منابع پایان نامه درباره افغانستان، جهان اسلام، قبض و بسط

دانلود پایان نامه ارشد

رغبت بيشتري را براي همکاري با روسيه نسبت به ايالات متحده از خود نشان مي دهند. مهمترين و گسترده ترين روابط خارجي تاجيکستان با روسيه است. برخلاف برخي ديگر از کشورهاي آسياي مرکزي قفقاز، و بالکان که پس از استقلال از اتحاد شوروي مابل به دوري از روسيه و نزديکي به غرب بودند، تاجيکستان روابط گسترده و نزديکي با روسيه را حفظ کرد. اين روابط در زمينه هاي مختلف نظامي سياسي و اقتصادي ديده مي شود و دو کشور در اتحاديه ها و پيمانهاي پند جانبه و دوجانبه گوناگون عضويت دارند (کتاب سبز تاجيکستان، 1387: 125). بنابر گزارش بسياري از معتبر در قرقيزستان با اهالي روسي توجه خاصي مبذول مي گردد. موجوديت دانشگاه اسلاويک و اعلام زبان روسي به عنوان زبان رسمي در اين دانشگاه و پايين آمدن ميزان مهاجرت روسها دليلي اين توجه است. يکي از مقامات قرقيزي بيان مي دارد که: “ما با روسيه در جهت پياده کردن اصلاحات اقتصادي مشکلات مشابه داريم، بايستي به مسايل مديريت دولتي بر اقتصاد، رشد مجتمع صنايع ، ماليات و جلوگيري از تشنج اجتماعي در جامعه بيشتر توجه کنيم. البته استقلال ما زمينه توسعه روابط اقتصادي و فرهنگي با ساير کشورها را فراهم ساخت، ولي واقعيت اين است که تنها توسط دوستي روسيه ما مي توانيم از استقلال خويش حمايت نمائيم و و به سطح رشد و تمدن برسيم. دولت قرقيزستان آماده است جهت بدهي خويش بيش از 50 درصدسهام 50 کارخانه فلزات رنگي، ماکروالکتريک و صنايع نظامي را در اختيار روسيه قرار داهدبا مدنظر قرار دادن دورنماي بازار اوراسيا (اروپا وآسياي) برقراري و گسترش خطوط حائز اهميت است” (کتاب سبز قزاقستان، 1386: 159). هم اکنون، در سال 2013 م. با اميدي که در روند رو به پيشرفت در شرايط در به پايان رسيدن در جنگ افغانستان وجود دارد، اين احتمال براي آسياي مرکزي قوت مي گيرد که با خروج نظاميان آمريکايي از افغانستان، شرايط حضور اين کشور در پايگاههاي نظامي اين کشور در آسياي مرکزي – مانند خان آباد و ماناس – دچار تحول اساسي شود؛ بدبن معنا که حضور آمريکايي ها در آسياي مرکزي به عنوان پايگاه هاي نظامي پشتيباني کننده در افغانستان، با خروج نظاميان آنها از اين کشور، روند بيشتري به خود خواه گرفت. با سقوط صدام حسين در عراق، آمريکا تقابل با روسيه و ايران را در شرايط متفاوتي مورد توجه قرار داده است. حضور نظاميان آمريکايي در خارج نزديک، تنها براي مدتي کوتاه و بطور موقت براي روس ها قابل تحمل بوده، ولي آمريکا بزودي آشکار ساخت که قصد ترک منطقه را ندارد57(کولايي، 1384: 18). اما با خروج نظاميان آمريکايي در سال آينده (2004م.) از افغانستان، اين احتمال قوّت مي گردد که اين براي حضور در آسياي مرکزي، بصورت غير مستقيم و نامحسوس و توسط جريانات اجتماعي – سياسي در منطقه حضور خواهد يافت، بويژه آنکه اين کشور در برابر وقايعي که در ازبکستان روي داد، از سوي دولتمردان اين کشور مورد اتهام قرار گرفت و پايگاهاي خود را از دست داد.
4 – 4 علائق ژئوپوليتيکي ايران در حوزه کشورهاي آسياي مرکزي ژئوپليتيک ج.ا.ا در سه چهار دهه اخير، با تحوّلات چشمگير در دو حوزه داخلي و خارجي مواجه بوده است. در حوزه داخلي پيروزي انقلاب اسلامي که ايستادگي در برابر استکبار جهاني را وجهه همّت خود قرار داده است و در حوزه خارجي اضمحلال اتحاد جماهير شوروي و فراهم آمدن جمهوريهاي آسياي مرکزي و قفقاز در جبهه شمال خاوري و شمال باختري که ادامه جغرافياي انساني و جغرافياي طبيعي سرزميني ايران هستند و همچنين حضور نظامي ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي بعد از حمله اين کشور به افغانستان. از يک طرف، با توجّه به اهميّت و علاقه ج.ا.ا به مسلمانان جهان و از طرف ديگر، توسعه نيافتگي اقتصادي و نيازمندي جغرافيايي جمهوريهاي آسياي مرکزي (به عنوان بخشي از جهان اسلام) به کشورهاي همسايه خود دارند، اهميّت خاصي را به آسياي مرکزي در سياست هاي منطقه اي ج.ا.ا داده است. بايد توجّه داشت که ايران به دليل ژئوپليتيک خاص خود و دوره تاريخي دويست ساله اخير خود که داراي قبض و بسط سرزميني شده است، حساسيت ويژه اي در قبال همسايگان خود دارد و هرگونه تحوّل در مناطق پيراموني خود، بويژه آسياي مرکزي را موردتوجّه خود قرار داده است. از اين رو، جمهوري اسلامي ايران بر اساس ويژگي هاي جغرافيايي و سياسي موجود در آسياي مرکزي داراي علاقه هايي است. جهت بررسي علائق ژئوپليتيکي جمهوري اسلامي ايران در حوزه کشورهاي آسياي مرکزي، ناچار از توجّه به ويژگي هايي جغرافيايي خاص اين منطقه هستيم. که با آنچه مورد مطلوب اين کشور است، تطابق مي يابد. از هر رو، با توجّه به موقعيت ژئوپليتيک جمهوري اسلامي ايران و برخورداري از مرزهاي مشترک طولاني اين کشور با منطقه‌ي آسياي مرکزي و همچنين برخورداري اين کشور به امتياز دسترسي به آب‌هاي آزاد و داشتن اشتراکات فرهنگي، زباني و تاريخي با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي، جمهوري اسلامي ايران، داراي علائق ژئوپليتيک ويژه اي در اين منطقه دارد که مي توان از آنها، موارد زير را برشمرد:
1 – 4 – 4 جايگاه متقابل جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي عنوان مسير ترانزيتي قابل توجّه است که جمهوري اسلامي ايران براي کشورهاي آسياي مرکزي که مقدار قابل توجّهي از آنتروپي داراست، به عنوان مسيري کوتاه و امن و از از لحاظ اقتصادي به صرفه نسبت به ساير مسير هاي موجود براي دسترسي به آبهاي آزاد شناخته مي شود. علاوه بر اين ايران داراي موقعيت بسيار مناسبي در زمينه انتقال انرژي آسياي مرکزي از طريق خليج فارس و شبکه راه ايران به بازارهاي جهاني است و همچنيني مي تواند انرژي اين منطقه را بدون عبور از روسيه به اروپا منتقل کند و از وابستگي ژئوپليتيکي اين کشورها به روسيه بکاهد که اين امر مورد حمايت کشورهاي اروپايي خواهد بود. مسير ايران اقتصادي ترين، امن ترين و کوتاه ترين راه انرژي منطقه است؛ يعني جاده ابريشم، راه آهن سراسري آسيا، تراسيکا و کريدور شمال جنوب دارد. اقتصاد ايران و آسياي مرکزي نيز از توان تکميلي جدي برخوردارند. اگر چه هنوز حجم مبادلات ايران و جمهوري هاي آسياي مرکزي نزديک به يک ميليارد دلار مي باشد، اما ظرفيت فراواني براي رشد آن وجود دارد (واعظي و دبيري، 1391: 29). در نقشه ذيل مي توان اهميت جغرافيايي و راهبردي کشور جمهوري اسلامي ايران را در قبال نقش ترانريتي اين کشور براي جمهوريهاي آسياي مرکزي درک کرد؛ اين در حالي است که جمهوري اسلامي ايران با توجّه به همکاري هايي که با کشور قزاقستان دارد، توانسته است نفت اين کشور را دريافت و در سواحل جنوبي خود در خليج فارس و درياي عمان به مشتريان اين کشور تحويل مي دهد.

نقشه 1-4: جايگاه متقابل جمهوري اسلامي ايران و به کشورهاي آسياي مرکزي عنوان مسير ترانزيتي:

منبع: هادي اعظمي و علي اکبر دبيري، ارزيابي فرصتها و چالشهاي ژئوپليتيکي ايران در آسياي مرکزي، ف فصلنامه فضاي جغرافيايي، صفحه 29.
اين عملکرد که جنبه عملي علاقه جمهوري اسلامي ايران در آسياي مرکزي را نشان مي دهد، علاوه بر حل معضل جغرافيايي قزاقستان و ديگر کشورهاي آسياي مرکزي، توانسته است براي جمهوري اسلامي ايران ارزآوري داشته باشد و عاوه بر امتياز جغرافيايي و يک امتياز اقتصادي را نصيب اين کشور سازد. جمهوري اسلامي ايران به دليل مجاورت جغرافيايي و اهداف و دلايل مختلف سياسي – امنيتي، اقتصاد – ي، فرهنگي، ژئوپليتيکي خواستار حضوري قدرتمند در اين منطقه و برقرار کردن ارتباط نزديک با کشورهاي اسلامي آن است. اما برقراري ارتباط و ايجاد يک همگرايي بادوام مستلزم شناسايي پتانسيل ها و قابليت ها و همچنين چالش ها و تهديدات موجود در منطقه مي باشد. در اين زمينه عوامل ژئو پليتيکي از نوع فرصت و چالش، به دليل ماهيّت جغرافيايي و دوام و پايداري بيشتر نقش کليدي در طراحي و تدوين يک راهبرد کارآمد که زمينه ساز دستيابي به اهداف و منافع ملي ايران در منطقه باشد فراهم مي آورد (واعظي و دبيري، 1391: 26). اما ايران متقابلاً براي حضور فعّال، ملموس و کلان اقتصادي و دستيابي به بازار هشتاد ميليوني آسياي مرکزي به معبر بسيار مناسب ترکمنستان محتاج است. نيازهاي متقابل معبري، فضاي سرزميني دو کشور را به صورت مکمل ژئوپلتيک، نمايان ساخته است. اين نياز تکميلي ضمن اينکه بهترين زمينه را براي پايه گذاري روابط استراتژيک و پايدار دو جانبه فراهم مي کند، در عين حال، اين تهديد نهفته را نيز در درون خود مي پروراند هر يک از دو دولت به ويژه ايران، در صورت لزوم، از قابليت هاي کنترلي خود براي ايجاد اختلال در شبکه لوله اي و مسير تعاملات تجاري سود برد. شايد يکي از دلايل طولاني شدن مدت زمان تصميم گيري درباره انتخاب مسير لوله اي، بررسي دقيق تر اين قابليّت ها و بدست آوردن تضميم هاي کافي در اين زمينه بوده است (کريمي پور، 1379: 131). البته در اين زمينه، نقش تبليغات ايالات متحده آمريکا که در ضديت با منافع جمهوري اسلامي ايران در منطقه پي ريزي ميشود، مي تواند اثرگذار باشد. اين کشور بر مسير باکو – جيهان (درياي خزر به جمهوري آذربايجان و ترکيه و از آنجا به اروپا) به عنوان مسير ترانزيتي انرژي منطقه به کشورهاي ديگر تاکيد دارد. در جدول زير مسير خطوط انرژي منطقه اي را براي حوزه آسياي مرکزي نشان مي دهد، در حالي که مسير جمهوري اسلامي ايران بعنوان مسير کوتاه در کنار ساير مسيرها نشان داده شده است، اين در حالي است که مسير جمهوري اسلامي ايران علاوه بر امتياز کوتاه بودن که از لحاظ اقتصادي براي جمهوريهاي آسياي مرکزي بسيار بصرفه است، داراي مزيت مسير با امنيّت است که داراي اهميت خاصي براي کشورهاي آسياي مرکزي است.

جدول شماره 1-4: مسير خطوط انرژي منطقه درياي خزر
نام مسير
مبدا – مقصد
ظرفيت ميليون بشکه در روز
طول مسير يه مايل
هزينه ميليارد دلار
وضعيت
شمالي (روسيه)
باکو – نورروسيسک
1/0
868
4/2
صادرات از 1998
غربي (گرجستان)
باکو – سوپسا
6/0
540
6/0
آغاز به کار آن تا 1999 به درازا
شرقي (چين)
آگيتوپينگ -سينگ کيانگ
8/0 – 4/0
1800
5/3
امضاي توافقنامه
جنوبشرقي (پاکستان)
چارجو – گودار
1
1000
5/2
امضاي توافقنامه
جنوب غربي (خليج فارس)
ترکمنستان –
جزيره خارک
40/ – 2/0
930
5/1
با مخالفت آمريکا روبرو است
کنسرسيوم درياي خزر
تنگيز – نوورسيسک
34/1
930
2/2
صادرات از 1999
خط لوله کنسرسيوم بين المللي آذربايجان
باکو – جيهان
1
1100
3/3
در مرحله اقدام است
از ميان درياي خزر
تنگيز – باکو
4/0
زير آب 370
0/3
تحت مطالعه و امکان سنجي
درياي خزر
ترکمنباشي- باکو
5/0
زيرآب 190
5/3
تحت مطالعه و امکان سنجي
به نظر مي رسد که با وجود تمايل اين کشورها به استقلال از کشور روسيه و همچنين يخبندان بودن مسير هاي که از اين کشور عبور مي کنند، ايران بهترين مسير دسترسي آن‌ها به درياي آزاد است. اين تمايل تا حدودي، با توجه به انعقاد

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره دوران باستان، نقش برجسته، نفت و گاز Next Entries مقاله درباره وزارت امور خارجه، سلسله مراتب