منابع پایان نامه درباره اخلاق اجتماعی، علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)، فضیلت اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

اشکال کند – طبق پیمانی که بسته بود فرمود که هیچ یک از مسلمانان نباید تا شب در مکه بماند. ندای کوچ در میان مسلمانان داده شد و همگی بلافاصله سرزمین حرم را ترک کردند.144
2-2-2-2-3. پیمان‌های نظامی
روحيهي ستمگري و تجاوز و افکار پليد و شرک‌آلود، همواره عدهاي را در برابر مردان الهي به لجاجت و دشمني واداشته و به ميدان مبارزه با آن سفيران رحمت و نعمت فرستاده است.
پیامبر گرامي اسلام (ص) نيز حدود ده سال از عمر شريفش در جهاد با دشمنان خدا گذشت و البته آتش بس و پيمان صلح از لوازم جنگ است و هرگاه آن حضرت پيماني نظامي امضا ميکرد، به آن وفا می‌نمود و هرگز نقض پيمان از جانب ایشان صورت نگرفت.
سه سال پس از نبرد خونين بدر – که به شکست سخت قريش انجاميده بود – و دو سال پس از جنگ احد – که مسلمانان از قريش شکست خورده بودند – يعني سال پنجم هجري پيامبر (ص) تصميم گرفت با مسلمانان «عمره» به جا آورد و به اين قصد راهي مکه شد چنين کاري براي قريش – که دشمن درجه يک و در حال جنگ با اسلام بود – سخت ناگوار آمد و با تمام توان در برابر پيامبر (ص) ايستادند و اجازه ندادند که مسلمانان وارد مکه شوند. براي حل اين مشکل، گفتوگوهايي ميان نمايندگان قريش و پیامبر خدا (ص) انجام شد که طرفين به اين نتيجه رسيدند که پيمان صلحي را امضا کنند که اين پيمان چون در محل «حديبيه» انجام گرفت به همين نام مشهور گشت و پیامبر خدا (ص) سخت بدان پاي بندي نشان داد و هيچ يک از مواد آن را نقض نکرد و دربارهي آن فرمود: «اني اريد ان اتم لقريش شرطها ؛ من تصميم دارم شرايط قريش را ايفا کنم.»145
2-2-2-2-4. پیمانهای اجتماعی
خود پیمان اجتماعی باز اقسام مختلفی دارد که در اینجا به اختصار به بیان آنها خواهیم پرداخت.
1- پیمان حلف الفضول؛ پيمان موسوم به حلف الفضول در اواخر عصر جاهليت و در زمان زندگانى پیامبر اكرم(ص) ـ پيش از بعثت ـ رخ داد كه آن حضرت نيز در اين پيمان شركت داشت.146 پيمان مزبور در سن بيست سالگى پیامبر اكرم(ص) و پس از وقوع يكى از سلسله جنگهاى فجار برگزار شد، به گونهاى كه جنگ فجار در ماه شوال رخ داد و پس از آن در ماه ذيقعده حلف الفضول انعقاد يافت. بر اين اساس، تاريخ انعقاد حلف الفضول نيز در سال بيستم عام‌الفیل147 ـ در حدود سال 590 ميلادى بوده است. در ذيقعده سال بيستم عام‌الفیل، در شهر مكه، مردى يمانى از قبيله زبيد، كالايى را به عاص بن وائل سهمى فروخت اما عاص بهاى كالا را نپرداخت و تا آن اندازه مرد يمانى را معطل نمود كه وى از به دست آوردن بهاى كالاى خود نااميد شد. پس آن مرد كه در شهر مكه غريبه بود از كوه ابوقبيس ـ در مجاورت مكه ـ بالا رفت و با سرودن شعرى در وصف ستمديدگى خود، چنين فرياد برآورد: «ای وای مردم! به دادِ كسى برسيد كه در مكه، در مال او، به او ستم شده است، در حالى كه از قبيله و افرادش دور بوده است. حرمت [حرمت مكه]، براى كسى است كه خود حرمتَش را نگاه دارد; اما براى جامه كسى كه مرتكب فجور و خيانت شده است، حرمتى نيست». در اين هنگام، قريشيان كه در اطراف كعبه حضور داشتند، نداى اين دادخواهى را شنيدند، پس برخى از ايشان به راه افتادند. در اين ميان زبير بن عبدالمطلب بن هاشم نخستين كسى بود كه به تكاپو درآمد. برخى از خاندانهاى قريش، در دارالندوه گرد آمدند و بر اين امر توافق ورزيدند كه داد مظلوم را از ظالم بِستانَند، سپس به خانه عبدالله بن جدعان رفتند، و در آنجا پيمان بستند..148. پس از انعقاد پيمان، هم پيمانان به سراغ عاص بن وائل آمدند، و كالاى مرد يمانى را از او ستاندند، و به آن مرد بازگرداندند.149 در باره مفاد این پیمان، كهنترين روايت به نقل از ابن اسحاق است که میگوید: «عهد و پيمان بستند بر اينكه در شهر مكه، هيچ ستمديدهاى را نيابَند مگر آنكه در كنار او بايستند، و با او بر ضد كسى باشند كه بر وى ستم كرده است تا اينكه آنچه را كه به ستم گرفته، به ستمديده باز گرداند؛ خواه آن ستمديده از اهل مكه باشد و خواه جُز ايشان، از ديگر مردمى كه وارد مكه مىشوند».150
ابن هشام (به نقل از ابن اسحاق) در یاد کردن از خاندانهاى حاضر در حلف الفضول، برخى از خاندانهاى قريش كه در دارالندوه اجتماع نمودند، پنج خاندان ـ به نامهاى بنوهاشم بن عبد مناف، بنوالمطلب بن عبد مناف، زهرة بن كلاب، تيم بن مرة و اسد بن عبد العزّى ـ را نام برده است.151كوتاه سخن آنكه حلف الفضول، پيمانى اجتماعى با رويكردى ستم ستيزانه و در واقع به منظور تحقق عدالت اجتماعى انعقاد يافت و هم چون بسيارى از پديدههاى اجتماعى ديگر، از كاركردهاى اقتصادى ـ و يا سياسى ـ نيز بىبهره نماند.
2- پیمان ازدواج؛ ازدواج پیمانی آسمانی است که زن و مرد در محضر خدا با هم میبندند. این زوج جوان یکدیگر را به امانت میگیرند تا در پناه هم به سوی کمال حرکت کنند. لذا رعایت حال این امانت امری لازم و ضروری است. پيمان زناشویی و وفای متقابل میان زن و مرد که اسلام دستورات مؤکدی درباره‌ی آن صادر کرده است، باعث استحکام نظام خانواده می‌شود تا آن جا که مثلاً طلاق را البته بدون علل ضروری موجه مبغوض‌ترین امور حلال در نزد خدا شمرده است، زیرا کانون خانواده که هسته‌ی اولیه اجتماع است در صورتی قابل‌ بقا است، که روابط زن و مرد صمیمانه و استوار باشد.
زمانی که زوجین نتوانند به زندگی مشترک ادامه دهند بر مرد خانواده است که کلیه حقوق همسرش را به طور کمال و تمام پرداخت نماید و در غیر این صورت وفای به امانت الهی را به جا نیاورده است.
3- وفای به عهد والدین نسبت به کودکان؛ اگر پدر و مادر به عهد خود وفادار نباشند، به روحیهی فرزندان لطمه وارد میشود و آنها را به دروغ گویی سوق میدهد. پیشوایان اسلام با توجه به همین امر در سخنان خود به تربیت صحیح کودکان و آموزش اخلاق و رفتار اجتماعی به آنان در خانواده اشاره کرده‌اند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:«اَحِبُّوا الصِّبيانَ وَ ارحَمُوهُم وَ اِذا وَ عَدتُموهُم شَيئا فَفُوا لَهُم فَاِنَّهُم لا يَدرونَ اِلاّ اَ نَّـكُم تَرزُقونَهُم؛ كودكان را دوست بداريد و با آنان مهربان باشيد و هرگاه به آنان وعده داديد ، به آن وفا كنيد ، زيرا آنان، روزى دهندهی خود را كسى غير از شما نمىدانند».152 این همه تأکید درباره‌ی وفای به عهد نسبت به کودکان به این دلیل است که اعمال بزرگترها در صفحه‌ی خاطر طفل نقش می‌بندد و در آینده او تأثیر انکارناپذیر دارد.
2-2-2-3. عهد انسان با خود
عهد با خویشتن خود، عهدی است که انسان در وجود خود برای رسیدن به معنویات و حسنات اخلاقی می‌بندد؛ یعنی عهدی که به هنگام خودسازی و در طریق تکامل صفات نیک و اعمال صالحه واقع میشود و بسیار موثر و سازنده است. یک نمونهی آن همان است که عرفای اسلام آن را از گامهای نخستین سیر و سلوک میشمارند و از آن به عنوان مشارطه، که به دنبال آن مراقبه و محاسبه قرار دارد، ذکر میکنند. منظور از مشارطه این است که انسان هر روز صبحگاهان با خودش عهد کند که در انجام تکالیف و ادای وظایف و ایفای مسئولیتهای الهی، فردی و اجتماعی و غیره هیچ گونه کوتاهی نکرده و از دستورات شرع مقدس اسلام، که ضامن سعادت دنیا و آخرت اوست، تجاوز ننماید، جز حق چیزی نگوید، جز خوبی عمل نکند و جز در مسیر طاعت حق گام بر ندارد. این پیمان به طور مستقیم یا غیرمستقیم یکی از مشتقات عهد و پیمانی است که انسان با خدا می‌بندد. عهد با خویشتن، نوعی عهد با اراده انسان باشد. وقتی انسان عزم خود را جزم می‌کند تا کار خوبی انجام دهد و یا خدا را بندگی کند، در وجود خود عهد میبندد و تلقین میکند که حسنات را انجام دهد و از سیئات دوری کند. پیامبر اکرم (ص) در مورد حسابرسی میفرمایند: «حاسِبوا أنفُسَکُم قَبلَ أَن تُحاسَبوا؛ به حساب خود رسیدگی کنید قبل از آن که به حساب شما رسیدگی شود».153
اهمیت عهد انسان با خودش در آن است که فرد با آن به یقین و اعتماد به نفس میرسد و میتواند مشکلاتی که فکر او را مشغول کرده بود از میان بر دارد و با اراده بر قدرت فکری و بدنی و نیروی ایمان قولهای خود را عملی کند. به خود میفهماند که اگر اراده کند، میتواند. اما وقتی انسان پیمانی را که با خود بسته است زیر پا بگذارد، یک دلهره ناشی از بی‌اعتمادی به خودش پیدا میکند. فکر میکند هیچ کار دیگری از دستش بر نمیآید. مثلاً وقتی شخص تارک نماز با خود عهد میکند که دیگر نمازش را ترک نکند، اگر قول و عهد خود را عملی کند یک امیدواری در قلب و ظاهر او دیده خواهد شد که از اعتماد او به خود سرچشمه گرفته است. اما اگر موفق نشود یک بی‌اعتمادی در وجودش نسبت به خودش حاصل خواهد شد و برای بستن پیمان با خودش همواره تردید دارد و وقتی اعتماد به نفس خود را از دست داد، چنین کسی با خدا و خلق خدا نیز پیمان‌شکنی خواهد کرد.
افراد با شخصیت و صاحبان وجدان بيدار بی‌شک نسبت به اين گونه شرط و عهدها كه با خويشتن دارند حساسيت نشان می‌دهند و به آسانى حاضر به شكستن آن نيستند. بنابراين مىتوان گفت كه پايبند بودن به عهدهايى كه انسان با خويشتن می‌کند يكى از طرق تهذيب نفس و نيل به فضائل اخلاقى است.
افراد با شخصیت و صاحبان وجدان بیدار بی‌شک نسبت به این‌گونه عهدها که با خویشتن دارند حساسیت نشان می‌دهند و به آسانی حاضر به شکستن آن‌ها نیستند. بنابراین می‌توان گفت که پایبند بودن به عهدهایی که انسان با خویشتن می‌کند عهدهایی هستند که وجود آدمی را جلا می‌بخشد و او را به کمالات می‌رساند و یکی از طرق تهذیب نفس و نیل به فضایل اخلاقی است. 154
2-3. مراتب وفا
علامه طباطبایی (ره)، بر خلاف آنچه که اثر علمای اخلاق ذکر کردهاند و برای عهد اقسامی را ذکر کردهاند، علاوه بر اقسام عهد برای وفا (وفای به عهد) مراتبی را ذکر کردهاند. ایشان معتقدند که: «اما وفا در هر مورد و نسبت به هر گونه عهد و پيمان مقدس و انساني لازم است و مانند ديگر اوصاف اخلاقي انسان، درجات و مراتب گوناگون دارد. اين اختلاف رتبه، به ميزان ايمان، علم و يقين انسان بستگي دارد. وفاي به عهد يكي از مراتبش مرتبه قبولي است، مثل اينكه قول بدهد كه يك ساعت يا دو ساعت فلان جا منتظر بايستد، تا كار لازمتري پيدا شده او را از ايستادن منصرف كند، اين يك مرتبه از وفاست كه عرفا آن را وفا ميخوانند و از اين مرتبه بالاتر، اين است كه آن قدر بايستد تا عادتاً از برگشتن طرف نااميد شود و اطلاق وعده را به ياس مقيد سازد و از اين هم بالاتر، اطلاق آن را حفظ نموده اين قدر بايستد تا طرف برگردد، هر چند طولاني شود. پس نفوس قوي مراقب قول و فعل خود هستند، هيچ وقت قولي نمي دهند، مگر قولي كه طاقت عمل به آن را داشته باشند و بتوانند با عمل آن را تصديق كنند و همين كه از زبانشان درآمد، ديگر هيچ چيز از اجراي آن بازشان نمي دارد».155

  

فصل سوم
وفای به عهد در اخلاق

با توجه به آنچه که در قرآن و متون دینی و همچنین آثار فلاسفه به خصوص فیلسوفان مسلمان آمده است این است که وفای به عهد را به عنوان یک ارزش و یک فضیلت اخلاقی به شمار آوردهاند و از جمله اخلاق اجتماعی و اخلاق معاشرت و همچنین اخلاق سیاسی میدانند. وفای به عهد درعین‌حال با بسیاری از ارزشهای دیگر ارتباط تنگاتنگ دارد و حتی آن را زیرمجموعه فضایلی چون عدالت قرار دادهاند. در اینجا قصد داریم که به طور مفصل به این مقوله بپردازیم تا بتوانیم نتیجهی بهتری از بحث بگیریم.
3-1. تعریف فضیلت
فضیلت در لغت به معنای فزونی از حد متوسط است156، این واژه در علم اخلاق گاهی به معنای ملکات نیک نفسانی به کار می‌رود، گاهی بر مطلق حالت نیک درونی اطلاق می‌شود هرچند به حد ملکه نرسیده باشد و نیز گاهی به معنای مطلق خوبی و نیکی و ارزش به کار می‌رود اعم از اینکه ملکات نفسانی یا رفتار و عمل ارزشمند باشد.
شاید بهترین تصویری که بتوان از فضیلت ارائه نمود، همان تصویری باشد که ارسطو بر جای نهاد. فضیلت به نظر ارسطو حد وسطی است بین دو حد افراط و تفریط که هر دو

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره قرآن کریم، پیامبر (ص)، پیامبر اسلام (ص)، صلح حدیبیه Next Entries منابع پایان نامه درباره فضایل اخلاقی، فضیلت اخلاقی، فضیلت عقلانی، اخلاق نیکوماخوس