منابع پایان نامه درباره بافت فرسوده، توسعه شهر، محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

راهبردي.
– مشکل اصلي مديريت کلان اين است که سرمايه‏ها را به جاهايي که بايد هدايت نمي‏کند. به جاي سرمايه‏گذاري در بافت‏هاي فرسوده و هدايت آنها به سوي اين مناطق، عمده سرمايه‏ها صرف پروژه‏هاي آماده‏سازي شده است.
– فقدان سياستهاي مدون و عدم يکپارچگي مديريت شهري در رويارويي با نوسازي بافت فرسوده
– نبود عزم ملي جهت نوسازي بافت فرسوده
– بي ثباتي مديريتي و تغييرات زودرس آن
– معضلات مديريتي، فقدان مشارکت‏هاي مردمي و نبود زيرساخت‏هاي شهري به عنوان مشکل اصلي بافت فرسوده
مشکلات عدم تحقق نوسازي

نمودار 2-1: مشکلات اصلي عدم تحقق نوسازي (206) عندليب
1- فقدان ارتباط
تا ماداميکه ارتباط و تعامل دوطرفهاي ميان مديريت نوسازي و ساکنين بافت فرسوده و ديگر جوامع مخاطب نوسازي برقرار نباشد و يا از احترام متقابل برخودار نباشد زمينه تحقق نوسازي فراهم نمي شود
2- فقدان اعتبار
نبود ارتباط لازم، به تبع اعتباري را براي کسب اعتماد طرفين به دنبال نخواهد داشت.
3- فقدان اعتماد
ماداميکه که اعتماد براي ايجاد يک تعامل به وجود نيايد، اعتماد براي تحقق روند نوسازي صورت نخواهد گرفت.
4- فقدان مشارکت
نبود اعتماد، تبعاً هيچ مرز مشترکي ميان آراء و نظرات، تصميمات و نحوه عمل اشتراکي را ايجاد نخواهد کرد، لذا مشارکتي حاصل نخواهد شد و در نتيجه نوسازي محقق نمي‏شود.

جدول(2-3) : موانع پيش روي بهسازي و نوسازي بافت و محله
زمينه
موانع و مشکلات پيش روي بهسازي و نوسازي بافت
اجتماعي
(عدم اعتماد به شهرداري، نبود آگاهي نسبت به طرح و جزئيات اجرائي نزد مردم، وجود تبليغات منفي در محله نسبت به طرح، عدم تمايل به تغيير وضع موجود در نزد مردم، آثار اقدامات گذشته در خصوص تملک ناعادلانه، توقف و نيمه کار ماندن پروژه‏ها، بي خانماني ساکنين و عدم امکان تأمين محل سکونت موقت، وجود گروههاي اجتماعي ناهمگون و ناهنجاريهاي اجتماعي، عدم تمايل و اعتماد ساکنين نسبت به يکديگر، نبود باور عمومي به اجراي طرح)
اقتصادي
(نبود توان مالي جهت اسکان موقت، تعطيلي واحدهاي تجاري در طول دوره طرح، وجود مستاجران و طولاني شدن تخليه و جابجايي، نبود صرفه اقتصادي نزد ساکنين جهت ساخت و ساز، عدم امکان استفاده از وام به دليل نبود توان مالي جهت پرداخت اقساط، عدم امکان پرداخت عوارض و مازاد تراکم به شهرداري، عدم امکان پرداخت جرايم ناشي از تخلفات در ساخت و ساز)
کالبدي و شهرسازي
(الگوي سکونت (تعداد زياد خانوارها در واحد مسکوني، سرانه پايين زيربنا، قلمرو مستقل هر خانواده)، سکونت در املاک مستقل، عدم تطابق طرح و وضع موجود پلاکهاي منطقه، نبود زيرساختهاي مناسب توسعه شهري و عدم تمايل به سرمايه گذاري به مشارکت در نوسازي)
حقوقي و ثبتي
(فقدان راهکارهاي حقوقي و قانوني الزام آور براي تجميع، قوانين و مقررات نامشخص در زمينه تجميع و نوسازي بافت، تعدد املاک موروثي، تعدد املاک فاقد پايان کار، بدهي به شهرداري به دليل تخلف در ساخت و ساز، تعدد اسناد مشاع، املاک داراي دعوي حقوقي (شاکي خصوصي)
اداري
(فرايند طولاني وپيچيده اداري اقدامات لازم، تطويل زمان صدور پايان کار، طولاني بودن مدت تبديل اسناد مشاع به مفروز، طولاني بودن تجميع، عدم همکاري بانکها جهت اخذ وامهاي يارانهاي)
اجرايي
(زيرساختهاي فرسوده (شبکه نامناسب تاسيسات شهري، عدم امکان برچيدن تاسيسات شهري از گذرهاي حذف از طرح، عرض کم معابر و کاهش سرعت تخريب، نخاله‏برداري و ساخت و ساز، نوسان قيمت مصالح اساسي ساخت (آهن و سيمان) و کمبود برخي مصالح
(عندليب، 1389: 461)
2-32- اصول نوسازي بافت فرسوده
1- مردم محوري
2- همه‏جانبه‏نگري
3- جامع‏نگري
4- فرايند محوري
5- مشارکت برانگيزي
6- نوآوري
7- الگوسازي
8- فرصت محوري
9- اطمينان بخشي (اعتمادسازي)
10- نهادينه سازي
2-33- فرايند تحقق‏پذيري طرح
تحقق امر نوسازي در گروه سه فرايند است:
يکم: فرايند شناخت
در اين فرايند، به عواملي که موجب فرسودگي بافت مي‏شود اشاره شده و اين عوامل شناسايي مي‏شوند.
دوم: فرايند تدوين استراتژي
تحقق اهداف نوسازي بدون تدوين استراتژي و برنامه راهبردي آن ناممکن و دور از انتظار است. تا زماني که اين فرايند تعريف و تبيين نشود، اقدامات مقطعي، سليقه‏اي و شخصي و در پاسخ به مسائل لازمه تعريف مي‏شود. بر همين اساس ضرورت دارد چنين فرايندي تدوين شده تا امکان اجراي عقلاني و مديريت شده اقدامات از يکسو و ارزيابي اقدامات از سوي ديگر فراهم گردد. پس مي‏توان فرايندي پنج مرحله‏اي به اين منظور به شرح زير ارائه نمود (عندليب، 1389: 302-300):
1. ايده‏سازي
2. بسترسازي
3. الگوسازي
4. پياده‏سازي
5. پايدارسازي
سوم: فرايند اجرا
تحقق نوسازي در گرو سه فرايند است. چنانچه فرايند اول يعني شناخت بدرستي انجام شود و فرايند دوم يعني استراتژي لازم نيز بصورت صحيحي تدوين شود ولي فرايند اجرا پيش بيني و تدوين نشود، نوسازي به اهداف خود نايل نمي‏گردد. به همين دليل اين فرايند در واقع ثمربخش ترين مرحله و نمادينه‏ترين بخش اين سه فرايند بشمار مي‏رود. لذا توصيه مي‏شود با پرهيز از ايده‏سازي صرف و شعارگرايي و تأکيد بر عملگرايي، فرايند تحقق نوسازي تکميل گردد. اين فرايند شامل برنامه ريزي براي اجرا، سازماندهي براي اجرا و مديريت بر اجرا را شامل مي‏شود.
3-34- راهبردهاي بهسازي و نوسازي بافت‏هاي فرسوده
راهبردهاي مديريتي (مديريت شهري)
– عزم ملي و اولويت موضوع در برنامه‏ريزي‏هاي کلان کشور و بودجه‏بندي‏هاي ساليانه
– تغيير اساسي در گرايش‏ها و نگرش‏هاي مديريتي در جهت نوسازي
– تعامل و وفاق مديريتي و فني بين بخشهاي مربوط به موضوع، تعيين مسئوليت‏ها و اجتناب از اقدامات موازي
– تحقق مديريت واحد شهري (ايجاد نهاد يا شهرداري ويژه) در نوسازي بافت فرسوده (همچون صدور مجوز و تأمين اعتبار، هماهنگي بين دستگاههاي مختلف)
مديريت طرح
– ارائه دستورالعمل‏هاي طراحي، اجرايي و معرفي الگوهاي مناسب نوسازي
– راهبري و تهيه طرح‎هاي ويژه نوسازي
مديريت اجرا
– ارائه کمک‏هاي فني و مهندسي به مردم در زمينه تأييد نقشه و يا تهيه نقشه‏هاي اجرايي
– اجراي پروژه‏هاي الگو و شروع عمليات نوسازي با آماده‏ترين ساکنين و مالکين (پروژه‏هاي محرک توسعه)
– پيش‏بيني تمهيدات لازم براي اقامت موقت ساکنين (ساخت مسکن انبوه و ارزان در نزديکي محل طرح، ايجاد شهرکهايي براي اسکان موقت، دادن وام و تسهيلات و وديعه مسکن)
– اعمال مهندسي ارزش، دقت و وسواس براي ارتقاء کيفيت ساخت و سازها و کاهش هزينه‏ها
– بيمه کيفيت ساختمان
– ايجاد اعتماد و اجتناب از منفعت‏طلبي
راهبردهاي حقوقي
– وظايف، مسئوليت‏ها و اختيارات بخش‏هاي مرتبط با موضوع
– تعيين مرجع اصلي نوسازي بافت‏هاي شهري
– ارائه راهکارهايي حل مسائل مربوط به مالکيت، تملک، تجميع، بخشودگي عوارض، جلوگيري از رها شدن و متروکه ماندن ابنيه و بافت
– تعيين نحوه مديريت هزينه‏ها و ارزش‏هاي افزوده ناشي از اجراي طرح‎هاي نوسازي
– ايجاد الزام قانوني براي اجراي مديريت مشارکتي در اجراي طرح‎هاي نوسازي
راهبردهاي کالبدي
– هدايت ساخت و سازها در جهت نوسازي و تحديد آن در نقاط برخوردار شهر
– تأکيد بر ايجاد زيرساخت‏ها و شبکه‏هاي دسترسي درون بافت با توجه به نقش مهم آن در احياء بافت
تعريف و ايجاد فضاهاي جمعي
– ساير مداخلات کالبدي با اهداف اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و تأمين خدمات شهري
راهبردهاي اجتماعي
– ارتقاء شان سکونتي و فعاليتي بافت
– ترويج فرهنگ نوسازي
– ايجاد ساختار مداخله قوي اجتماعي
– نظام سازماني يکپارچه، منعطف و پاسخگو
– مهارتها و ظرفيتهاي پيونددهنده زمينه‏هاي اجتماعي و فني
– بسترسازي و نهادسازي به منظور ايجاد انگيزه مشارکت
راهبردهاي اقتصادي
– وارد کردن بافت‏هاي فرسوده در چرخه و ساختار اقتصادي شهر (تضمين صرفه‏هاي اقتصادي سرمايه‏گذاري در بافت‏هاي فرسوده)
– بازسازي اقتصادي محلات
– جذب کليه اعتبارات، تسهيلات، امکانات و سرمايه بخش‏هاي دولتي، عمومي و خصوصي
راهبردهاي محيط زيستي
– رفع آلودگيها با انجام اقداماتي همچون احداث کانال مشترک تأسيسات
– ارائه خدمات بهتر
– ارتقاء سرانه فضاي سبز
– تغيير و پالايش کاربريهاي آلاينده و ناسازگار
– الزام کاربريهاي کلان جهت تأمين بخشي از فضاي سبز و يا ساير خدمات محلي در قبال اعطاي برخي امتيازات از طريق عواملي همچون تغيير کاربري و بخشودگي مالياتي
2-35- الزامات و مقتضيات اجرايي تحقق طرح (عندليب،1389، 416-412)
1. مشارکت فعال مردم
بي ترديد مشارکت فعال مردم، عامل بسيار تعيين‏کننده‏اي در فرايند نوسازي بافت‏هاي فرسوده به شمار مي‏رود. اين امر تا آنجا مي‏تواند موثر باشد که عدم همکاري و مشارکت آنان، اساساً روند بهسازي و نوسازي را مواجه با اختلال جدي و حتي توقف سازد.
2. تناسب مقياس طرح
يکي از مهمترين ملاک‏هاي تشخيص کارايي يا عدم کارايي طرح‎هاي توسعه شهري ميزان پاسخگويي آنها به مسائل و مشکلات و نيازهاي ساکنان در مناطق مختلف شهري است. در همين راستا مقياس طرح‎هاي فوق عامل موثري در ميزان اثربخشي آنها بشمار مي‏رود. در واقع، در صورتيکه تناسبي ميان اهداف طرح‎ها و برنامه‏هاي توسعه شهري برقرار باشد، تحقق‏پذيري آنها محرز و در غير اينصورت طرح‎ها و برنامه‏ها صرفاً در مرحله نمادي باقي مانده و بي‏اثر خواهند بود که رويکرد محله محوري طرحها را نشان می‏دهد.
3. انعطاف‏پذيري طرح
انعطاف‏پذيري لازمه انطباق برنامه‏ها، ساختارها و طرح‎ها متناسب با شرايط دگرگون شده آينده است. به همين جهت نيز بايد سرلوحه هر گونه طرح‏ريزي و برنامه‏ريزي نوسازي در بافت‏هاي فرسوده و بويژه با رويکرد محله محوري قرار گيرد. بي شک روندهاي اجتماعي، اقتصادي و نظير آن در جامعه امروز ايراني ما از چنان سرعتي برخوردار است که عدم درک واقع‏بينانه آن موجب شکست طرح‎ها و برنامه‏ها خواهد شد. به عبارت ديگر چنانچه طرح نوسازي از قابليت انعطاف مناسب با تغييرات و تحولات دائمي و بروز شرايط جديد پيش‏بيني نشده، برخوردار نباشد، اين طرح‎ها غيرقابل استفاده بوده و بلااثر خواهد گرديد.
4. تأمين زيرساخت‏هاي بافت
يکي از شروط اوليه تحقق نوسازي، مشخص شدن سهم بخش عمومي و دولتي در اين مناطق است. اين امر منوط به تأمين زيرساخت‏ها و ايجاد شبکه‏هاي معابر مناسب و اجراي سرانه‏هاي خدماتي مورد نياز در مقياس محله و مناطق فرسوده شهري است. در صورت ايجاد اين زيرساخت‏ها، انگيزهاي ساکنان تقويت شده و باعث ارتقاي کمي و کيفي بافت شده و در نتيجه افزايش تمايل به نوسازي در ساکنين را در پي خواهد داشت. به عبارت ديگر افزايش سرانه‏هاي خدماتي و ايجاد شبکه‏هاي معابر مناسب و يا اجراي طرح‎هاي با کاربريهاي ارزش افزاي اقتصادي، ارتقاء کيفيت زندگي و محيط شهري در بافت افرايش مي‏يابد. در اينصورت احساس تعلق به بافت و محله نيز فزوني يافته و ميل به نوسازي در ساکنين تشديد مي‏گردد. به اين ترتيب از مهمترين الزامات و مقتضيات تحقق بهسازي و نوسازي بافت، تأمين زيرساختهاست. چنانچه اين امر صورت واقعي به خود نگيرد و صرفاً در حد ايده و طرح باقي مانده و يا حتي مطرح نگردد، در اينصورت نيز مردم ساکن هيچ تمايلي به نوسازي محله خود نداشته و نسبت به ايجاد تغيير در محله فرسوده عکس‏العملي از خود نشان نخواهد داد.

5. تأمين پشتيباني‏هاي لازم
مهمترين عامل در بهسازي و نوسازي شهري و بويژه بافت‏هاي فرسوده، وجود اراده سياسي است. در صورت وجود چنين اراده‏اي، پشتيباني‏هاي لازم در ابعاد مختلف نيز تأمين مي‏شود. اين پشتيباني‏ها در سه سطح قابل تصوراست: در سطح اول اقدامات سياستي، برنامه‏اي و چارچوب‏هاي کلان حقوقي و قانونگذاري است. اين سطح معمولاً مربوط به رده ملي و مديريت کلان شهري است. در سطح دوم اقدامات تأميني و زمينه‏هاي لازم است. اين اقدامات شامل پيش بيني خدمات پشتيباني و تضميني انجام نوسازي در محله است. اقداماتي نظير تهيه طرح ويژه نوسازي، ساخت پروژه‏هاي نوسازان که در تأمين مسکن معوض ساکنان بافت‏هاي فرسوده در قبال تملک ملک مردم به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره توسعه شهر، مشارکت مردم، بخش اقتصاد، ارزش افزوده Next Entries منابع پایان نامه درباره توسعه شهر، ارزش افزوده، توسعه دانش، روش پژوهش