منابع پایان نامه درباره تمرین تناوبی، اکسیژن مصرفی، اکسیداسیون، بهبود عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد

که بهبود معنی دار در اوج توان و متوسط توان بی هوازی پس از هفت هفته تمرینات تناوبی شدید بدست آمد(37). در افراد فعال هم هشت هفته تمرین تناوبی شدید موجب افزایش اوج توان بی هوازی و متوسط توان بی هوازی می‌شود.
تمرینات تناوبی برای بهبود عملکرد هوازی و بی هوازی
سازگاری‌های فيزيولوژيكي ايجاد شده در ورزشكاران به نوع، ساختار و ویژگی‌های برنامه‌های تمريني بستگي دارد(40). تنظيم برنامه‌های تمريني و استفاده از روش‌های مختلف آن در كنار بهره گيري از اصول تمريني همچون اصل اضافه بار، مقاومت فزاينده، تنوع تمريني، تفاوت‌های فردي و … براي هر ورزشكار در هر سطحي ضروري است و سبب بروز و ايجاد سازگاری‌های خاص فيزيولوژيكي، جسماني و بيولوژيكي در ورزشكار می‌گردد. در ادامه بحث بر اساس متغیرهای درگير در تحقيق به بيان نمونه‌ای از روش‌های تمريني پرداخته می‌شود.
در این نوع تمرین، مراحل فعالیت به طور متناوب با استراحت یا کاهش فعالیت همراه است. تمرین تناوبی بسیار متنوع بوده و ممکن است ساده، پیچیده، فشرده و یا گسترده باشد و تناوب آن می‌تواند بر حسب زمان، مسافت و یا ضربان قلب تغییر کند.
در تمرین تناوبی ساده که متداول‌ترین نوع تمرینات تناوبی است مسافت یا زمان فعالیت و مراحل استراحت آن از ابتدا تا انتهای یک دوره تمرینی ثابت می‌باشد. در تمرین تناوبی پیچیده، مسافت و زمان در مراحل مختلف فعالیت و استراحت تغییر می‌کند. زمانی که شدت مراحل فعالیت در تمرین تناوبی زیاد و با استراحت کم همراه باشد، تمرین تناوبی فشرده نامیده می‌شود، در حالی که کاهش شدت فعالیت در حد متوسط و افزایش مدت زمان استراحت سبب تبدیل تمرین تناوبی فشرده به تمرین تناوبی گسترده می‌شود(39).
اجرای وهله‌های تکراری فعالیت با دوره‌های ریکاوری (فعال یا غیرفعال) در بین وهله‌ها، پس از یک دوره تمرین سبب تغییرات فیزیولوژیکی شده که در بهبود عملکرد مؤثر است. میزان پاسخ به تمرین تناوبی به شدت، مدت، تعداد تکرار و دوره‌های ریکاوری بین وهله‌های فعالیت بستگی دارد. جنس ، سن، ژنتیک و آمادگی اولیه افراد نیز در میزان پاسخ به تمرین دخالت دارند. عموماً از نسبت‌هایی از فعالیت به استراحت و یا برگشت ضربان قلب به درصد معینی از حداکثر برای تعیین مدت زمان ریکاوری استفاده می‌شود. تمرین با شدت کم و یا ریکاوری طولانی منجر به فقدان پیشرفت و تمرینات با شدت بسیار زیاد و یا ریکاوری کوتاه مدت منجر به بیش تمرینی می‌شود(40).
یکی از موارد مهمی که در تمرینات باید در نظر گرفته شود، ویژگی تمرین است. اطلاعات اندکی در رابطه با تأثیر ویژگی تمرین بر پارامترهای لاکتات و 〖Vo〗_2 maxوجود دارد. در همین راستا پیرس21 (1990) تأثیر دو برنامه تمرینی مختلف (استفاده از چرخ کارسنج و نوارگردان) را بر برخی از متغیرهای فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار داد. براساس یافته‌های تحقیق، افزایش مشابهی در مقادیر 〖Vo〗_2 max در هر دو گروه مشاهده شد، در حالی که میزان اکسیژن مصرفی در آستانه بی هوازی در آزمون‌هایی که چرخ کارسنج تمرین کرده بودند، فقط به هنگام رکاب زدن (38%) افزایش نشان داد(38). بنابراین به نظر می‌رسد که آستانه لاکتات نسبت به 〖Vo〗_2 max به ویژگی تمرین حساس‌تر است(16). تمرینات تناوبی را می‌توان بر اساس متغیرهای شدت، حجم و مراحل ریکاوری به تمرینات تناوبی بی هوازی و هوازی کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم بندی نمود.
1-4- تمرینات تناوبی بی هوازی
در این تمرینات، متابولیسم بی هوازی به نسبت بیشتری از متابولیسم هوازی به کار گرفته می‌شود. تحقیقات متعددی بر روی این گونه تمرینات صورت گرفته است. هدف اکثر این مطالعات درک روش‌های مختلف تمرین بر متابولیسم بی هوازی بدون لاکتات، بی هوازی با لاکتات و هوازی با در نظر گرفتن مدت زمان ریکاوری (زمان بازسازی کراتین فسفات) می‌باشد.
براساس نظرمارگاریا22، در تمرینات تناوبی بی هوازی(〖Vo〗_2 max 160% در 10 ثانیه ) زمان رسیدن فرد به واماندگی به زمان ریکاوری بین وهله‌های فعالیت بستگی دارد. زمانی که ریکاوری 10 یا 20 ثانیه باشد، کل زمانی که با سرعت بالاتر از بیشینه طی می‌شود حدود 100 و 200 ثانیه است. دو برابر کردن زمان ریکاوری سبب افزایش کار انجام شده تا دو برابر می‌شود. میزان تجمع اسیدلاکتیک برابر 11، 7.5 و2.5 میلی مول بر لیتر برای زمان‌های 10،20 و 30 ثانیه ریکاوری گزارش شده است. بنابراین زمان ریکاوری یک عامل تعیین کننده برای بکارگیری مسیرهای بی هوازی و هوازی است. در اولین وهله فعالیت حدود 90% انرژی از طریق فسفاژن تأمین می‌شود. در طول 25 ثانیه استراحت حدود45% از کراتین فسفات دوباره سازی می‌گردد. در دومین وهله فعالیت، انرژی کمتری (75% ) از فسفاژن تأمین شده و در نتیجه گلیکولیز بی هوازی درگیر شده و تجمع اسید لاکتیک شروع می‌شود. تمرینات تناوبی بی هوازی با توجه به طول زمان ریکاوری، مسیرهای متابولیسمی کاملا متفاوتی را درگیر می‌کنند(42).
مسیرهای بی هوازی بدون لاکتات (کراتین فسفات) و با لاکتات (گلیکولیز) در شروع فعالیت بیشینه فعال می‌شوند. با این حال، توانایی تکرار وهله‌های فعالیت با سرعت بیشینه به مدت زمان ریکاوری بستگی دارد که اثرات متفاوتی بر مسیرهای بی هوازی می‌گذارند. علاوه بر این دوباره سازی کراتین فسفات به سطح استقامتی فرد نیز بستگی دارد. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که تمرینات تناوبی بی هوازی سبب بهبود 〖Vo〗_2 max می‌شوند. براساس گزارش فاکس23، این نوع تمرینات سبب افزایش 15 درصدی 〖Vo〗_2 max مردان و زنان می‌شود(15).
یافته‌های تحقیقات نشان می‌دهند که پس از تمرینات تناوبی بی هوازی، حداکثر توان حدود 13درصد و میانگین توان در تکرارهای 30 ثانیه‌ای 27درصد افزایش می‌یابد. این تغییرات باافزایش غلظت کراتین فسفات عضلانی زمان استراحت در ارتباط نمی‌باشد، بلکه با افزایش تولید انرژی از طریق گلیکولیز بی هوازی مرتبط است. تارهای عضلانی نوع I به دلیل ظرفیت هوازی بالاتر نسبت به تارهای نوع II در پر کردن ذخیره‌های کراتین فسفات در طول دوره‌های استراحت درگیرند. به علاوه، تارهای کند انقباض در حذف لاکتات تجمع یافته در دوره‌های فعالیت، بیشتر از تارهای نوع تند انقباض درگیر می‌شوند. تمرینات تناوبی سرعتی توانایی مصرف کراتین فسفات را افزایش می‌دهند که با دوره‌های استراحت کافی( حداقل 4 دقیقه) دوباره ذخیره می‌شوند و در نتیجه متابولیسم بی هوازی بدون لاکتات افزایش و گلیکولیز بی هوازی کمتر درگیر می‌شود. ضمن این که برای افزایش توانایی پرکردن سریع ذخایر کراتین فسفات، تارهای عضلانی با ظرفیت اکسیداتیو بالا مورد نیاز است. لازم به یادآوری است، چنان چه دوره‌های استراحت کوتاه باشد، متابولیسم بی هوازی لاکتیکی به میزان بالایی درگیر شده و افزایش اسیدوز می‌تواند تولید کراتین فسفات را از طریق کراتین کیناز میتوکندریایی مختل کند. همچنین بیک هم24 و همکاران گزارش کردند که اجرای تمریناتHIIT به صورت تناوب‌های كوتاه به همراه ريكاوري هاي كوتاه يا تناوب‌هایطولانی‌تر به همراه ريكاوري هاي طولانی‌ترمی‌تواند ظرفیت بی هوازی و زمان واماندگی را افزایش دهد. در همین راستا نشان داده شد که تناوب‌های كوتاه 5 تا 15ثانيه ای با ريكاوري هاي كوتاه (نسبت كار به استراحت 3/1 )، می‌تواند سبب افزايش ظرفيت بي هوازي و زمان واماندگي دویدن روي نوارگردان شود(43).
2-4-تمرینات تناوبی هوازی کوتاه مدت
در این تمرینات که وهله‌های فعالیت برای مدت زمان 30 تا 60 ثانیه‌ای به طول می انجامد متابولیسم هوازی به نسبت بیشتری از متابولیسم بی هوازی به کار گرفته می‌شود(39). این نوع تمرینات درمقایسه با تمرینات تداومی با استفاده بیشتر از لیپیدها از تخلیه گلیکوژن جلوگیری می‌کند. تارهای عضلانی در تمریناتی با شدت 〖Vo〗_2 max 100% که به صورت تداومی به مدت 6 ـ 4 دقیقه انجام شود در مقایسه با تمرینات تناوبی با شدت 〖Vo〗_2 max 112%(15 ثانیه کار و 15 ثانیه استراحت) به یک صورت تخلیه نمی‌شوند. پس از 60 دقیقه تمرینات تناوبی، تخلیه گلیکوژنی معنی دار و مشابهی در تارهای عضلانی I و II صورت می‌گیرد، در صورتی که در تمرینات تداومی شدید، تخلیه گلیکوژن در تارهای نوع II نسبت به تارهای نوع I بیشتر است. در حقیقت، تخلیه گلیکوژنی در تمرینات تناوبی بینابین فعالیت زیر بیشینه با شدت 〖Vo〗_2 max 50% و فعالیت بیشینه تداومی با شدت 〖Vo〗_2 max 100% است. در فعالیت‌های تناوبی با ریکاوری فعال، فراخوانی نوع تارهای عضلانی و افزایش گلیکوژنولیز شبیه به فعالیت تداومی با شدت 〖Vo〗_2 max 100 % است، ولی تخلیه کمتر گلیکوژن در طول فعالیت تناوبی توسط دخالت بیشتر متابولیسم اکسیداتیو لیپیدها قابل توجیه است. افزایش سطوح آدنوزین تری فسفات، کراتین فسفات و سیترات در انتهای هر وهله فعالیت تناوبی باعث تضعیف گلیکولیز در اوایل مرحله بعدی فعالیت می‌شود(16).
اکسیژن ذخیره در میوگلوبین (400 میلی لیتر) حدود نصف اکسیژن مورد نیاز دوره‌های کوتاه فعالیت تناوبی را تأمین می‌کند. افزایش دسترسی به اکسیژن، ناشی از بارگیری مجدد ذخیره‌های میوگلوبین در دوره‌های استراحت، سبب افزایش تولید ATP از طریق هوازی می‌شود. آستراند25 به منظور وارد کردن حداکثر فشار بر سیستم انتقال اکسیژن، دوره‌های تناوبی10 ثانیه فعالیت، 5 ثانیه استراحت را پیشنهاد می‌کند. به نظر می‌رسدکه کمبود اکسیژن26 دلیلی برای استفاده از دیگر منابع انرژی نظیر فسفات‌های پر انرژی و اکسیژن متصل به میوگلوبین است(29).
سرعت در وهله‌های تناوبی کوتاه 10 ثانیه‌ای و ریکاوری 10 ثانیه، بالاتر از فعالیت تداومی با همان سطح لاکتات است. در حین ریکاوری، ذخیره اکسیژن میوگلوبین تجدید می‌شود، اما احتمالا در این مدت کوتاه، سنتز مجدد کراتین فسفات صورت نمی‌گیرد. با دوره‌های ریکاوری طولانی‌تر(30 ثانیه) افزایش سرعت در مقایسه با فعالیت تداومی حدود 5/1 برابر بیشتر از زمانی است که دوره‌های ریکاوری 10 ثانیه باشد.
در تمرینات تناوبی با شدت 100 درصدv〖Vo〗_2 max و طول وهله‌های فعالیت 2 دقیقه و استراحت غیرفعال، اکسیژن مصرفی برابر با 95 درصد v〖Vo〗_2 max و سطح لاکتات حدود 5/2 میلی مول است. بر اساس گزارش بیلات27، فعالیت‌های تناوبی 30 ثانیه‌ای با شدت 100 درصد v〖Vo〗_2 max و30 ثانیه ریکاوری با شدت 50 درصد v〖Vo〗_2 max باعث می‌شود که دوندگان حتی در دوره ریکاوری از تکرار پنجم تا آخرین تکرار در حداکثر اکسیژن مصرفی باقی بمانند. این نوع تمرین تناوبی با ریکاوری فعال سبب می‌شود تا ورزشکاران به مدت 10 دقیقه در حداکثر اکسیژن مصرفی قرار گیرند و در این حالت میانگین لاکتات خون حدود 4/7 میلی مول در لیتر گزارش شده است(44). اجرای تمرینات تناوبی با شدتv〖Vo〗_2 max علاوه بر بهبود عملکرد استقامتی، 〖Vo〗_2 max را به حداکثر می‌رساند و باعث افزایش معنی داری در دانسیته میتوکندریایی می‌گردد. این نوع تمرینات همچنین محرکی برای برداشت و حذف لاکتات است(هر چه سطح تولید لاکتات بیشتر باشد، برداشت آن بیشتر می‌شود). استفاده از ریکاوری فعال در بین وهله‌های تناوبی نه تنها سبب می‌شود که فرد در حداکثر اکسیژن مصرفی نگه داشته شود، بلکه به عنوان محرکی برای برداشت لاکتات و حفظ سطوح لاکتات در سطح یکنواخت نیز می‌باشد. تمرینات تناوبی هوازی کوتاه مدت تأثیر اندکی برافزایش 〖Vo〗_2 max دوندگان نخبه دارد، ولی این نوع تمرینات سبب بهبود RE و 〖Vo〗_2 max در دوندگان پایین‌تر از نخبه می‌شوند. کاهش تهویه ریوی، بهبود RE و افزایش اکسیداسیون چربی‌ها به دنبال تمرینات تناوبی کوتاه مدت در مقایسه با تمرینات تداومی گزارش شده است. در تمرینات تداومی، افزایش نسبی در میزان تنفس با افزایش پیروات و پالمیتیل کارنیتین برابر است و بنابراین فعالیت آنزیم‌های درگیر در اکسیداسیون پیروات(پیروات دهیدروژناز) نسبت به آنزیم‌های درگیر در اکسیداسیون اسیدهای چرب افزایش می‌یابد. برعکس در تمرینات تناوبی، افزایش نسبی در میزان تنفس با افزایش پالمیتیل کارنی تین همراه است تا افزایش پیروات و بنابراین آنزیم‌های درگیر در اکسیداسیون اسیدهای چرب به میزان بیشتری افزایش می‌یابد ت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره اکسیژن مصرفی، ورزشکاران، تمرینات استقامتی، اکسیداسیون Next Entries منابع پایان نامه درباره تمرینات مقاومتی، تمرین مقاومتی، اکسیژن مصرفی، قدرت عضلانی