منابع پایان نامه درباره تعلیم و تربیت، طراحی آموزشی، سازنده گرایی، رویکرد شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

دانش آموز و تکالیف112 است. (ویلیامز و بوردن113 ، 2000). از نظر آویرام (2000) یک محیط یادگیری ساخت و سازگرا، محیطی است که دانش آموزان را برای کار کردن با یکدیگر در یک جامعه ی پژوهنده، جامعه ای متفکر؛ همراه با تشریک مساعی قادر سازد. همچنین اعتقاد بر این است که محیط غنی اجتماعی، همراه با گفتگو و مذاکره و همکاری دانش آموزان با یکدیگر در تقویت و ماندگاری یادگیری دانش آموزان تاثیر بسزایی دارد. ویژگی متمایز رویکرد مبتنی بر ساخت و سازگرایی در مقایسه با رویکردهای معمول، تحوّل در نظام ارزشیابی است. ساخت و سازگراها ارزشیابی تکوینی را در مقابل سایر ارزشیابی ها ارج می نهند. (سیف، 1385؛ فردانش و کرمی، 1387 ؛ کرمی، 1388). به عبارتی دیگر، آنها، به جای اندازه گیری میزان خوب یا بد عمل کردن دانش آموز، به سمت ارزیابی این که یک دانش آموز به چه مقدار و چه نوع کمکی نیاز دارد تا موفق شود، حرکت می کنند. حوزه ي ساخت و سازگرایی در چند دهه ي اخیر به عنوان یكي از مباحث مدرن پژوهشي در آمده است. به طوری که بنا به گفته ی متهیوس114 (1998 ) و جمعی از متخصصان امر تعلیم و تربیت، در سه دهه ي گذشته بیش تر از 5000 مقاله ي علمي درباره ي جنبه های مختلف سازنده گرایی و رابطه ي آن با تعلیم و تربیت منتشر شده است. (نقل در سیف، 1384). که البته طي سال هاي اخیر تراكم تحقیقات در این حوزه بسیار بیشتر شده است به عنوان مثال: انجمن معتبر « جامعه ملي مطالعه درباره ي تعلیم و تربیت115 » دانش نامه ي سال 2000 خود را با عنوان «سازنده گرایی و تعلیم و تربیت116 » انتشار داده است كه نشان از اهمیّت این موضوع در دهه ي گذشته دارد. تحقیقات صورت گرفته در این رابطه (حیدر زادگان و همکاران،1386؛ شیخ زاده و مهر محمدی، 1383: فردانش و کرمی، 1387) و ( لرد117، 1997: کارال و ریسقلو118 ، 2009 و هرینگتون و الیور، 2009) نیز همگی بر اثربخشی این رویکرد اذعان داشته اند. (منصوری، 1391)

2-19-1-ساخت و سازگرایی و یادگیري اکتشافی

یادگیري اکتشافی روش تدریسی مبتنی بر نظریه ساخت و سازگرایی است. در این روش، یادگیرنده در موقعیت حل مسئله قرار می گیرد تا با استفاده از تجارب قبلی و دانشِ دراختیار خود، حقایق و روابط جدید را درك کرده و یاد بگیرد. در این روش، دانش آموزان از طریق بررسی و دست ورزي119 با اشیا، دست و پنجه نرم کردن با سؤالات و بررسی نظرات مختلف، یا انجام آزمایش در دنیاي واقعی و در محیط اطراف خود، به تعامل می پردازند. شعار اصلی این روش«یادگیري از طریق انجام دادن » است. در نتیجه از چنین آموزشی، انتظار می رود که دانش آموزان، مفاهیم و دانش کشف شده را از آن خود بدانند و در موقعیت هاي جدید مسئله اي، آنها را به راحتی به یاد آورده و به کار ببرند یادگیري اکتشافی براي اولین بار در دهه ی 60 میلادي توسط برونر120 معرفی شد، البته روان شناسان و فیلسوفان آموزشی چون دیویی ، پیاژه ، و ویگوتسکی به ایده هاي اصلی آن از قبیل یادگیري فعال، فرایند محور، و در برگیرنده تعامل با دنیاي اطراف، قبلا اشاره کرده بودند .به عقیده برونر، دانشی که یادگیرندگان به کوشش خود کشف می کنند، بهترین نوع دانش براي آنان است. (نقل شده درانگلیش و هالفورد121 ، 1995). (بیکنل- هلمز و هوفمن122 ، 2000 ، نقل شده در کاسترونو123، 2002) سه جنبه عمده یادگیري اکتشافی را به صورت زیر توصیف می کند:
کاوش و حل مسئله براي پدید آوردن، یکپارچه سازي، و تعمیم دانش.
فعالیت هاي دانش آموز محور و مورد علاقه دانش آموزان که در ترتیب انجام شان، آنها خود
تصمیم گرفته و با سرعت شخصی خویش پیشرفت کرده و یاد می گیرند.
فعالیت هایی براي تشویق یادگیرندگان در ادغام و یکپارچه سازي دانش جدید در دانش پایه
موجود آنها.

کاسترونوا (2002) یادگیري اکتشافی را از طریق سه مشخصه، از سایر مدل هاي معمول یادگیري متمایز می کند. از نظر وي، اولاً در این نوع تدریس یادگیري فعال است و دانش آموزان به جاي دریافت منفعلانه دانش در فعالیت هاي یادگیري شرکت می کنند. ثانیاً در یادگیري اکتشافی به جاي محصول نهایی، تأکید بر فرآیند است در نتیجه تسلط و کاربرد مورد تأکید قرار می گیرد .ثالثاً درس گرفتن از شکست در این مدل تدریس، دانش آموزان را به ادامه جستجو براي یافتن راه حل تشویق و ترغیب می- کند. علاوه بر اینها، کاسترونوا (2002) بازخورد را یک بخش اساسی از فرایند یادگیري می داند و تأکید می کند همکاري و بحث گروهی باعث توسعه درك عمیق تر دانش آموزان می شود و بالاخره یادگیري اکتشافی، کنجکاوي طبیعی انسان را ارضا می کند و علاقه مندي هاي فردي را ارتقا می بخشد.
2-19-2-کار گروهی در تدریس ساخت و سازگرایانه

یادگیري در قالب کار در گروه هاي کوچک و تعاملات اجتماعی یکی از مشخصه هاي رویکرد شناختی به آموزش ریاضی است. ایده هاي ویگوتسکی(1978)، توجیهی قوي بر اهمیت نقش گروه هاي کوچک در رشد و توسعه یادگیرندگان است. ویگوتسکی مدعی شد که تشریک مساعی، به دانش آموزان کمک می کند تا به « دامنه ی تقریبی رشد124 » (ZPD) برسند. زیرا یک کودك، ممکن است قادر به کار کردن در یک سطح ذهنی مشخص باشد، اما کار مشارکتی با کسانی که تواناتر از او هستند، این امکان را برایش به وجود می آورد تا بتواند توانمندي هاي خود را تا سطح بالاتري افزایش دهد. توانایی بالقوه اي که در کودك یا هر فردي در هر سنی وجود دارد و می تواند با همکاري و مساعدت و نه در انزوا بارور شود، در واقع همان (ZPD) است. (گویا ، 1995). به منظور ایجاد فرصت هاي مناسب جهت افزایش تعامل و هم فکري دانش آموزان، کار گروهی به عنوان یکی از استراتژي هاي اصلی تدریس ریاضی از راه حل مسئله و بر مبناي روش هاي فراشناختی، به کار گرفته می شود. (همان منبع) گروه هاي کوچک، براي دانش آموزان یک محیط طبیعی ایجاد می کند تا از طریق آن، افراد بتوانند با هم تعامل و گفت وگو داشته و ارتباطات ریاضی را بهتر درک کنند. (NCTM، 1989).

2-19-3- مفهوم ساخت دانش در نظریه ساخت و سازگرایی
فلسفه ی ساختن گرایی بر این باور است که دانش، نتیجه فعالیت سازنده ی تک تک افراد است یعنی به جای آنکه دانش از پیش ساخته شده را به دانش آموزان انتقال دهد در تلاش است که دانش آموز، خود به تولید علم بپردازد لذا بر اساس چنین دیدگاهی؛ هیچ تفاوتی بین روش به دست آوردن (ساختن) ابتدایی دانش به وسیله یک دانشمند و یادگیری آن به وسیله یک دانش آموز وجود ندارد. در واقع یادگیری هر دو ، بر اساس توضیح و تفسیر واقعیت ها و یافته هایی است، که به دست می آورند. (نوری، 1387). به اعتقاد کاراکیورگی125(2005)، دانش آموزان نمی توانند تنها با دریافت، کسب و پذیرش، گوش دادن و توجه منفعلانه، دانش را فرا بگیرند زیرا دانش طی انتقال شکل نمی گیرد؛ بنابراین تاکید بر آموزش باید با خلق معنی و درک کردن، در ضمن مواجه شدن با اطلاعات جدید یا زمینه های جدید باشد. دانش آموزان نیاز به مشارکت فعال، ساخت و همیاری با یکدیگر بپردازند. برای اینکه دانش به تصرف و مالکیت یادگیرنده درآید، باید یادگیری فعال به و قوع بپیوندد. (ص 18)
2-19-4- فرضیاتی که نظریه ی ساخت و سازگرایی می پذیرد:
دانش به صورت اجتماعی ساخته می شود.
دانش از بیرون کسب نمی شود، بلکه از درون ساخته می شود.
دانش، نباید به عنوان باز نمایی مشاهده کننده از جهان هستی در ذهن خودش، درک شود. بلکه باید به عنوان یک ساختار مفهومی که در جهان تجربی یادگیرنده ی دانا ماندگار است، ادراک شود.
افراد دانا تنها می توانند آن چه را که خودشان ساخته اند، بشناسند.
عناصر اصلی و ارتباطات خارج آن، که شامل یک ساختار مفهومی فردی غیر قابل انتقال، از یک زبان کاربر به یک زبان دیگر است؛ می بایست از تجربیات فردی مجزا شود.
ساختار واقعیت ذهنی فرد فراتر از انتقال بازنمایی علمی مشاهده کننده ی مستقل، از جهان هستی است که باید مورد توجه ی آموزشگران قرار گیرد. ( سیگل126، 2004، ص 187) .
2-19-5- مفهوم یادگیری موقعیتی127 و داربست بندی128 در ساخت و سازگرایی
یکی از مفاهیم وابسته به الگوی ساخت و سازگرایی یادگیری موقعیتی است. پیروان این نظریه معتقدند: شناخت موقعیتی است یعنی دانش، به موقعیت ها، مقاصد و تکالیفی که در آن به کار می رود وابسته است به سخن دیگر هر دانشی، وابسته است به مقاصد و موقعیت هایی که در اصل برای آنها ساخته شده است. (سیف ، 1389) آنچه مردم دریافت می کنند، فکر می کنند و توسعه می دهند، اساساً تحت یک زمینه قرار دارد؛ به همین خاطر است زمانی که یادگیری به عنوان یک فعالیت موقعیتی در نظر گرفته می شود عموما به فرآیند معنادار ساختن و فهم مهارت ها و مفاهیم در زمان استفاده از آنها کمک می کند(دی کوک و همکاران، 2004). بسیاری از دانش های انتزاعی که در مدارس و آموزشگاه- ها تدریس می شود در زندگی واقعی بازیافتنی نیستند؛ به عبارتی یادگیری و زمینه را جدا در نظر می- گیرند و فراگیران خود دانش را به عنوان محصول نهایی آموزش در نظر می گیرند به جای اینکه آن را به عنوان ابزاری تلقی کنند که به طور پویا برای حل مسائل به کار می رود . امّا طرفداران الگوی ساخت و سازگرایی معتقدند یادگیری، روزانه به صورت حل مساله و کار اتفاق می افتد. این بدان معناست که یادگیرنده به وسیله ی درگیر شدن و از طریق یک کنش فعال با محیط فیزیکی و اجتماعی می تواند به یادگیری دست یابد و لذا با توجه به این الگو یادگیری به معنای انتقال دانش که هسته یادگیری در تعلیم و تربیت معمول می باشد در حال کم شدن است و یادگیری بیشتر به سوی ساخت فعال و شخصی دانش، مهارت ها و توسعه ی توانایی ها پیش می رود و این همان چیزی است که ساخت و سازگرایان بر آن تاکید می کنند. (هرینگتون و الیور، 2000) از سویی دیگر داربست بندی یک مفهوم مهم درآموزش ساخت و سازگرایی می باشد و بدین معناست که فرآیند راهنمایی یادگیرنده از آنچه در حال حاضر می- داند تا آنچه که بایستی بداند را در بر می گیرد. دابست بندی به دانش آموزان اجازه می دهد تا تکالیفشان را به طور طبیعی، اندکی فراتر از توانایی شان با کمک و راهنمایی معلم انجام دهند(سیف، 1389)

2-20-روش تدریس مبتنی بر الگوی E 5
ماتئو129 (2004) اظهار می کند: در این الگو؛ تدریس با ارائه ی حقایق آغاز نمی شود بلکه با ایجاد فرصت هایی جهت واداشتن دانش آموزان به تفکر آغاز می گردد. یکی از الزامات این تدریس این است که معلم معتقد باشد که دانش آموزان می توانند فکر کنند استراتژی دیگر تدریس؛ یادگیری مشارکتی می باشد که به فراگیران اجازه می دهد که دنیای تجربی خویش با دیگران بیازمایند. (نقل در لارس بچ130 ،1997) یکی از نظریه هاي دوران معاصر که با عصر جهانی شدن و دوره دانایی متناسب است و بر یادگیرنده تأکید دارد، نظریه ساخت و سازگرایی است. یکی از مدل هاي طراحی آموزشی که از این نظریه منبعث شده است، مدل طراحی آموزشی E 5 است این الگو روشی مؤثر براي فعال ساختن یادگیرنده در فرایند یادگیري است. این الگو در اوایل دهه 1980 توسط بایبی ارائه شده است. (نقل در مالکی،1390) این الگو شامل 5 مرحله به ترتیب فعال سازي، اکتشاف، توضیح دادن، شرح و بسط وارزشیابی می باشد. چرخه یادگیري مورد استفاده در این مدل به گونه اي است که ابتدا یادگیرندگان از طریق یک فعالیت ساده یا بحث درباره آن، برانگیخته می شوند تا فعالانه به یادگیري بپردازند. در ادامه به منظور کسب تجربه، معلم، یادگیرندگان را به گونه اي هدایت می کند که با شرکت در فعالیت هاي گروهی، به جستجو و کاوش بپردازند. معلم، یادگیرندگان را در مسیر تفسیر یافته ها و تبیین دستاوردهاي خود به سویی هدایت می کند که بتوانند با گسترش درك و فهم خویش، آموخته هاي جدید را در شرایط جدید به کار گیرند و به ارزشیابی فعالیت هاي یادگیري بپردازند. (مرتضوی،1388) در این نوع روش آموزشی، معلم ریاضی به دانش آموزان مسائلی معنادار می دهد و آنها را به تدوین فرضیه، ارائه راه حل های متنوع، کمک گرفتن از سایر همکلاسی ها و ارائه بهترین راه حل ها تشویق می کند. در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره یادگیری ریاضی، آموزش ریاضی، روش های تدریس، برنامه ی درسی Next Entries منابع پایان نامه درباره طراحی آموزشی، رشد شناختی، محیط های آموزشی، اصول طراحی