منابع پایان نامه درباره انگیزش درونی، انگیزش بیرونی، انگیزش پیشرفت، روابط بین فردی

دانلود پایان نامه ارشد

که بین این نوع انگیزه، پیشرفت تحصیل و لذت بردن از فعالیتهای یادگیری همبستگی قوی وجود دارد (گین48،1994).
از لحاظ پرورشی، انگیزش هم هدف است و هم وسیله. به عنوان هدف ما از دانشجویان می خواهیم نسبت به موضوع های مختلف علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند. از این رو تمام برنامه های درسی که در آنها فعالیتهای حیطه عاطفی ملحوظ شده است، دارای هدف انگیزشی هستند. به عنوان وسیله، انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی است، یک پیش نیاز یادگیری به حساب میآید و تاثیر آن بر یادگیری یکی از امور بدیهی است. اگر دانشجویان نسبت به درس بی علاقه باشند به توضیحات استاد توجه نخواهند کرد و تکالیف خود را با جدیت انجام نخواهد داد و بالاخره پیشرفت چندانی نصیب آن ها نخواهد شد. اما اگر علاقهی آنها نسبت به مطالب درسی بالا باشد هم به توضیحات معلم بادقت گوش خواهند داد و هم به دنبال کسب اطلاعات بیشتری در زمینهی مطالب درسی خواهند رفت و هم پیشرفت زیادی به آن ها خواهد شد (سیف، 1387).
مردم عموما انگیزش را حالت درونی میدانند که باعث میشود که فرد به انجام کارهایی بیش از کارهای دیگر تمایل نشان دهد، استیرز و ویورتر انگیزش را شامل سه عنصر اصلی میدانند که عبارتنداز:
1. نیروهای فعال کننده: رفتاری که نیروهایی در افراد هستند و باعث میشوند هر فرد رفتار مشخصی داشته باشد.
2. نیروهای هدایت کننده: رفتار به سوی چیزی هدایت میکند. به عبارت دیگر انگیزش هدف دار است.
3. نیروهای تداوم دهنده: انگیزش رفتار انسانی را که جهت دست یابی به هدف فعال و هدایت شده نیرو بخشیده و به آن تدوام میدهد. محیط افراد عامل اصلی در شدت و ضعف و جهت دادن به این نیروهاست. پس انگیزش یعنی نیروها، سابقهها یا حالتهایی درونی که باعث میشوند فرد داوطلبانه فعالیتهایی را شروع کرده و تا رسیدن به اهداف مشخصی ادامه دهد. براساس این تعریف انگیزش متاثر از عوامل درونی و بیرونی است (شیرازی،1373).
انگیزش به معانی زیر به کار میرود:
– الهام فکری
– تلاش و عرق ریزی (بر اثر انجام دادن کار سخت)
– اشتیاق و آرمان
– توجیه
– خودکاوی

انگیزش به عنوان الهام فکری:
برای برخی از افراد انگیزش اساسا نیرو و اشتیاق، هیجان و هدف است. الهام، کلید و اساس خود انگیزشی است. به این معنا انگیزش، بیانگر احساسی بسیار شخصی دربارهی آن چیزهایی است که فرد دوست دارد یا میخواهد. هیجان همان چیزهایی است که فردیت او را میسازند. شور و هیجان، به هنگامی که اوضاع دچار اشکال میشود، هم دوام لازم را برای مداومت در کار، و هم اشتیاق به انجام دادن تکالیف را به صورتی مطلوب، در شخص به وجود میآورد. راهنمایان کارآمد، این شور و هیجان را پرورش میدهند و از آن حراست میکنند (بروئر، 1390، ترجمهی ناهیدی، ص 29).
انگیزش به عنوان تلاش و عرقریزی
تعریف متداول انگیزش، میزان تلاشی است که افراد در رسیدن به نتایج یا هدفها صرف میکنند. در این زمینه، واژههایی مانند ” نیروی اراده”، ” پشتکار”، ” استقامت”، “شکیبایی”، ” پیگیری” و “تادیب نفس” نیز به ذهن خطور میکنند (همان منبع، 1390).
امروزه معلمان بر این باورند که اگر به دانش آموزان بیش از حد اجازه دهیم که منتظر الهامی باشند تا تکالیف خود را انجام دهند، در واقع به ارضای نفس آنها بیش از حد تکیه میشود. وقتی فعالیتی به ما الهام میشود که از انجام آن لذت میبریم، هیچ گونه تحمیلی صورت نمیگیرد. لیکن اگر از ما بخواهند فعالیتی که برای ما مطلوب نیست، انجام دهیم مجبور به رعایت انضباط خاصی میشویم (همان منبع،1390).
در نتیجهی منتقدان بر این باورند که کودکان بیش از حد نازپرودهاند و توانایی لازم برای کار کردن را ندارند و از طرفی این کارها چه به صورت خوشایند و چه به صورت ناخوشایند باید انجام بگیرد. در نظر این منتقدان، انرژی که تعریف انگیزش بدان اشاره شد، شور و هیجان نیست، بلکه سعی و کوشش و عرق ریختن است (همان منبع،1390).

انگیزش به عنوان اشتیاق و آرمان
انگیزش شامل اشتیاق و امید و آرمان نیز میباشد. ما باید دارای هدف، آرمان و مقصدی برای بلند پروازیهای خود باشیم. بنابراین مفهوم انگیزش، بر مسائلی همچون برخورداری از حس جهتیابی و میل به تحرک و استفادهی مناسب از زمان، متمرکز است. از این دیدگاه، انگیزه داشتن یعنی نسبت به کاری که میخواهیم انجام دهیم، طرح و بینش روشنی داشته باشیم. در این زمینه، الگوها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند چون آنها نمونههای مطلوبی از همان افراد یا اشیائی هستند که ما دلمان میخواهد به آن دست بیابیم (همان منبع، 1390)
انگیزش به عنوان توجیه
روانشناسان در دههی 1930 و 1940 انگیزه را به صورت عنصر درونی و کمابیش ذاتی و نه نیرویی که به آسانی با تفکر عقلانی کنترل میشود، تلقی میکردند. این نیروها معانی مختلفی از جمله “نیازها”، “سائق ها”، یا “امیال” نامیده میشوند.
همهی افراد رفتارهای خاصی دارند که در جستوجوی هدفهای خاص هستند از این رو این هدفها، نیازی اساسی و عقلانی انسان را برآورده میکنند. پژوهشگران ترجیح میدهند که انگیزش را عامل آگاهی و عقلانی و نه به عنوان عاملی عنان گسیخته و مقهور کننده، تلقی کنند. این تصور، این مطلب را بیان میکند که انگیزش عاملی برای انجام دادن کارها است. اگر درک کنیم که چرا میخواهیم کاری را انجام دهیم، به احتمال زیاد به آن میپردازیم(همان منبع، 1390).
انگیزش به عنوان خودکاوی
انگیزش همچنان به هیجان مربوط به جستوجوی خویش و کشف خود نیز مربوط میشود. اگر ما در کشف مهارتهای نوین و استعدادها و منابع شخصی که ملکهی ذهن ما نشدهاند، لذت نمیبردیم، تلاش کمتری را انجام میدادیم. مارکوس و نوریوس49، دو روانشناس موفق آمریکایی، اعتقاد داشتند که انگیزش فرایند کاوش “خودهای محتمل” ماست.
باید باور کنیم که هر چیزی که برای ما امکان پذیر است، باید جرات انجام آن را نیز داشته باشیم حتی اگر لازم باشد که کار دشواری انجام دهیم. تلاش و جستجو باعث افزایش خودشناسی، عزت نفس و اعتماد به نفس در ما میشود. خودکاوی شامل سه ویژگی است. وقتی که هر سه ویژگی را کسب کنیم، بزرگترین موفقیت ها را به دست خواهیم آورد این ویژگیها عبارت اند از:
– کشف ظرفیتها و امکانات فردی خود
– درک این ظرفیتها و امکانات تنها به وسیلهی خودمان
– خودپروری از طریق کنجکاوی کردن
اگر فردی در انجام دادن کاری در کار ما دخالت کند، کمتر می توانیم خود واقعی را نشان دهیم و کمتر اعتماد کسب میکنیم. وقتی که کاری را آغاز تا پایان آن را به تنهایی انجام دهیم، دچار شور و هیجان خاصی میشویم (همان منبع، 1390).
2-3-2- موضوعات بنیادی در مطالعه ی انگیزش:
تعدادی از موضوعات به عنوان موضوعات اصلی در بررسی انگیزش به خصوص در نظریههای انگیزشی معاصر، مورد توجه قرار میگیرد. خلاصهای از موضوعات اصلی در مطالعهی انگیزش شامل موارد زیر است، حسن زاده، 1390:
2-3-2-1- انگیزش برای سازگاری و انطباق مفید است:
انگیزش برای سازگاری با شرایط همیشه در حال تغییر، مفید است. این شرایط مانند: مقتضیات شغلی افزایش یا کاهش یابد، فرصتهای آموزشی ایجاد میشوند و از دست میروند، روابط بهبود و زوال مییابد. انسانها سیستمهای سازگار پیچیدهای هستند. این موضوع به دلیل تغییر دایمی محیطی که در آن زنذگی میکنیم، اهمیت دارد. همان طور که گفته شد انگیزش برای شرایط در حال تغییر مفید است.
2-3-2- 2- انگیزهها توجه را هدایت کرده و جهت رفتار را تعیین میکنند:
انگیزهها با هدایت کردن توجه به اعمال خاص به جای اعمال دیگر، بر رفتار ما تاثیر میگذارند. در هر محیط و شرایطی، به شیوههای مختلف توجه ما را میطلبد. حالتهای انگیزشی به ما ندا میدهند که توجه ما به یک جهت یا جهت دیگر جلب گردد. برای مثال: هنگام گرسنگی به دنبال غذا هستیم تا کتاب مورد نظر. بدون داشتن جهت، قادر به ادامه حیات نخواهیم بود.
2-3-2-3. انگیزه ها در طول زمان تغییر میکند و بر جریان و رفتار تاثیر میگذارد:
انگیزش همیشه تغییر میکند و افزایش مییابد. انگیزش فرایندی پویاست. نیرومندی و شدت انگیزه کم و زیاد میشود و افراد در هر لحظه ممکن است چندین انگیزهی متفاوت داشته باشند. مثلا دانشجویی انگیزهی نیرومندی برای مطالعه و امتحان دادن دارد، بعد از مدتی خستگی، انگیزههای جدیدی مانند گرسنگی و تشنگی بر او غلبه میکنند و برای رفع آنها دست از مطالعه بر میدارد.
2-3-2-4- انواع انگیزش وجود دارد:
انسانها از لحاظ انگیزش، پیچیده هستند و انگیزشهای مختلفی دارند. برای مثال انگیزش بیرونی با انگیزش درونی، انگیزش یاد گرفتن با انگیزش عمل کردن، انگیزش گرایش به موفقیت با انگیزش اجتناب از شکست تفاوت دارد. علت توجه کردن به انواع انگیزش به این دلیل است که برخی انگیزهها در مقایسه با انگیزه های دیگر کیفیت عالی تر، عملکرد مطلوبتر و پیامدهای روانشناختی های سالمتری را از انواع دیگر به بار میآورند. برای مثال دانشجویی که به خاطر انگیزش درونی، یعنی علاقه و کنجکاوی یاد میگیرد، در مقایسه با دانشجویی که صرفا به خاطر نمرهی درس میخواند، خلاقیت و هیجان مثبت بیشتری نشان میدهد.
2-3-2-5- در انگیزش باید به رفتار گرایشی و رفتار اجتنابی توجه کرد:
برای اینکه انسانها به نحو مطلوبی سازگار شوند، خزانهی انگیزشی دارند که علاوه بر انگیزههای خوشایند گرایشی یا نزدیکی، انگیزههای ناخوشایند اجتنابی یا دوره را نیز شامل میشود. در رفتار گرایشی مردم به دلیل اینکه چیزی را میخواهند به آن چیز تمایل پیدا میکنند. برای مثال ساندویچ خوردن فرد در هنگام گرسنگی. در رفتار اجتنابی، مردم کاری میکنند تا از آن چیز دوری میکنند. برای مثال ترس از مار باعث فرار و دوری جستن از آن میگردد.
2-3-2-6-در انگیزش، شرایط و موقعیت اجتماعی اهمیت دارد:
برای اینکه انگیزش شکوفا شود به شرایط حمایت کننده نیاز دارد. انگیزش فرد را نمیتوان از موقعیت اجتماعی که در آن قرار دارد، جدا کرد. در روابط با انگیزش کودکان، دانش آموزان و ورزشکاران و مورد مشابه، محیط ها میتوانند پرورش دهنده و حمایت کننده یا بیتوجه و زیان آور باشند. چون پژوهشگران انگیزش از نقشی که موقعیتهای اجتماعی در انگیزش و سلامتی افراد بازی میکنند، آگاه هستند، تلاش میکنند که اصول انگیزشی را طوری به کار برند که انگیزش افراد را شکوفا کند.
2-3-2-7- در انگیزش باید به نقش احساسات توجه کرد:
نظریه پردازان انگیزش همیشه علاقه دارند که مردم چگونه احساس میکنند. فرض اصلی نظریههای عاطفی آن است که مردم به منظور تجربهی عاطفی مثبت به بعضی چیزها نزدیک میشوند و برای اجتناب از تجربهی عاطفی منفی از بعضی چیزها پرهیز میکنند. بر پایهی این عقیده، احساسات از عوامل مهم تعیین کنندهی رفتار است زیرا احساسات پیوندی تنگاتنگ با بقای فرد دارند.
2-3-2-8. در انگیزش باید به تفاوتهای فردی توجه کرد:
نظریهپردازان انگیزش نه تنها به مطالعهی انگیزههای مشترک، عمومی و در بین افراد فرهنگهای گوناگون علاقهمند هستند، بلکه آنها همچنین به تفاوتهای فردی در بروز این انگیزهها در افراد مختلف علاقه نشان میدهند. نظریهپردازان انگیزش مجذوب کشف این مطلب هستند که چرا افرادی با استعداد به موفقیت میرسد و فردی با استعداد استثنایی شکست میخورد؟ (حسنزاده، 1390).
2-3-3- نظریههای انگیزش:
انگیزه دارای نظریههای متعددی است. یکی از نظریهها که به تفاوت انگیزه دانشآموزان برای پیشرفت در مدرسه توجه میکند، انگیزش پیشرفت نامیده میشود (آیمز و آرچر50، 1988).
2-3-3-1- انگیزش در نظریهی فرهنگی – اجتماعی:
نظریهی فرهنگی- اجتماعی بر مشارکت اجتماعی تاکید دارد، افراد به منظور حفظ هویت و روابط بین فردی در فعالیتها شرکت میکند. بنابراین، دانشآموزان در صورتی برای یادگیری انگیزش دارند که عضویی از یک کلاس یا اجتماع مدرسه باشند. این نظریه بیان میکند که انگیزههای یادگیری در کلاس با مشاهدهی دیگران و با تعامل با دیگر اعضای کلاس به دست میآید. همچنین هویت و عضوی از گروه بودن مفاهیم کلیدی آنها هستند (به نقل از منصوری، 1388).
2-3-3- 2- نظریهی غریزه
تحت تاثیر نظریه ی داروین، زیستشناسان شروع به مطالعهی انگیزش در چارچوب

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره تغییر نگرش، انگیزش پیشرفت، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی Next Entries منابع پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی، عملکرد تحصیلی، موفقیت تحصیلی