منابع پایان نامه درباره اعتماد شهروندان، دولت کارآمد، کانون توجه، ارباب رجوع

دانلود پایان نامه ارشد

خواهيم کرد که به ايجاد يا نابودي سرمايه اجتماعي کمک مي کنند.

2-4-3-1-فروبستگي
اثر فروبستگي، بويژه با درنظرگرفتن سيستمي شامل والدين و کودکان به خوبي مي تواند مشاهده شود. در اجتماعي که مجموعه وسيعي از انتظارات و تعهدات، بزرگسالان را به هم پيوند مي دهد، هر بزرگسالي مي تواند از حساب مشترک خود با ديگر بزرگسالان براي کمک به نظارت و کنترل فرزندانش استفاده کند. اگر A وB در اجتماعي بزرگسال باشند و a وb به ترتيب کودکان آنها باشنــد، در آن صورت فروبستگي در جامعه مي تواند مانند شکل 1 (a) تصوير شود که در آن پيکانها از کنشگري به کنشگر ديگر مجدداً نمايانگر وابستگي دومي به اولي ازطريق رويدادهايي است که اولي کنترل مي کند. فقدان فروبستگي در شکل 1 (b) نشان داده شده است، که در آن والدين، A وB دوستاني در خارج از اين اجتماع دارند. در اجتماعي مانند آنچه که در شکل زیر (a) نشان داده شده است، A وB هر دو مي توانند از تعهدات متقابل خود براي کمک به پرورش کودکانشان استفاده کنند و مي توانند هنجارهايي درباره رفتار کودکانشان به وجود آورند. کنشهاي هر کودک a يا b برونبودهايي مستقيم يا غيرمستقيم، هم بر A و هم برB در هر دو اجتماع تحميل مي کنند؛ اما تنها در اجتماعي که به وسيله شکل 1 (a) نشان داده شده است فروبستگي موجود به B,A امکان مي دهد هنجارهايي برقرار و اعمال ضمانتهاي اجرايي يکديگر را درمورد کودکان تقويت کنند (کلمن، 1377).

2-4-3-2-ثبات
عامل دومي که بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ثبات ساختار اجتماعي است. هر شکل سرمايه اجتماعي به استثناي شکلي که از سازمانهاي رسمي با ساختارهاي مبتني بر مشاغل نشأت مي گيرد، به ثبات وابسته است. درهم گسيختگي سازمان اجتماعي يا روابط اجتماعي مي تواند براي سرمايه اجتماعي بسيار ويرانگر باشد. اختراع اجتماعي سازمانهايي که به جاي افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشکيل مي دهند شکلي از سرمايه اجتماعي فراهم کرده است که مي تواند ثبات را در برابر بي ثباتي افراد حفظ کند. در مواردي که افراد، صرفاً اشغال کنندگان مشاغل هستند، تنها عملکرد شاغلان، نه خود ساختار، با تحرک افراد دچار اختلال مي شود. اما براي هر شکل ديگر سرمايه اجتماعي، تحرک فردي، کنش بالقوه اي را به وجود مي آورد که نابودکننده خود ساختار – و بنابراين، سرمايه اجتماعي وابسته به آن خواهدبود (کلمن، 1377).
2-4-3-3-ايدئولوژي
عامل سومي که بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ايدئولوژي است ايدئولوژي مي تواند با تحميل اين خواست به فرد که به سود چيزي يا کسي غير از خودش عمل کند، سرمايه اجتماعـــي به وجود آورد. اين امر در اثراتي آشکار است که ايدئولوژي مذهبي در وادارکردن افراد، به توجه به منافع ديگران دارد.
تاثير غيرمستقيم و نسبتاً شگفت انگيزي از مقايسه مدارس مذهبي و غيرمذهبي ملاحظه شده است. مدارس خصوصي وابسته به سازمانهاي مذهبي در آمريکا، به رغم معيارهاي انضباطي انعطاف پذيرترشان، ميزان ترک تحصيل بسيار کمتري از مدارس خصوصي غيرمذهبي يا مدارس دولتي دارند. علت آشکار، سرمايه اجتماعي دردسترس مدرسه وابسته به سازمانهاي مذهبي است که براي بيشتر مدارس ديگر، خصوصي يا دولتي، وجود ندارد. همچنين شيوه هايي وجود دارد که به کمک آنها ايدئولوژي مي تواند اثر منفي بر ايجاد سرمايه اجتماعي داشته باشد. ايدئولوژي خودبسندگي، مانند آنچه طرفداران اپيکور در يونان باستان به آن اعتقاد داشتند، يا يک ايدئولوژي که بر رابطه جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تاکيد مي‌کند، که عمدتاً اساس آئين پروتستان را تشکيل مي دهد، مي تواند از ايجاد سرمايه اجتماعي جلوگيري کند (کلمن، 1377).
2-4-3-4-عوامل ديگر
اگرچه عوامل گوناگون ديگري وجود دارد که بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد تنها يک دسته بزرگ آنها بويژه مهم است. و آن، دسته اي از عواملي است که افراد را کمتر به يکديگر وابسته مي کند. رفاه و فراواني عامل مهمي در اين دسته است؛ منابع رسمي حمايت در زمان نياز (انواع گوناگون کمک دولت) عامل ديگري است. حضور اين عوامل گوناگون اجازه مي دهد که هر سرمايه اجتماعي که به وجود آمده است مستهلک گرديده و تجديد نشود. سرمايه اجتماعي مانند سرمايه انساني و سرمايه فيزيکي اگر تجديد نشود مستهلک مي گردد. روابط اجتماعي اگر حفظ نشود به تدريج از بين مي رود. انتظارات و تعهدات باگــــذشت زمان ضعيف و ناپديد مي شود؛وهنجارهابه ارتباط منظم بستگي دارد (کلمن، 1377).
2-5-نقش دولت در ايجاد سرمايه اجتماعي
امروز در سراسر جهان دولتها در کانون توجه قرار گرفته اند. توسعه هاي دور از دسترس که امروزه تحقق يافته اند ما را بر آن مي دارد تا پرسشهاي اصولي خود را درباره دولت تغيير دهيم. نقش دولت چگونه مي تواند باشد؟ چه مي تواند انجام دهد؟ از انجام چه کاري بايد پرهيز کند؟ و بهترين راه انجام آن چيست؟ تجربه 50 سال گذشته فوايد و محدوديتهاي عملکرد دولت را به ويژه در ارتقاي توسعه به روشني نشان داده است.عــــامل تعيين کننده توسعه، به رغم تجربه هاي متفاوت، کارآمد بودن دولت است. وجود دولت کارآمد براي فراهم آوردن کالاها و خدماتي (مقررات و نهادهايي) که به بازار اجازه رشد و شکوفايي دهد و مردم را به سوي زندگي سالمتر و سعادتمندتر سوق دهد، حياتي است. بدون وجود چنين دولتي، توسعه پايدار در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي غيرممکن است. مهمترين اقداماتي که توسط دولتهـــا مي تواند براي تقويت سرمايه اجتماعي انجام شود عبارتند از (فوکوياما ، 1999).
تشويق و تقويت تشکيل نهادهاي مدني؛تقويت وغني سازي آموزشهاي عمومي؛تامين امنيت شهروندان درجهت حضور داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي؛پرهيز از تصدي گري بخشهاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و واگذاري فعاليتهاي مربوطه به نهادهاي مردمي براي جلب مشارکت آنها در فعاليتها و زمينه سازي ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي و شبکه هاي اعتماد بين آحاد مختلف مردم (فوکوياما ، 1999).
2-5-1-نقش سازمانهاي بخش دولتي
سرمايه اجتماعي در يک جامعه به شدت متاثر از عملکرد دستگاههاي دولتي است مهمترين عوامل عملکردي دستگاههاي دولتي که مي توانند بر سرمايه اجتماعي اثر بگذارند. در شرايط کنوني و باتوجه به گستردگي و پيچيدگي فعاليتهاي کنوني و باتوجه به گستردگي و پيچيدگي فعاليتهاي دولت، جز ازطريق مشارکت و هم انديشي با شهروندان در يک ساختار مشارکتي راه ديگري براي ادامه حيات مديريت دولتي وجود ندارد.شايد مهمترين بعد کيفيت در بخش دولتي، رفتارمناسب و عادلانه با ارباب رجوع آنها باشد. يکي از مسائل که موجب از ميان رفتن سرمايه اجتماعي مي شود رفتار ناعادلانه با مردم توسط سازمانهاي دولتي است. براي ايجاد سرمايه اجتماعي کارگزاران بخش دولتي بايد بر اين عارضه غلبه کرده و نوعي رفتار توأم با عدالت را با ديگران برقرار سازند. از اين رو، بايستي در انتخاب کارمنداني که در تماس با مراجعه کنندگان هستند، دقت ويژه کرد و آنهايي را برگزيد که داراي خصوصيات بارز اخلاقي باشند. سازمانهاي دولتي با سلوک و رفتار عادلانه با مردم قادر خواهندبود تا اعتماد شهروندان را به خود جلب کرده و درنتيجه سرمايه اجتماعي ايجاد کنند.

2-6-پيامدهاي مثبت سرمايه اجتماعي
1. کنترل اجتماعي؛ در واقع سرمايه اجتماعي با ايجاد همبستگي و افزايش اعتماد، نظم اجتماعي را ايجاد مي کند.
2. حمايت خانوادگي ؛ رشد شخصيتي و علمي بچه ها درخانواده هاي سالم بيشتر از خانواده هاي ناسالم است ؛ يعني خانواده به نوعي مي تواند به جاي سرمايه اجتماعي محيطي عمل کند .
3. منابع يا منافع حاصل از شبکه هاي فرا خانوادگي ؛ اين نوع سرمايه اجتماعي در بحث قشر بندي اجتماعي مطرح است مثلا باعث موفقيت بسيار زياد گروههاي مهاجر قومي و يا اتحاديه ها شده و بعضاً موجبات توسعه را هم فراهم نموده است .
 4.  کارآمدي نهادهاي دموکراتيک؛ وي ضمن مقايسه شمال ايتاليا با جنوب آن ، شمال ايتاليا را به دليل وجود نهادهاي دموکراتيک موفق تر ثبات موفقيت بيشتر وهمچنين توزيع و نظارت بودجه اي بهتر ، سرمايه اجتماعي بالاتر است . ولي در جنوب ايتاليا به دليل بي اعتمادي عمومي نهادهاي ناموفق قانوني و عدم مشارکت سياسي واجتماعي مردم سرمايه اجتماعي پايين تر است .
2-7-پيامدهاي منفي سرمايه اجتماعي
اما به موارد ذيل به عنوان پيامدها و اثرات منفي سرمايه اجتماعي اشاره کرده اند :
1. طرد بيروني ها ؛ يعني گروهي با در اختيار گرفتن سرمايه ، فرصتها و منابع ، افراد غير خودي را جهت استفاده از اين منابع به درون خود راه نمي دهند . مثلا يک وزارتخانه که در اختيار مجموعه يا گروه خاصي است جز بي عدالتي و توزيع نا عادلانه قدرت نتيجه مثبتي نخواهد داد .
2. مطالبات زياده اعضاي گروه از افراد موفق گروه ؛ مثلاً افراد موفق با تحت فشار قرار گرفتن از طرف بقيه افراد مجبور و موظف هستند بخش عمده اي از درآمدها را در اختيار بقيه اعضا قرار دهند.
3.  محدوديت آزادي فرد ؛ انسان موجودي چندوجهي است که اگر نتواند بين وجوه مختلف شخصيتي خود جمع کند دچار پارادوکس و تضاد مي شود . بعضي اوقات عضويت در يک شبکه خاص مانع از پيگيري علايق فرديمان مي گردد.
4. هنجارهاي هم سطح کردن نزولي ؛ بعضي مواقع همبستگي اجتماعي ناشي از تجربه محروميت وضديت با جامعه است . البته مصداق آن بيشتر در گروههاي مهاجر و حاشيه اي است . در اين گروهها يک نوع تجربه و بدبختي مشترک باعث شکل گيري و پيوند اعضا مي‌شود و اگر کسي در چنين گروهي بخواهد به جلو حرکت کند به شدت از طرف بقيه اعضاي گروه تحت فشار قرار مي گيرد .
2-8-سرمايه اجتماعي و حيثيت دموکراتيک گروه هاي اجتماعي
1ـ از زاويه نظم اجتماعي؛ نظم اجتماعي هميشه محصول اقتدار دولت نيست،دولتها با نيروي پليسي شايد قدرت کنترل چنداني به روي جامعه نداشته باشند بلکه آنچه که جامعه را حفظ مي‌کند ميخهاي با ثباتي هستند که در درون جامعه توليد مي شوند و اگر براي گروه هاي اجتماعي مستقل امکاناتي فراهم شود به عنوان ستونهاي محکمي مي توانند نظم اجتماعي را سامان دهند.نظم اجتماعي مي تواند نظم سياسي را در پي داشته باشد. نسبت قدرت سياسي به قدرت اجتماعي مانند گلداني روي ميز است که اگر ميز پايه هاي محکمي نداشته باشد گلدان هر لحظه در حال لغزش و افتادن است. حفظ حيثيت و کرامت اين گروه ها مي تواند ثبات اجتماعي را بر قرار کند و نظم سياسي را استوار سازد.با فروپاشي نظم اجتماعي، نظم سياسي هم فرو خواهد پاشيد.
2ـ محصولا ت و توليدات اين گروه ها مي تواند مورد استفاده نظام سياسي هم قرار گيرد. کشورها ي غربي به اين نکته بسيار توجه دارند بر عکس نظامهاي توتاليته شرقي که به اين نکته هيچ توجه ندارند و امروزه در جامعه خود شاهديم که فروريزي حيثيت و کرامت اين گروهها چگونه تعلم اجتماعي شان را زير سوال مي برد. بعد از انقلاب در کشور ما کرامت و حيثيت گروه هاي شغلي بسيار آسيب ديد و حتي خود روحانيت نيز از اين رهگذر به شدت لطمه ديد وزمينه را براي نوعي بي تعادلي و بي ثباتي فراهم کرد و از همان دو زاويه که گفته شد جامعه ايران لطمه ديد.
با نگاه به آمار جرم وجنايت درايران بعد از انقلاب و نوع جرم پي به راههاي رعايت نشدن حيثيت افراد و گروهها مي بريم و اين افراد و گروهها به جاي نقش مثبت شان به گونه اي به نقشهاي منفي روي اوردند. اين امر به مقدار زيادي به خاطر ماهيت خود انقلاب باشد که جايگاه گروهها و طبقات را متزلزل مي کند ولي بايد به سرعت اعاده شود تا پيامدهاي نامطلوب اخلاقي، سياسي و اجتماعي را شاهد نباشيم .
2-9-انگیزش
انگیزه و انگیزش غالباً به صورت مترادف به کار می روند. در روان شناسي مي توان، انگیزش را عامل کلی مولد رفتار اما انگیزه را علت اختصاصی یک رفتار خاص به حساب آورد (سیف ، 1386). به گفته ی راسل(1971) انگیزه برای نشان دادن هدف یا بازده یک رفتار به کار می رود-پس کاربرد اصطلاح انگیزه برای حیوانات مجاز نمی باشد.در حقیقت انگیزه عاملی است که موجود زنده را به فعالیت وا می دارد و فعالیتش را جهت دار می کند و حالتی که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی، ساختار اجتماعی، انسجام اجتماعی، ساخت اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه درباره روانشناسی، یشرفت تحصیلی، انگیزش درونی، انگیزش بیرونی