منابع پایان نامه درباره استعاره و مجاز

دانلود پایان نامه ارشد

شياطين‌اند؛ و سبب وجود ايشان حق است. و بآخر نظر ايشان در قديمي بايستند كه بذات خود قايم بود. و اين نوع از بيان، اگر چه ضرورت تفهيم را واگفتني است، اما سخت قاصر است از حقيقت كار. و از آنجا كه تحقيق است در وجود، هيچ چيز از هيچ چيز در وجود نيايد؛ زيرا كه چون چيزي را وجود حقيقي نبود، ايجاد ديگري او را چون مقدور تواند بود؟ و جز بمثالي اين معلوم نگردد:
بدانكه اين حروف كه در اين مكتوب است هم بعد حركت قلم در وجود مي‌آيد؛ و نتوان گفت كه ايجاد اين مكتوب و حروف قلم مي‌كند، كه ايجاد را قدرتي و علمي و ارادتي ببايد. پس عوام نيز دانند كه حوالت وجود اين حروف بآدمي حي و قادر بر كتابتست كه عالم بود بر كتابت، و مريد بود مر كتابت را… (نا، ج1: 18).
گاه مسئلة ياري گرفتن از مفاهيم مأنوس، فراتر از كاربردِ تشبيه براي ايجاد سهولت و دقت در فهم مخاطب است. در اين موارد تكاپوي گوينده براي ابراز موضوع، بي‌نتيجه مي‌ماند و قصور و تنگناي زباني مجال اظهار موضوع را از گوينده سلب مي‌كند. در چنين شرايطي دست‌یابی به مفاهيم از طريق استعاره و مجاز، صورت مي‌پذيرد. قاضي بارها با چنين وضعي مواجه شده و در خلال آثارش، فرايند به عاريه گرفتن مفاهيم يا همان استعاره را به دقت توضيح داده است.
وي در يكي از نامه‌هایش براي تبيين عقيدة خود در باب فهم سخن و انديشه، نكاتي را به ‌عنوان مقدمه ذكر كرده است كه به‌وضوح، تحليل او را از نحوة كاربرد استعاره در بيان انديشه‌ها روشن مي‌سازد. به عقيدة او تعابير و واژگان موجود در زبان محدودند، با اين حال بايد معاني بي‌شماري را انتقال دهند؛ ناگزير برخي الفاظ به ‌طور مشترك براي معاني متعددي به‌كار مي‌روند. در اين موارد، مسئلة اشتراك لفظي پديد مي‌آيد. اين اشتراك گاه در الفاظ مفرد است و گاه در تعابير مركب. به ديگر سخن، گاه يك كلمه يا واژه، محمل چند معني واقع مي‌شود و گاه يك جمله، چنين وضعيتي پيدا مي‌كند. در چنين مواردي اغلب قرائني در سياق كلام وجود دارد كه مخاطب را براي فهم معناي سخن، راهنمايي مي‌كند و مانع از آن مي‌شود كه او به اشتباه، ساير معاني آن لفظ يا تعبير را دريابد.
اين وضعيت در زبان عادي كه به امور ملموس و عيني اختصاص دارد و همة مردم به ‌طور روزمره با آن‌ها سروكار دارند، وجود دارد. در مورد علوم مختلف كه افرادي خاص با آن‌ها سروكار دارند، اين شرايط، ظهور و بروز بيشتري دارد و مفاهيم مخصوص بدان علم ممكن است با الفاظي كه در خارج از سياق علمي نيز كاربرد دارند، بيان شوند. وجه ترجيح اين الفاظ، اغلب شباهتي است كه ميان مفاهيم علمي و مفاهيم زبان عادي وجود دارد.
اما به‌ عقيدة قاضي در مورد معاني عرفاني و شهودي، اين شرايط تا حدي متفاوت است. سخن در مورد اموري است كه خارج از دسترس تجربة عمومي قرار دارند و در عرف زبان هرگز الفاظي كه درخور آن معاني باشند و بتوانند آن‌ها را در ذهن مخاطب تداعي كنند، ساخته و پرداخته نمي‌شود. در مورد اين معاني نيز الفاظي به ‌عاريه گرفته مي‌شود اما اين موضوع مدام مورد توجه قرار مي‌گيرد كه اين الفاظ و مفاهيم در معنايي مجازي به‌كار رفته‌اند؛ يعني گوينده از معناي عادي آن‌ها فراتر رفته است و چيزي را در نظر دارد كه ممكن است مخاطب، تجربه نكرده باشد. اين لفظ و مفهوم مستعار، تنها مي‌تواند مخاطب را بدان معني نزديك كند و گوينده نيز چاره‌اي جز اين ندارد (نا، ج2: 282-286). مانند زماني كه فردي قصد سخن گفتن از نوعي احساس و عاطفة ناشناخته را دارد كه تجربه كرده است و از تعابير رايج بهره مي‌گيرد. به‌عنوان مثال ابراز مي‌كند: «من ترسيده‌ام اما ترس من ترس معمولي نيست، احساس ديگري است كه تعبيري مناسب‌تر از ترس براي آن سراغ ندارم».
سخن‌هاي واصلان لابد مشترك‌الدلاله بود، و جز چنين نتواند بود. و اين بدان بداني كه الفاظ موضوع جز محصور نيست، و معاني نامحصور است و چون معاني صد چندِ الفاظ بود، لابد اشتراك در الفاظ ضرورت بود، و نيز هر لفظ كه موضوع است معاني ظاهر را بوده است، آن مسميات كه عموم نبينند و ندانند، آن‌را هيچ لفظي موضوع نيست. اكنون در عالمِ ملك چون مسميات مدرك است عموم را به‌ديدة ظاهر، لابد آن‌را الفاظي موضوع است، چون سما و ارض و جبل و برّ و بحر و عسل و انسان الي سايرها. و مدركاتِ عالم ملكوت چون ظاهر نبود همگنان را، لابد آن‌را الفاظي موضوع نبود. و چون كسي خواهد كه از آن خبر دهد لابد او را از آن الفاظِ موضوع، لفظي به طريق استعاره ببايد گفت (نا، ج2: 286 و 287).
توجه به اهميت مسئلة شباهت ميان مفاهيم و به‌كار بستن اين مسئله در راه تفهيم موضوع و باورپذير ساختن ادعا، شيوه‌اي درخور تحسين است كه قاضي آن را پيش روي خود قرار داده. اما در اين ميان نگراني غير قابل انكاري نيز وجود دارد. افلاطون و ارسطو به حق نگران از دست رفتن حقيقت در خطابه بودند. در خطابه، مسئلة اصلي ايجاد فهم و اقناع در مخاطب است و اين دغدغه، فضاي پرداختن به ارزيابي و نقدِ خطابه را سخت تنگ مي‌كند. گرچه در خطابه، زمينه براي از دست رفتن حقيقت وجود دارد، اما راه رهايي از اين نگراني، ترك گفتن خطابه نيست. نمي‌توان ظرفيت عقلاني موجود در خطابه را ناديده انگاشت. اگر بتوان اهميت مسئلة نقدِ خطابه را به‌ همان اندازه كه اقناع در خطابه مهم است، ارتقا داد و عقلانيت خطابه را به ‌نحوي پرورد كه در آن پاس‌داري از حقيقت به ‌اندازة اقناع مخاطب مورد توجه باشد، مي‌توان اميدوار بود كه خطابه راهي مناسب براي ابراز مواجهه با حقايقي باشد كه روش برهاني براي تبيين آن‌ها تماميت ندارد.

4.1. بيان مسئله
در تاريخ تصوف، سه محاكمة خونين اعتقادي مشهور شده كه ماجراي اعدام عين‌القضات دومينِ آن‌ها است. پيش از او حسين‌‌بن‌منصور حلاج (م. 298) و پس از وي نيز شهاب‌الدين سهروردي (شيخ اشراق، م.587) با اتهاماتي مشابه، محاكمه و اعدام شدند. گرچه برخي محققان دليل اصلي اين اتفاقات را مناسبات سياسي مي‌دانند (دباشي، 1994: 254) اما همين كه مسائل اعتقادي، مستمسك اين خون‌ريزي‌ها بوده است، كافي است تا به عمق جزم‌انديشي و مطلق‌گرايي در آن زمانه پي بريم. در روزگاري كه داشتن عقيده‌اي خلافِ عقايد مرسوم، ممكن بود به قيمت جان آدمي تمام شود، عين‌القضات داوري‌هاي جزم‌انديشانه را دربارة عقايد ديگران مذموم شمرده و مريدانش را از اين خطا بر حذر داشته است.
هر كه طالب علم‌اليقين بود، اول شرط در راه او آن بود كه كل مذاهب عالم در ديدة او برابر نمايد و اگر فرقي داند ميان كفر و اسلام، اين فرقت دانستن در راه طلب او سدّي بود كه او را نگذارد كه به مطلوب رسد (نا: ج2، 251).
ماجراي مخالفت قاضي با جزم‌انديشي‌هايي كه در زمانة او رواج داشت، به همين‌جا ختم نمي‌شود. در گامي ديگر او به دفاع از عقايدي پرداخته است كه در طول ساليان دراز به غلط بودن شهرت داشتند؛ عقايدي مانند سفسطه و بت‌پرستي. البته دفاع او از چنين عقايدي آنچه را كه در روزگار او بدين نام‌ها شناخته مي‌شدند، در بر نمي‌گيرد. وي معتقد است اين قبيل عقايد، اغلب ريشه‌اي درست داشته‌اند كه بر اثر مرور زمان و ناداني راويان و وارثانِ اين عقايد، تحريف شده و صورتي ناصواب يافته‌اند. قاضي در برابر اين تحريف‌ها و بدنامي‌اي كه به‌ بار آورده‌اند، از ساحت ريشه‌ها و اصولي كه به‌ عقيدة او درست بوده‌اند، دفاع كرده است.
از مذهب بت پرستي تشبيهي مانده است تا روزگار حال مذهب محمدي بكجا رساند … جوانمردا مرا يقين شده است در سلوك كه اصل همة مذاهب راست بوده است و در روزگار دراز روات آن مذهب را تحريف كرده‌اند و ما آفة الاخبار الا رواتها (نا: ج1، 157).
تا اينجا مخالفت قاضي با پيش‌داوري و دفاع او از عقايدي راستين كه احتمالاً ريشة عقايدِ غلط امروزي هستند، از سخنانش قابل استنتاج است؛ اما اين قبيل سخنان او راه به كجا مي‌برد؟ احتمال دارد اين سخنان، مبناي نظري قابل دفاعي در دل نداشته باشند تا راه به تنوع‌پذيري باورها برند. در اين صورت مي‌توانند به ‌عنوان مستمسكي براي يك نوع مدارا در عمل قلمداد شوند؛ مدارايي كه مبناي نظري قابل توجهي ندارد. اما احتمال ديگر اين است كه اين سخنان هر يك قطعه‌اي از يك مجموعه باشند؛ مجموعه‌اي كه اگر در كنار يكديگر قرار گيرند صورت يك نظامِ نظري را پيدا كنند. چنين نظامي مي‌تواند مبناي نظري مناسبي را براي تبيين و توجيه تنوع‌پذيري باورها پديد آورد. بايد ديد سخنان قاضي در اين خصوص به كدام احتمال بيشتر متمايل است و از تحليل آن‌ها چه نتيجه‌اي به‌ دست مي‌آيد.
اگر پس از جستجو و بررسي، تمايل سخنان او به احتمال اول (فقدان مبناي نظري براي تنوع‌پذيري باورها) آشكار شود، به‌ نظر مي‌رسد به ‌نوعي ناسازگاري در سخنان او پي خواهيم برد و بايد چگونگي آن روشن شود. اما اگر شواهد و قرائن، ما را به احتمال دوم (انديشة به‌سامان در خصوص تنوع‌پذيري باورها) نزديك كند، بايد در مرحلة بعد دريابيم مبناي نظري او در راه نيل به اين ديدگاه چيست؟ با كدام‌يك از مواردي كه پيش‌تر به ‌عنوان مباني نظري تنوع‌پذيري باورها بيان شد، سازگاري دارد يا اگر ديدگاه او در چنين قالب‌هايي نمي‌گنجد، چه مبنايي براي نظرياتش پديد آورده است؟

5.1. فرضيه‌ها
به‌ نظر مي‌رسد نظریات قاضي از سنخ ديدگاه‌هايي است كه مباني نظري قابل توجهي دارند. گرچه در نگاه اول ممكن است پيوستگي و انسجام اين مباني را نتوان به‌آساني دريافت اما با دقت و توجه بيشتر مي‌توان به نكاتي قابل توجه در اين خصوص، دست پیدا کرد. او علاوه بر اينكه در جاي جاي آثارش زواياي نظام معرفتي خويش را ابراز كرده است، هنگام بحث دربارة موضوع تنوع باورها نيز ارجاع‌هاي ظريف و دقيقي به مباني اعتقادي‌اش داده است كه از خلال آن‌ها مي‌توان چارچوب نظري را وي براي تبيين اين موضوع، كشف كرد.
بررسي‌هاي اوليه نشان مي‌دهد اعتقاد او در باب تنوع‌پذيري باورها مبتني بر تركيبي از ديدگاه معرفت‌شناختي و زبان‌شناختي او است. او تنوع‌پذيري باورها را در چند سطح، مورد بررسي قرار داده است. در برخي مراحل بررسي‌هاي او صبغة زبان‌شناسانه دارد، به عنوان نمونه مي‌توان به دقت‌هايي كه در خصوص مسئلة دلالت‌هاي زباني و تشابه مفاهيم به خرج داده است، اشاره كرد. اما در ساحتي ديگر، او مسئلة ساختار فاهمة بشري مورد توجه قرار داده و نكاتي را در اين باره بيان كرده است.
اما در اين ميان نمي‌توان از نقاط ابهامي كه در انديشة او به ‌نظر مي‌رسد، چشم پوشيد. ممكن است آنچه قاضي به ‌عنوان مباني نظري انديشه‌هايش برجاي نهاده است، با مسئلة تنوع‌پذيري باورها در ارتباط باشد اما راهي كه او در مواجهه با عقايد ديگران در پيش گرفته احتمال تمايل او را به ديدگاه‌هايي متفاوت را نيز تقويت مي‌كند. به‌نظر مي‌رسد روند كلي مباحث او در خصوص مسئلة اختلاف عقايد، از سويي با تنوع‌پذيري باورها در ارتباط است اما از ديگر سو در مسيري متفاوت، سامان يافته است.

6.1. پيشينه
سرآغاز شكل‌گيري مسئلة اين تحقيق براي نگارنده، مطالعة مقاله‌اي از دكتر نصرالله پورجوادي بود. عنوان اين مقاله «فلسفة مذاهب از نظر عين‌القضات»82 است و در 1360 منتشر شده؛ نويسندة آن تلاش كرده است مجموعة سخنان قاضي در سه‌ نامة پي در پي را به نحوي منقح‌تر بيان كند. در اين مقاله، به جز گزارش سخنان قاضي به تحليل يا نكتة خاص ديگري اشاره نشده است. در ميان آثاري كه از پس جستجوهاي بسيار به دست نگارنده رسيد، اين تنها اثري است كه به‌طور مستقيم دربارة موضوع اين تحقيق نگاشته شده بود. البته در سال‌هاي پيش دوست پژوهشگرم نجف يزداني نيز به پيشنهاد نگارنده مقاله‌اي نه‌چندان مبسوط با همين موضوع تأليف كرده است كه تا زمان نگارش اين مطلب نسخة منتشرشده‌اي از آن در دست ندارم.83
اما فارغ از آثاري كه مجموعة مباحث اين رساله به‌نحو مستقيم، موضوع آن‌ها قرار گرفته باشد، نوبت به آثاري مي‌رسد كه اجزاءِ موضوع يا شيوة پژوهش اين تحقيق را به نحوي بتوان در آن‌ها پيگيري كرد. از ميان مجموعة كتاب‌ها، مقاله‌ها، رساله‌ها و پايان‌نامه‌هايي كه در راستاي اهداف اين پژوهش مرور شد، تنها آثار معدودي را مي‌توان مورد توجه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره اهميت، خطابه،، مسئلة، يقين Next Entries منابع پایان نامه درباره جهان اسلام