منابع پایان نامه درباره انگیزش پیشرفت، رضایت مندی، منزلت اجتماعی، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

تعیین گری و وجد یا شوق را می‌توان دو روی یک سکه دانست تفاوت آن‌ها فقط در این است که نظریه‌ي خود تعیین گری بر نیازهای ذاتی، فطری و نظریه‌ي وجد بر تجربه‌ي ذهنی165 و احساس تکیه دارد.
ب-نظریه‌های مبتنی بر علاقه
اساس این نظریه ها بر وجود علاقه به عنوان علت درگیر شدن با یک تکلیف به ویژه در زمینه‌ي انگیزش پیشرفت است. معمولاً انگیزه‌های شخصی166 و انگیزه‌های موقعیتی167 از یکدیگر تفکیک می‌شوند. به باور شیفرد علاقه‌های شخصی بیان گر جهت گیریهای نسبتاً پایدار و ثابت فرد در برخی از زمینه ها می باشند در حالی که علاقه‌های موقعیتی حالت‌های کلی و جهان شمولیند که به علت برخی ویژگی‌های یک کوشش یا تکلیف بر انگیخته می‌شوند. در علاقه‌های شخصی نیز دو مؤلفه از یکدیگر متمایز شده‌اند گرایش احساس وابسته168 و گرایش ارزش وابسته169. گرایش احساس وابسته رجوع به احساسی دارد که فرد درباره‌ي عمل یا موضوع خاصی تجربه می‌کند مانند احساس درگیر شدن که با احساس وجد یا شوق یا تهییج شدن همراه است. منظور از گرایش ارزش وابسته معنایی است که فرد به موضوعی می‌دهد به عنوان مثال اگر دانشجویی به ریاضیات معنی خاصی بدهد زیرا ریاضیات به او کمک خواهد کرد تا شغل خوبی به دست آورد نمی‌توان گفت او به ریاضیات علاقه‌ي خاصی دارد، علاقه‌ي او به ریاضیات از نوع گرایش ارزش وابسته است. منشأ برخی رفتارهای انسان علاقه‌های احساس وابسته است و برخی دیگر احساس‌های ارزش وابسته است.
ج-نظریه‌های هدفی
محور مورد تأکید این نوع نظریه ها هدف و رفتارهای معطوف به دستیابی بر آن است. نظریه پردازان و پژوهش گران متعددی به هدف‌های پیشرفت به ویژه نزد کودکان پرداخته‌اند و رویکردهای مختلفی را پدید آورده‌اند از جمله نیکولز و همکاران دو طرح مختلف در جهت گیری هدفی را توصیف می‌کنند هدف‌های من درگیر170 و هدف‌های تکلیف درگیر171. دانش‌آموزان یا افراد دارای اهداف من درگیر می خواهند لیاقت ها و توان مندیهای آن‌ها از طرف دیگران خوب ارزشیابی شود و ارزشیابی‌های منفی را نادیده می انگارند. پرسش‌هایی از خود مانند آیا باهوش به نظر می رسم یا آیا می‌توانم بهتر و برتر از دیگران باشم بیان گر هدف‌های من درگیر می باشند. برعکس افرادی که هدف‌های تکلیف درگیر را پی گیر می باشند بیشتر معطوف به یادگیری و دستیابی به تبحر در تکالیفند و پرسش‌های آن‌ها از خود چنین است: چگونه می‌توانم این تکلیف را به انجام رسانم؟ چه چیزی یاد خواهم گرفت؟ چه چیزی اضافه خواهد شد و مواردی از این دست. وقتی هدف من درگیر مورد نظر است کودکان می خواهند برتر از دیگران باشند به همین دلیل بیشتر درگیر تکالیفی می‌شوند که آن‌ها را بهتر می دانند، برعکس کودکان پی گیر هدف‌های متمرکز بر تکلیف بیشتر تکالیفی را انتخاب می‌کنند که چالش برانگیز و سختند. از نظر آن‌ها پیشرفت شخصی مهمتر از برتری بر دیگران است.

3-نظریه‌ي ادغام گر سازه‌های انتظار ارزش
بر حسب الکس و ویکفیلد مدل‌های نظری متعددی در این گروه قرار می گیرند که عبارتند از: نظریه‌ي اسنادی واینر، نظریه‌ي جدید انتظار ارزش و نظریه‌ي خود رضایت مندی.
الف-نظریه‌ي اسناد واینر که اساس آن بر چگونگی تفسیر علی فرد از نتیجه و حاصل کار خویش است به باور واینر اسناد علی فرد که شامل علت یابی از نتیجه‌ي کار خود فرد می‌باشد باورهای انگیزشی او را می سازند و روی انگیزه‌های او در مورد پیشرفت‌های بعدی اثر مهمی دارند.
ب-نظریه‌های جدید انتظار ارزش و مدل‌های مختلف آن: اساس مدل‌های نظری در این نظریه بر انتظار نتیجه مشابه با مدل انتظار در نظریه‌ي اتکینسون و نیز باور فرد در مورد ارزش تکلیف می‌باشد. با وجود مشابهت بسیار با مدل اتکینسون مدل‌های نظری مبتنی بر انتظار ارزش به دو دلیل از آن متمایز می گردند، نخست آن که انتظار و نیز ارزش توسعه یافته ترند در این معنا که هر دو مؤلفه به عوامل متعدد روانی اجتماعی و فرهنگی ارجاع داده می‌شوند که می‌توانند روی انتظار و ارزش تأثیر داشته باشند. دوم آن که برخلاف نظریه اتکینسون انتظارها و ارزش ها به نحوی مثبت با یکدیگر ارتباط داشته و همبستگی مثبتی میان آن‌ها فرض شده است.
ج-نظریه خود رضایت مندی: این نظریه سازه‌های توانایی وابسته و ارزش وابسته را به رفتار برانگیخته در موقعیت‌های آموزشی ارتباط می‌دهد ولی افزون بر آن به ویژه سلامت روانی فرد را کلید تعیین کننده‌ي ارتباط ارزش ها و انتظارات با رفتار پیشرفت می داند. در نظریه‌ي کاوینگتون انگیزه‌ي خود ارزشمندی به عنوان گرایش فرد به نگهداری تصویری مثبت از خود یا مفهومی از رضایت مندی نسبت به خود تعریف می‌شود از نظر او چون کودکان زمان قابل ملاحظه‌اي از زندگی خود را در موقعیت‌های آموزشی می گذرانند و در آن موقعیت مورد ارزشیابی قرار می گیرند توانایی ها و لیاقت‌های آموزشی نقش کلیدی در تصویر فرد از خود و میزان رضایت مندی او از خویشتن ایفا می‌کند.
4-نظریه‌های ادغام گر انگیزش و شناخت
موضوع مورد توجه این گونه نظریه ها چگونگی ارتباط شناخت و انگیزش است که آن امر منجر به ایجاد روندهای پژوهشی مختلفی گشته است. به عنوان مثال کول (1987) ارتباط یاد شده را این گونه توصیف می‌کند که انگیزش هدایت‌گر رفتار درگیر شدن با فعالیت خاصی است و اراده رفتارهای دستیابی به هدف را هدایت می‌کند.
ج-دیدگاه پینتریج برای دسته بندی نظریه‌های انگیزشی
پینتریج (2003) معتقد است که با رعایت سه امر بنیادین می‌توان از مجموعه‌ي نظریه ها و تحقیقات مربوط به انگیزش رفتاری می‌توان به عنوان علوم انگیزشی یاد کرد سه امر بنیادین عبارتند از:
الف-مبنای پژوهشی یا تعمیم یابی نظرات مختلف: تا تحقیقاتی چه کمی و چه کیفی نظریه‌اي را تأیید نکرده باشند نمی‌توان آن را پذیرفت البته این به آن معنا نیست که پژوهش‌های آتی نیز آن را تأیید نخواهند کرد. امر بنیادین این است که نظریه ها باید مبنای پژوهشی داشته باشند و بر آن بنا قابلیت تعمیم دارند.
ب-چند وجهی بودن رویکردها در علوم انگیزش و به طور کلی حوزه‌های مختلف روان شناختی: رویکردها باید چند وجهی باشند زیرا پیچیدگی و چند وجهی بودن ذاتی و فطری رفتار انسانی است از خلال تلفیق رویکردها و نظام‌های مختلف است که می‌توان به یافته‌های جالب در زمینه‌ي انگیزه‌های رفتاری انسان دست یافت.
ج-ترکیب جنبه‌های بنیادین و و کاربردی در روش‌های پژوهشی: روش‌های پژوهشی باید دور از دوگانگی و دوگانه سازی میان بنیادین و کاربردی به هر دو جنبه توجه داشته باشند، زیرا از طریق روش‌هایی که جنبه‌ي کاربردی و بنیادین به صورت توأم دارد، می‌توان به کاربردی موفق تر در زمینه‌ي آموزش و شناختی روشن تر در زمینه‌ي انگیزه‌های رفتاری و مؤلفه‌های آن دست یافت. از این رو رجوع به مدل‌های چند وجهی ادغام گر مؤلفه‌های مختلف و رابطه‌ي آن‌ها با یکدیگر در زمینه‌ي انگیزش رفتار انسان از اهمیتی خاص برخوردار است (همان: 58-52).
نظریه‌های انگیزش پیشرفت
نظریه‌ي انگیزش پیشرفت یا نیاز به موفقیت
یکی دیگر از نظریه‌های مربوط به انگیزش که در روان شناسی پرورشی جایگاه مهمی دارد نظریه‌ي انگیزش پیشرفت یا نیاز به موفقیت است. منظور از انگیزش پیشرفت یا انگیزش موفقیت، میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت‌هایی است که موفقیت در آن‌ها به کوشش و توانایی‌های فرد بستگی دارد افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند حتی پس از آن که در انجام کاری شکست خوردند از آن دست نمی کشند و تا رسیدن به موفقیت به کوشش ادامه می‌دهند دانش‌آموزان دارای انگیزش پیشرفت بالا همواره می خواهند موفق شوند و آن را انتظار می‌کشند و وقتی شکست می خورند کوششهای خود را دو برابر می‌کنند و به فعالیت ادامه می‌دهند تا موفق شوند. صاحب نظران انگیزش پیشرفت مک کلند، اتکینسون، کلارک و لِمن هستند آن‌ها در کتاب معروف خود با عنوان انگیزه‌ي پیشرفت نوشتند: بعضی افراد بلند پروازانه تر از دیگرانند و برای کسب موفقیت در زندگی می کوشند. پژوهش‌های انجام شده نشان دادند که افراد دارای انگیزش پیشرفت زیاد در انجام کارها از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره‌اند پیشی می گیرند در رابطه با این که انگیزش پیشرفت بالا به موفقیت می انجامد یا این که موفقیت موجب بالا رفتن سطح انگیزش می‌شود پژوهش ها نتایج مشخصی به دست نداده‌اند آنچه معلوم شده این است که انگیزش پیشرفت ابتدا تحت تأثیر تجارب فرد در خانواده است اما پس از این که دانش‌آموزان چند سالی را در مدرسه کسب تجربه می‌کنند موفقیت و انگیزش بر یکدیگر تأثیر می گذارند. موفقیت، اشتیاق برای موفقیت بیشتر را سبب می‌شود که این به نوبه‌ي خود موفقیت را به دنبال می‌آورد در مقابل دانش‌آموزانی که در نتیجه‌ي زحمات خود کسب موفقیت نمی‌کنند انگیزش برای موفقیت در آینده را از دست می‌دهند نکته‌اي که باید در اینجا به آن اشاره کنیم این است که کسب موفقیت در تکالیف آسان برای افراد دارای انگیزش پیشرفت لذت بخش نیست بلکه کسب توفیق در تکالیف چالش بر انگیز برای این افراد مهم و افتخار آمیز است همچنین انجام تکالیف بسیار دشوار نیز مورد علاقه‌ي افراد دارای انگیزش پیشرفت قرار نمی‌گیرد علتش آن است که انجام تکالیف خیلی ساده افتخاری نصیب فرد نمی‌کند و تکالیف بسیار دشوار معمولاً به شکست منجر می‌شود و این نیز افتخاری نصیب فرد نمی سازد. بنا به نظریه‌ي اتکینسون افرادی که دارای انگیزش پیشرفت قوی هستند در تکالیفی که دارای درجه‌ي دشواری متوسطی هستند توفیق زیادی به دست می آورند یعنی تکالیفی که این افراد در آن حد اکثر جدیت را نشان دهند تکالیفی هستند که انجام آن‌ها مستلزم قدری خطر کردن است این ها همان تکالیف چالش بر انگیز هستند. برای یک فرد دارای انگیزش پیشرفت قوی مقدار لذتی که هنگام موفقیت کسب می‌کند به سطح تصوری چالش امور بسته است با افزایش سطح چالش لذت همراه با موفقیت نیز افزایش می یابد. علاوه بر انگیزش پیشرفت اصطلاح انگیزه اجتناب از شکست نیز مطرح می‌شود انگیزه اجتناب از شکست به گرایش فرد برای دوری گزیدن از شرمساری یا تحقیر وابسته به شکست گفته می‌شود. یکی دیگر از تفاوت‌های میان افراد دارای انگیزش پیشرفت و افراد دارای انگیزه‌ي اجتناب از شکست، پشتکار و اصرار افراد گروه اول در کسب موفقیت است یعنی این که وقتی افراد دارای انگیزش پیشرفت قوی در رسیدن به هدف‌هایشان شکست می‌خورند با جدیت بیشتری به کار می پردازند در مقابل افراد دارای اجتناب از شکست از کار دست می کشند. پژوهش‌های انجام شده نشان داده‌اند که انگیزه اجتناب از شکست با انگیزه‌ي پیشرفت رابطه‌ي منفی دارد یعنی این که وقتی یکی از آن‌ها نیرومند است دیگری ضعیف است (شعاری نژاد، 1378: 96-95).
نظریه ی بر انگیختگی رفتار172
سه نظریه‌ي رفتاری محتوا گرا به الدرفر، هرزبرگ، موسنر و سیندرمن و مک کلند منتسب است. اثر الدرفر به نام نظریه‌ي ERG، تعداد نیازها را از پنج مجموعه به سه مجموعه کاهش می‌دهد: وجود (Existence)- نیازهای جسمانی و امنیت؛ وابستگی (Relatedness) – نیازهای اجتماعی و برخی نیازهای منزلت اجتماعی و رشد (Growth) – برخی نیازهای منزلت اجتماعی و نیازهای خود شکوفایی. الدرفر تأکید می‌کند که بهتر است این طبقه بندی را به صورت یک پیوستار در نظر بگیریم تا یک سلسله مراتب دقیق. او همچنین تأکید می‌کند که تحت شرایط خاصی یک نیاز عالی تر مانند عزت نفس یا منزلت اجتماعی ممکن است بر یک نیاز پست تر مانند سلامتی یا امنیت پیشی بگیرد.
تأثیر عمده‌ي هرزبرگ حد فاصلی بود که او بین اثرات رفتاری عواملی مانند بر انگیزانندهها و عوامل بهداشتی ترسیم کرد. بر انگیزانندهها شامل اثرات رضایت شغلی هستند که کارمند را از کارش راضی یا ناراضی می‌کند. این عوامل بیشتر ذاتی کار و مرتبط با رضایت خاطر از چالشها یا موفقیت‌های کاری هستند. شرایط کاری و عوامل بهداشتی شامل تأثیرهایی است که شناخت آن‌ها بیشتر عمومیت دارد؛ مانند دست مزدها، مزایا، شرایط فیزیکی محیط کار و امنیت شغلی. شواهد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره انگیزش درونی، عزت نفس، سلسله مراتب، شناخت گرایی Next Entries منابع پایان نامه درباره انگیزش پیشرفت، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، سبک تفکر