منابع پایان نامه با موضوع پرسش نامه

دانلود پایان نامه ارشد

اتصال آن ها به گانگليون عصبي به دو دست? پيش گانگليوني و پس گانگليوني طبقه بندي مي شوند. الياف عصبي پيش گانگليوني از دستگاه عصبي مرکزي مي آيند و ايمپالس هاي عصبي را به گانگليون مي آورند، در حالي که رشته هاي عصبي پس گانگليوني از گانگليون سرچشمه مي گيرند و سيگنال هاي عصبي را به ماهيچه هاي صاف و غدد توزيع مي کنند. نوروترانسميتر موجود در پايانه هاي پيش گانگليوني سمپاتيک و پاراسمپاتيک هم آزاد مي شود، امانوروترانسميتر موجود در پايانه هاي پس گانگليوني دستگاه پاراسمپاتيک آدرنالين و نورآدرنالين است (به استثناي پايانه هاي غدد عرق که در آن استيل کولين آزاد مي شود). اعصاب سمپاتيک به دو رديف از گره هاي عصبي واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اما گره هاي عصبي اعصاب پاراسمپاتيک درون احشاء هدف هستند. اعصاب سمپاتيک عمل مي کنند. مهم ترين عصب پاراسمپاتيک (عصب واگ) از بصل النخاع آغاز مي شود و پس از عبور از گردن به سينه و شکم مي رسد و از آن جا به ارگان هاي هدف مي رسد.

4-12-4- ارتباط سيستم عصبي خود مختار با سيستم عصبي مرکزي
دستگاه عصبي خود مختار در عين داشتن استقلال و خود مختار بودن تحت تأثير دستگاه عصبي مرکزي نيز برقرار دارد. دستگاه عصبي مرکزي از طريق سيستم کناري (ليمبيک) و تشکيلات شبکه اي، برخي هسته هاي تالاموس و به ويژه از طريق هيپوتالاموس با سيستم عصبي خود مختار ارتباط پيداکرده و در اعمال آن تأثير مي گذارد.

4-12-5- ارتباط سيستم عصبي خودمختار با سيستم هورموني
سيستم عصبي خودمختار از طريق شبک? سمپاتيکي بر قسمت مرکزي غدد فوق کليه اثر گذاشته و باعث ترشح آدرنالين از آن ها مي شود که باعث آثاري شبيه به تحريک شبکه سمپاتيکي مي شود.
در همان زماني که اندام هاي مختلف مستقيماً به وسيل? اعصاب سمپاتيک تحريک مي شوند، آدرنالين و نورآدرنالين تقريباً هميشه از مدولاي آدرنال (بخش مرکزي غذ? فوق کليوي) آزاد مي گردند. بنابراين، اندام ها عملاً به طور هم زمان از دو راه مختلف تحريک مي شوند: يکي مستقيماً توسط اعصاب سمپاتيک و ديگري به طور غيرمستقيم توسط هورمون هاي مدولاي آدرنال. اين دو راه تحريک، يکديگر را تقويت کرده و معمولاً مي توانند جانشين هم شوند؛ مثلاً انهدام اعصاب سمپاتيک اندام ها مانع تحريک اين اندام ها نمي گردد زيرا آدرنالين و نورآدرنالين کماکان به داخل خون آزاد شده و به طور غيرمستقيم اين اندام ها را تح ريک مي کنند. به همين ترتيب، از بين رفتن کامل مدولاي هر دو آدرنال معمولاً اثر ناچيزي بر عمل سيسان عصبي سمپاتيک دارد زيرا مسيرهاي مستقيم سمپاتيک مي توانند کماکان تقريباً تمام وظايف لازم را ا نجام دهند. بنابراين، مکانيسم دو گان? تحريک سمپاتيک يک عامل اطمينان به وجود مي آورد به اين معنا که در صورت فقدان هر مکانيسم، ديگري جانشين آن مي شود. (اهنچي مركز وسعيدي ومهر،1390).
پس از تبيين مختصري از سيستم نورواندوکرين ، مي توانيم به طور دقيق ادعاي مطرح شده در تعبير چهارم را تحليل کنيم. برخي از صاحب نظران ادعا م يکنند که افراد گرم مزج دار ي فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک بيشتر و سيستم عصبي پاراسمپاتيک (عصب واگ) کمتري نسبت به افراد سردمزاج هستند، علاوه برآن، با افزايش نسبت شدت گرمي مزاج به شدت سردي آن، فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک افزايش مي يابد.
با توجه به توضيحات داده شده در خصوص مباني تجربي اين تعبير و دقت در ويژگي هاي شش گان? عرضه شده، مي توان گفت که اين تعبير، واجد هم? ويژگي هاي شش گانه است و به همين جهت، به نظر مي رسد تعبير مورد قبول از مزاج که با دستاوردهاي جديد علمي مطابق است همين تعبير است.
در توضيح چگونگي کسب هم? ويژگي ها، توسط اين تعبير مي توان گفت که نحو? عملکرد اعصاب سمپاتيک و پاراسمپاتيک، فرا عضوي بوده و منحصر به يک عضو خاص نيست و اشاره به کيفيتي از اعمال بدن در سطح سلولي دارد. در ضمن، اين تعبير، توان تبيين علائم منتسب به مزاج هاي گرم و سرد را از ديدگاه قدما دارد. دو ويژ گي پنجم و ششم از اهميت فوق العاده اي براي مشخص کردن تعبير صحيح برخوردارند. در ويژگي ششم آمده بود که ت عبير صحيح بايد به گونه اي باشد که در مورد افراد سالم صدق کند؛ و گرنه با پذيرش مزاج سرد يا گرم براي فردي، در واقع بيمار بودن او را پذيرفته ايم. تفاوت در عملکرد سيستم اعصاب اتونوم، اين ويژگي را به خوبي دارد و اين تفاوت در عملکرد مترادف با بيماري نيست. ويژگي مهم ديگر هم اين بود که تعبير صحيح بايد از آزمون هاي تجربي سربلند بيرون مي آمد.
براي بررسي آزمايشگاهي اين تعبير، محققان از يک سو، 37 داوطلب مرد سالم 20 تا 40 ساله را، با استفاده از يک پرسش نام? استاندارد به دو گروه گرم مزاج و سرد مزاج تقسيم کردند و نسبت شدت گرمي مزاج به شدت سردي آن را براي هم? افراد، براساس نتايج حاصل از پرسش نامه تعيين کردند. از سوي ديگر آن ها به بررسي غلظت پلسمايي هورمون هاي اپي نفرين، نوراپي نفرين، و کورتيزول پرداختند تا بتوانند به رابطه اي منطقي بين انواع مزاج و غلظت اين هورمون ها که نشان دهند? سطح عملکرد سيستم اعصاب اتونوم است، دست يابند.
نتايج نشان مي دهند که افراد گرم مزاج مورد مطالعه به طور معناداري فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک بيشتر و فعلايت سمپاتيک فوق کليوي و فعاليت کورتيکوستروئيد فوق کليوي کمتري نسبت به افراد سرد مزاج مورد مطالعه دارند. از سوي ديگر با افزايش شدت عنصر گرمي مزاج نسبت به سردي آن در افراد مورد مطالعه، نسبت فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک به فع اليت سمپاتيک فوق کليوي افزاش پيدا مي کرد. ميانگين نسبت نوراپي نفرين به اپي نفرين در گروه گرمي مزاج نسبت به سردي آن در افراد مودر مطالعه، نسبت فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک به فعاليت سمپاتيک فوق کليوي افزايش پيدا مي کرد. ميانگين نسبت نوراپي نفرين به اپي نفرين در گروه گرم مزاج، به طور معناداري از ميانگين اين نسبت در گروه سردمزاج بيشتر است. علاوه بر اين، همبستگي مثبت معناداري بين ميزان نسبت نوراپي نفرين به اپي نفرين و مقدار نسبت گرمي مزاج به سردي آن وجود دارد. ميانگين نسبت نوراپي نفرين به کورتيزول نيز در بين افراد گرم مزاج و سرد مزاج تفاوت معناداري نشان مي دهد به طوري که اين نسبت در سرم افراد داراي مزاج گرم بيشتر است.
بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت که افزايش شدت عنصر گرمي مزاج در افراد مورد مطالعه همراه با افزايش فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک همراه بوده است. از آن جايي که ترشح کورتيزول در ارتباط با فعاليت سيستم عصبي پاراسمپاتيک است، نسبت نوراپي نفرين به کورتيزول خود به عنوان معياري براي ارزيابي تعادل بين فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک و سيستم عصبي پاراسمپاتيک پيشنهاد شده است. بنابراين مي توان چنين نتيجه گرفت که افراد سرد مزاج داراي فعاليت سيستم عصب پاراسمپاتيک بيشتري از افراد گرم مزاج اند.

4-13- نتايج حاصل از پذيرفتن تعبير چهارم
از نتايج پذيرفتن تعبير چهارم به عنوان تعبيري امروزين براي مزاج، مي توان به دست يافتن تعبيري جديد از مزاج اشاره کرد. به منظور امروزي کردن تعبير مزاج و همانگ کردن معناي که قدما از آن اختيار مي کردند با آراي جديد، مي توان تعريف مزاج را با کمي تغيير چنين عنوان کرد:
مزاج کيفيت حاصل از واکنش و فعل و انفعالات بين اجزاي بدن است که باعث پيدايش کيفيتي خاص در بدن انسان مي شود. تجلي خصوصيت اين کيفيت، در استعداد پذيرش يا رد يک نوع خاص از بيماري، يا تفاوت در نحو? واکنش نسبت به يک دارو يا يک استرس مشخص(استرس فيزيکي يا ذهني) بروز مي کند. به بيان ديگر،مزاج حالت کيفيت فعاليت بدن آدمي است که مستقيماً تحت تأثير سيستم اعصاب اتونوم و غدد مترشحه داخلي است (غير مستقيم تحت تأثير تمامي سيستم هاي بدن) .
با پذيرش اين تعريف است که مي توان به تأثير عامل ميزبان در تعيين نوع پاسخ به استرس هاي محيطي اذعان کرد؛ يعني پاسخ افراد مختلف به عوامل يکسان به هم زنند? هومئوستاز، ممکن است با هم متفاوت بوده و نسبت هاي متفاوتي از فعاليت سيستم هاي عصبي سمپاتيک، پاراسمپاتيک، و غدد فوق کليوي را در پي داشته باشد. اين مطلب مي توان به عنوان يکي از عوامل مهم در توجيه استعدادهاي متفاوت افراد در ابتلا به يک بيماري مشخص در نظر گرفته شود. براي مثال، مي توان به استعدا متفاوت افراد مختلف درابتلا به فشار خون بالا اشاره کرد. شواهد زيادي به نفع تأثير مصرف زياد نمک، از طريق افزايش سديم موجود در بدن، در ايجاد فشار خون بالا وجود دارد. براي ايجاد فشار خون بالا مقداري از سديم اضافي بايد توسط کليه ها در بدن محبوس شود. اين عمل مي تواند به روش هاي گوناگوني رخ دهد که از جمل? آن ها افزايش ترشح رنين است، که منجر به افزايش حبس کليوي سديم و آب مي گردد. از آن جايي که تحريک سيستم عصبي سمپاتيک، مي تواند باعث ترشح رنين شود، شخصي که داراي فعاليت بيشتر سيستم عصبي سمپاتيک است، داراي استعداد بيشتري براي ابتلا به فشار خون بالا براثر مصرف زياد نمک خواهد بود.
هر چند مفهوم مزاج مفهومي کهن و هماهنگ با مباني طبي و طبيعياتي قديم است، مي توان آن را بر پاي? اصول مورد تأييد علوم تجربي امروزين باز تعبير کرد. مزاج در نظر قدما، کيفيت حاصل از واکنش ميان عناصر اولي? جسم است به نحوي که در اثر اين واکنش هيچ يک از عناصر تشکيل دهند? جسم بر ديگري غالب نمي شود؛ بلکه کيفيتي جداگانه و متفاوت با عناصر اوليه، محقق مي شود. اين معنا از مزاج را مي توان در عمد? آثار قدما يافت. از ديدگاه قدما، نگهداري و حفظ اعتدال مزاج به معناي داشتن سلامتي است. در اين نظام فکري، درمان هم به معناي تلاش براي بازگرداندن تعادل از دست رفته است.
در جست و جوي براي يافتن تعبيري روز آمد از مفهوم سنتي مزاج، چهار تعبير پيشنهادي مطرح شد و در مقام انتخاب تعبير صحيح، ابتدا به ارائ? شش ويژگي پرداختيم که تعبير امروزين مزاج مي بايد حائز آن ها باشد. در ساي? بررسي و تحليل مباني تجربي هر چهار تعبير مورد بحث، در نهايت به اين نتيجه رسيديم که از ميان اين تعابير، تعبير چهارم که ناظر به کيفيت عملکرد سيستم اعصاب اتونوم است، واجد هم? ويژگي هاي شش گانه است. بر اين اساس، امروزه مي توان کيفيت عملکرد سيستم اعصاب اتونوم را به عنوان بديلي براي مفهوم سنتي مزاج در نظر گرفت.

– نکات تکميلي
1- اختلالات اسيد و باز، به دو دست? کلي ساده و مختلط تقسيم مي شود. اختلالات ساده به معناي وقوع يکي از چهار حالت است، و اختلالات مختلط به معناي اختلالات غيروابسته ولي همراه با هم است که صرفاً به عنوان پاسخ هاي جبراني نيست.
2- تفاوت سندرم و بيماري بايد مد نظر قرار گيرد. سندرم عبارت است از مجموعه علائم و نشانه هاي باليني ومشخص،که هم زمان اتفاق مي افتند ووقوع آنها آغاز يک بيماري يا ناهنجاري را هشدارميدهد.
3- اِدم به جمع شدن بيش از حد مايعات، در فضاي ميان بافتي يا حفرات بدن، اطلاق مي شود.
4- همان گونه که ملاحظه مي شود اين تعريف مقيد به ديدگاهي که عناصر را منحصر در چهارعنصر مي داند نيست.
تعريف مؤلف: مزاج کيفيت يا حالتي است که از مجاورت چيزي با انسان (مثل مجاورت کولر يا بخاري يا هواي محيط با انسان)- يا با خوردن چيزي با انسان( مثل خوردن هندوانه سرد يا چاي داغ )- يا تأثير چيزي بر انسان (مثل نيش زنبور – يا ضمادهاي مختلف بر پوست انسان)- و يا تأثير حالات روحي مختلف با انسان (مثل گريه و خنده) در وي به وجود مي آيد. هر شخص در پيش خود مزاج يا مزاج هايي دارد که شايد در روي کرة زمين استثنايي و منحصر به فرد بوده باشد و لذا به نظر مي رسد که ما با بي نهايت مزاج و طبع افراد مواجه باشيم ليکن براي جلوگيري از تعدد مزاج ها فقط به ذکر چند نوع کليدي از مزاج هاي قديمي و جديدي که به واسطة صنعتي شدن و رسانه اي شدن جوامع بشري پديد آمده است در صفحات بعد اشاره اي مي کنيم و اين توضيح لازم است که انواع مزاج هاي سياسي – اقتصادي – علمي و غيره در مزاج روحي شخص خلاصه مي شوند و مزاج صنعتي نيز که بعد از صنعتي شدن جوامع بشري پديد آمده باعث پيدايش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های افراد بزهکار، ارتکاب جرم، شناخت علم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ارتکاب جرم، پرسش نامه، مواد مخدر