منابع پایان نامه درباره افغانستان، نفت و گاز، تداوم ارتباط، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

در کشورهاي منطقه آسياي مرکزي، و در نهايت
* جلوگيري از ورود کشورهاي ديگر بويژه کشورهاي غربي بر منطقه آسياي مرکزي؛
در راستاي اهداف ژئوپليتيکي، روسيه به دنبال اهداف اقتصادي خود در منطقه مي باشد. اهداف اقتصادي روسيه در آسياي مرکزي را مي توان بصورت زير خلاصه کرد:
1. تداوم ارتباطات اين کشورها با جهان خارج، از طريق روسيه؛
2. انتقال و ترانزيت منابع انرژي منطقه از طريق خطوط انتقال لوله هاي نفت و گاز روسيه؛
3. تقويت جايگاه روسيه بعنوان تامين کننده نيازهاي اقتصادي و تکنولوژيک جمهوريهاي آسياي مرکزي؛
4. جلوگيري از همگرايي کشورهاي آسياي مرکزي با ساختارهاي غربي و ديگر سازمان هاي بين المللي؛
5. لزوم دسترسي به مواد کمياب خام کشورهاي منطقه؛
6. تبديل کشورهاي منطقه به بازار مناسب کالاهاي روس (دادانديش، 1386: 92).
اين کشور در راستاي ديدگاه خارج نزديک خود معتقد است که بر اساس موقعيت جغرافيايي روسيه، از آنجا که آسياي مرکزي يک حوزه جغرافيايي حسّاس و جزئي از روسيه تلقي مي شود، هيچ کشوري غير در اين حوزه نبايد به فعاليّت بپردازد. اين در حالي است که ايالات متحده آمريکا در دهه پاياني قرن بيستم به عنوان يک رقيب براي روسيه وارد آسياي مرکزي شده است. در درجه نخست هدف ايالات متحده در آسياي مرکزي، جلوگيري از نفوذ روسيه و همچنين جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه است. از يک سو برخورداري کشورهاي منطقه از معادن انرژي زيرزميني و همچنين تسلّط بر آنها و همچنين بازار مصرف جمعيّتي عظيم منطقه از سوي ديگر، اين کشور را علاقمند به حضور در اين منطقه کرده است. اين شرايط باعث تقويت همکاري اقتصادي جمهوريهاي اين منطقه با ايالات متحده آمريکا شده است. حضور شرکتهاي مربوط به نفت و گاز که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد، در راستاي چنين اهدافي توسط آمريکائيان در اين منطقه قابل تفسير است. از اين رو، اين کشور در ابتدا در تلاش بوده تا با استفاده از امکانات موجود در جمهوري هاي آسياي مرکزي از جمله انرژي فراوان، بازارهاي بکر و ساير ظرفيت هاي ژئوپوليتيکي، بر سلطه اقتصادي خود در منطقه بيافزايد. از طرف ديگر، واقع شدن منطقه راهبردي آسياي مرکزي در همسايگي سه کشور مهم چين، روسيه و ايران که همگي داراي “سياست هاي منطقه اي و جهاني مستقل از ايالات متحده آمريکا” هستند، اين منطقه را از نظر ژئوپليتيکي و همچنين راهبردي، براي دولت آمريکا حائز اهميت کرده است. لشکرکشي ايالات متحده آمريکا به افغانستان که در پي حملات 11 سپتامبر شکل گرفت، زمينه هاي حضور نظامي اين کشور در منطقه آسياي مرکزي بيش از پيش پررنگتر ساخته است؛ به عبارت روشن تر، اين منطقه به علّت موقعيّت جغرافيايي مناسب نسبت به افغانستان است، توانسته است پشتيباني کننده حضور کشور ايالات متحده آمريکا در جنگ افغانستان باشد. از اين رو، اين منطقه علاوه بر آنکه براي آمريکا ارزش ژئوپليتيکي و ژئواکونوميک داشته باشد، داراي اهميت ژئواستراتژيک است و اين براي اين کشور بسيار مهم است که در در ادامه در اين ارتباط بيشتر توضيح داده مي شود. از جمله ديگر اهداف ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي، مي توان به تلاش اين کشور جهت جلوگيري از رشد اسلام گرايي در منطقه و بهبود مناسبات کشورهاي آسياي مرکزي با جمهوري اسلامي ايران است که ذيل علائق ايالات متحده در آسياي مرکزي تشريح بيشتري در اين ارتباط داده مي شود.
1 – 2 – 4 زمينه ها و اهداف حضور روسيه در منطقه آسياي مرکزي اضمحلال اتحاد جماهير شوروي در دهه پاياني قرن بيستم، مهمترين حادثه ژئوپوليتيکي اين دوره زماني محسوب مي شود. اين رويداد مهم ژئوپليتيک که در وراي مرزهاي شمالي جمهوري اسلامي ايران روي داد، نه تنها بر جغرافياي سياسي کشور روسيه موثر افتاد، بلکه بر شرايط کشورهاي همسايه با اين روسيه هم بسيار موثر بود. در کل علايق و منافع روسيه در مناطق آسياي مرکزي و قفقاز را مي‌توان به سه دسته عوامل اقتصادي – تجاري، اجتماعي- فرهنگي و سياسي – امنيتي تقسيم کرد. در حوزه اقتصادي با وجود اهميت بازار مصرف منطقه، جلوگيري از ايجاد خطوط مستقل انرژي از مسير آسياي مرکزي که انحصار روسيه در اين زمينه را با خطر مواجه مي‌کند، هدف اصلي روسيه است. در حوزه اجتماعي ـ فرهنگي نيز اولويت در حفظ ميراث فرهنگي ـ تاريخي اتحاد جماهير شوروي و تقويت نفوذ زبان روسي در منطقه است. اما در بعد سياسي – امنيتي روسيه به‌دنبال چهار هدف عمده است؛ حفظ امنيت روسيه در مقابل سياست‌هاي پيشرونده ايالات متحده در منطقه، جلوگيري از نفوذ ناتو، کسب هژموني منطقه‌اي و ارتقاء جايگاه بين‌المللي از مهمترين محورهاي سياستگذاريهاي منطقه‌اي روسيه در آسياي مرکزي است (http://www.isrjournals.ir). با اين وجود، اگر بخواهيم زمينه اهداف و علائق روسيه در آسياي مرکزي را مورد بررسي قرار داد، مي توانيم به حوزهاي زير اشاره کرد:
1- 2 – 2 – 4 اهميت آسياي مرکزي بواسطه الزامات امنيّتي ناشي از موقعيت جغرافيايي روسيه
اين واقعيت جغرافيايي وجود دارد که هيچ کشوري در جهان به اندازه روسيه در سمت گيري سياست خارجي خود وابسته به ژئوپليتيک نبوده است؛ چه در دوران شورويي سابق و چه در دوران جنگ سرد و نيز در قرن بيست و يکم که زمامداران روسيه خود را ملزم به رعايت به آن مي دانند (عزتي، 1388: 115). بر همين اساس و با توجه شاخصه هاي جغرافيايي – سياسي روسيه، کشورهاي آسيا مرکزي همواره به عنوان يک گلوگاه و شاه راه حياتي براي روسيه عمل مي کرده است. توجّه گورباچف نسبت به اين اصل نيز مويد اهميّت آسياي مرکزي نسبت به ساير مناطق پيراموني روسها بوده است. گورباچف گرچه با عنوان کردن تز خانه مشترک اروپايي مانند پطر کبير و کاترين سعي بليغي در پذيرش روسيه در ميان کشورهاي اروپايي نمود، لکن وي نيز نتوانست نسبت به اهميّت اين منطقه بي تفاوت باشد، پس از فروپاشي گروهي از روشنفکران روسي با تاکيد بر خصوصيات آسيايي روسيه مي کوشند تا با بهره برداري از موقعيت جفرافيايي روسيه در آسيا اين کشور را به عنوان قدرتي اروپايي آسيايي و به عنوان واسط جغرافيايي بين شرق و غرب جلوه دهد (شيخ عطار، 1373: 56). بر اين اساس يکي از بحث‌برنامه هاي مطرح در روسيه پس از فروپاشي، طرح عرصه منافع امنيتي در حوزه شوروي سابق است. به همين جهت در سال 1992 اولين استراتژي روسيه تدوين شد که در آن از حوزه جغرافيا يي شوروي سابق به عنوان حوزه امنيّت ملي روسيه نام برده شد. اين رويکرد در دوران پس از يلتسين تقويت شد (دادانديش 1384: 173). پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 ميلادي، در سالهاي نخست به علّت مسائل داخلي ناشي از فروپاشي ، نوع خاصي از جهت گيري در سياست خارجي سياستمداران اين کشور نسبت به حوزههاي نفوذ روسيه که از اين کشور جدا و به استقلال رسيده بودند، خصوصاً در قبال آسياي مرکزي اتخّاذ نشد. اين امر بيشتر ناشي از توجّه آنها نسبت به مناسبات اين کشور با غرب و همچنين مسائل داخلي اين کشور بود. در نيمه دهه1990 ميلادي، با سروسامان يافتن مسائل داخلي، بار ديگر توجّه اين کشور به مناطق پيراموني خود خصوصاً در منطقه آسياي مرکزي به دليل اهميّت امنيّتي اين حوزه معطوف شد، چرا که منطقه آسياي مرکزي بواسطه موقعيت جغرافيايي، براي سردمداران روسيه به عنوان خارج نزديک به حساب مي آيد و هرگونه تهديدي بر اين منطقه، تهديدي براي روسها به حساب مي آمد. در صورتي که اين منطقه، پس از اضمحلال اتحاد جماهير، به دلايل اهميت ژئوپليتيک، ژئواکونوميک و ژئواستراتژيک خود، آرام آرام عرصه توجّه و حضور کشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي آمريکا شده بود، بار ديگر نگاه روسها به اين منطقه معطوف شد. به همين علّت، اين کشور بخش عمده اي از سياست خارجي خود را در رابطه با کشورهاي آسياي مرکزي طرح ريزي کرد. روسيه بعد از فروپاشي شوروي با هدف ادامه نفوذ خود در اين مناطق، تأمين منافع و جلوگيري بيشتر از فروپاشي ساختارهاي پيشين در جمهوري‌هاي استقلال يافته، در دسامبر 1991 به همراهي دو جمهوري اوکراين و روسيه سفيد اقدام به تشکيل سازماني به نام “جامعه کشورهاي مستقل مشترک ‌المنافع” نمود. با فاصله زماني کوتاهي کشورهاي آذربايجان، ارمنستان، ازبکستان، تاجيکستان، ترکمنس – تان. قرقيزستان، قزاقستان و مولداوي به اين سازمان ملحق شدند. جمهوري گرجستان نيز در اکتبر 1993 تحت فشار ناشي از نيروهاي جدايي طلب آبخازي و مشکلات اقتصادي به اين جامعه پيوست (کولايي، 1376: 124). البته پس از گذشت زمان اين سازمان با مشکلاتي در ارتباط با اعضاي آن مواجه گرديد. تبديل ترکمنستان به عضو جانبي و همچنين خروج کشورهاي گرجستان از اين سازمان پس از جنگ در اوستياي جنوبي و دخالت روسيه و چندي بعد قزاقستان از اين پيمان، وجهه کارکردي آن را به چالش کشاند و به نظر مي رسد که در سالهاي آتي بتواند اهميّت کارآمدي خود را براي روسيه حفظ کند. اگرچه اين پيمان در سالهاي بعد از تاسيس اقداماتي که از آن انتظار مي رفت برآورده سازد، ولي به طور کلي، توانست آغازگري براي بيان اهميت ژئوپليتيکي آسياي مرکزي براي روسيه (به عنوان مهمترين سياست روسيه در قبال آسياي مرکزي) باشد.
2 – 2 – 2 – 4 اهداف امنيّت ملّي روسيه در آسياي مرکزي در ارتباط با مسائل قومي از ديدگاه قوميّتي، براي کشور روسيه اهميت فراواني دارد که جمعيت قابل ملاحضه اي از شهروندان روسي در مجموعه جمهوريهاي آسياي مرکزي زندگي مي کنند. اين در حالي است که حضور ميليونها روس در جمهوري هاي تازه تاسيس روسيه در آسياي مرکزي، به يکي از مسائل دشوار در روابط روسيه و جمهوريها تبديل شد. ملّي گرايان افراطي در روسيه درباره اين گروه فشارهاي زيادي به اين دولت وارد مي سازند، بطوري که هيچ دولت و هيچ گروهي در مسکو نمي تواند نسبت به وضهيت روسها در “خارج نزديک” بي توجه باشد؛ زيرا امنيت داخلي روسيه با بازگشت ميليون ها روس ساکن در آن جمهوريها بشدت تحت تاثير قرار مي گيرد. حضور 300 هزار نفر روس در ترکمنستان، 400 هزار نقر در تاجيکستان، 900 هزار نفر در جمهوري قرقيز، 7/1 ميليون نفر در ازبکستان، و حدود 5/6 ميليون نفر در قزاقستان بيانگر اهميّت اين مساله مي باشد (کولايي، 1376: 124). از اين رو و بر اساس جغرافياي جمعيت روس تبار ساکن در مجموع کشورهاي آسياي مرکزي، مي توان گفت که کشور روسيه ريشهاي عميق انساني با اين کشورها است. از ديگر سو، استفاده از زبان روسي به عنوان زباني رسمي و در ارتباط با جمعيت روس تبار ساکن در اين جمهوري ها مي تواند اهميّت را براي روسيه دوچندان کند و پيوندها و علائق روسيه را نسبت به اين جمهوري ها عميق تر سازد. بر اين امر را مي توان در بُعد دقّت داشت. توسعه گرايشهاي قوم گرايانه در آسياي مرکزي آثار منفي بر امنيّت روسيه دارد. جنبش هاي جدايي طلب در نقاط مختلف خارج نزديک به فعاليّت مي پردازند و اين امر طبعاً در روسيه بازتابهاي جدي به دنبال دارد. همگوني قومي در ميان برخي از ساکنان فدراسيون روسيه چون تاتارها نيز در اين زمينه قابل توجّه است و متقابلاً روابط روسيه با مسلمانان آسياي مرکزي بر روابط دروني دولت و مسلمانان موثر است و اين امر موجبات بروز خطر تجزيه را فراهم مي آورد (کولايي، 1376: 124). روسيه براي جلوگيري از هرگونه امکان براي بروز حوادث قومي – امنيتي، بايد مسائل مربوط به چالشهاي قوميتي در منطقه آسياي مرکزي را با ديدي موشکافانه دنبال کند؛

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، آزمون و خطا، حوزه نفوذ، جهان خارج Next Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، صادرات گاز، حمل و نقل، جهان خارج