منابع پایان نامه درباره عزت نفس، خودپنداره، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

است خودش را فوتبالیست خوب، علاقه مند به داستان‌های علمی، دوست حسین، دارای 35 کیلو وزن و دانش‌آموز نسبتاً خوبی بداند که این ها محتوای خودپنداره را تشکیل می‌دهند و اما عزت نفس عبارت است از ارزشی که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ویژگی‌هایی که در او هست ناشی می‌شود. اگر در نزد یک کودک، دانش‌آموز ممتاز بودن ارزش زیادی داشته باشد ولی خودش دانش‌آموزی متوسط یا ضعیف باشد، وی از پایین بودن عزت نفس خود رنج می برد با این وجود ممکن است توانایی بدنی و محبوبیت همین کودک در میان همسالانش بیشتر از توانایی تحصیلی اش باشد. حال اگر او در هر دو زمینه ممتاز باشد، عزت نفسش بالا خواهد رفت؛ پس عزت نفس هر فرد بر اساس ترکیبی از اطلاعات عینی در مورد خودش و ارزش‌های ذهنی99 که برای آن اطلاعات قائل است بنا نهاده می‌شود. می‌توان نحوه‌ي شکل گیری عزت نفس را از طریق تفکر در مورد خود ادراک شده100 و خود ایده‌آل101 مورد آزمایش قرار داد. خود ادراک شده همان خودپنداره است، یعنی یک دیدگاه عینی درباره‌ي مهارت ها، صفات و ویژگی‌هایی که در یک فرد وجود دارد یا فرد فاقد آن‌هاست. خود ایده‌آل عبارت از تصویری است که هر فرد انتظار دارد از خود داشته باشد که لزوماً پنداری پوچ و بی معنی نیست (من دوست دارم شاگرد اول باشم، دوست دارم یک ستاره‌ي مشهور سینما باشم) بلکه یک تمایل صادقانه برای داشتن نگرش ها و اسنادهای خاصی است. زمانی که خود ادراک شده و خود ایده‌آل با هم همطراز باشند فرد از عزت نفس بالایی برخوردار خواهد بود برای مثال کودکی که پیشرفت تحصیلی قابل توجهی دارد و دانش‌آموز منضبطی نیز هست باور و احساس خوبی در مورد خود دارد و برای صفات و ویژگی‌های واقعی خود ارزش مثبتی قائل است، برعکس کودکی که خود ایده‌آل او این است که آدم مشهوری باشد ولی در واقع دوستان انگشت شماری دارد از عزت نفس پایین برخوردار خواهد بود. وجود شکاف و فاصله بین خود ادراک شده و خود ایده‌آل عاملی است که مشکلات مربوط به عزت نفس را به وجود می‌آورد (بیابانگرد، 1373: 20-17).
فرآیند رشد عزت نفس
اساساً احساس عزت نفس در نوجوان تا ‌اندازه‌اي متغیر است، به این معنی که او در زمان‌های مختلف و تا حدی بر حسب رویدادها، افراد و تجربیاتی که در آن هنگام او را تحت تأثیر قرار می‌دهند، نشانه‌های عزت نفس را از خود نشان می‌دهد؛ با وجود این می‌توان یک روند کلی حرکت به سمت ارزشمند شمردن خویش و یا نفی خویش را در نوجوانان مشاهده کرد (فردی، 1392).
عوامل مؤثر بر عزت نفس
1- بلوغ102: بعضی از نوجوانان در آستانه‌ي بلوغ به خاطر تغییراتی که در جسمشان به وجود می آید با اعتماد به نفس خویش در کشمکش هستند این تغییرات به علاوه میل طبیعی برای مورد قبول واقع شدن باعث می‌شوند افراد خود را با دیگران مقایسه کنند آن‌ها ممکن است خود را با افراد دور و بر خود یا هنرپیشهها و افراد معروفی که در تلویزیون، سینما یا مجلات می بینند مقایسه کنند اما مقایسه‌ي خود با دیگران کاری غیر ممکن است چون تغییراتی که با رسیدن به بلوغ ایجاد می‌شود در افراد مختلف متفاوت است برخی افراد زود به بلوغ می رسند در حالی که بعضی دیگر دیرتر بالغ می‌شوند. تغییراتی که با رسیدن بلوغ حاصل می‌شود، می‌تواند بر احساس فرد نسبت به خویش تأثیر بگذارد.
2-تأثیرات بیرونی103: البته فقط رشد بدن نیست که بر اعتماد به نفس فرد تأثیر می گذارد، زندگی خانوادگی نیز می‌تواند بر عزت نفس افراد تأثیر بگذارد. برخی از والدین عادت دارند به جای تحسین و تمجید فرزندشان پیوسته از آن‌ها عیب جویی کنند، این انتقادها و عیب جوییها باعث کاهش اعتماد به نفس در نوجوانان می‌شود. همچنین یک فرد ممکن است از طرف همکلاسیها و دوستانش نیز مورد اذیت و آزار قرار گیرد. گاهی اوقات تبعیضات نژادی و قومی مبنای این انتقادات قرار می‌گیرد اگرچه اکثر اوقات این انتقادات و توهینها از حماقت و نادانی فرد منتقد منشأ می‌گیرد اما می‌تواند بر اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خود تأثیرگذار باشد (همان، 1392).
ویژگی‌های افراد باعزت نفس بالا و پایین
اکثر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس (ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی- اجتماعی افراد می دانند. این باور گسترش یافته و دارای تاریخچه‌ي طولانی نیز هست. ابتدا روان‌شناسان و جامعه شناسان از جمله: ویلیام جیمز، هربرت میت و چارلز کولی بر اهمیت عزت نفس مثبت تأکید داشتند، چند سال بعد نئو فرویدیها چون: سالیبان و هورنی خودپنداره را در نظریه‌های شخصیتی شان وارد کردند سال‌ها بعد روان‌شناسان نظریه ها را با کارهای تجربی در هم آمیختند و نتیجه گرفتند که عزت نفس (ارزیابی مثبت از خود) با شادکامی104 و کارکرد مفید105 فرد رابطه‌اي متقابل دارند. برای مثال افسردگی را به یک سبک شناختی که مشتمل بر ارزیابی‌های شدیداً منفی و انتقادی فرد از خود است ارتباط داده‌اند. از آنجا که عزت نفس کودک زمینه و اساس ادراک وی از تجارب زندگی را فراهم می سازد، دارای ارزش ویژه‌اي است. شایستگی عاطفی- اجتماعی که از خود ارزیابی مثبت منتج می‌شوند می‌توانند به عنوان سپر یا نیرویی در مقابل مشکلات خطیر آینده به کودک کمک کنند. شاهد این مدعا راهنمای تشخیصی آماری بیماری روانی DSMIV (انجمن روان پزشکان آمریکا 1987) است که از عزت نفس پایین به عنوان نشانگان مرضی چند اختلال کودکی106 نام برده است. دو مثال متفاوت از این اختلال، یکی اختلال کمبود توجه است که با بی توجهی و تکآن‌هاي بودن (این کودکان معمولاً بیش فعال نامیده می‌شوند) مشخص می‌شود و دیگری اختلال اجتنابی، شکل شدیدی از اضطراب اجتماعی است. به نظر می‌رسد که عزت نفس بالا تا حدودی می‌تواند مسائل و مشکلات دوران کودکی را جبران نماید. کودکی که احساس خوبی در مورد خودش دارد بهتر می‌تواند با مشکلات کنار بیاید، وی ممکن است به گونه‌اي با آن‌ها مواجه شود که گویی هرگز مشکل عمده‌اي برایش به وجود نیامده است (بیابانگرد، 1373: 25-24).
بهره مندی ازعزت نفس علاوه برآن که جزئی از سلامت روانی محسوب می‌شود، با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است. محققان بسیاری دریافته‌اند که بین عزت نفس مثبت و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد، این ارتباط حتی زمانی که کودکان خودشان را به عنوان دانش‌آموز ارزیابی می‌کنند بالاتر است که می‌توان آن را عزت نفس تحصیلی107 آن‌ها نام نهاد. در اینجا نیز نمی‌توانیم تعیین کنیم که عزت نفس بالا عامل کسب نمرات خوب است و یا عکس؟ اما احتمالاٌ رابطه‌ي متقابلی میان آن دو موجود است دیدگاه کودک در مورد خویش و عملکرد تحصیلی اش یقیناً بر خود ارزیابی او تأثیر می گذارد، برعکس پدیده‌اي که به عنوان پیشگویی خود کامبخش نامیده می‌شود چنین بیان می‌کند که باورهای یک فرد در مورد خودش حتی گاهی اوقات برخلاف توانایی‌های واقعی وی تأثیر زیادی بر عملکرد او در زمینه‌های مختلف زندگی و این که تا چه‌اندازه‌اي یک کار را خوب انجام دهد، به جای می گذارد. خلاصه ‌اينکه عزت نفس یک جنبه‌ي مهم در کارکرد یا کنش کلی کودک است و با زمینه‌های دیگری چون: سلامت روانی- اجتماعی و عملکرد تحصیلی وی در ارتباط است. شیوه‌ي تعاملی عزت نفس به این صورت است که هم می‌تواند علت و هم معلول نوعی از عملکرد که در زمینه‌ي دیگری حاصل شده است باشد (همان: 27-26).
عزت نفس نازل معمولاً به آسیب‌های روانی منجر می‌شود برای مثال ماکسول و بروس108 (1992) در پژوهشی روابط بین افسردگی، پرخاشگری109 و عزت نفس را در 27 جوان بزهکار بررسی کردند آن‌ها نشان دادند که روابط معناداری بین افسردگی و پرخاشگری با عزت نفس پایین وجود دارد(درانی وغلامعلی لواسانی، 1379).
ابعاد عزت نفس
کودکان در مراحلی از رشد تمایل دارند در زمینه‌هایی که برایشان ارزشمند است شبیه یکدیگر باشند؛ بخشی از این امر به علت ساختار زندگی کودکان است همه‌ي آن‌ها باید به مدرسه بروند بیشتر آنان در خانواده زندگی می‌کنند و بخشی به دلیل ویژگی‌های دوره‌های رشد آن‌هاست؛ آن‌ها یاد می گیرند که با یکدیگر باشند و ظرفیت ها، تغییرات و ظواهر جسمانی خودشان را کشف نمایند. بنابراین بسیار مناسب است که عزت نفس کودکان و نوجوانان، در پنج زمینه‌ی اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، تصور جسمانی و عزت نفس کلی مورد بحث قرار گیرد.
زمینه‌ي اجتماعی
زمینه‌ي اجتماعی مشتمل بر عقاید کودک در مورد خودش به عنوان یک دوست برای دیگران است (آیا کودکان دیگر او را دوست دارند؟ آیا افکار و عقاید او برای آن‌ها ارزشمند است؟ آیا او را در فعالیت‌هایشان شرکت می‌دهند؟ آیا از ارتباط و تعامل با همسالان خود احساس رضایت می‌کند؟). به طور کلی کودکی که نیازهای اجتماعی اش برآورده شود، صرف نظر از این که چه مقدار از آن‌ها با آداب و اصول مورد قبول ملی مطابقت دارد، احساس خوبی در این زمینه خواهد داشت.
زمینه‌ي تحصیلی
عزت نفس در زمینه‌ي تحصیلی مبتنی بر مقدار ارزشی است که کودک یا نوجوان به عنوان یک دانش‌آموز برای خود قائل است. ارزیابی پیشرفت و توانایی تحصیلی آسان نیست اما به طور کلی می‌توان گفت که اگر یک کودک پیشرفت تحصیلی خوبی با توجه به معیارهای مورد قبول جامعه داشته باشد که طبیعتاً این معیارها توسط خانواده، مدرسه، معلمان و دوستان شکل گرفته‌اند، از عزت نفس تحصیلی برخوردار است.
زمینه خانوادگی
عزت نفس خانوادگی از عقاید کودک در مورد خودش به عنوان عضوی از خانواده سرچشمه می‌گیرد. کودکی که احساس می‌کند که عضو با ارزشی از خانواده است و از محبت و احترام ویژه‌ي والدین و همشیره ها برخوردار است، در این زمینه عزت نفس بالایی خواهد داشت.
زمینه‌ي تصور جسمانی
تصور جسمانی ترکیبی از ویژگی‌های جسمانی و توانایی‌های بدنی است. عزت نفس کودک در این زمینه بر اساس رضایت از وضعیت جسمانی و ویژگی‌های ظاهری قرار دارد. نوعاً دختران بیشتر به خصوصیات بدنی و پسران بیشتر به توانایی‌های جسمی (قدرت جسمانی) اهمیت می‌دهند در عین حال باید توجه داشت نقش‌هایی که کودکان در گذشته داشته‌اند امروزه تغییر یافته است. خلاصه این که عزت نفس از تفاوت بین خود ادراک شده یا خودپنداره (یک نظر عینی از خود) و خود ایده‌آل (آنچه که فرد با ارزش می‌داند و می خواهد که دوست داشته باشد) نشأت می‌گیرد، به طوری که تفاوت و فاصله‌ي زیاد منجر به عزت نفس پایین می‌شود، در حالی که تفاوت و فاصله‌ي کم معمولاً حاکی از عزت نفس بالاست. این تناسب منطقی با توجه به انواع علایق و سعی و کوشش هایی که یک فرد در زمینه ‌های مختلف زندگی از خود نشان می‌دهد به وجود می آید. اگر ما علاقه مند به تغییر در عزت نفس شخصی باشیم، چندین کار می‌توانیم انجام دهیم:
اول: آن که می‌توانیم به زمینه‌های خاص، برای مثال زمینه‌های تحصیلی، خانوادگی و جز این ها که فرد در آن‌ها با مشکل مواجه است، توجه کنیم.
دوم: این که می‌توانیم به تفاوت بین خود ادراک شده و خود ایده‌آل نظر داشته باشیم. همراه با اصلاح این فاصله و تفاوت می‌توان کارهای دیگری انجام داد به عنوان مثال: می‌توانیم به شخص کمک کنیم تا خود ایده‌آلش را به گونه‌اي تغییر دهد تا بهتر بتواند در رسیدن به اهدافش موفق شود و یا می‌توانیم به او کمک کنیم تا خود ادراک شده اش را به گونه‌اي تغییر دهد تا خودش را مثبت تر ببیند. اگرچه خود ادراک شده به صورت عینی توصیف شده، ذهنی بودنش گمراه کننده است و بعضی اوقات مبنای منفی گرایانه دارد، همچنین می‌توان عملکردهای کودکی را که می خواهد کنش‌های واقعی اش را در زمینه‌ي خاصی بهبود ببخشد مورد توجه قرار داد. دیدگاه اتخاذ شده برای هر فرد با توجه به نیازهایش می‌تواند متفاوت باشد اما این ها نکات ضمنی هستند که به صورت بالقوه قابل استفاده می باشند (بیابانگرد، 1373: 23-21).
تفردی و ساوان (2001) ابعاد اصلی تشکیل دهنده‌ي عزت نفس را در چارچوب دو مؤلفه‌ي احترام و علاقه مندی قابل تمایز می دانند. این محققان نشان داده‌اند که عزت نفس کلی در دو سطح صلاحیت خود110 و علاقه به خود111 قابل جداسازی است. صلاحیت،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره عزت نفس، خودپنداره، احساس ارزشمندی، ویلیام جیمز Next Entries منابع پایان نامه درباره عزت نفس، احساس حقارت، سازش یافتگی، ویلیام جیمز