منابع پایان نامه درباره اقتصاد باز، اقتصاد بازار، نفت و گاز، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

به عنوان مثال، مسيرهاي عبوري از جمهوري آذربايجان و ترکيه، مسير جمهوري خلق چين و يکي از راههاي انتقال انرژي براي کشورهاي آسياي مرکزي مسير ترانزيتي جمهوري اسلامي ايران است که کوتاهي مسير، دوري از خطر بودن ازجمله ويژ – گي هاي مثبت آن است که بارزترين نمونه عملي آن کشور قزاقستان به عنوان يکي از دورترين کشور در ميان کشورهاي آسياي مرکزي با پرداخت نفت خود به جمهوري اسلامي ايران و دريافت آن در درياي عمان، به فروش آن اقدام مي نمايد؛ علاوه بر آن مسير باکو – جيهان که در دهه نود ميلادي مورد استفاده قرار گرفت در واقع در ارتباط با علاقه روس ها مبني بر استفاده از مسير روسها به عنوان مسير ترانزيت انرژي بوده است.
4 – 2 – 4 زمينه ها و اهداف حضور ايالات متحده آمريکا در منطقه آسياي مرکزي ايالات متحده پس از فروپاشي اتحاد جماهير، با رويکرد نظم نوين جهاني در پي ايجاد نظام تک قطبي بر جهان و سلطه بر آن و هنچنين نفوذ بر مناطق استرتژيک (راهبردي) آن بوده است. آنها براي دستيابي به اين هدفي، استفاده از راهکارهاي اقتصادي، اقتصادي، فرهنگي و بويژه نظامي را به کار برده اند؛ پيدايش جهاني شدنها که در پي ايجاد همگاني کردن اقتصاد و فرهنگ آمريکايي و به عبارتي جهان شمول کردن تفکّر و نگرش زندگي آمريکايي به جهان در ميان کشورها، حملات اين کشور به عراق در سال 1991 به منظور اخراج عراقيها از کويت، جنگ نظامي آنها در عراق و افغانستان و حضور در مناطق پر اهميّت همچون آسياي مرکزي، قفقاز و … جنبه هاي عملي چنين سياستي توسط آنها بوده است. پس از فروپاشي شوروي، سياستگذران آمريکا تصور مي کردند که بايد خود را براي رويارويي با ابرقدرت هاي نيمه دوم قرن بيست و يکم (چين و هندوستان) آماده کنند. دو کشوري که داراي قدرت هسته اي بوده، بيش از يک ميليارد جمعيت داشته و اقتصادهاي در حال رشد دارند (تراب زاده، 1373: 414). اما پس از گذشت اندک زماني، آنها دريافتند که علاوه بر آنکه دو کشور چين و هند در عرصه جهاني به عنوان رقيب ايالات متحده آمريکا توانسته اند جايگاهي درخور براي خود ايجاد کنند، قدرت برآمده از ويرانه شوروي، “روسيه” نيز به عنوان قدرتي چالشگر براي آنها (به عنوان قدرتي به نسبت برتر)، در عرصه بين المللي قدرت نمايي نمايد. دوران از اضمحلال اتحاد شوروي را بايد آغازگر حمايت هاي وسيع ايالات متحده آمريکا از جمهوريهاي آسياي مرکزي دانست. سياست آمريکاحفظ وضع موجود وحمايت از رهبران منطقه دربحث ژئوپولييتک آسياي مرکزي در قبال فشارهاي روسيه و ايران به اين جمهوري هاست. اهداف سياست خارجي آمريکا در منطقه آسياي مرکزي براساس ديدگاه ريچارد مورنينگ، استاد مشاور بيل کلينتون رئيس جمهور آمريکا در اين دوره در شش محور زير خلاصه مي شد:
1. تقويت کشورهاي جديدالاستقلال در مسير توسعه دموکراسي و اقتصاد بازار.
2. حمايت از استقلال، تماميت ارضي و توسعه آنها.
3. توسعه امکانات بازرگاني براي منطقه.
4. حل و فصل مناقشات منطقه اي از طريق برقراري روابط اقتصادي.
5. تقويت استقلال انرژي آمريکا و متحدان از طريق منابع انرژي خزر.
6. استقلال انرژي کشورهاي جديد خزر از طريق دسترسي آزاد نفت و گاز به بازارهاي جهاني.
7. هدف نهايي استراتژي آمريکا در پايان دوره دوم کلينتون، کاهش وابستگي جمهوري هاي منطقه به روسيه، ادامه انزواي ايران و حرکت اين کشورها در جهت همگرايي با غرب بوده است (http://www.csr.ir). آمريکا در پي فروپاشي اتحاد شوروي و تجزيه آن به دولتهاي مستقل، تلاشهاي گسترده اي را آغاز کرد تا با استفاده از خلاء ژئوپوليتيکي پيرامون فدراسيون روسيه، بر مناطق پيراموني اين کشور در راستاي سلطه بر مناطق استراتژيک آن استفاده نمايد. آمريکا ابتدا ترکيه را جلودار سياست هاي خود در منطقه قرار داد و آن را به عنوان جايگزين ايران براي مقابله با ظهور حکومتهاي اسلامي در منطقه مطرح ساخت. پس از آن براي کاستن از نفوذ روسيه در منطقه و دستيابي به منافع نفتي به افزايش فعاليّتهاي خود در منطقه دست زد. در اوراسيا و به عبارت مکيندر”قلب زمين” داراي اهميت استراتژيک فراواني براي غرب و ايالات متحده است و حوزه پيراموني اوراسيا همواره در دوران جنگ سرد نيز يکي از حوزه هاي رقابت دو ابر قدرت بوده است (رنجبر، 1378: 220). در اين راستا، آنها در تلاش بوده اند تا از بازگشت روس ها به دوران شوروي و تفوّق دوباره آنها به مناطق همجوار خود در اروپاي شرقي در غرب و همچنين قفقاز و آسياي مرکزي در جنوب جلوگيري به عمل آورند. از اين روي، آسياي مرکزي به عنوان منطقه خارج نزديک روس ها – که جرء مناطق گلوگاهي روسها در اطراف مرزهاي سياسي آنها محسوب مي شود – نيز از همان ابتداي اضمحلال مورد توجه سياستمداران ايالات متحده به عنوان يکي از مناطق حسّاس ژئوپليتيکي بود، چرا که اين حوزه مي توانست براي اجراي سياست هاي آنها در جهت سلطه بر مناطق ژئوپوليتيک حساس جهان در راستاي ايجاد نظام تک قطبي بسيار وسوسه برانگيز بوده است. در همين زمينه برژينسكي دركتاب “يك استراتژي براي اورآسيا” اهداف آمريكا براي حضور در منطقه را چنين برمي شمرد:
1. هدف كوتاه مدت يا ? ساله: تثبيت تكثرگرائي ژئوپوليتيكي. اين استراتژي يك مانور سياسي در جهت جلوگيري از پيدايش ائتلافي خصومت آميز است كه بتواند پيشتازي آمريكا را به چالش بگيرد.
2. هدف ميان مدت يا ?? ساله: جستجوي شركاي سازگار استراتژيكي بدين منظور كه رهبري آمريكا در تأمين امنيت دلخواه از طريق همكاري در دو سوي اورآسيا شكل گيرد.
3. هدف درازمدت: ايجاد هسته جهاني مسئوليت و اشتراك سياسي به نحوي كه هيچ قدرتي توان رقابت چالش انگيز با آمريكا را نداشته باشد (واعظي، مرکز تحقيقات استراتژيک، 1388). آنها در ابتدا بصورت سياسي – اقتصادي و سپس در دوران کنوني بصورت نظامي در منطقه حضور يافته اند و به ايجاد پايگاه هايي در بعضي نقاط منطقه پرداختند که تا حدودي بيانگر موفقيّت آنان در بعد سياسي – اقتصادي است. آنها به عنوان نخستين کشورهاي جهان بودند که بعد از استقلال و شکل گيري کشورهاي آسياي مرکزي، آنها را به رسميّت شناخته و به ايجاد مناسبات مربوط به ايجاد سفارتخانه و کنسولگري پرداختند؛ علاوه بر اين حضور شرکتهاي نفت و گاز ايالات متحده در سالهاي نخست پس از استقلال، بيانگر اهميّت اقتصادي اين منطقه را براي آنان، است. جلوگيري از حضور و نفوذ دو کشور همسايه روسيه و ايران در منطقه مي توانست آنها را در دستيابي به اين اهداف با موفقيّت بيشتري همراه سازد. به طور کلي، اهداف آمريکا در آسياي مرکزي را مي توان به شش دسته مهم تقسيم کرد:
1. بسط سياست هاي آمريکا در جمهوري هاي اتحاد جماهير شوروي براي جلوگيري از ظهور دوباره توسعه طلبي روسيه؛
2. جلوگيري يا کنترل جنگهاي داخلي و ممانعت از کشورهايي که ممکن است دولتهاي مجاور را تحت تاثير قرار دهد؛
3. جلوگيري از گسترش تسليات هسته اي؛
4. جلوگيري از رشد اسلام سياسي راديکال ضد غربي در منطقه؛
5. حمايت از رعايت حقوق بشر، دموکراسي، اقتصاد بازار آزاد و حفاطت محيط زيست؛
6. سرمايه گذاري و ايفاي نقش در رشد اقتصادي اين کشورها بخصوص درمورد اکتشاف و استخراج مواد اوليه (ابوالحسن شيرازي، 1379: 45). به هر حال، زمينه ها و اهداف کشور ايالات متحده از حضور در آسياي مرکزي را مي توان در حوزه اهداف ژئواکونوميک، ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک اهداف دسته بندي کرد که در ادامه به تبيين و شرح اين اهداف پرداخته مي شود:
1 – 4 – 2 – 4 استراتژي نظم نوين جهاني و جايگاه آسياي مرکزي در اين رويکرد ايالات متحده آمريکا بعد از اضمحلال شوروي، در پي معرفي خود به عنوان قدرت برتر در جهان بوده است. در اين راستا، اين کشور با عنوان کردن استراتژي “نظم نوين جهاني”، معرفي خود را به عنوان تنها قدرت جهاني موجود در جهان و قبولاندن ديگر کشورها از اين کشور به عنوان کدخداي دهکده جهاني را وجهه همت خود قرار داده است. استفاده از ابزار جهاني شدنها با ابعاد گوناگون آن، بويژه در بُعد اقتصادي، جهت واقعيت بخشيدن به اين تفکر توسط اين کشور مورد استفاده قرار گرفته است. به نظر مي رسد، هدف غايي از اين کشور، ايجاد سيطره آمريکا بر جهان، علي الخصوص نفوذ اين کشور بر مناطق ژئوپليتيک و ژئواکونوميک حسّاس منطقه اي باشد و آسياي مرکزي به عنوان يک منطقه راهبردي، براي ايالات متحده آمريکا بتواند چنين نقش مهمي داشته باشد. در اين راستا، برنامه هاي ويژه اي از سوي ايالات متحده آمريکا براي آسياي مرکزي از همان ابتداي دهه 1990 طراحي و به اجرا گذاشته شد. به منظور توسعه نقش آمريکا در منطقه خزر، کنگره اين کشور در مارس 1993 “استراتژي راه ابريشم” را تصويب کرد. هدف عمده از چنين استراتژي اين بود که مانع از اين شود که جمهوريهاي منطقه تحت کنترل و نفوذ قدرتهاي ديگر قرار گيرد. براي اين منظور اين استراتژي اعلام داشت که سياست آمريکا در منطقه بايد شامل موارد زير گردد: 1) تقويت استقلال و حاکميت کشورهاي منطقه و ايحاد دولتهاي دموکراتيم و رعايت حقوق بشر؛ 2) ايجاد تسامح و جمع گرايي در منطقه و جلوگيري از حرکت هاي تبعيض آميز؛ 3) کمک به حل درگيريهاي منطقه؛ 4) توسعه روبط دوستانه و همکاري اقتصادي؛ 5) کمک به کشورها براي راهيابي به اقتصاد بازار؛ 6) کمک به جمهوري ها براي توسعه امکانات جاده اي و حمل و نقل، آموزش و پرورش، فن آوري و تجارت محور شرق – غرب به منظور توسعه روابط کشورهاي منطقه و کشورهاي دمکراتيک و با ثبات اروپايي – آتلانتيک؛ 7) حمايت از منافع اقتصادي شرکت هاي آمريکايي در منطقه (عزتي، 1388: 41). علاوه بر آن اين کشور تلاش نموده است تا تغييرات عمده در ساختار سياسي در دولتهاي منطقه، نظير آنچه برنامه تغيير رژيم هاي شرق گرا (رژيم هاي منطقه که گرايش سياسي و اقتصادي به سمت روسيه دارند) از جمله تغييرات اساسي در منطقه بود که مدنظر اين کشور قرار داشت. اعلان سياست هاي “تغيير رژيم52” در کشورهاي ديگر تز

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، صادرات گاز، حمل و نقل، جهان خارج Next Entries مقاله درباره روابط دوجانبه، دانشکده اقتصاد، وزارت امور خارجه، استان گلستان