منابع پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، زندگی خوب، آزادی بیان، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

دستیابی به کارکردهای مورد نظر است؛ ترکیب کارکردهای جایگزین از میان آنچه فرد می تواند انتخاب نماید» (سن، 94:1382). انگونه که گاسپر (2007) نشان می دهد، قابلیت مجموعه ی کاملی از فعالیت های جایگزین و قابل دسترس است که شخص با آن روبروست. به باور گاسپر، «قابلیت» بدیلی است برای مفهوم «فرصت» در اقتصاد خرد متعارف که در زمینه کالاها تعریف می شود با این تفاوت که قابلیت در زمینه کارکردها مورد بحث قرار می گیرد.
«آزادی مثبت» و «کارکردهای اساسی» موضوعات اصلی رویکرد سن هستند که منابع ابزاری آزادی و بهزیستی بخشی از ایده کارکردهای اساسی است و کیفیت زندگی می بایست در چارچوب توانایی به دست آوردن بهزیستی مورد قضاوت قرار گیرد. در این دیدگاه، گسترش آزادی هم به عنوان هدف اولیه و هم به عنوان ابزارهای اصلی توسعه مدنظر قرار دارد یعنی آزادی علاوه بر برخورداری از نقش ابزاری، به عنوان هدف، از طریق ایفای نقش در غنی کردن زندگی انسان، نقش نهادی و اساسی دارد. به بیان دیگر در این رویکرد، قابلیت های اولیه ( توانایی رفع محدودیت هایی چون گرسنگی، بیماری، مرگ زودرس) با آزادی های توام با سواد، مشارکت سیاسی و آزادی بیان همراه است.
انواع آزادی در بعد ابزاری عبارتند از: «آزادی های سیاسی، تسهیلات اقتصادی، فرصت های اجتماعی، تضمین شفافیت و تامین حمایتی» (سن، 1382:54). آزادی های سیاسی عناصری چون وجود آزادی بیان، آزادی احزاب و … را در بر می گیرد و ناظر بر فرصت هایی است که این امکان را برای مردم فراهم می آورد تا تعیین کنند چه کسی و بر مبنای چه اصولی باید حکومت کند. تسهیلات اقتصادی به مردم امکان می دهد تا منابع اقتصادی را در جهت تولید، مصرف و یا مبادله به کار گیرند. فرصت های اجتماعی در برگیرنده ترتیباتی است که جامعه در راستای آموزش، بهداشت عمومی و … ایجاد می نماید و علاوه بر هدایت زندگی شخص، امکان مشارکت موثر در فعالیت های اقتصادی و سیاسی را فراهم می سازد. تضمین شفافیت نیز ابزاری است برای افزایش اعتماد در کنش متقابل اجتماعی و جلوگیری از رشوه خواری و عدم مسمولیت پذیری مالی و تامین حمایتی نیز ابزاری ضروری است برای ایجاد شبکه های تامین اجتماعی که اقداماتی نهادی نظیر بیمه بیکاری و مساعدت های مالی به فقرا و ترتیبات لازم جهت مواجهه با بلایایی چون قحطی را شامل می شود.
بدین ترتیب قابلیا نوعی آزادی است؛ آزادی خود بنیاد برای دستیابی به ترکیبات بدیل کارکردها یا به بیانی دیگر دسترسی به شیوه های مختلف زندگی و مجموعه قابلیت های نیز نمایانگر آزادی دستیابی فرد به کارکردهای مورد نظر می باشد. از این رو به باور سن((ارزیابی و قضاوت ها نباید بر مبنای مطلوبیت ها و کالاهای اساسی باشد بلکه باید بر اساس آزادی های اساسی (قابلیت ها) در انتخاب نوع زندگی مورد علاقه صورت گیرد)) (سن، 93:1382) و به تعبیر آلکیر (2002) هدف نهایی برنامه های توسعه، برابری قابلیتی افراد در جهت به دست آوردن نیازهای اساسی شان است که شامل قابلیت آنها برای انجام کارهای غیراساسی نمی شود. وی چهار استراتژی را برای حفظ آزادی و حق انتخاب که در کانون دیدگاه قابلیتی قرار دارند، شناسایی می کند.
«1- شناسایی و تعیین اهداف قابلیتی بلند مدت،
2- ایجاد کارکردهای مرتبط با این اهداف در کوتاه مدت
3- عملیاتی کردن یک استراتژی جهت کنترل آزادی های منفی،
4- به حداقل رساندن کاهش قابلیت های فراگیر که ممکن است در نتیجه گسترش قابلیت های اساسی رخ دهد.» ( الکیر، 80:2002) .
به بینا فیتز120 پتریک (1383) در این رویکرد، سن بین کارکردها (نیل به اهدافی چون سلامتی و سواد) و توانایی ها ( امکان تشخیص و به دست آوردن یک کارکرد) تمایز قائل می شود. این تمایز سبب می شود تا از کمبود های دیدگاه های کاملاً عینی گرا اجتناب شود و در عین حال تصدیق می کند که رفاه تا چه اندازه به شرایط تصادفی در زندگی مربوط است و در شمن از دلالت های صرفاً ذهنی نیز می پرهیزد. سن همچنین بر این باور است که مفهوم سازی و ارزیابی مقوله هایی چون فقر، نابرابری، سیاست اجتماعی و توسعه نیز می باست در فضای مفهومی کارکردها و قابلیت ها انجام گیرد.

شکل 4-2: بازسازی رویکرد قابلیتی سن در زمینه کیفیت زندگی

پیش از سن، کیفیت زندگی به طور بنیادین تحت تاثیر داده های اقتصادی قرار داشت و عوامل غیر اقتصادی مانند روابط خانوادگی، روابط دوستانه، اعتقادات و … فاقد تاثیر مستمر و خاصی بر کیفیت زندگی عینی و ذهنی بودند. سن این بحث را با افزودن مقوله ی توانایی های بالقوه توسعه می دهد. آنگونه که در شکل (2-2) نشان داده شده است. داده های اقتصادی در افزایش فرصت دسترسی به کارکردها تاثیر دارند. اما این تاثیر مستمر و تضمین شده نیست چرا که برخی نارسایی ها مانند ناتوانی های حاصل از بیماری یا بالا بودن سن، رابطه ی بین درآمد و قابلیت را مختل می کند به عبارت دیگر رابطه درآمد و قابلیت به شدت تحت تاثیر متغیرهایی جون جنس، سن، محل جغرافیایی و … قرار دارد. سن انتظار دارد که مجموعه قابلیتی با محوریت آزادی های مثبت منجر به ارتقاء کیفیت زندگی در ابعاد عینی و ذهنی گردد اما این موضوع را می پذیرد که آزادی ها یک موقعیت الزامی مستقل هستند که چه بسا در هنگام ایجاد داده های اقتصادی و یا شروع به کار یک سیستم اقتصادی، از طریق شکل گیری اولویت ها، محدود شوند.
برخلاف رویکرد نیازهای اساسی که بر مبنای آنچه به طور حداقی برای تامین بقا مورد نیاز است، آغاز می شود، قابلیت ها از یک اندیشه ی نظری بلند پروازانه از آنچه در حیات انسان ارزشمند است، ناشی می شود. با این وجود یک جنبه از رویکرد قابلیتی یعنی قابلیت های اساسی ناحیه ای همپوشان را با رویکرد نیازهای اساسی در بر می گیرد. «قابلیت های اساسی به توانایی تامین کارکردهای مهم حیاتی جهت تامین حداقل سطوح مناسب مربوط می شود که شامل رهایی از بیماری و مرگ زودرس، برخورداری از تغذیه مناسب، توان حرکتی و … می گردد» ( سن، 40:1993). یک شباهت عمده میان نیازهای اساسی و قابلیت های اساسی که انها را از مطلوبیت گرایی متامیز می سازد، تاکید بیشتر بر منابع/ کارکردها نسبت به در آمد است؛ کارکردهایی مبتنی بر خواسته ها و عمل فرد نظیر برخورداری از سلامتی، امکان مشارکت اجتماعی، برخورداری مسکن و مواردی از ای نقبیل.
آلکیر (2002) به طور ویژه ای قابلیت های اساسی و نیازهای اساسی را به یکدیگر مرتبط می سازد. او قابلیت های اساسی را به عنوان قابلیت تامین نیازهای اساسی تعریف می کند. اما بنا بر نظر استوارت (1996) میان این دو رویکرد تفاوت عمده ای وجود دارد و آن اینکه موضوع نهایی نیازهای اساس، بهبود شرایط زندگی است در حالیکه رویکرد قابلیتی فراتر می رود و ارتقاء قابلیت ها را هدف قرار می دهد. به بیان دیگر رویکرد نیازهای اساسی، بهبود شرایط زندگی است در حالیکه رویکرد قابلیتی فراتر می رود و ارتقاء قابلیت ها را هدف قرار می دهد. به بیان دیگر رویکرد نیازهای اساسی به طور غالب بر تامین کالاهای عمومی به ویژه کالاهای اساسی تاکید دارد بدون آنکه مزیت خاصی را برای خصوصیات شخصی ایجاد کند اما قابلیت های اساسی تاکید زیادی بر آزادی شخصی دارد و از این رو در این رویکرد تامین بخش عمومی اولویت چندانی ندارد.
در این رویکرد «فرصت های اجتماعی به طور مستقیم سهم موثری در گسترش قابلیت های انسانی و بهبود کیفیت زندگی دارند. در نتیجه توسعه انسانی فراتر از بهبود مستقیم کیفیت زندگی قرار دارد و همچنین موجب بهبودتوانایی مولد فرد می گردد که به نوبه خود رشد اقتصادی را که همه در آن شهیم باشند، نیز بهبود می بخشد» ( سن، 167:1382). «سن جدای از شناسایی و تعیین کارکردهای مربوط به قابلیت های اساسی ( مرتبط با نیازهای اساسی) هیچ فهرست و یا حتی شاخصی از دامنه کارکردهای مطلوب یا یکی مدل ایده آل یا نمونه ای از یک مجموعه قابلیتی ارائه نمی دهد» (فیلیپس، 92:2006). همچنین باز و نامحدود بودن فهرست سن، به تعبیر قزلباش (1998) «پاشنه آشیل دیدگاه وی محسوب می شود چرا که نمی توان نمای مشخصیی از زندگی خوب مورد نظرش ارائه داد. به عنوان مثال اینکه یک قابلیت چگونه به دست می آید؟» (به نقل از فیلیپس، 2006). در راستای غنا بخشیدن به نظریه سن، مارتا ناسباوم121 (2000) در چهار حوزه به توسعه این نظریه پرداخت. 1- او هنجارهای عینی فراگیری را از قابلیت انسانی ارائه می دهد که تحت تاثیر نسبی گرایی فرهنگی محدود نمی شوند. از نظر او زندگی خوب مفهومی غیر نسبی است که در میان طبقات، جوامع و فرهنگ های مختلف پایا و ثابت است. 2- روایت او از زندگی انسانی خوب کاملاً منحصر به فرد است. او بر این باور است که می بایست آزادی ها و فرصت های هر فردی محافظت شود و یکایک افرادنیز از آنها به عنوان یک هدف حفاظت کنند. 3- به نظر ناسباوم زندگی خوب عبارت است از انتخاب صحیح فعالیت. 4- او میان قابلیت های ذاتی و طبیعی فرد با شرایط بیرونی که عمل قابلیت ها را تسهیل می کنند، تمایز قائل می شود. ناسباوم بر برابری قابلیتی تاکید دارد و معتقد است که «که به طور مشخص حوزه های محوری کارکرد انسانی، نیازمند شرایط برابر به منظور اقدامات سیاست عمومی است که برای شهروندان سطح پایه ای از قابلیت را فراهم می سازد» ( ناسباوم، 5:2000) از نقاط ملموس تفاوت کار او از سن، ارائه فهرست وسیعی از قابلیت های کارکردی برای یک جامعه حداقلی مناسب در حوزه های مختلف که در جدول (5-2) نشان داده شده است. او 11 قابلیت پایهای را شناسایی می کند و مدعی است که فقدان هر کدام منجر به ایجاد یک خلا در کیفیت زندگی انسان می شود. ناسباوم علاقمند به بازگشت مجدد به فرد درزمینه کیفیت زندگی است هرچند که ارزیابی کیفیت زندگی بر مبنای رضایتمندی از ترجیحات واقعی افراد را نمی پذیرد.
قابلیت
توضیح
زندگی
توان برخورداری از یک زندگی استاندارد انسانی تا پایان عمر
سلامتی جسمانی
توان برخورداری از بهداشت خوب شامل سلامتی، تغذیه و مسکن
کمال جسمانی
توان حرکت، داشتن توانایی بدنی، داشتن فرصت بهره مندی جنسی و تولید مثل
احساسات، قدرت، تخیل، تفکر
آزادی استفاده و اظهار در هر سه زمینه در حوزه های سیاسی و مذهبی و اجتناب از دردهای غیر ضروری
هیجانات
توانایی احساس وحشت، اضطراب، سوء استفاده و بی اعتنایی
منطق عملی
توانایی شکل دادن ایده خوب و به کار گرفتن آن در شرایط مختلف
وابستگی
پایه های اجتماعی عزت نفس و توان برقراری رابطه متقابل، ابراز همدردی، داشتن روابط دوستانه، برخورداری از منزلت و عشق به افراد
دیگر وابستگی ها
پایه های عزت نفس و توان برقراری رابطه های متقابل، ابراز همدردی
تفریح
توانایی خنده، بازی و سرگرمی
کنترل بر محیط پیرامون
در حوزه های سیاسی، مشارکت موثر، مادی، توانایی کسب مالیات
تمرکز بر زندگی
عدم مداخله در انتخاب برای ازدواج، بچه دار شدن، اظهار جنسی و اشتغال

جدول 5-2: فهرست قابلیت های کارکردی پایه ای ناسباوم

ناسباوم هرچند فهرستی از قابلیت ها را ارائه می دهد اما به تعبیر قزلباش (1998)، « او مفهوم قابلیت را بسیار گنگ و مبهم باقی می گذارد و باز بودن فهرست این امکان را ایجاد می کند تا افراد مختلف، در زمینههای متفاوت، جزئیات متنوع و متکثری را از آن برداشت نمایند» ( به نقل از فیلیپس، 2006:97) و این امر با فلسفه تدوین فهرستی از سوی او به منظور ارائه قابلیت های عینی و فراگیر همخوانی ندارد. از سوی دیگر به عنوان مثال بلودورث (2006) انعطاف پذیری و نامحدود بودن این فهرست را تلاشی برای ضرورت توافق بر کاربرد فراگیر ان می داند و معتقد است که این امر باعث می شود تا کسانی با دیدگاه های مختلفف فرصت آن را بیابند تا بر این مفهوم به توافق برسند اما فهرست ناسباوم از دو جنبه اساسی غامض و مساله دار است: «1- برخی قابلیت هایی که او مدعی است برای همه انسان ها، بنیادین به شمار می آید، قابل تردید است. به عنوان مثال توانایی علاقمندی به حیوانات، گیاهان و جهان طبیعیت. 2- توصیف ناسباوم از قابلیت های انسانی بر فرضیات متافیزیکی بنیادین پیرامون وجود انسان متکی نیست.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع توسعه انسانی، کیفیت زندگی، خودمختاری، امید به زندگی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، کیفیت زندگی شهری، زندگی شهری، روان شناختی