منابع پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، رضایتمندی، رضایت از زندگی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

جوانا هاج (1994) از نظریه پردازان این حوزه با تاکید بر خصلت و هویت فردی و اجتماعی انسان و ارزش های فردی و اجتماعی، کیفیت رندگی را به لحاظ فلسفی نتیجه سنتز میان مطلوبیت گرایی و اگزیستانسیالیسم می داند و آمارتینا سن 1از منظر نقد قاعده بیشترین فایده برای بیشترین افراد که اساس نظریه مطلوبیت گرایی است، کیفیت زندگی برای بیشترین افراد که اساس نظریه مطلویبت گرایی است، کیفیت زندگی را با قابلیت های کارکردی افراد مرتبط می داند و بر این باور است که بدون برخورداری از قابلیت هایی چون سلامت، روابط اجتماعی، عزت نفس و برخورداری از قابلیت هایی چون سلامت، روابط اجتماعی، عزت نفس و مشارکت در امور مختلف انسان نمی تواند از مزایا و منافعی که قاعده مذکور آنها را بدیهی می شمارد، بهرمند شود. روانشناسان نیز بی توجه به سازه کیفیت زندگی نبوده اند آنچناکه که مازلو104 در بحث پیرامون حالات درونی شخص به آن توجه کرده است. به نظر روانشناس اجتماعی ازکمپ بدون مقیاس های ذهنی برای سنجش بعد شخصیت زندگی نمی توانیم بگوئیم که آیا کیفیت زندگی مرد م بهبود یافته، کاهش یافته و یا ثابت مانده است (ازکمپ، 1369: 67). آنچه بدیهی است آنکه در علوم مختلف، بنا به ابعاد و ماهیت های متفاوتی که این سازه دارد، تعابیر متفاوتی برای کیفیت زندگی بکار رفته است. به عنوان مثال اقتصاددانان مفهوم مطلوبیت را به جای کیفیت زندگی بکار می گیرند و یا روانشناسان از اصطلاحات رضایتمندی یا شادکامی استفاده می کنند.
با وجود این، به طور کلی می توان سه برش زمانی در بررسی مفهومی آن شناسایی کرد، تا دهه 1970 و در نتیجه ظهور آثار منفی حاصل از رشد اقتصادی از سویی و پیدایش نظریه توسعه پایدار از سوی دیگر، کیفیت زندگی ابعاد و پنداشتی اجتماعی تر پیدا کرد و مسایلی چون توزیع پیامدهای حاصل از رشد، حفظ منابع طبیعی و محیط زیست و … را در بر گرفت و به طور جدی به عنوان هدف اصلی توسعه وارد مباحث برنامه ریزی گردید و دهه 1990 نیز سرآغاز بحث از کیفیت زندگی اجتماعی با تاکید بر سازه های اجتماعی چون سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتامعی، عدالت اجتماعی و … بود.
3-5-2- تعریف کیفیت زندگی
نوشتجات مربوط به کیفیت زندگی نشان می دهد که در خصوص سازه ی کیفیت زندگی با تعدد تعاریف مواجهیم که این امر می تواند ناشی از سه عامل مختلف باشد؛ یکی چند بعدی بودن این سازه، دیگری کاربرد آن در حوزه های حرفه ای متفاوتی چون پزشکی، روانشناسی، جغرافیای انسانی، مطالعات توسعه، اقتصاد، جامعه شناسی و در نهایت سطح تحلیل که می تواند مربوط به عاملان، فرآیندها، موقعیت ها و یا ساختارها باشد.
به تعبیر بالدوین 105 (1994) سازه کیفیت زندگی تا اندازه ای مبهم است. از یکسو کیفیت زندگی فردی به عنوان پنداشتی از چگونگی گذران زندگی فرد مطرح می شود و از بعدی کلی تر کیفیت موقعیت های زندگی حول یک عامل؛ موقعیت هایی نظیر محیط پیرامونی و یا فرهنگ در یک جامعه معین را شامل می شود. از منظری دیگر می توان کیفیت زندگی را در دو سطح خرد (فردی- ذهنی) و کلان(اجتماعی- عینی) تعریف کرد. سطح خرد شاخص هایی نظیر ادراکات کیفیت زندگی، تجارب و ارزش های فرد و معرف های مرتبط مانند رفاه، خوشبختی و رضایت از زندگی را شامل می شود و سطح کلان شامل درآمد، اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش و سایر شرایط زندگی و محیط است. در رویکردی عملی کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوع کلی تعریف می شود که تمام ابعاد زیستی شامل فردی، خودشناسی و بهداشت اکوسیستم را پوشش می دهد.
لیو106 (1976) سه رویکرد را در بررسی مفهو کیفیت زندگی ارائه می دهد: 1- تعریف کیفیت زندگی براساس عناصر تشکیل دهنده آن مانند شادکامی، رضایتمندی، ثروت، سبک زندگی و … 2- تعریف کیفیت زندگی از طریق بکارگیری شاخص های عینی و ذهنی اجتماعی مانند تولید ناخالص داخلی، بهداشت، شاخص رفاه، شاخص آموزش و … 3- تعریف کیفیت زندگی براساس تعیین میتغیرها یا عوامل موثر بر کیفیت زندگی و توجه به زمینه ها و شرایطی که در آن، سطح کیفی زندگی تعیین می شود.
4-5-2- کیفیت زندگی به مثابه رضایت از زندگی
در بخشی از نوشتجات کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوم ذهنی مبتنی بر ارزش ها و تمایلات فردی در ارتباط با میزان رضایتمندی از زندگی در نظر گرفته شده است. به بیان دیگر «رضایت از زندگی» به عنوان مولفه اصلی کیفیت زندگی مورد تاکید قرار گرفته است. در این خصوص 4 نوع رضایت از زندگی وجود دارد:
1. رضایت ناشی از داشتن که متاثر از میزان برخورداری افراد از امکانات می باشد.
2. رضایت ناشی از ارتباط107 که معطوف به روابط اجتماعی است.
2. رضایت ناشی از بودن، پنداشت فرد نسبت به خویشن و تعریف از کیستی خود، که دلالت بر معناداری و کنترل بر زندگی خود در مقابل خود بیگانگی دارد.
3. رضایت ناشی از اقدام و عمل که بیشتر معطوف به چگونگی زمان در اختیار در قالب اوقات فراغت می شود.
کاتر108 (1985) نیز کیفیت زندگی را به مثابه رضایت فرد از زندگی و محیط پیرامونی تعریف می کند که نیازها، خواست ها، ترجیحات سبک زندگی و سایر عوامل ملموس و غیر ملموسی را که بر بهزیستی همه جانبه فرد تاثیر دارند، در بر می گیرد.
5-5-2- تعاریف مبتنی بر وجوه چندگانه
در دوره جدید با پرهیز و اجتناب از نگاه تقلیل گرایانه نسبت به سازه کیفیت زندگی، این سازه با توجه به ابعاد سه گانه ذهنی، عینی و محیطی مورد بررسی نظری و تجربی قرار گرفته است. به نظر مالمن 109 (1997) کیفیت زندگی مفهومی ناظر به افرا است ولی همچون انتظارات از طریق تعامل پویای بین فرد مفروض، جامعه و محل سکونت او تعیین می شود. در نظر دیوان 3 کیفیت زندگی به عنوان حالتی در نظر گرفته می شود که فرد در آن نسبت به خودش، طبیعت و جامعه ای که در آن زندگی می کند، احساس آرامش درونی دارد (دیوان،2000: 315) دیوان دو عامل را در ایجاد این حالت موثر می داند؛ یکی داشتن هدف در زندگی و دیگری برخورداری از روابط مناسب با دیگران. در این خصوص وی بر این باور است که «رابطه» عمده ترین منبع ثروت آدمی محسوب می شود. تستا110 و سیمونسون111 (1996) نیز کیفیت رندگی را در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی مورد مطالعه قرار داده اند و آن را معطوف به تجارب، اعتقادات، انتظارات و ادراک فرد می دانند.

فرانس(1996) با بررسی مقالات و مطالعات انجام شده در ارتباط با کیفیت زندگی، به لحاظ مفهومی کاربرد این اصطلاح را در شش حوزه 1. زندگی عادی2. مطلوبیت اجتماعی3. شادکامی 4. رضایت از زندگی5. دستیابی به اهداف شخصی و 6. استعدادهای ذاتی شناسایی و دسته بندی می کند که در جدول (1-1)، این حوزه ها به همراه عناصر موثر مربوط به هر کدام آورده شده است.

جدول 4-2-حوزه های مختلف بکارگیری مفهوم کیفیت زندگی براساس مطالعه فرانس
حوزه کاربرد مفهوم
عناصر موثر در مفهوم سازی
زندگی عادی
توان تأمین نیازهای اساسی و حفظ سلامتی
مطلوبیت اجتماعی
توانایی فرد به منظور ایجاد یک زندگی مفید اجتماعی/ ایفای نقش موثر در جامعه
شادکامی
تعامل میان احساس هیجانو افسردگی/ متأثر از عوامل درونی و بیرونی
رضایت از زندگی
ارزیابی مثبت فرد از کیفیت زندگی خود/ معطوف به توانایی های شخص/ رضایتمندی در زمینه های مختلفی جون عشق، ازدواج، روابط دوستانه، اوقات فراغت و …
دستیابی به اهداف شخصی
توان فرد در دستیابی به اهداف/ رضایت شخصی و رضایتمندی در هنگام مقایسه خود با دیگران
استعدادهای ذاتی
توانایی و استعدادهای فیزیکی و ذهنی بالفعل و بالقوه فرد(به طور فطری)

موری با رویکردی تلفیقی، چهار مجموعه شرایط را برای بهبود کیفیت زندگی موثر می دان؛ منابع مادی، امنیت، عزت نفس و خشنودی و در هر زمینه یک سطح آستانه را پیش بینی می کند، که در آن سطح شادکامی فرد تحقق می یابد. او عدالت و آزادی را به عنوان پیش نیازهای این شرایط فرض می کند و بر این نظر است که کیفیت زندگی در صورتی بهبود می یابد که:
1. منابع مادی پایه ای در دسترس باشند.
2. قدرت سیاسی برای اجرا و تقویت استانداردهای جمعی وجود داشته باشد.
3. محیطی فراهم باشد که در آن افراد بتوانند مسئولیت کارهایشان را بپذیرند و اعتماد به نفس خود را بهبود بخشند.
4. افراد بتوانند استقلال و توانمندی لازم برای خشنودی انسانی را تجربه کنند (موری، 1998 :53).
دیوید فیلیپس112 نیز کیفیت زندگی را در ابعاد فردی و جمعی مورد بررسی قرار می دهد که در سطح فردی مولفه های عینی و ذهنی را شمال می شود. لازمه کیفیت زندگی فردی در بعد عینی، تامین نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی جهت برآوردن خواست های اجتماعی شهروندان است و در بعد ذهنی به داشتن استقلال عمل در:
1. افزایش رفاه ذهنی شامل لذت جویی، رضایتمندی، هدفداری در زندگی و رشد شخصی،
2. رشد و شکوفایی در مسیر سعادت و دگرخواهی
3. مشارکت در سطح گسترده ای از فعالیت های اجتماعی مربوط می شود. کیفیت زندگی در بعد جمعی آن بر ثبات و پاداری محیط فیزیکی و اجتماعی منابع اجتماعی درون گروه ها و جوامعی که در آن زندگی می کنند شامل انسجام مدنی، همکوشی و یکپارچگی، روابط شبکه ای گسترده و پیوندهای موقتی در تمامی سطوح جامعه، هنجارها و ارزش هایی اعم از اعتماد، نوعدوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابری طلبی تاکید دارد (فیلیپس، 2006: 242).
فریدمن (1997) نیز تعیین یک استراتژی علمی کلان برای بهبود کیفیت زندگی را مورد توجه قرار می دهد. او مقالات و تحقیقات مختلف علمی پیرامون ارتقاء استاندارد زندگی افراد و اصول اساسی بهبود کیفیت زندگی را با تاکید بر میزان گستره و انتشار آنها مورد تحقیق قرار داد و به طور گسترده سه رویکرد اللهیاتی، فلسفی و انسانی را در راستای فهم، تفسیر و تبیین کیفیت زندگی شناسایی کرد.
در تحلیل نهایی، کیفیت زندگی به عنوان تعادلی در تامین ارضای نیازهای زیست شناختی و انسانی و یکپارچه سازی مردم در عرصه ها و موقعیت های اجتماعی شان تعریف می شود که با تعیین قواعد تجربی نیازهای بشر مرتبط است.

6-5-2-رویکرد عاملیتی و کیفیت زندگی
اندیشمندان علوم اجتماعی برای توصیف و تبیین واقعیت های اجتماعی رویکردهای متفاوتی را اختیار نموده اند که یکی از این رویکردها رویکرد عاملیتی می باشد. رویکرد عاملیتی مبتنی بر فردگرایی روش شناختی است و جامعه را نه به عنوان یک کلیت بلکه له عنوان جمع جبری افراد جامعه مورد توجه قرار می دهد. این نوع تبیین هرچند می پذیرد که عوامل فرافردی برای تبیین مفید هستند اما این عوامل را همچنان به زمینه های فردی فرو می کاهد ( غفاری و ابراهیمی لویه، 1384: 31) و بر نقش کنشگری فرد در شکل دهی به فرآیندها تاکید دارد. این رویکرد در بحث از کیفیت زندگی برای عاملیت انسانی نقش محوری را لحاظ نموده و بر این باور است که کیفیت زندگی بیشتر ناظر بر ذهنیات، قابلیت ها و توانمندی های افراد تا شرایط ساختاری اجتماعی یا محیط پیرامونیاست. با توجه به فضای مفهومی، نظری، بینشی و روش شناختی رویکرد چهار عاملیتی را در مواجعه با کیفیت زندگی می توان شناسایی کرد که عبارتند از مطلوبیت گرایی، ارزش های عام، رویکردهای نیاز محور و رویکرد قابلیتی که به بررسی هر کدام از آنها پرداخته می شود.

1-6-5-2-رویکرد مطلوبیت گرایی
نظریه مطلوبیت گرایی 113در طول قرن هجده میلادی به عنوان یک نظریه اخلاقی مورد توجه قرار گرفت. در اواخر این قرن، «جرمی بنتام» فیلسوف و حقوقدان انگلیسی، در مهمترین اثرش با عنوان «اصول قانونگذاری و اخلاق» تلاش نمود تا این نظریه را روشن و جامع تدوین نماید و در حوزه هایی چون حقوق و اقتصاد بکار گیرد. این نظریه به طور خلاصه بر این اصل استوار است که از میان امکانات و گزینه های مختلفی که در هر زمینه ای در برابر ما وجود دارد، باید آن امکانی را بر گزینیم که بیشترین لذت را برای بیشترین تعداد افراد ایجاد کند. بنتام (1970) بر این باور بود که جستجوی لذت و دوری از درد، تنها غایات آدمی است و اصل مطلوبیت عبارت از آن است که در هر استدلالی، اساس کار ما محاسبه و مقایسه دردها و لذت ها باشد و هیچ اندیشه دیگری را در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، مدل ارتباطی، علوم اجتماعی، سیاست اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، خودمختاری، رتبه بندی، قانونگذاری