منابع پایان نامه درباره نام تجاری، بازاریابی، مدل ساختاری، رگرسیون

دانلود پایان نامه ارشد

متوسط آن نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود، مقدار آماره T تک گروهی برابر 273/11 شده و در سطح 05/0 P نشان می دهد که اختلاف معناداری بین مقدار میانگین به دست آمده از پاسخگویان ( 03/17 ) با مقدار متوسط آن ( 15 ) وجود دارد و با توجه به اینکه مقدار میانگین به دست آمده بزرگتر می باشد، لذا نتیجه می شود که درگیری محصول تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی برند بانکی دارد.

فرضیه دوم: ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد.

جدول 8. مقایسه میانگین ریسک گریزی به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن
معناداری
درجه آزادی
t
مقدار متوسط
انحراف استاندارد
میانگین
تعداد
متغیر
001/0
150
240/18
15
244/2
33/18
151
ریسک گریزی
به منظور بررسی تأثیر ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی از آزمون T تک نمونه ای استفاده گردید که نتایج در جدول 8 مشاهده می شود. (با توجه به اینکه تعداد سؤالها 5 سؤال بوده متوسط نمره 15 به دست می آید.)

جدول 8 مقایسه میانگین ریسک گریزی به دست آمده از پاسخگویان را با مقدار متوسط آن نشان می دهد. همانطور که مشاهده می شود مقدار آماره T تک گروهی برابر 240/18 شده و در سطح 05/0 P نشان می دهد که اختلاف معناداری بین مقدار میانگین به دست آمده از پاسخگویان ( 33/18 ) با مقدار متوسط آن ( 15 ) وجود دارد و با توجه به اینکه مقدار میانگین به دست آمده بزرگتر می باشد، لذا نتیجه می شود که ریسک گریزی تأثیر مثبت و معناداری بر نظام بازاریابی برند بانکی دارد.

فرضیه سوم: اعتماد به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
به منظور بررسی تأثیر اعتماد به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی از آزمون T تک نمونه ای استفاده گردید که نتایج در جدول 9 مشاهده می شود. (با توجه به اینکه تعداد سؤالها 5 سؤال بوده متوسط نمره 15 به دست می آید.)
جدول 9. مقایسه میانگین اعتماد به نام تجاری به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن
معناداری
درجه آزادی
t
مقدار متوسط
انحراف استاندارد
میانگین
تعداد
متغیر
001/0
150
458/8
15
262/3
25/17
151
اعتماد به نام تجاری

جدول 9 مقایسه میانگین اعتماد به نام تجاری به دست آمده از پاسخگویان را با مقدار متوسط آن نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود مقدار آماره T تک گروهی برابر 458/8 شده و در سطح 05/0 P نشان می دهد که اختلاف معناداری بین مقدار میانگین به دست آمده از پاسخگویان ( 25/17 ) با مقدار متوسط آن ( 15 ) وجود دارد و با توجه به اینکه مقدار میانگین به دست آمده بزرگتر می باشد ، لذا نتیجه می شود که اعتماد به نام تجاری تأثیر مثبت و معناداری بر نظام بازاریابی برند بانکی دارد.

فرضیه چهارم : وفاداری به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
به منظور بررسی تأثیر وفاداری به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی از آزمون T تک نمونه ای استفاده گردید که نتایج در جدول 10 مشاهده می شود. (با توجه به اینکه تعداد سؤالها 5 سؤال بوده متوسط نمره 15 به دست می آید.)
جدول 10. مقایسه میانگین وفاداری به نام تجاری به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن
معناداری
درجه آزادی
t
مقدار متوسط
انحراف استاندارد
میانگین
تعداد
متغیر
001/0
150
642/13
15
577/2
86/17
151
وفاداری به نام تجاری

جدول 10 مقایسه میانگین وفاداری به نام تجاری به دست آمده از پاسخگویان را با مقدار متوسط آن نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود مقدار آماره T تک گروهی برابر 642/13 شده و در سطح 05/0 P نشان می دهد که اختلاف معناداری بین مقدار میانگین به دست آمده از پاسخگویان ( 86/17 ) با مقدار متوسط آن ( 15 ) وجود دارد و با توجه به اینکه مقدار میانگین به دست آمده بزرگتر می باشد ، بنابراین نتیجه می شود که وفاداری به نام تجاری تأثیر مثبت و معناداری بر نظام بازاریابی برند بانکی دارد.
برای بررسی مدل ساختاری بر پایه فرضیات پژوهش در ابتدا نیاز به ارائه تعاریف خاصی داریم.از آنجایی که هدف این پژوهش بررسی وجود رابطه و اثر متغیرهای درگیری محصول ، ریسک گریزی ، اعتماد به نام تجاری و وفاداری به نام تجاری بر بازاریابی برند بانکی است لذا این متغیرها با عنوان متغیرهای بیرونی تعریف و بازاریابی برند بانکی به عنوان متغیر درونی پنهان در یک مدل ساختاری بنا به فرضیات پژوهش قرار می گیرند و سپس با بررسی نتایج به دست آمده وجود رابطه و اثر میان این متغیرها پذیرفته یا رد می شود.جدول 11 نماد و نام متغیرهای مدل ساختاری را نشان می دهد.
جدول 11. نام و نماد متغیرهای مدل ساختاری
ردیف
نام متغیر
نماد
1
بازاریابی برند بانکی
B.Brand.Banki
2
درگیری محصول
D.Mahsool
3
ریسک گریزی
RiskGorici
4
اعتماد به نام تجاری
Etemad
5
وفاداری به نام تجاری
Vafadari
6
خطای بازاریابی برند بانکی
Z
7
خطای درگیری محصول
e 1
8
خطای ریسک گریزی
e 3
9
خطای اعتماد به نام تجاری
e 4
10
خطای وفاداری به نام تجاری
e 2

مقادیر متغیرهای درگیری محصول ، ریسک گریزی ، اعتماد به نام تجاری و وفاداری به نام تجاری با استفاده از نرم افزار SPSS و به کار بردن تحلیل عامل اکتشافی به دست آمد ، یعنی برای هر متغیر از ترکیب رگرسیونی گویه های مربوطه در پرسشنامه ، یک عامل ایجاد شد.مدل ساختاری مبنی بر فرضیات پژوهش که یک مدل رگرسیونی است به شکل زیر می باشد.

اگر چه مقادیر ضرایب همبستگی بین متغیرهای پیش بین و متغیر بازاریابی برند بانکی قابل قبول و معنادار می باشند ولی با توجه به خروجی نرم افزار Amos که در زیر برای مدل مورد نظر آمده است و بررسی شاخص های مناسب بودن مدل ، می توان نتیجه گرفت که مدل مورد نظر مناسب نمی باشد و باید در آن اصلاح ساختاری صورت گیرد.

جدول 12. شاخص های برازش مدل رگرسیونی مبتنی بر فرضیات پژوهش

نتیجه
دامنه مطلوب
مقدار
عنوان شاخص
معناداری کای دو
عدم تأیید مدل
0.050
P-value
ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب
عدم تأیید مدل
RMSEA<0.08
378/0
RMSEA
شاخص نیکویی برازش
عدم تأیید مدل
GFI > 0.90
456/0
GFI
شاخص برازش هنجار شده (بنتلر-بونت)
عدم تأیید مدل
NFI0.90
0
NFI
شاخص برازش تطبیقی
عدم تأیید مدل
CFI0.90
0
CFI
شاخص برازش افزایشی
عدم تأیید مدل
IFI0.90
0
IFI

با توجه به مقادیر به دست آمده از جدول 12 و مقایسه آنها با شاخص های مناسب بودن مدل و عدم تأیید مدل ، با توجه به ضرایب همبستگی بین متغیرهای بیرونی و مستقل که در نرم افزار SPSS به دست آمدند ، به مدلی که هم از نظر مفهومی قابل توجیه باشد و هم از نظر شاخص های تأیید مدل قابل قبول باشد خواهیم رسید ( شکل 4) که از نظر بررسی شاخص های مناسب بودن مدل ، بهتر و قوی تر از مدل اولیه می باشد.

جدول 13. شاخص های برازش مدل ساختاری ثانویه مبتنی بر فرضیات پژوهش

نتیجه
دامنه مطلوب
مقدار
عنوان شاخص
معناداری کای دو
تأیید مدل
0.05183/0
P-value
ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب
تأیید مدل
RMSEA<0.08
072/0
RMSEA
شاخص نیکویی برازش
تأیید مدل
GFI > 0.90
994/0
GFI
شاخص برازش هنجار شده (بنتلر-بونت)
تأیید مدل
NFI0.90
987/0
NFI
شاخص برازش تطبیقی
تأیید مدل
CFI0.90
994/0
CFI
شاخص برازش افزایشی
تأیید مدل
IFI0.90
994/0
IFI
در مدل ساختاری فوق ( شکل 4) نشان داده شده است که متغیر اعتماد به نام تجاری علاوه بر اثر مستقیم بر بازاریابی برند بانکی از طریق سایر متغیرها اثر غیرمستقیم بر آن دارد.جدول 13 بررسی مناسب بودن مدل ساختاری نهایی را از طریق مقایسه با شاخص های متناظر نشان می دهد.

همانطور که در جدول 13 مشاهده می شود همه شاخص ها با برهان قوی دلالت بر تأیید مدل دارند.

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

5-1 مقدمه
این فصل از پژوهش به بیان نتایج پژوهش پرداخته و همچنين به مقایسه این نتایج با پژوهش های مشابه پرداخته و وجوه تمایز و تفاوت آنها را بررسی می‌کند. در ضمن پیشنهادهاي پژوهشگر مطرح شده و محدودیت ها و مشکلاتی که در حین انجام تحقیق وجود داشته است بیان می‌گردد. در پایان نيز توصیه‌هایی برای پژوهشگرانی که علاقه‌مند هستند در این زمینه پژوهش کنند، آورده شده است.
5-2 بحث و نتیجه گیری
فرضیه اول: درگیری محصول بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
به منظور بررسی تأثیر درگیری محصول بر نظام بازاریابی برند بانکی از آزمون T تک نمونه ای استفاده گردید که نتایج نشان داد، مقدار آماره T تک گروهی برابر 273/11 شده و در سطح 05/0 P نشان می دهد که اختلاف معناداری بین مقدار میانگین به دست آمده از پاسخگویان ( 03/17) با مقدار متوسط آن (15) وجود دارد و با توجه به اینکه مقدار میانگین به دست آمده بزرگتر می باشد ، لذا نتیجه می شود که درگیری محصول تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی برند بانکی دارد. این نتایج با یافته های باغبان و موسوی(1392، 56) همخوانی دارد.
باغبان و موسوی(1392، 56) در پژوهشی بیان نمودند که هر چه مصرف کنندگان دلبستگی و درگیری بیشتری به یک نام و نشان تجاری داشته باشند، تمایل بیشتری به استفاده از منابع شخصی خود (مانند پول، زمان و …) برای حفظ رابطه بادوام با آن نام و نشان تجاری دارند. این پژوهشگران در پژوهش خود تأثیر دلبستگی به نام و نشان تجاری را بر رفتارهای خرید و مصرف کننده ثابت کردند .
در تبیین این نتایج می توان بیان نمود که درگیری محصول که میزان درگیری های ذهنی مشتریان برای انتخاب یک محصول و یا یک خدمت است، نه فقط برای تولیدکنندگان بلکه برای خرده فروشان و مصرف کنندگان نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای خرده فروشان به این دلیل اهمیت دارد که مشتریان، محصولات مورد نیاز خود را از فروشگاه هایی که مارک دلخواه آنها را عرضه می نمایند، خریداری می کنند. بعضی از خرده فروشان، نام تجاری خاصی را انتخاب می کنند و بدین وسیله وفاداری بیشتر مشتریان خود را به دست می آورند؛ مانند فروشگاه های زنجیره ای که با استفاده از نام تجاری خود محصولات مصرفی را در نواحی مختلف به فروش می رسانند. با این حال مصرف کنندگان ممکن است، بیشترین استفاده را از مارک گذاری محصولات داشته باشند، زیرا با تشخیص محصولات رقیب از طریق علائم تجاری، خرید خود را بهتر انجام می دهند. آنها می توانند محصولاتی را که رضایتشان را جلب نکرده، خریداری نکنند و به مارک هایی که رضایت آنها را فراهم کرده، وفادار بمانند
فرضیه دوم: ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
به منظور بررسی تأثیر ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی از آزمون T تک نمونه ای استفاده گردید که نتایج نشان داد، مقدار آماره T تک گروهی برابر 240/18 شده و در سطح 05/0 P نشان می دهد که اختلاف معناداری بین مقدار میانگین به دست آمده از پاسخگویان ( 33/18 ) با مقدار متوسط آن ( 15 ) وجود دارد و با توجه به اینکه مقدار میانگین به دست آمده بزرگتر می باشد ، لذا نتیجه می شود که ریسک گریزی تأثیر مثبت و معناداری بر نظام بازاریابی برند بانکی دارد. این نتایج با یافته های که (2013، 22) و گز (2012، 20) همخوانی دارد.
که (2013، 22) در پژوهشی تصریح می‌نماید که ریسک گریزی می‌تواند، بسیاری از شرکت ها را در نظام بازاریابی برند موفق گرداند. چرا که شرکت ها بایستی دائماً برای ارتقاء برند خود تلاش و کوشش کنند. از این رو شرکت ها تلاش خود را در حفظ مشتریان فعلی و ایجاد وفاداری بین آنها قرار داده اند. شرکت های استثنائی مشتریان خشنودی خلق می کنند. آنها طرفدارانی وفادار برای خود ایجاد می کنند. برای نیل به این هدف، این شرکت ها تحقیقات زیادی را در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر این وفاداری انجام داده اند و ریسک گریزی را به عنوان یکی از ابعاد مختلف مؤلفه تشکیل دهنده وفاداری بررسی نموده اند.
گز (2012، 20) در پژوهش خود ثابت کرد که میزان ریسک گریزی مصرف کنندگان تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری به نام و نشان تجاری دارد. این پژوهشگر نقش میانجی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نشان تجاری، نام و نشان تجاری، مصرف کنندگان، مصرف کننده Next Entries منابع پایان نامه درباره علامه طباطبایی، کارشناسی ارشد، عوامل بازدارنده، صنایع کوچک و متوسط