منابع پایان نامه درباره ترک فعل، قانون مجازات، اعمال مجرمانه، مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

آیاتی که در باب انواع جرایم مشمول است قصاص نفس، قصاص عضو، دیه، حد زنا، حد قذف، حد سرقت در قرآن کریم وارد شده است استشهاد نمود.در قانون مجازات اسلامی نیز عنوان شده که هر فعل و ترک فعلی که برای آن در قانون مجازات تعیین شده باشد جرم نام دارد .3 مراد از جرم همان تعریف سنتی و قانونی میباشد، اما اینکه قانونگذار جزایی بر چه مبنا و دلیلی رفتار و اعمالی را به عنوان اعمال مجرمانه توصیف و تعریف میکند بنابراین، تعریفی که ماده (2) قانون مجازات اسلامی از جرم ارایه میدهد تعریف واقعی جرم نیست، بلکه در اصل، شکل و ظاهر جرم را تعریف مینماید و به صورت فهرست وار تعدادی از اعمالی را که برای آنها مجازات وکیفر تعیین شده عمل مجرمانه و جرم معرفی میکند.
در نتیجه، این تعریف هم،دانش و فهممان را نسبت به ماهیت جرم افزایش نمیدهد و میتوان گفت که از تعریف جرم شناسی آن غافل شدهایم؛ چرا که جرم توسط قوانین جزایی به وجود نیامده است، بلکه مقنن جزایی صرفاً آن را به رسمیت شناخته است. پس عمل مجرمانه به طور مجزا به لحاظ ریشه اجتماعی به آن منشاء بر میگردد، نه به  قانون جزا که نقش آن صرفاً مبارزه با معلول است.
پس ابتدا ماهیت جرم را بشناسیم و دریابیم که چرا به یک عمل جرم گفته میشود و به عمل دیگری جرم اطلاق نمیگردد. میتوان گفت جرم پدیدهای نسبی است؛ زیرا از لحاظ جامعه شناختی، جرم شناختن یک عمل در هر جامعهای نسبت به جامعه دیگر متفاوت میباشـد و چون جرم، دارای منشأ اجتماعی است پس اگر اجتماعی وجود نداشته باشد جرم هم معنی پیدا نمیکند؛ در نتیجه، وقتی که جامعه عملی را جرم شناخت و ارتکاب آن از سوی افرادش قبیح و ناهنجار دانست، به حدی که تحمل آن امکان پذیر نباشد در آن صورت از طریق قانونگذار جزایی، ممنوعیت آنها اعلام میشود و این واکنش اجتماعی به شکل قانون که همان انعکاس نیازهای جامعه میباشد متبلور میگردد. به تعبیر «دورکیم» جامعه شناس فرانسوی که میگوید:
ما نباید بگوییم عملی به این دلیل که جنایی است وجدان عمومی را جریحه دار میکند، بلکه باید گفت آن عمل به این دلیل که وجدان عمومی را جریحه دار میکند جرم است؛ هم چنین نباید گفت عملی چون جرم است پس قابل سرزنش است، بلکه باید گفت عمل چون قابل سرزنش است پس جرم است.
جرم شناختن یا جرم نشناختن یک فعل یا ترک فعل از نظر مقنن جزایی پس از واکنش اجتماعی باید باشد نه قبل از آن. توصیف جرم انگاری در هر جامعه نسبت به جامعه دیگر بنا به تفاوت ساختاری متفاوت است و هر قدر این ساختار نسبت به هم دور باشد متفاوت و اگر نسبت به هم نزدیکتر باشد شبیه تر خواهد بود و چه بسا به همین علت و به رغم تعاریف بسیاری که از جرم شده است، هنوز هم این موقعیت به دست نیامده تا از جرم آن چنان تعریفی به عمل آید که مورد قبول همگان قرار گیرد و در هر زمان و مکان واجد ارزش یکسان باشد؛ و دلیل اینکه همگان به یک تعریف مشترک نرسیده اند آن است که این پدیده براساس موقعیت جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، دینی و فرهنگی هر جامعه تعریف میگردد و بر این اساس هر یک از دانشمندان و حقوقدانان و جرم شناسان جوامع مختلف تعاریف متفاوتی از جرم ارایه دادهاندکه در مقام مقایسه با سایرین متفاوت است. گاهی معانی نه تنها به هم نزدیک نیستند، بلکه کاملاً ضد ونقیض هم میباشند وآنچه از نظر یکی جرم محسوب میشود از نظر دیگری ممکن است جرم نباشد، بلکه عملی پسندیده نیز به شمار آید.
بنابراین، جرم یک قاعده ریاضی یا قانونی فیزیکی نیست که دارای مفهوم ثابت و لایتغیری باشد و با یک نگاه کلی، معیار اساسی در تعیین نوع اعمال مجرمانه و به تبع آن تصویب قوانین جزایی بستگی به نوع حکومت، دین و معیار و هنجارهای هر جامعه دارد.
پر واضح است که اگر این ضرر به حدی باشد که نتوان با توسل به سایر ابزارهای غیر کیفری آن را به کنترل درآورد توسل به اعمال مجازات و کیفر به عنوان ضمانت اجرا جهت مقابله با آن ضرر تجویز میگردد. با این اوصاف، با قبول اینکه تعریف جرم نسبت به هر جامعه متفاوت از دیگری می باشد با در نظر گرفتن نوع حکومت ایران که نظام اسلامی است و بایستی تمام قوانین منطبق با شرع انور اسلام باشد، میتوان جرم را چنین تعریف نمود :
«جرم عبارت است از هر فعل یا ترک فعلی که مخل مصالح پنج گانه (نفس، دین، عقل، ناموس و مال) انسانها و هم چنین نظم و امنیت اجتماعی باشد که جهت مقابله با آن ضمانت اجرایی به غیر از مجازات وجود نداشته باشد.»
عدّه ای می گویند: جرم یک پدیده اجتماعی است؛ یعنی عوامل فرهنگی، اجتماعی و محیطی در بروز رفتار مجرمانه مؤثر است. بنابراین، باید در شناخت و تبیین جرم، از روش جامعه شناختی سود جست و از مشاهده وقایع، ملاحظات آماری، شرایط زندگی، رابطه بین جرم و سایر عوامل غفلت نکرد .این گروه، جرم را چنین تعریف کرده اند: جرم عبارت است از نقض نظام اجتماعی ورفتاری که باضوابط فرهنگی واجتماعی حاکم برجامعه مغایرت دارد و احساسات عمومی را جریحه دار می سازد.چنان که امیل دورکیم جامعه شناس معروف فرانسوی معتقد است جرم یک پدیده طبیعی و اجتماعی است که از شرایط فرهنگی و تمدن هر جامعه ناشی می شود و شامل هر عملی است که وجدان عمومی را جریحه دار می کند.
با عنایت به این تعریف عملی و واقعی از جرم، حداقل چهار معیار برای جرم انگاری لازم است که عبارتند از :
1- وجود یک رفتار نامطلوب یا مشکل ساز قابل انتساب به افراد.
2- توانایی نظام عدالت کیفری در مقابله با این رفتارها.
3- در دسترس نبودن ساز وکارهای غیر کیفری بهتر برای برخورد با چنین رفتارهای نامطلوب و مشکل ساز .
4- سنگین تر نبودن هزینههای اجتماعی و رفتارهای نامطلوب از منابع آن.
پس، از این نظر است که میتوان عملی را جرم دانست و برای آن مجازات تعیین نمود و در نهایت، جهت تشخیص اعمال مجرمانه یا غیر مجرمانه به ماده (2) قانون مجازات اسلامی متوسل شد .
چنـانـچـه مـعیارهـا و مباحثی که در تعریف و خصوصیات عمل مجرمانه به میان آمد، رعایت گردد، شاید بعضی از فعل یا ترک فعلی که در قوانین جزایی کشورمان به عنوان جرم شناخته شدهاند، جرم محسوب نشوند و میتوان برای آنها ضمانت اجرای غیر کیفری تعیین نمود و تجربه هم ثابت کرده است که تورم قوانین کیفری به هیچ وجه نمیتواند ما را به اهداف موردنظر از تعریف جرم برساند.4.
علماي حقوق كيفري هر يك جرم را به گونه‌اي تعريف كرده‌‌اند. هر يك از اين تعاريف، اغلب از گرايشهاي نظري مكتب‌هاي خاصي ملهم شده است. براي نمونه مكتب عدالت مطلق، جرم را «هر فعل مغاير اخلاق و عدالت» تعريف كرده است. يا بنا به تعريف گارو فالو يكي از بنيانگذاران دانش جرم شناسي، جرم عبارتست .از تعرض به احساس اخلاقي بشر يعني «جريحه دار كردن آن بخش از حس اخلاقي كه احساسات بنيادي نوع خواهانه يعني شفقت و درستكاري را شامل مي‌شود”5در تعريف جرم از نقطه نظر اجتماعي و جامعه شناسي، افكار عمومي و به عبـارت بهتـر افراد جامعه داراي نقش مهمي هستند. در هر دورة زماني، اكثريت جامعه به اصولي پايبند بوده و تداوم و بقاي جامعه و اجتماع را منوط به احترام به آن اصول مـي داننـد و سـاير افراد را مكلف به احترام به ايـن اصـول دانسـته و متخلـف از آن را مسـتحق و سـزاوار سرزنش مي دانند.
به عبارت ديگر در هر جامعه يك قدرت ارزش گذار وجود دارد. اين قدرت ارزش گذار اصول و ارزش هاي مورد احتـرام جامعـه را تشـخيص داده و لـزوم احترام به آنها را اعلام نموده و نقض آنها را ممنوع اعلام مي نمايد و با توجه به اهميـت اين اصول ميزان و نحوة پاسخ اجتماع به نقض اين ارزش ها را اعلام مي نمايد و درست در همين زمان مفهوم جرم از لحاظ حقوقي هويدا مي گـردد و بـه عبـارت ديگـر ارزش گذاري اجتماع منتهي به پيدايش قانون و در نتيجه«جرم» در معناي حقوقي آن مي گـردد.6.لذا از آنجا كه ارزش ها و اصول مورد دفاع جامعه در طول زمان و در بستر مكـان مـورد تغيير و تحولاتي واقع مي شود، جرم داراي مفهومي نسبي مي باشد. در اين راستا عده اي معتقدند جرايم به 2 دسته مي باشند:
الف) جرايم طبيعي يا فطري كه ناشي از هستي و خلقت بشري اند و شامل اعمـالي مـي باشند كه به علت مخالفت آنها با شرايط اساسي زنـدگي اجتمـاعي همـواره ممنـوع مـي باشند.7
ب) جرايم مصنوعي (قرار دادي يا اعتباري) كه حاصل پيشرفت و تمدن بشري و تغيير و تحول در انديشه هاي انسان است. به هر حال مفهوم اجتماعي جرم ، پايه و اساس تعريف حقوقي جرم قرار مي گيرد و بـر خلاف قانونگذار كه نگاهي بر مفهوم جرم اجتماعي دارد، قاضي صرفا به مفهوم حقـوقي جرم مي نگرد. در قانون مجازات اسلامي تعريف جامع و كاملي از جـرم بيـان نگرديـده است و در تعريف آن به« هر فعل يا ترك فعلي كه در قـانون بـراي آن مجـازات تعيـين اشاره شده است. از همين تعريف كوتاه مي توان دريافت كه اولاً جرم يـك نمود خارجي دارد كه به صورت فعل يا ترك فعـل نمايـان مـي شـود و صـرف داشـتن انديشه و عقيده جرم نيست و دوماً جرم توأم با مجازات است و بـدون وجـود ضـمانت اجرايي به نام مجازات، جرم قابل تصور نمي باشد.
جرم در زبان قرآن و به تبع آن در فقه اسلامی، عبارتست از انجام دادن فعل يا گفتن قولي است كه شارع مقدس آنرا منع كرده است. به عبارت ديگر افعال و اقوالي جرم تلقي مي‌شوند كه مغاير با احكام يا اوامر و نواهي باري تعالي باشند به طوري كه در آيۀ دوازدهم سورۀ مائده «يَجرمنّكُم» به معناي كارهاي زشت و ناپسند وارد شده است و نيز لفظ «مجرمين» در آيۀ چهل و هشتم از سورۀ قمر نيز ناظر به اعمال و رفتار زشت كساني است كه در گمراهي به سر مي‌برند. همين معنا را مي‌توان از آياتي كه در باب انواع جرايم
مشمول است قصاص نفس، قصاص عضو، ديه، حد زنا، حد قذف، حد سرقت در قرآن كريم وارد شده است استشهاد نمود.8
1 -2 : دادگستری و تعریف آن
در این مبحث دادگستری از حیث لغوی و اصطلاحی تعریف می شود .
1-2-1 : دادگستری از منظر لغوی
دادگستری در لغت به معنای عدالت است .9 از دیگر معانی لغوی دادگستری می توان به این معنا اشاره کرد :” وزراتخانه یا اداره ای که به امور حقوقی و جزایی رسیدگی می کند ” 10در معانی لغوی واژه دادگستری به این معانی نیز اشاره شده است :” عمل دادگستر ، عدلیه ، ترویج عدل و داد میان مردم “11
2-2-1 : دادگستری از منظر اصطلاحی
 در اصطلاح حقوقی مقصود از دادگستری، نهادی است که شامل همه‌ی تشکیلات مربوط به رسیدگی به شکایات و تظلّمات  مردم می‌باشد. از این‌رو است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در اصل 159، دادگستری را مرجع رسمی تظلّمات و شکایات معرفی می‌کند.12
1-3 : کارکنان دادگستری و جرایم آنها
کارکنان دادگستری افرادی هستند که شاغل در دادگستری می باشند و این افراد نیز گاها مرتکب جرایمی می شوند. به واقع باید گفت فساد اداری طیف وسیعی از جرایم ارتکابی توسط کارمندان دادگستری را در بر میگیرد. جرایمی از قبیل اختلاس، ارتشا، تصرف غیرمجاز در اموال دولتی از این جمله اند. میتوان گفت که ارتکاب همه ی این جرایم ریشه در فساد مالی کارمند دارد. صرف نظر از مباحث جرم شناختی که ممکن است است ارتکاب جرایم را به لحاظ عدم تأمین مالی کافی توسط دولت موجهه نشان دھد، از بعد حقوق اداری و حقوق کیفری، این جرایم دلالت صریح بر فقدان مناسبات صحیح اداری در ادارات دارند.13
1 -4 : مبانی تشکیل جرایم کارکنان دادگستری
جرایم کارکنان دادگستری دارای مبانی هستند که به تفضیل در ذیل بررسی می شوند .
1 -4 -1 : احراز عناصر سه گانه در تشکیل جرایم کارکنان دادگستری
در تشکیل جرایم کارکنان دادگستری احراز عناصر سه گانه الزامی است در این مبحث این عناصر بطور کلی که منجر به تشکیل جرایم این افراد می شود بررسی می شود و بعد از آن در فصل بعدی هر یک از مصداق های جرایم این افراد عنوان شده و عناصر هر یک جداگانه تحلیل خواهد شد .
1- 4 -1 -1: عنصر مادی
تحقق جرم موکول به بروز عوارض بیرونی اراده ارتکاب جرم است. تا وقتی مظهر خارجی اراده به صورت‌هایی مانند فعل یا ترک فعل تحقق نیافته، جرم واقع نمی‌شود. بنابراین صرف داشتن عقیده، اندیشه و قص

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره آسیب شناسی، تخلفات اداری، پیشگیری وضعی، دادرسی کیفری Next Entries منابع پایان نامه درباره ضرب و جرح، ترک فعل، حقوق بشر، عنصر معنوی