيار شايسته سالاري تعيين مي شود به عبارت ديگر مشارکت عبارت است از «فعاليت هاي ارادي و داوطلبانه اي که از طريق آن اعضاي يک جامعه در امور محله، شهر و روستاي خود شرکت مي کنند و به صورت مستقيم و غيرمستقيم در شکل دادن به حيات اجتماعي خود سهيم مي شوند (محسني تبريزي، 1369، 93). مشارکت فرآيندي است که طي آن گروه هاي ذينفع در جهت دادن به ابتکارات توسعه و تصميم گيري ها و منابعي که در زندگي تأثير دارد مداخله و نظارت دارند (World Bank, 2005, P:199). مشارکت عبارت است از باز توزيع قدرت که افراد را قادر به مداخله در فرآيندهاي سياسي و اجتماعي مي‏نمايد که قبلاً فاقد آن بوده و عمدتاً تعيين کننده منافع آتي افراد است(Arnestein, 1969, P:224). در گزارش توسعه انساني سال 1993 برنامه توسعه ملل متحد (UNPP) مشاركت چنين تعريف شده است. «مردم در فرآيندهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي كه زندگي آنها تحت تأثير قرار مي‌دهند درگيري نزديك و بلاواسطه‌اي داشته باشند. اين امر ممكن است كامل و مستقيم يا جزئي و غير مستقيم باشد. نكته مهم اينست كه مردم بر قدرت و تصميم‌گيري دسترسي ماندگار و مستمري داشته باشند» (UNPP,1982,162). بطور خلاصه مشاركت مردم عبارتست از: فرآيند و حق اساسي كه در طي آن مردم بطور عاقلانه28 و با آگاهي، اراده و رعبت در زمينه امري خاص با قبول گوشه‌اي از مسئوليت آن بطور گروهي سعي در ارضاي نيازهاي روحي و رواني فردي و گروهي خود و همبازي جهت رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده بر اساس نيازهاي واقعي اولويت بندي شده با در نظر گرفتن امكانات و محدوديتها جهت يافتن هويت فردي و جمعي در جامعه مي‌باشد. حال اگر محدوده مشاركت را شهر در نظر گرفته و نوعي از برنامه‌ريزي فرآيندنگر با چارچوبي مشاركتي را مدنظر قرار دهيم و عواملي چون عدالت اجتماعي، قانون توسعه پايدار و .. .را در آن دخيل كنيم برنامه ريزي شهري (شهرسازي) مشاركتي را خواهيم داشت.
2-28-2- ديدگاههاي فلسفي در زمينه مشاركت
ديدگاههاي فلسفي در زمينه مشاركت اصولاً از نظريه‌هاي مختلف در خصوص ساختار و عملكرد حكومتهاي محلي بطور اخص و از نظريه‌هاي مختلف در زمينه مشاركت كارگري بطور اعم نشأت مي‌گيرد. نظر دني استراب29 كه در كتاب “توسعه سازمان هاي شهرداري30” ارائه شده است. بطور كلي ديدگاههاي فلسفي در زمينه مشاركت مردمي را به 4 دسته زير تقسيم بندي مي‌نمايد كه عبارتند از:
– نظريه همراه ساختن31
– نظريه مشورتي32
– نظريه درمان آموزشي- اجتماعي33
– نظريه قدرت جامعه34
2-29- جايگاه مشارکت مردم در طرح‎هاي بهسازي و نوسازي بافت شهري
به طور کلي مي‏توان گفت که در اکثر طرح‎هاي توسعه شهري در بافت هاي قديمي و فرسوده شهري در کشور ما به ابعاد کالبدي و اقتصادي توجه مي شود و کمتر به ابعاد اجتماعي و فرهنگي آنها مي پردازند. نکته مهم در طرح‎هاي توسعه شهري در بافت قديم، مداخله در زندگي ساکنين آنهاست. کشيدن يک و چندراسته خيابان جديد در بافت مورد طراحي و تجاري کردن فضاهاي پيراموني، تملک آنها و واگذاري به بخش خصوصي در جهت رونق اقتصادي از نمونه اقدامات انجام شده در جهت ساماندهي و احياي بافت هاي قديمي و فرسوده در ايران بوده است. طرح‎هاي توسعه شهري به روش سنتي (از بالا به پايين) و به صورت پنهاني و پشت درهاي بسته تهيه مي گردد. روشهاي که در ادبيات رايج شهرسازي نوين از آن به روش جعبه سياه35 ياد مي‏شود (بحريني، 34:1377). بررسي ماهيت طرح‎هاي ساماندهي، نوسازي و بهسازي اين طرح‎ها را در زمره طرح‎هاي تفصيلي قرار مي دهد که براي محدوده مورد مطالعه تهيه مي گردد اما روند تهيه طرح‎هاي تفصيلي در گذشته به واسطه نگرش بخشي، از بالا به پايين و بدون بازخورد و نقش مردم در فرايند برنامه ريزي و تهيه طرح‎ها، موجب شده است که طرح‎هاي مذکور به اهداف مورد نظر دست نيابند (موسوي، 3,1385). تحليل تجارب ساماندهي، نوسازي و بهسازي بافت ها نشان داده است که بکارگيري الگوهاي سنتي و تهيه و اجراي طرح‎ها در بهترين وجه به يک نتيجه مي انجامد، تملک بافت به وسيله مراجع ذينفوذ، سرمايه گذاران بخش خصوصي و سپس تخريب بافت و جايگزين نمودن يک مجموعه شهري ناهماهنگ با هويت کالبدي، اجتماعي، فرهنگي بافت پيشين که بدون در نظر داشتن ماهيت بافت دست به تخريب بافت زده اند. در طرح‎هاي توسعه شهري در بافت هاي قديمي و فرسوده از روش هاي کلاسيک مانند خريد اجباري زمين از صاحبان و سلب مالکيت از آنها در جهت پيشبرد اهداف طرح و اجراي آن استفاده مي شود. اين ابزارها با مقاومت صاحباني که نمي‏خواهند مسکن‏شان را از دست بدهند مواجه مي شوند و از سوي ديگر آنها را از مزاياي بهبود فضاي شهري و ارزش افزوده طرح‎ها براي آنها محروم کرده و اين طرح‎ها را با نظام دموکراسي در تضاد قرار مي دهد. اين روش ها در حالي در کشور ما دنبال مي شود که حفظ ساکنان بومي اين بافت ها در طرح‎ها مسئله اي است که در اولويت برنامه‏هاي توسعه شهري در تمام کشورهاي دنيا قرار دارد. عدم مشارکت مردم به عنوان کساني قرار است پيشنهادهاي طرح به طور مستقيم بر زندگي آنها اثر بگذارد در فرايند تهيه برنامه‏ها و بررسي و تصويب آنها، باعث توجيه نشدن مردم نسبت به اهداف طرح و محتواي آن و تهيه طرح براساس زمينه فکري مشاور و کارفرما و تهيه شدن طرح بدون توجه به نيازها، خواسته و اولويت هاي مردم مي شود که اين موارد باعث مشارکت مردم در فرايند اجراي طرح‎ها و برنامه‏ها مي شود که اين موارد باعث مشارکت مردم در فرايند اجراي طرح‎ها و برنامه‏ها مي شود. به خصوص اگر اين نکته را مد نظر قرار دهيم که قسمت عمده اي از هزينه هاي اجراوي طرح به طور مستقيم و غير مستقيم توسط مردم پرداخت مي شود. از جمله سياست هاي ضد سازمان در مداخله در بافت هاي قديمي و فرسوده سياست حداکثر تملک و حداقل مشارکت است. که سازمان هاي مداخله گر بدون در نظر گرفتن ساکنين دست به تملک بافت بدون در نظر گرفتن آثار آن مي پردازند. بهسازي و نوسازي شهري اساساً بايد توسط مردم انجام شود و دستگاه هاي متولي بايد هدايت کننده، برنامه ريز و سازمان دهنده باشند.بستر مشارکت در تهيه طرح‎هاي شهري، در بسياري از کشورها و در نوع نگرش شهروندان آمده است اما در کشور ما، با توجه به اينکه موضوع منفعل و حتي کاملاً بدبين هستند، بستر سازي فرايند مشارکت بسيار حياتي است.

www.Urdo.org.ir منبع: شکل شماره 2: عندليب، 1389سياست و اقدامات حمايتي سازمان عمران و بهسازي
2-30- طرفين مشارکت
طرفين حقيقي در مسائل شهرسازي، همه ذينفوذان و ذينفعان طرح مذکور هستند؛ ولي در حال حاضر، طرفين امضاء کننده شرح خدماتي که به وسيله برنامه‏ريز (در حال حاضر نهادهاي دولتي و عمومي) تهيه مي‏شود، کارفرما و مشاور هستند. در صورتي که با توجه به اهميت مشارکت- که در حال حاضر براي همه جامعه حرفهاي مشخص شده است- بايد تمام کساني که به عنوان مشارکت کننده در طرح مورد خطاب قرار مي‏گيرند (ذينفعان و ذينفوذان) در تأييد طرح شرکت داشته باشند. از جهتي ديگر، در پايان، با توجه به اينکه ارزيابي براي برنامه‏ريزي طرحي که قرار است در مورد آن نظر دهند، ضروري به نظر مي‏رسد.
بر اين اساس طرفين مشارکت‏کننده در طرح، در جامعه کنوني ايران را مي‏توان گروه‏هاي زير دانست:
– سياستگزار (دولت و سياستگزاران شهري)
– کارفرما (دولت، وزارتخانه‏هاي تابعه و نهادهاي زير نظر دولت، شهرداريها)؛
– مشاور طرح
– مردم
– نهادهاي مردمي (NGO ها، نهادهاي محلي و …)
– سرمايه‏گذاران و بخش اقتصادي شهر مانند بازار
– جامعه حرفه‏اي و نخبگان (اقتصاددانان، جامعه‏شناسان، روانشناسان شهري و …)
– پيمانکار
دخالت طرفين مشارکت در طرح‎هاي مختلف داراي ارزشهاي مختلفي خواهد بود. هر چه مقياس طرح، کوچک‏تر شود از ارزشهاي حضور گروههاي بالا (سياستگزار) کم شده و به ارزش گروههاي پايين (مردم) افزوده مي‏گردد. به عبارت ديگر، هر چه از طرح‎هاي مقياس کلانشهري به مقياس محله و بلوک شهري، واحد همسايگي و بنا نزديک مي‏شويم، ارزش تأييد و نظارت مردم افزايش مي‏يابد (پورسراجيان، 1387: 818).
اهداف نوسازي از طريق مشارکت فعال مردم در نوسازي بافت‏هاي فرسوده
با توجه به مطالب بالا مي‏توان فرايند تحقق اهداف نوسازي از طريق مشارکت فعال مردم در نوسازي بافت‏هاي فرسوده شهري را بصورت زير نمايش داد (عندليب، 1389،383):
امروزه ضرورت مشارکت شهروندان در نوسازي بافت‏هاي فرسوده بر کسي پوشيده نيست و با توجه به سطوح وسيع بافت هاي فرسوده و قبول اين كه دولت و شهرداري به تنهايي توان تصدي و اجراي عمليات نوسازي بافتها را ندارند، لازم است با اتخاذ تمهيداتي نسبت به جلب مشاركت موثر مردم در فرآيند نوسازي اين بافتها اقدام گردد. شيوه‏هاي جلب و جذب مشارکت شهروندان در طرح‎هاي نوسازي بافت هاي فرسوده بسيار ضعيف بوده و اصولاً وجود ندارد. بررسي تجارب پيشين نمايانگر اين واقعيت است که اتخاذ سياستهاي اجباري و اجتناب‏ناپذير و يا تعيين زمان‏هاي محدود براي بهسازي و نوسازي، باعث کم شدن متقاضيان طرح و در نتيجه عدم توفيق طرح گرديده است.
توجه به مطالعات صورت پذيرفته در زمينه عمران و نوسازي مشارکت شهروندان حداقل بر استدلال‏ها و منافع ذيل استوار مي باشد: افزايش کارايي، بهبود سطح زندگي و معيشت، شرط تحقق جامعه مدني، تعلق خاطر بيشتر مردم به برنامه‏ها، کاهش تعارضات، احساس کرامت و ارزشمندي، تاثير در هدف، تاثير در پذيرش طرح‎ها و برنامه‏ها، کاهش زمان اجرا، بهبود کيفيت، تاثير در استفاده بهينه از طرح، رشد آگاهي مردم، کاهش انتخاب رهيافت مشارکتي.
براي تحقق مشاركت مردم و بخش غيردولتي ، لازم است در دو زمينه تمهيدات لازم ، فراهم شود .
از سوي حاكميت« شامل حاكميت ملي ( دولت ) ، حاكميت محلي ( شهرداري ها ) و شبه حاكميت ( سيستم بانكي ، مالي و اعتباري كشور )» براي ايجاد انگيزه و توانمندسازي بخش غير حاكميت ( يعني مردم شامل ساكنان و مالكان واحدهاي فرسوده ، سازندگان و سرمايه گذاران ) بسته حمايتي كامل و موثر تدارك ديده شود . اين بسته حمايتي ، براي موثر شدن بايد شامل مواردي همچون تسهيلات ساخت بلندمدت و ارزان قيمت با شرايط سهل و آسان براي كليه كاربري ها و در تمامي مراحل پروژه هاي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره بافت فرسوده، توسعه شهر، مشارکت مردم، صاحب نظران Next Entries منابع پایان نامه درباره توسعه شهر، بافت فرسوده، اعتماد متقابل