منابع پایان نامه با موضوع يادگيري، تعيين، طرحهاي

دانلود پایان نامه ارشد

هوس11 1975).
با مطالعه تعاريف برنامه درسي مشخص ميشود که هر کدام از تعاريف برنامه درسي به جنبه خاصي توجه داشته و با رويکرد متفاوتي آنرا مورد بحث و بررسي قرار دادهاند.
همانگونه که پورتلي (1987) از قول دانيلز12 و کومبز13 نقل ميکند بيشتر تعريفها “گرايش به تحريف مفهوم برنامه درسي” دارند، زيرا غالب آنها فقط يکي از انواع ويژگيهاي برنامه درسي را مد نظر قرار ميدهند البته همة نظريه پردازان برنامه درسي، “برنامه درسي” را تنها از يک زاويه نمينگرند چندين نظريه پرداز، بين برنامه درسي رسمي (اداري يا فرمايشي) و برنامه درسي پنهان (نا آشکار، مطالعه نشده، غير قابل مشاهده، نانوشته، ناپيدا يا صامت) تمايز قايل نشدهاند (مهرمحمدي 1381).
يکي از تعاريفي که از چند بعد برنامه درسي را مورد توجه قرار داده تعريف کيلي14 (1999) است. او برنامه درسي را “تمام يادگيري که توسط مدرسه برنامه ريزي و هدايت شده است، در گروه يا انفرادي، داخل مدرسه و يا خارج آن” تعر يف کرده است.
در ادامه به بحث پيرامون انواع طرحهاي برنامه درسي پرداخته خواهد شد تا جايگاه رسانة آموزشي در برنامه درسي تبيين شود.

2-3. طراحي برنامه درسي
نظريه پردازي در برنامه درسي بطور مشخص در سال 1961 توسط جورج بو شامپ مطرح گرديد. او نظريه برنامه درسي را به دو شاخه طراحي برنامه درسي15 و برنامه ريزي درسي16 تقسيم کرد (قورچيان 1383).
در طراحي برنامه درسي، عناصر تشکيل دهنده برنامه درسي و چگونگي ارتباط آنها با هم مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد در حاليکه در برنامهريزي درسي، عناصر تشکيل دهندة برنامه درسي بطور عملي در رابطه با يک درس خاص به کار گرفته ميشوند که منجر به تهيه، اجرا و ارزشيابي برنامه آن درس ميگردد.
به عبارت ديگر در طراحي، برنامهريزان با استفاده از نظريه پردازي به تصميمگيري پيرامون عناصر برنامه درسي و چگونگي ارتباط آن عناصر با هم ميپردازند که معمولاً منجر به الگوهايي جهت برنامهريزي فعاليتهاي ياددهي، يادگيري ميشود.
به منظور تحليل محتواي رسانههاي آموزشي بايد مشخص شود که رسانة آموزشي در طراحي برنامه درسي چه جايگاهي دارد؟ و داراي چه ويژگيهايي است و چه ارتباطي با ديگر عناصر برنامه درسي دارد؟ پاسخ به اين سئولات نيازمند بررسي نظريات و الگوهاي مختلف در طراحي برنامه درسي است نظريهپردازان ضمن اختلاف نظر در مورد عناصر برنامه درسي ديدگاههاي متفاوتي نيز در رابطه با ويژگيهاي آنها ارائه دادهاند. کلاين (1985) الگوهاي طراحي برنامه درسي را از جهت منبع اطلاعاتي مورد بحث قرار داده و آنها را به چهار گروه تقسيم ميکند:
* الگوي مبتني بر موضوعهاي درسي مدون به عنوان منبع اطلاعاتي
* الگوي مبتني بر دانشآموز به عنوان منبع اطلاعاتي
* الگوي مبتني بر جامعه به عنوان منبع اطلاعاتي
* ساير طرحهاي برنامه درسي
در ادامه با توجه به تقسيمبندي فوق، الگوهاي طراحي برنامهدرسي بررسي موقعيت عناصر برنامه درسي در هر الگو تبيين ميشود.

2-3-1. الگوي مبتني بر موضوعهاي درسي مدون به عنوان منبع اطلاعاتي
در الگوي مبتني بر موضوعهاي درسي مدون برنامه درسي معمولاً از رشتههاي مهم دانش استخراج شده است (سيلور 1980) و اين بدليل اهميت و جايگاه علم و دانش در تمدن بشر است و اين طور فرض شده که مطالعه و فراگيري موضوعها در قالب مجموعههاي مدون، علم اقدامي اساسي براي ادامه پيشرفت تمدنها است بر اساس اين الگو برنامههاي درسي که مجموعهاي از دانش است (بلين کين 1992)، از پيش براي دانشآموزان تعيين و مشخص ميگردد. و کار برنامهريزان منحصراً تصميمگيري در اين زمينه است که چه بخشهايي از دانش بايد به چه کسي، در چه زماني و چگونه تدريس شود ؟ “هدفهاي چنين برنامهاي ممکن است به طور صريح عنوان شده و يا اين که در انتخاب و سازماندهي عوامل ديگر برنامه همچون محتوا نهفته باشد. هدفها جهتگيري جريان يادگيري را مشخص نموده و به عنوان ملاکي براي موفقيت آن به کار گرفته ميشوند” کلاين (1985).
منابع يادگيري کاملاً سازمان يافته است و معلمان در اين الگو پيروي کنند از رويکرد کتابهاي درسي سنتي هستند (بلين کين 1992) بنابراين اين دانشآموز و معلم هيچ نقشي در تعيين محتوا نداشته، و سازماندهي محتوا يعني وسعت17 و توالي منطقي18 موضوعها و همچنين ارتباط افقي19 بين موضوعات مختلف از قبيل تعيين و در کتابهاي درسي منعکس شده است. منابع و ابزار يادگيري که عمدتاً همان کتاب درسي است هدايت کنندة فعاليتهاي دانشآموز و معلم بوده و ارتباط مستقيمي بين اين فعاليتها و اهداف برنامه برقرار ميباشد. در سازماندهي محتواي دروس به راهبردهاي ياددهي و يادگيري توجه شده و محتوا بر اساس يک يا چند راهبرد ياددهي – يادگيري سازمان يافته است.

2-3-2. الگوي مبتني بر دانشآموز به عنوان منبع اطلاعاتي
اين نوع از طرح برنامه درسي، دانشآموز را به عنوان بهترين و يا تنها منبع اطلاعاتي در تصميمگيريهاي مربوط به برنامه درسي، قلمداد ميکند. در اين الگو برنامه ريز با مطالعه، مشاهده، و مشاوره دانشآموزان به انتخاب و تنظيم هدفهاي يادگيري، محتواي برنامه، منابع، ابزار و فعاليتهاي يادگيري ميپردازند. بر خلاف برنامة مبتني بر موضوع که برنامة درسي از پيش طراحي و تنظيم شده، معلم موظف است تمهيداتي فراهم آورد تا امکانات و شرايط لازم براي برخورد فعال دانشآموزان با امر يادگيري فراهم شود. پافشاري جان ديويي20 (1902) بر استفاده از مفاهيم آشنا و مانوس براي دانشآموزان در برنامههاي درسي بجاي موضوعات درسي سنتي، نقطه عطف تأکيد بر دانشآموز در برنامههاي درسي بود و با گذشت بيش از يک قرن مربياني همچون بيني21 (2006)، وارس22 (1997) و گهرک23 (1998) به ديدگاه پيشروگرايان وفادار ماندهاند.
گهرک، معتقد است که اين نوع برنامه درسي کمتر به تعيين موضوعات محدودي براي يادگيري ميپردازند، بلکه بيشتر به مفهوم کمک کردن به دانشآموزان در تشخيص و يا ايجاد يادگيريشان ميباشد.
در اين الگو بجاي يادگيري مجموعه محتواي از پيش تعيين شده، حل مسأله و ساير جريانهاي فعال يادگيري از اولويت مطلق برخوردار ميباشند.
مفهوم هدفها و محتواي از پيش تعيين شده جاي خود را به هدفها و محتوايي داده است که توسط دانشآموزان مشخص گردد منابع و رسانههاي آموزشي به صورتي عام و گسترده در قالب هر آنچه که دانشآموزان براي يادگيري نياز دارند، تعريف شده و کتاب درسي به عنوان يکي از منابع فراوان آموزشي در نظر گرفته ميشود که فرصت تفحص و تنظيم برنامه را به دانشآموزان ميدهد بنابراين در طرح برنامه درسي دانشآموز محور، دانشاموزان تصميم گيرندگان اصلي هستند و کنترل عناصر برنامه درسي را در اختيار دارند.

2-3-3. الگوي مبتني بر جامعه به عنوان منبع اطلاعاتي
اين الگو، جامعه را به عنوان مهمترين و يا تنها منبع تصميمات برنامه ميداند. يکي از مهمترين ويژگيهاي اين الگو آن است که ريشه در جامعه و مشکلات آن دارد و به عنوان شيوهاي براي فهم و اصلاح جامعه مد نظر ميباشد.
هدفها در اين الگو، در حد نوعي جهتگيري از پيش تعيين شده براي يادگيري است و نتايج مشخص و يکسان براي کليه دانشآموزان تجويز نميکنند محتواي برنامه درسي برگرفته از مسايل دانشآموزان و جامعه بوده و بر توسعه و بسط و آرمانهاي جوامع بشري تأکيد دارد.
برنامه درسي از اين ديدگاه، علاقهمند به مطالعه وسيع جامعه در مدرسه و خارج آن است و موضوعات درسي بر اساس نيازها، ويژگيها، مسائل و ديگر ابعاد آن جامعه شکل ميگيرد (دول24 1996).
منابع و ابزارهاي آموزشي در بردارندة منابع و رسانههاي موجود در جامعه است و کتابهاي درسي به عنوان يکي از اين منابع مورد استفاده قرار ميگيرد.
راهبردهاي تدريس، راهبردهايي است که معلم در آنها نقش فراهم آورنده شرايط و موقعيت يادگيري را دارد، و در اين الگو نقش معلم نقش با اهميتتري نسبت به الگوي مبتني بر دانشآموز دارد.

2-3-4. ساير طرحهاي برنامه درسي
کلاين در چهارمين بخش از طبقهبندي خود از ساير طرحهاي برنامه درسي نامبرده است، از جمله: طرحهاي مطرح شدة توسط او طرح قابليتهاي خاص25 است ن آآ
اين نوع طرحهاي برنامه درسي برگرفته از تعريف برنامه درسي بعنوان محصول ميباشد. تصميمگيري در خصوص عناصر برنامه درسي در اين طرح، مشابه با طرح مبتني بر موضوعهاي مدون درسي است.
در طرحهاي برنامه درسي ضمن تعيين عناصر برنامه به توضيح پيرامون چگونگي ارتباط عناصر و برنامه درسي با هم پرداخته ميشود. هر کدام از طرحهاي چهارگانه برنامة درسي، عناصر برنامه و نقش و جايگاه آنها را بطور متفاوت مورد توجه قرار ميدهند براي مثال نقش کتاب درسي در طرحهاي مبتني بر موضوعهاي درسي مدون بسيار کليدي و تعيين کننده است در حاليکه در الگوي مبتني بر دانشآموزان در حد يکي از چندين منبعي است که دانشآموز ميتواند در تنظيم برنامه خود از آن استفاده کند.
اهداف در همه طرحهاي برنامه درسي داراي اهميت ميباشد کلاين (1985) در اين باره معتقد است “بطور اصولي، الگوي برنامه ريزي که در نهايت انتخاب ميشود بايد با هدفها و نتايج مختلفي را دنبال ميکند، اين هدفها و نتايج بايد به منزلة سرچشمة کليه تصميمگيريهاي مربوط به الگوي برنامه درسي تلقي شود”.
با توجه به مطالعات تطبيقي بعمل آمده در خصوص عناصر برنامه درسي چهار عنصر اهداف26، محتوا27، روشها28 و ارزشيابي29 در اکثر ديدگاهها نمايان است (قورچيان و تن ساز1374).
البته در برخي ديگر از ديدگاهها از عناصري همچون سازماندهي محتوا، وسايل و مواد آموزشي، روشهاي ياددهي – يادگيري نيز نامبرده شده است.
محتوا به عنوان يکي از عناصر برنامه درسي مورد تأکيد اکثر نظريهپردازان ميباشد. برخي نيز سازماندهي محتوا را به عنوان يکي ديگر از عناصر برنامه درسي مطرح ميکنند، اما نکته مهم، دانستن چگونگي ارائه محتوا است، هر محتوايي براي ارائه نيازمند ابزار و يا وسايل رسانههاي آموزشي نام دارند نقش، ويژگيها و جايگاه رسانههاي آموزشي در طرحهاي مختلف برنامه درسي، متفاوت است. در طراحي مبتني بر موضوعهاي درسي مدون، رسانه آموزشي نقش مهم و اساسي ايفاء ميکند، معمولاً محتوا در يک رسانه آموزشي سازمان يافته و اساس کار معلم و دانشآموز را تشکيل ميدهد. محتوا توسط متخصصان موضوعهاي درسي، قبل از اجراي برنامه انتخاب و سازماندهي ميشود همچنين بکارگيري اصول سازماندهي محتوا از قبيل توالي30، وسعت31، انسجام32 و تعادل33، بستگي به قابليت، دقت و کارآيي تدوين کنندگان محتوا دارد به عبارت ديگر ميتوان گفت: رسانه آموزشي مبناي آموزش، تمرين دانشآموزان و ارزشيابي از آنها ميباشد؛ و اين فرآيندي است که بلين کين (1994) از آن با عنوان رويکرد کتابهاي سنتي نام برده است. رايجترين رسانه آموزشي در اين رويکرد کتاب درسي است. بنابراين کتاب درسي نقش محوري در فرآيند ياددهي – يادگيري ايفاء ميکند.
طرحهاي صلاحيت مدار که براي تعيين اهداف تدريس، تجزيه و تحليل فعاليتهاي بزرگسالان را مورد بازنگري قرار دادهاند، بنا به گفته نلسون34 (1989) مبتني بر تجزيه و تحليل يک مهارت يا مفهوم و سپس طراحي فعاليتهايي است که در نهايت دانشآموزان را به حصول اهداف مورد نظر رهنمون سازد. بدين منظور بعد از تعيين اهداف، عناصر مهم هر هدف تعيين و به تحليل تکليف35 پرداخته شده و تکاليف بدست آمده بصورت زنجيرهاي از تکاليف سازمان داده ميشوند. در اين نوع برنامهريزي نيز رسانههاي آموزشي خصوصاً کتابهاي درسي نقش تعيين کننده را دارا هستند.
کتاب درسي در طرحهاي موضوع درسي منعکس کنندة اطلاعات سازمان يافتهاي بر اساس ساختار يک رشته علمي است ولي در طرحهاي صلاحيت مدار کتابهاي درسي هدايت کننده آموزش يک حرفه، مهارت و يا شغل به دانشآموزان است که با استفاده از تعيين اهداف، مشخص کردن عناصر اصلي آن، تحليل تکليف، زنجيرة تکليف و ارزيابي، تلاش در ايجاد تغييرات مورد نظر در رفتار فراگيران دارد به عبارت ديگر کتابهاي درسي شامل محتواي طراحي شده بر اساس الگوي مورد بحث است به همين دليل است که نلسون (1989) در ارائه معيارهاي 9 گانه براي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع انقلاب مشروطه Next Entries منابع پایان نامه با موضوع آموزشي، يادگيري، بررسي