منابع پایان نامه درباره افسردگی اساسی، اختلال افسردگی، افسرده خویی، اختلال افسردگی اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

تفکر، تمرکز یا تصمیم‌گیری، یا افکار عودکننده درباره مرگ و خودکشی، طرح نقشه و یا اقدام برای خودکشی را داشته باشد. ( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 531)
نشانه‌های افسردگی اساسی
۱-وجود خلق افسرده در بخش بیشتر روز و تقریباً همه روزه.
2-کم شدن زیاد علاقه یا لذت نسبت به همه یا تقریباً همه کارها در بخش بیشتر روز، تقریباً همه روزه.
3-کاهش بیش از حد وزن بدون پرهیز یا رژیم غذایی خاص یا افزایش بیش از حد وزن، یا پایین یا بالا رفتن اشتها تقریباً همه روزه.
۴-بیخوابی یا خوبِ آلودگی تقریباً همه روزه.
۵-بیقراری یا کندی روانی-حرکتی تقریباً همه روزه.
۶-خستگی یا از دست دادن نیرو تقریباً همه روزه.
۷-احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه افراطی یا بی‌مورد.
8-پایین آمدن توانایی تفکر یا تمرکز، یا بی‌تصمیمی، تقریباً همه روزه.
9-افکار عودکننده راجع به مرگ، اندیشه‌پردازی خودکشی مکرر بدون نقشه خاص، یا اقدام به خودکشی یا طرح نقشه خاصی برای خودکشی. ( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 531)

همه‌گیری شناسی اختلال افسردگی اساسی
ویژگی‌های خاص وابسته به فرهنگ:
فرهنگ می‌تواند تجربه و درک نشانه‌های افسردگی را تحت تأثیر قرار بدهد. با این آگاهی و هوشیاری نسبت به خصایص قومی و فرهنگی در زمانی که بیمار از دوره افسردگی عمده اظهار ناراحتی می‌کند، می‌تواند از تشخیص مبهم یا تشخیص غلط جلوگیری کند. برای نمونه، در بعضی فرهنگ‌ها افسردگی ممکنه به جای غمگینی یا احساس گناه عمدتاً با جلوه‌های جسمی تجربه شود. شکایت‌های مربوط به اعصاب و سردردها (در فرهنگ‌های لاتین و مدیترانه‌ای)، شکایت از ضعف، خستگی، یا عدم تعادل (در فرهنگ‌های آسیایی و چینی)، مشکلای مربوط به قلب (در فرهنگ‌های خاورمیانه)، یا دل شکستگی (در میان سرخپوستان آمریکای شمالی) ممکن است تجربه افسردگی را نشان بدهند. (DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 531)
ویژگی وابسته به سن:
این اختلال در کودکان و نوجوانان یکسان است. گرچه داده‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد برجستگی نشانه‌های اختصاصی ممکنه همراه با سن تغییر کند. در نوجوانان اغلب با اختلالات رفتار ایذایی، اختلالات کاستی توجه، اختلالات اضطرابی، اختلالات مربوط با مواد، و اختلالات خوردن همراه باشد. در بزرگترها ممکنه نشانه‌های شناختی به طور خاصی بارز باشد. (DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 531)
ویژگی وابسته به جنس:
زنان در مقایسه با مردا ن در مقاطعی از زندگی خود در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به دوره افسردگی اساسی هستند. بیشترین فرق از این بابت در بررسی‌هایی که در ایالات متحده آمریکا و اروپا انجام گرفت به دست آمد. بررسی‌ها حاکی از این هسّت که در دوره‌های افسرده کننده در زنا ن دو برابر مردان هست. (DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 531)
دوره یا سیر:
این اختلال معمولاً در طی چند روز تا چند هفته پیدا می‌شود. دوره پیش بیمارگون که ممکنه نشانه‌های اضطراب و نشانه‌های افسردگی خفیف را شامل شود احتمالاً هفته‌ها تا ماه‌ها پیش از شروع دوره افسردگی عمده کاملاً دوام می‌آورد. ( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 531)
شیوع افسردگی:
مطالعات مربوط به این اختلال نشان داد که خیلی از بزرگترها به این اختلال دچار شدند.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 565)
برای مثال، حداقل پانزده تا بیست برابر بیشتر از اسکیزوفرنی، و تقریباً به همان میزان تمام اختلالات اضطرابی در مجموع. (باچر39 و دیگران،2007، ترجمة سید محمدی،1388، ص 6)
خطر کلی ابتلا به این اختلال در نمونه‌های اجتماعی از ده تا بیست و پنج درصد برای زنان و از پنج تا دوازده درصد برای مردان متغیر هست. شیوع مقطعی این اختلال در بزرگان در نمونه‌های اجتماعی از پنج تا نه درصد برای زنان و از دو تا سه درصد برای مردان متغیر هست.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 565)
از قرار معلوم اتفاق افتادن آن در چند دهه اخیر بیشتر شده‌است. ( باچر و دیگران،2007، ترجمة سید محمدی،1388، ص 6)
2-افسرده خویی
شدت اختلال افسرده خویی که قبلاً روان نژندی ملال انگیز نامیده می‌شد، کمتر از اختلال افسردگی اساسی است. (کاپلان، هارولد؛ سادوک، بنجامین،1996).
این اختلال از نظر شدت خفیف تا شدید است، اما شاخص اصلی وِ مزمن شدن آن است.( باچر و دیگران،2007، ترجمة سید محمدی،1388، ص 10) در زنان شدیدتر و متداولتر از مردان هست. شروع آن تدریجی است. اغلب در آنهایی که دارای تاریخچه طولانی استرس یا فقدان ناگهانی هستند روی می‌دهد. اغلب با اختلالات روان پزشکی دیگری از قبیل سوء مصرف مواد، اختلالات شخصیتی و اختلال وسواسی اجباری همراه هست. عموماً شروع آن در افراد بیست تا سی ساله‌است. اگر چه یک نوع زود آغاز قبل از بیست و یک سالگی وجود دارد. در میان بستگان درجه اول با اختلال افسردگی اساسی رواج بیشتری دارد. (کاپلان، هارولد؛ سادوک، بنجامین،1996)
نشانه‌های افسرده خویی
۱-وجود خلق افسرده در بخش بیشتر روز و در بیشتر روزها به مدت حداقل دو سال.
۲-در حالت افسردگی دو یا چند مورد از نشانه‌های زیر وجود دارد:
-کم اشتهایی یا پِر اشتهایی.
-بی خوابی یا کم خوابی.
-کمبودنیرو یا احساس خستگی.
-عزت نفس پایین.
-تمرکز کم یا اشکال در تصمیم گیری.
-احساس درماندگی.
-سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی.(کاپلان و سادوک،ج 1)
3-در طی دو سال اول آشفتگی (یک سال در مورد کودکان و نوجوانان) دوره افسردگی عمده وجود نداشته باشد.
4-هرگز یک دوره مانیک، یک دوره مختلط، یا یک دوره هیپومانیک وجود نداشته و هرگز ملاک‌های تشخیصی اختلال ادواری خویی وجود نداشته‌است.
5-این اختلال منحصراً در طی دوره یک اختلال روان پریشی مزمن، مثل اسکیزوفرنیا یا اختلال هذیانی پیدا نمی‌شود.
6-نشانه‌ها، پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی را در کارکرد اجتماعی، کاری، یا بقیه زمینه های مهم کارکرد،باعث می شوند.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص579)
همه گیری شناسی اختلال افسرده خویی
الگوی خانوادگی:
این اختلال در میان بستگان بیوژنیک درجه اول مبتلایان به اختلال افسردگی عمده شایعتر از کل جمعیت هست.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 576-575)
ویژگی وابسته به سن و جنس:
در کودکان ظاهراً در هر دو جنس به یک اندازه روی می‌دهد و اغلب به اختلال در عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی منجر می‌شود. در سن بالا، احتمال بروز در زنان دو تا سه بار بیشتر از مردان هست.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 576-575)
دوره یا سیر:
این اختلال اغلب شروعی زود رس و ناگهانی دارد و همچنین سیر آن مزمن هست.
( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 576-575)مدت متوسط این اختلال پنج سال هست. اما می‌تواند بیست سال یا بیشتر به درازا بکشد. (باچر و دیگران،2007، ترجمة سید محمدی،1388، ص 10)اگر این اختلال مقدم بر شروع اختلال اساسی باشد احتمال بهبود خود به خودی کامل دوره‌ای بین دوره‌های افسردگی عمده کمتر می‌شود و احتمال بیشتر شدن فراوانی بروز دوره‌های آینده بیشتر می‌شود. گرچه میزان خود به خودی این اختلال ممکنه حدود ده درصد در سال باشد، اما شواهد حاکی از این هست که با درمان فعال نتایج بهتِری به دست بیاید.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 576-575)
شیوع:
شیوع کلی یا مادام العمر این اختلال تقریباً شش درصد و شیوع نقطه‌ای یا مقطعی تقریباً سه درصد هست.( DSM-IV-TR ترجمه نیکخو و آوادیس یانس،1381، ص 576-575)
3- افسردگی ملانکو لیک
بقراط در قرن 4 پس از میلاد برای توصیف خلق سیاه در افسردگی از آن یاد می کند.
بعنوان افسردگی درون خیز (نوعی افسردگی که در غیاب عوامل استرس زا ی برونی در زندگی یا عوامل تسریع کننده پدید می آید) بکار می رود.
با ویژگی هاي افسردگی متعارف، اما با علائم آشکارفقدان احساس لذت (عدم علاقه در همه فعالیتها)، عدم واکنش خلق(ناتوانی در داشتن احساس خوب براي مدت کوتاه)، نوسان وارونه در خلق روزانه (احساس افسردگی بیشتر در صبح و بهتر شدن با گذشت ساعات
بعدي). ملانکولیا معمولاً به عنوان یک نوع شدید از افسردگی متعارف ومانند نوعی که ضد افسردگی غیر معمول می باشد تصور شده است. این زیرگروه به ضد افسردگی هاي سه حلقه اي بهتر پاسخ می دهند تا به بازدارنده هاي بازجذب سروتونین انتخابی، و بیماران اغلب نیاز به بستري شدن نیز دارند.
نشانه های افسردگی ملانکولیک
A-هر یک از علایم زیر که در اوج شدت دوره جاری روی داده است:
-از دست دادن احساس لذت در همه، یا تقریباً، همه فعالیتها
-فقدان پاسخگویی نسبت به محرک های معمولاً لذت بخش (با وقوع چیزی خوشایند، حتی موقتاً نیز احساس خوشحالی نمی کند)
B-سه (یا بیشتر) از علایم زیر:
-کیفیت مشخص خلق افسرده (یعنی، خلق افسرده مشخصاً از احساسی که پس از مرگ – شخصی عزیز روی داده است متفاوت درک می شود)
-افسردگی معمولاً صبح ها شدید تر است.
-صبح خیزی (حداقل 2 ساعت قبل از وقت معمول)
-تحریک یا کندی بارز روانی – حرکتی
-بی اشتهایی یا کاهش وزن قابل ملاحظه
-احساس گناه مفرط یا نامتناسب
4-افسردگی غیر متعارف
نشانه های افسردگی غیر متعارف
A-پاسخگویی (حساسیت) خلقی (یعنی خلق در مقابل رویدادهای واقعاً مثبت یا بالقوه مثبت روشن تر می گردد.)
B-دو (یا چند) تا از علایم زیر، در اکثر اوقات، حداقل بمدت دو هفته وجود داشته اند:
-افزایش قابل ملاحظه اشتها یا وزن
-پرخوابی
-فلج سربی (یعنی احساس سنگینی و سرب گونه در بازوها یا پاها)
-الگوی دیرپای حساسیت به طرد در روابط بین فردی (که محدود به دوره های اختلال خلقی نیست) که به تخریب قابل ملاحظه اجتماعی یا شغلی منجر می گردد.
C-در جریان همان دوره خصوصیت ملانکولیک یا کاتاتونیک ندارد
* گاه به علت ویژگی های آتیپیک کلاسیک مانند پرخوری و پرخوابی، علایم نباتی معکوس نامیده می شود. الگوی علایم را گاه ملال هیستری گونه (hysteriod dysphoria ) می نامند.
این بیماران معمولاً سن شروع پایین تر، کندی روانی حرکتی شدیدتر، تشخیص های توام بیشتر با اختلال هراس، سوء مصرف یا وابستگی مواد، اختلال جسمانی گري بيشتری نشان می دهند.
میزان بروز بالا و شدت علایم اضطرابی در بیماران واجد ویژگی آتیپیک، گاه اشتباهاً بعنوان اختلال اضطرابی طبقه بندی میگردد.
بیمارانی که ویژگی های آتیپیک دارند ممکن است سیر طولانی تر- تشخیص اختلال دو قطبیI – یا الگوی فصلی اختلال داشته باشند. در درمان این بیماران احتمال بیشتری هست که به MAOI پاسخ بهتری دهند تا TCA
با افزایش خواب و انرژي، و الگوي شخصیتی از انکارحساسیت و حفظ فعالیت مجدد خلقی(توانایی احساس بهتر در کوتاه مدت)،مشخص می گردد. این نوع افسردگی کمتر به داروها ي ضد افسر دگی سه حلقه اي پاسخ می دهند تا به بازدارنده هاي مونوآمین اکسیداز یا احتمالاً به بازدارنده هاي بازجذب سروتونین. افسردگی غیر معمول تا حدي در افسردگی دوقطبی و در مقایسه با انواع افسردگی تک قطبی بیش تر و شایع تر است.
5-افسردگی با خصایص کاتا تونیک
این افراددچار بی حرکتی به صورت جمود عضلانی یا انعطاف مومی شکل ویا بصورت بهت زده می باشند
6-افسردگی پس از زایمان
طی چهار هفته پس از زایمان فرد دارای خلق افسرده،اضطراب بیش از اندازه، بی ثباتی خلق،گریه و زاری، احساس بی کفایتی،بی خوابی،احساس گناه، افکار خود کشی و گاهی افکار صدمه زدن به نوزاد می باشد
7-افسردگی مزمن
هنگامی که فرد ملاک های افسردگی اساسی را بطور کامل طی دو سال داشته باشد
8-افسردگی فصلی
فرد در دو سال گذشته همیشه دوره افسردگی در فصل مشخصی شروع شده و بهبودی آن هم در فصل مشخصی می باشد.
9-سندرم ملال پیش از قاعدگی
فردی که در اکثر دوره های عادت ماهیانه در طی یکسال، یک هفته قبل از شروع قاعدگی دچار علائمی مثل کاهش علاقه به فعالیتها،خلق افسرده،نوسان در حالت خلق،اضطراب و غیره شود ودر طی چند روز اول عادت ماهیانه رفع شود واین علائم به قدری شدید

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره بهداشت روان، روان شناسی، اختلال افسردگی، بیماران مبتلا Next Entries منابع پایان نامه درباره نشخوار فکری، درمان رفتاری، حساسیت زدایی، شناخت درمانی