منابع پایان نامه درباره امام خمینی (ره)، مطالبه خسارت، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

اذن او نزد كسى گذاشته شود و اين بر دو قسم است يكى اين كه خود عنوان عمل، بالاصاله امانت است مانند وديعه، دوّم اين كه عنوان عمل چيز ديگرى است ؛ مثلا رهن يا عاريه يا اجاره يا مضاربه است كه در اين موارد خود عناوين مذكوره مقصود بالذّات است و به تبع آن، عينى كه مورد يكى از اين عناوين واقع شده، نزد طرف، امانت است زيرا مالك، حفظ عين را به عهدۀ طرف، گذاشته است و امانت شرعيّة آن است كه استيلاء بر عين، با درخواست و اذن مالك نباشد و بر وجه ظلم و عدوان هم تحت اختيار شخص قرار نگرفته بلكه يا قهرى بوده مثل اين كه باد يا سيل آن را داخل ملك شخص نموده بر وجهى كه تحت تسلط، و يد او قرار گرفته يا اين كه خود مالك، عين را تسليم نموده لكن نه خودش و نه طرفى كه آن را گرفته هيچ يك اطلاع نداشته‌اند، مثلا صندوقى را انسان خريده و در داخل آن چيزى بوده كه فروشنده خبر نداشته يا اين كه فروشنده و خريدار در موقع تصفيۀ حساب اشتباه كرده‌اند و فروشنده زائد بر حق به مشترى داده يا بعكس، و يا اين كه تحت اختيار قرار دادن عين با اجازۀ شرع بوده مانند لقطه يا آن چه كه از دست دزد يا غاصب بعنوان حسبه 215و … بدست می آید .که در اين قسمت از توضیح بیشتر آن خودداری کرده و صرفا به بررسي امانت مالکي که مرتبط با موضوع پايان نامه مي باشد ، مي پردازيم .
3-2-1-1- امانت مالکي
امانت مالکي يا قراردادي ،که در آن مالي به اختيار و اذن مالک به ديگري سپرده مي شود و رابطه متصرف تابع تراضي آنان ومفاد اذن مالک است وقانون وعرف به عنوان عامل (تفسير کننده )ويا تکميل کننده در آن دخالت دارد.216 . به عبارت ديگر امانت مالکانه يا استيماني آن است که قبل از حدوث وصف امانت مقدمه اي براي ايجاد اين وصف از طرف مالک وامين صورت مي گيرد که اين نوع از امانت با سبق تصميم وبه قصد وصول به وصف امانت به وجود مي آيد که بارزترين مثال اين نوع امانت عقد وديعه است که آن را امانت به طور اطلاق نيز مي گويند .امانت استيماني : امانتي است که امين را به خاطر وجود صفت امانتداري که در اوست به امانتداري فرا مي خواند که وديعه مصداق بارز ومنحصر اين انديشه است .يعني در درجه اول نيازي موجب مي شود که انسان شخصي را به امانت داري فراخواند ولي دربرخي از موارد بعد از ساير نيازمندي ها به خوي امانتداري هم توجه مي شود .مثلا اگر در ضمير موکل دقت شود نياز او به گرفتن وکيل مقدم بر نياز او به وصف امانت در وکيل است .
امانت مالكى را مى‏توان از نظر موارد استعمالى كه دارد به دو قسم زير تقسيم كرد:
در امانت مالكى از اين‏كه مالك، مال مورد امانت را مطالبه نكرده است، معلوم مى‏شود كه اذن او باقى است. بر فرض در بقاى اذن موجر شك داشته باشيم، اذن سابق را استصحاب مى‏كنيم. به علاوه امانت مالكى به اذن مالك است؛ پس اگر مالك از اذن خويش رجوع كند، بايد رجوع خود را از طريقى، مانند مطالبه مال، اعلام كند.
«وديعه» در زمرۀ امانت مالكانه است؛ زيرا مالك با اختيار خود و در نتيجه پيمانى كه با ديگرى مى‌بندد، مال خويش را به منظور حفاظت و نگهدارى به او مى‌سپارد؛ يعنى بدين وسيله مالك امين را نايب خود قرار مى‌دهد. و ويژگى وديعه از ساير امانات مالكى اين است كه در آنها نيابتى كه داده مى‌شود به منظور ساير تصرفات است؛ مثل اينكه مالك به ديگرى وكالت مى‌دهد تا خانۀ او را بفروشد. و حفاظت و نگهدارى در همۀ موارد اجاره و عاريه و مضاربه و … جنبۀ فرعى و تبعى دارد؛ اما مقصود اصلى در عقد وديعه، دادن نيابت براى حفظ مال است، لذا قواعد‌ در اثر عقد وديعه و با سپردن مال به امين، او موظّف مى‌شود كه از آن مال نگاهدارى و محافظت كند؛ يعنى نه تنها آن را رها نساخته و تلف نكند، بلكه از گزند حوادث خارجى نيز مصون دارد، لذا اثبات اين امر كه مورد وديعه در اثر حادثۀ خارجى، مانند آتش‌سوزى يا دزدى، تلف يا ناقص شده است، امين را از مسئوليت برى نمى‌كند، بلكه طبق مادّۀ 615 ق. م بايد احراز شود كه امين توانايى دفع خطر را نداشته و مواظبتهاى متعارف را نيز در اين زمينه انجام داده است.تعهد به حفظ مال مورد امانت، تا زمانى كه به مالك تسليم نشده است، ادامه مى‌يابد و با فسخ عقد از بين نمى‌رود. بنابراين، نبايد چنين پنداشت كه بين تعهد به نگاهدارى و جايز بودن عقد وديعه، تعارض وجود دارد و چگونه ممكن است با قبول جواز وديعه، از تعهد امين سخن گفت؛ زيرا در نتيجه پذيرفتن مورد عقد، مستودع به حفظ مال و ردّ آن به مالك ملتزم مى‌شود.217

3-2-1-1-1- امانت مالکي به معناي عام
امانت مالکي به معناي عام تمامى مواردى را كه مالك با رضايت، مال خود را در اختيار ديگرى قرار مى‏دهد شامل مى‏شود. در اين معنا، حتى به عين مستأجره، عين مرهونه، عاريه، مورد عقد مضاربه و مانند آن امانت مالكى اطلاق مى‏شود.
براى تحقق عنوان امانت مالكى دو شرط ، لازم است:
اولاً: مالك با اين وصف كه مال از آن اوست، به ديگرى اذن دهد كه در آن تصرف نمايد؛ ثانياً: گذاردن مال در اختيار ديگرى، مبناى غير واقعى نداشته باشد. لذا به نظر مى‏رسد، مقيد نمودن امانت مالكى به مواردى كه اذن قانون‏گذار و مصلحت مالك موجود باشد، ضرورتى ندارد و و در حقيقت چيزى جز تحقق عنوان استيلا بر مال ديگرى به اذن مالك نمى‏باشد و اين امر براى تحقق عنوان امانت مالكى كفايت مى‏كند. به علاوه، صرف اذن قانون‏گذار، تلازمى با امانت قانونى ندارد. بلكه اذن قانون در صورتى امانت قانونى را در پى دارد كه به تبع اذن مالك يا عقد ويا قراردادي نبوده و به صورت ابتدايى داده شود. اما در اينجا به عنوان مثال ، مستأجر حق دارد كه بر عين مستأجره استيلا يابد و در صورتى كه عين بدون تعدى و تفريط او تلف يا ناقص شود، ضامن نخواهد بود؛ ليكن اين بدان جهت نيست كه قانون‏گذار مستأجر را امين قرار داده است، بلكه از آن روست كه عين مستأجره در نزد مستأجر، امانت مالكى مى‏باشد. به بيان ديگر، اگر چه هر مالى كه مالك آن را براى ديگرى مباح گرداند، از نظر قانون نيز مباح مى‏باشد، اما اين بدان معنا نيست كه به نظر قانون‏گذار مستأجر از ضمان مبرّاست.لذا از مفهوم ماده 631 ق.م. مي توان استنباط كرد. که طبق اين ماده، هرگاه مقررات مندرج در قانون يَد متصرف را نسبت به مال ديگرى صريحاً امانى تلقى كرده باشد، يَد متصرف امانى است. مفهوم مخالف اين جمله، آن است كه هرگاه در موردى قانون يَد متصرف را امانى اعلام نكرده باشد، متصرف ضامن است. بنابراين در مواردي که قانون به امانى بودن يَد متصرف تصريح نكرده است ، حكم عام ضمانى بودن يَد، مورد مزبور را شامل مى‏شود.

3-2-1-1-2- امانت مالکي به معناي خاص
امانت عقدى است كه حقيقت آن، درخواست از ديگرى براى نيابت در حفظ و نگه‏دارى مال مى‏باشد. مالك از طريق عقد وديعه، ديگرى را بر مال خويش امين قرار مى‏دهد.

3-2-2 – اثر امانت در عقد وديعه درحقوق ايران ومصر
امانت در کليه عقود اذني به معناي عام همچون وديعه،عاريه ،وکالت وصف مشترکي است که در همه آنها به چشم مي خورد ،منتـها در اين وصف وديعه اصـالت دارد کـه در آن مسـتودع امـين قرار مي گيرد تـا از مال مـورد وديعه حـفاظت نمايـد .بهمين جهت نيز وديعه را امانت به معناي خاص ناميده اند 218 برخي نيز به آن محض نيز ، اطلاق کرده اند 219 ویژگی ودیعه نسبت به سایر امانت مالکانه این است که درآنها نیابتی که داده می شود به منظور سایر تصرفات است . لذا مقصود اصلی در عقد ودیعه دادن نیابت صرفا برای حفظ مال است بنابراین هرچند ودیعه در کنار وکالت و.. به عنوان امانت مالکی محسوب می شود اما امانت اصطلاحی وبه معنای خاص همان ودیعه است ودرعرف مضاربه ،وکالت و.. را امانت نمی دانند . درمتون فقهی به صراحت به امین بودن مستودع وضامن نبودن وی اشاره شده است :
ودیعه امانت است ومستودع ضامن نیست مگر اینکه تعدی وتفریط نماید 220
امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله آورده است :مستودع امین است ودر صورت تلف یا عیب مال ضامن نیست مگر اینکه تعدی وتفریط نماید 221
شهید اول نیز بیان داشته : مستودع ضامن نیست مگر اینکه تعدی وتفریط نماید 222
یکی از حقوقدانان مصری 223 بیان داشته که عقد وديعه یا امانت شرعي است ويا عقد شرعي ،طرفداران نظر اول وديعه را امانت شرعي مي دانند ومعتقدند که وديعه ،اذن واباحه به وضع يد وتصرف است وعقد نمي باشد چون امانت علم براي آن چيزي است که ضمان نداشته باشد وبنابراين تمام صوري که در آن ضمان وجود ندارد شامل مي شود ويکي از صور وديعه است .نظر دوم وديعه را عقدي از عقود اماني مي داند که درست تر به نظر مي رسد چون وديعه براي امانت دادن به مقصود حفظ ونگهداري وضع شده است و با ايجاب وقبول واقع مي شود واين از شان وخصوصيات عقد است که با ايجاب وقبول واقع مي شود ،برخلاف اذن وضع يد که در آن ارتباط دو اراده ورضاي طرفين لحاظ نمي گردد .
پس، مقتضاى اصلى عقد وديعه آن است كه مالى به منظور حفظ و نگاهدارى به ديگرى سپرده شود تا گيرنده آن را حفظ كرده و به محض مطالبۀ مالك به صاحبش به دليل آيۀ شريفه: إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها بازگرداند.224
با توجه به مطلب مزبور، فرق بين امانت مالكى و امانت شرعى نيز روشن شد و آن اينكه در امانت مالكى زوال صفت امانت متفرّع بر مطالبۀ مالك و انكار يا امتناع امين از رد مال است (موادّ 310 و 631 ق. م) ولى در امانت شرعى تأخير در رد يا اعلان آن، سبب ضمان متصرف مى‌شود و با انحلال عقد وديعه، امانت مالكى تبديل به امانت شرعى مى‌شود.225
3-2-3- نقش امانت مالکي در رفع ضمان
در کليه عقود اماني هنگامي که طرفين عقد را منعقد مي سازند با هم پيمان مي بندند که يکي از آنها مال خود را براي منظوري معلوم در اختيار طرف ديگر قرار دهد تا پس از انجام منظور معين دوباره عين مال را به مالک آن بازگرداند .در تمام مدتي که مال مورد نظر در اختيار متصرف قرار دارد وي نسبت به آن امين محسوب مي گردد ومال هم به رسم امانت در اختيار اوست به اين معني که تمام وظايف وتکاليف مذکور براي امين براي اين تصرف هم وجود دارد واز طرف ديگر تمام حمايتهاي قانوني که از امين وجود دارد براي او هم هست . لذا با توجه به وصف امانت هرگاه در اتفاقي که خارج از قدرت امين است خسارتي متوجه مال شود ودچار تلف ،يا نقص ويا عيب گردد ،نمي توان ايرادي بر او گرفت واز او مطالبه خسارت کررد زيرا هم منطق متعارف وهم قانون از او حمايت مي کند ،هم چنين تمامي افرادي که به واسطه عقود اماني وکالت وعاريه ،مضاربه ،رهن واجاره اموال غير منقول را در اختيار دارند جاري بوده ،زيرا آنها هم نسبت به چنين اموالي امين مي باشند واز امتيازات امين برخوردار هستند .
3-2-4- يد اماني ويد ضماني :
در باب مسئله يد ضماني ويد اماني بايد گفت که اصل بر يد ضماني است بدين معنا که هرگاه شخصي ،مالي را که متعلق به ديگري است ودرتصرف دارد اعم از آنکه مال متعلق به شخص حقيقي يا حقوقي باشد ،نسبت به حفظ ونگهداري آن مال ضامن است ويد او يد ضماني است .لذا ضامن هرگونه خسارت از بابت هرنوع عيب ونقص وتلف مي باشد .يد شخص هنگامي اماني محسوب مي شود که قانون او را به نحوي (صراحتاً يا ضمناً ) امين تلقي نمايد . اصل يد ضماني بر اساس قاعده (عَلَي الَيد ما اَخذَتّ حتي تُوَديه ) استوار گرديده است .يعني هرشخصي مسوول آن چيزي است که گرفته تا آن را به صاحبش رد نمايد .بعلاوه مفهوم مخالف ماده 631 قانون مدني دلالت بر اين دارد که ،هرگاه کسي مال متعلق به ديگري را متصرف باشد ومقررات اين قانون او را نسبت به آن مال امين قرارنداده باشد ،يد او ضماني تلقي مي شود . لذا مسئله تعدي وتفريط که مواد 951،952و953 قانون مدني به آن پرداخته ،در ارتباط مستقيم با (يد اماني ) مي باشد ، اعم از آنکه يد اماني ناشي از وديعه باشد يا به واسطه ساير عقود (وکالت ،عاريه و…) ويا آنکه قانون شخص را امين قلمداد کرده باشد . که در اين فصل با توجه به بررسي آثـار مشـترک عقود اذني به اقتـضاي ذات ،صـرفا به بحث امـانت در عقد وديعه وآثار تـعدي وتفـريط در آن مي پردازيم

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره عقد وکالت، عقود اذنی، تفویض اختیار، قانون مدنی Next Entries منابع پایان نامه درباره عقد وکالت، اجرت المثل، اثر مشترک