منابع پایان نامه با موضوع کنترل عواطف، محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

که رشد مي کند در هر دوره ويژگي هاي عاطفي معيني پيدا مي کند که او را با دوره هاي قبل يا بعد متفاوت مي سازد. به طور کلي مي توان گفت که واکنش هاي عاطفي کودکان در اين دوره واکنش هاي خوشايند و مطلوب است. خنده هاي کودکان در اين دوره زياد مي شود و در بيشتر اوقات آنها شاد هستند. کودکان در اين دوره مرتب در حال جنب و جوش هستند و گويا لحظه اي آرام و قرار ندارند. اين قبيل واکنش هاي عاطفي اغلب در نزد بزرگسالان به صورت ناخوشايند و نامطلوب تعبير و تفسير مي شود در حالي که نشانه شادي و سازگاري خوب کودکان مي باشد. (کرمي نوري و مرادي1382، ص111) (سيف و همکاران1383، ص319).
واکنش هاي عاطفي کودکان در اين دوره به جهاتي با واکنش هاي عاطفي کودکان در دوره قبل تفاوت دارد:
1 – در اين دوره فرد ياد مي گيرد که چگونه واکنش هاي عاطفي و هيجاني خود را کنترل نمايد، خصوصيتي که در دوره قبل وجود نداشت.
2 – در اين دوره واکنش ها بيشتر جنبه انساني و رواني به خود مي گيرد در حالي که در دوره قبل حول محور اشياء و وسايل مادي دور مي زد. در دوره قبل واکنش ها بيشتر جنبه عمومي داشت اما در اين دوره جنبه اختصاصي پيدا مي کند.
3 – در دوره قبل واکنش ها بيشتر به صورت عملي و حرکتي ظاهر مي شد، در حالي که در اين دوره واکنش ها بيشتر زباني و کلامي مي شود. به طور کلي واکنش ها در دوره قبل بيشتر مستقيم و آشکار بود در حالي که در اين دوره بيشتر رمزي و غيرمستقيم مي شود. کودک در اين دوره اگر خشمگين شود ممکن است واکنش عاطفي خود را بيشتر به صورت کج خلقي يا قهر نشان دهد و يا حتي ممکن است رفتاري کاملاً عادي نشان دهد در حالي که در درون خشمگين و ناراحت است (کرمي نوري و مرادي1382، صص113-111). کنترل عواطف دروني از ويژگي هاي اين دوره است. بازي، خنده، گريه و گفتگو با همسالان درباره حوادث و مسائل راههاي تخليه هيجانات در اين دوره اند (سيف و ديگران1383، ص324). علت کنترل عواطف انگيزه مورد پذيرش واقع شدن در محيط است که موجب تعديل رفتار و سازگاري با محيط هم مي گردد (احدي و بني جمالي1386، ص210).
گر چه اين دوره، کودک نسبتاً آرام و عاطفي است (سيف و ديگران1383، ص321)، اما شکست و ناکامي در انجام وظايف و ارضاي نيازها، تخليه نشدن هيجانات در بازيها و يا منع بازي، بيماري، خستگي زياد، جدايي يا مرگ والدين، مهاجرت و تغيير محل سکونت و تغيير محل مدرسه مي تواند آشفتگي کودکان را در پي داشته باشد (کرمي نوري و مرادي1382، صص113-111). علاوه بر اينها ساعات مختلف شبانه روز، به هم خوردن برنامه غذايي، محيط اجتماعي، ميزان هوش، روابط خانوادگي و آرزوها و تمايلات و انتظارات کودکان در بروز عواطف آنان مؤثرند (احدي و بني جمالي1386، صص234-232).

2-10-2. ويژگيهاي شناختي کودکان 11-6 ساله
در سنين دبستان کودک تفکري عيني گرا دارد. در مرحله عمليات عيني بسياري از محدوديت هاي تفکر مربوط به مرحله پيش عملياتي از بين رفته اند. تفکر کودک بيشتر بر اصول منطقي و عيني گرايي استوار است. آنان قادرند به تفکر قياسي بپردازند. در اين مرحله کودکان مي توانند مفاهيم کميت و عدد را درذهن نگهدارند و قادر به تشکيل مفاهيم فضا و زمان و طبقه بندي اشياء هستند، اما هنوز وابسته به عمليات عيني بر روي پديده هايي که با آن سروکار دارند هستند (هترينگتون و پارک1373،ج1، ص593). کودکان همچنين به دستکاري نشانه ها و علائم مي پردازند.کم کم قادر به استنتاج عيني منطقي مي شوند.کودک از طريق دستکاري علائم و نشانه ها به تبيين وضع پديده ها مي پردازد.هنوز فکر کورک محدود به پديده هاي عيني است.او با کمک علائم مي تواند به طبقه بندي و رديف سازي اقدام نمايد، خواندن و نوشتن و حساب کردن را ياد بگيرد. البته ميزان استفاده کودک از روشهاي نمادي،کلامي،رياضي و ديگر چيزها به هوش او هم بستگي دارد.کودک واقعيات را به کمک علائم تفسير مي کند.او به نگهداري ذهني رسيده است و تغيير ناپذيري محتوا علي رغم تغيير شکل را درک مي نمايد. هر چند خودميان بيني کودک نسبت به قبل کم شده است اما هنوز تفکر او از واقعيت هاي محسوس جدا نيست. افزايش ظرفيت هاي شناختي کودک منجر به بهبود روابط اجتماعي وي مي گردد. او مي فهمد که ديگران احساسات،علائق و تفکرات متفاوتي دارند. کودک مي تواند خود را جاي ديگران بگذارد و ديگران را درک مي کند. در حالي که بزرگترها واقعيات را مبناي آزمون فرضهاي خود قرار مي دهند کودک دبستاني عکس اين عمل را انجام مي دهد. او فرض هاي خودش را صحيح مي داند و هر جا تفاوت نظرياتش را با واقعيات احساس کند به تعبير مناسب ديگري دست مي زند. ناتواني تفکيک فرضيات و واقعيات در کودک يک تفکر اسرار آميزي بوجود مي آورد. او واقعيات را به راحتي مي پذيرد و هنوز دست به آزمايش فرضياتش نمي زند (سيف و ديگران1383 ، صص94-93). همچنين کودکان در اين سنين حوادث ساده را تعريف مي کنند، به توضيحات ساده عملي راجع به حوادث روزانه و معما و طنز علاقه دارند. به نمايشنامه علاقه مندند و مايل به ايفاي نقش در نمايشنامه ها هستند. در نقاشي ها از خلاقيت خود استفاده مي کنند. کنجکاو هستند و به يادگيري علاقه مندند. در بازيهاي گروهي شرکت مي کنند و در گروههاي کوچک مي توانند به فعاليت بپردازند. داراي اعتماد به نفس و صميميت هستند. مسئوليت هاي کوچک را قبول مي کنند. مقررات بازي را رعايت مي کنند. از زورگويي و تحکم بدشان مي آيد. به فعاليت بيش از نتيجه آن علاقه دارند. به يادگيري شوق دارند. بازي ابداع مي کنند و هنگام بازي قوانين آنرا تغيير مي دهند. با آشنايي با خواندن و نوشتن و حساب مفاهيم او گسترش مي يابد. در ابتدا به جنسيت اهميتي نمي دهد ولي با بزرگتر شدن به بازي با همجنس علاقه مند مي شود. ظرفيت حافظه کوک بتدريج افزايش قابل توجهي مي کند. با بزرگتر شدن تفکر کودک هم انتزاعي تر مي شود (شرفي 1385، صص161-157). به طور کلي انگيزه آموزش در بين دانش آموزان دبستاني بسيار نيرومند است و وظيفه معلمان اوج دادن به آن است. بچه هاي دبستاني گذشته از درستي و يا نادرستي ، پاسخ دادن به پرسش ها را دوست دارند. کم کم در برخورد با ديگران و تواناييهاي تحصيلي تفاوتهاي جنسيتي نيز نمايان مي شود (نعمت اللهي1386، صص16-15). کودکان و بويژه کودکان سالهاي نخستين دبستان از طريق کار با اشياء، مواد و پديده هاي عيني به خوبي فرا مي گيرند. در اين سالها بهره گيري از کلمه و ديگر نمادها کارآيي لازم براي بالا بردن درک را ندارد. دادن فرصت هايي براي دستکاري، عمل، لمس و احساس کردن اجسام به کودکان کمک خواهد کرد تا از مفاهيم و رابطه ها درک بهتري داشته باشند (گيج و برلاينر1374، صص203-202). در اين دوره تغييرات مهمي در تکلم کودکان روي مي دهد؛ خزانه لغات کودک به سرعت افزايش پيدا مي کند، تلفظ کودک اصلاح مي شود، جمله سازي ها اصلاح مي شود، علاقه به ارتباط کلامي با ديگران افزايش مي يابد و همراه با آن درک و فهم کودک هم بهتر مي شود، محتواي تکلم کودک از “خودمحوري” به سمت تکلم اجتماعي پيش مي رود و پرگويي هاي دوره قبل جاي خود را به گفتار انتخابي و گزينشي مي دهد(کرمي نوري و مرادي1382، صص105-104).

2-10-3. ويژگيهاي حرکتي کودکان 11-6 ساله
کودک با مهارت هاي حرکتي که در دوره قبل کسب کرده است پا به اين دوره مي گذارد و در اين دوره مهارتهاي متنوعي را فرا مي گيرد. تفاوتهاي جنسي در انواع مهارتهايي که کودکان فرا مي گيرند و همچنين در ميزان پيشرفت آنها مؤثر است. دختران در مهارتهايي که دربرگيرنده ماهيچه هاي ظريف تر است نظير نقاشي، خياطي، بافندگي و … بر پسران برتري دارند، در حالي که پسران در مهارتهايي که در برگيرنده ماهيچه هاي درشت و سفت مي باشد مانند پرش، پرتاب توپ، شوت زدن با توپ و… بر دختران برتري دارند (کرمي نوري و مرادي1382، ص102). در اواسط کودکي، کودکان در پريدن، لي لي کردن و مهارتهاي پرتاب توپ بهتر مي شوند. کودکان پايه سوم و چهارم هنگام مسابقه دو، به سرعت دور ميدان مي دوند، از روي طناب ها به سرعت مي پرند، حرکات ظريف و دشوار لي لي کردن را به خوبي انجام مي دهند، توپ فوتبال را لگد مي زنند و دريبل مي کنند و هنگامي که با نوک پا از لبه هاي باريک رد مي شوند به خوبي مي توانند تعادل خود را حفظ نمايند. اين مهارتهاي گوناگون حاصل پيشرفت در چهار مهارت اساسي انعطاف پذيري، تعادل، چالاکي و نيرو است. رشد حرکات ظريف نيز در سالهاي دبستان بهبود مي يابد. در سال اول دبستان اغلب کودکان مي توانند بنويسند اما اندازه نوشته هاي آنان کاملاً بزرگ است و اين بدان جهت است که به جاي مچ و انگشتان از کل دست استفاده مي کنند. نقاشي هاي کودکان نيز در اواسط کودکي پيشرفت زيادي مي کند. کودکان در پايان سالهاي پيش دبستاني مي توانند خيلي از شکل هاي دو بعدي را کپي کنند. کم کم نشانه هايي از عمق در نقاشي هاي آنان ديده مي شود. مثلاً اشياي دور را کوچکتر از اشياي نزديک مي کشند. در حدود 9 تا 10 سالگي بعد سوم نيز در نقاشي هاي آنان ديده مي شود (برک1386، صص407-406) .
مهارتهاي حرکتي را در اين دوره به چهار نوع مي توان تقسيم نمود:
1 – مهارت هاي فردي: منظور از مهارتهاي فردي، فعاليت هايي است که هدف آنها کمک به خود فرد باشد. اين مهارتها نبايد مانند سنين قبل از دبستان به کمک ديگران انجام شود.
2 – مهارت هاي اجتماعي: مقصود از مهارت هاي اجتماعي، آن دسته از فعاليت هاست که هدف آنها کمک به ديگران است. نمونه اين مهارت ها در مدرسه شامل تميز کردن محيط کلاس و مدرسه، پاک کردن تخته، کمک به مربيان و مسئولين مدرسه در برگزاري برنامه ها و همچنين فراهم نمودن مقدمات بازي هاي گروهي است.
3 – مهارت هاي تحصيلي: منظور مهارتهايي است که يادگيري آنها در آينده شغلي فرد تأثير گذار است. نمونه اين مهارت ها نقاشي، خياطي، ترسيم، طراحي و … مي باشد.
4 – مهارت هاي بازي: در اين دوره کودکان بايد در بازيهايي نظير انداختن و گرفتن توپ، شنا، دوچرخه سواري و … مهارت يابند. البته بايد خاطر نشان کرد اين مهارت ها در همه دوره ابتدايي اهميت يکساني ندارند. براي مثال مهارت بازي در ابتداي اين دوره داراي اهميت زيادي است در حالي که در انتهاي اين دوره تفريحات و سرگرمي ها جاي آن را مي گيرد (کرمي نوري و مرادي1382، صص103-102).
کودکان در سنين 11-6 سالگي داراي ويژگيهاي خاص فکري، روحي، رواني، جسمي و عاطفي هستند. آگاهي از اين ويژگي ها براي هر گونه مطالعه اي در مورد کودک الزامي است. در بالا به طور مبسوط به اين ويژگي ها پرداخته شد؛ اينک به جمع بندي اين ويژگي ها مي پردازيم:
1 – اين دوره سن گرايش به گروه است.سن همانند سازي است. سن خلاقيت است. سن بازي است. (احدي و بني جمالي1386، ص250).
2 – کودکان شادند. کودکان پر جنب و جوشند. (کرمي نوري و مرادي1382، ص111).
3 – داراي کنترل دروني عواطف و هيجانات مي شوند. (همان، صص113-111).
4 – واکنش ها زباني و کلامي است. واکنش ها رمزي و غير مستقيم است. (همان، صص113-111).
5 – بازي، خنده، گريه و گفتگو با همسالان درباره حوادث و مسائل راههاي تخليه هيجانات در اين دوره اند. علت کنترل عواطف انگيزه مورد پذيرش واقع شدن در محيط است. (سيف و ديگران1383، ص324).
6 – در سنين دبستان کودک تفکري عيني گرا دارد. (هترينگتون و پارک1373،ج1، ص593).
7 – آنان قادرند به تفکر قياسي بپردازند. (همان ، صص94-93).
8 – در اين سن کودکان وابسته به عمليات عيني بر روي پديده هايي که با آن سروکار دارند هستند. (همان ، صص94-93).
9 – کودک از طريق دستکاري علائم و نشانه ها به تبيين وضع پديده ها مي پردازد. کودک واقعيات را به کمک علائم تفسير مي کند. (همان ، صص94-93).
10 – کودک به نگهداري ذهني رسيده است و تغيير ناپذيري محتوا علي رغم تغيير شکل را درک مي نمايد. (همان ، صص94-93).
11 – تفکر او از واقعيت هاي محسوس جدا نيست. (همان ، صص94-93).
12 – افزايش ظرفيت هاي شناختي کودک منجر به بهبود روابط اجتماعي وي مي گردد. او مي فهمد که ديگران احساسات، علائق و تفکرات متفاوتي دارند.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع احساس حقارت، عزت نفس Next Entries منابع پایان نامه با موضوع انتقال اطلاعات، گروه همسالان