منابع پایان نامه با موضوع نوآوري، خلاقيت، ايده

دانلود پایان نامه ارشد

انديشه هاي جديد. در نوآوري از انديشه هاي توليد شده استفاده مي شود در ريشه هر نوآوري يك فكر خلاق پنهان است. آلرشت خلاقيت و نوآوري و وجه تمايز آنها را به اين صورت مطرح كرده است كه خلاقيت يك فعاليت ذهني و عقلاني براي به وجود آوردن ايده جديد و بديع است؛ حال اينكه نوآوري تبديل خلاقيت به عمل يا نتيجه است. او نوآوري را عمليات و مراحل مورد نياز براي نتيجه گيري يك فكر بكر و واقعيت جديد مي داند. از اين زاويه شخص خلاقي ممكن است نوآور نباشد يعني مي تواند داراي ايده هاي جديد و نو باشد، ولي توانايي عرضه و يا فروش آنها را نداشته باشد. بنابراين فرد نوآور، غالباً خلاق است ولي همه افراد خلاق لزوماً نوآور نيستند (خي خيليون ، 1381).
خلاقيت نقطه آغاز نورآوري موفق است. بنابراين، نياز به پرورش و توسعه دارد. نويسنده اي اعتقاد دارد خلاقيت به طور معمول به توانايي و قدرت پرورش افكار نو مربوط مي شود، در حالي كه نوآوري به معناي استفاده از اين افكار است. نوآوري فرايند دريافت فكر خلّاق و تبديل آن به محصول، خدمت يا شيوه اي نو براي انجام دادن كارهاست. . در واقع؛ نوآوري، بهره برداري موفقيت آميز از ايده هاي نو است. (محبوبي ، توره ، 1387)
خلاقيت بيشتر يك فعاليت ذهني و فكري است؛ اما نوآوري بيشتر جنبه عملي دارد؛ در حقيقت محصول نهايي خلاقيت است. نوآوري در خط مشي ها، فرآيندها و فنون نيز مانند فعاليت ها و رفتارهاي افراد اتفاق مي افتد. نوآوري مهارتي است كه با بسياري همكاري هاي ديگر همراه است. وات من مي گويد: اگر بخواهيد نوآور باشيد بايستي تا حدودي باز برخورد كنيد سعي كنيد اشتباهاتي مرتكب شويد! اگر افراد شكست نخورند چيزي هم ياد نمي گيرندخلاقيت و نوآوري آن چنان بهم عجين شده اند كه شايد به دست دادن تعريف مستقلي از هر كدام دشوار باشد، اما براي روشن شدن ذهن مي توان آنها را به گونه اي مجزا هم تعريف نمود.
خلاقيت پيدايي و توليد يك انديشه و فكر نو است، در حالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است. به عبارت ديگر خلاقيت اشاره به قدرت ايجاد انديشه هاي نو دارد و نوآوري به معناي كاربردي ساختن آن افكار نو و تازه است. اگرچه در عمل مي توان اين دو را از هم متمايز ساخت، ولي در يك تصور مي توان گفت خلاقيت بستر رشد و پويش نوآوري هاست. از خلاقيت تا نوآوري غالباً راهي طولاني در پيش است. تا انديشه اي نو به صورت محصول جديد درآيد، زماني طولاني مي گذرد. گاهي ايده و انديشه اي نو از ذهن فرد مي تراود و سال هاي بعد آن انديشه نو به وسيله فرد ديگري به صورت نوآوري در محصول يا خدمات تجلي پيدا مي كند
تغيير سازماني با اتخاذ يك فكر يا رفتار جديد به وسيله سازمان مشخص مي شود؛ اما نوآوري سازمان، اتخاذ ايده رفتاريست كه براي نوع شرايط، سازمان، بازار يا محيط كلي سازمان جديد است. اولين سازماني كه اين ايده را معرفي مي كند نوآور است؛ سازماني كه كپي مي كند يك تغيير را اتخاذ كرده است. تغيير ايجاد هر چيزي است كه با گذشته تفاوت داشته باشد؛ اما نوآوري اتخاذ ايده هايي است كه براي سازمان جديد است. بنابراين تمام نوآوري ها منعكس كننده يك تغييرند اما تمام تغييرها نوآوري نيستند. اختراع يعني در يك زمان نا بهنگام با قدرت انديشه و تحقيق، كشف يك چيز ناشناخته كه تا آن زمان ناشناخته مانده است. اختراع يك شرط ضروري براي نوآوري است. (خي خيليون ، 1381)
در مورد نوآوري و تغيير ني‍ز، تفاوت هايي وجود دارد . تغيير ايجاد هر چيزي است كه با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوري ايجاد ايده هايي است كه براي سازمان جديد است. از اين رو، تمام نوآوري ها مي توانند منعكس كننده يك تغيير باشند. در حالي كه تمام تغييرها، نوآوري نيستند. تغيير نتيجه اي از فرآيند خلاقيت و نوآوري است؛ مانند تغيير يك تناوب در سياست و ساختار سازماني يا طرز تلقي افراد به منظور بهبود عملكرد. خلاقيت مي تواند در نوآوري به كار برده شود؛ زماني كه يك ايده ي جديد (قرض گرفته شده يا اصلي) در موقعيتي مورد استفاده قرار گيرد كه قبلاً به كار برده نشده است. نوآوري ممكن است خلاقيتي باشد كه توسط يك عمل مديريت دنبال شده و اثر اقتصادي به همراه داشته باشد. افراد خلاق و نوآور ممكن است با يكديگر تفاوت هايي داشته باشند. (تولايي، 1387). در اين راستا، ماكس وبر و دستيارانش ارتباط ميان خلاقيت، نوآوري و تغيير را به صورت شكل شماره يك ترسيم كردند:

شكل شماره ( 2-1) : رابطه خلاقيت، نوآوري و تغيير
تولايي (1387)

بر اساس اين تعاريف، خلاقيت لازمه نوآوري است و تحقق نوجويي وابسته به خلاقيت مي باشد. اگر چه در عمل نمي توان اين دو را از هم متمايز ساخت ولي مي توان تصور كرد كه خلاقيت بستر رشد و پيدايي نوآوري هاست. خلاقيت پيدايش و توليد يك انديشه و فكر نو است. در حالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است. از خلاقيت تا نوآوري غالباً راهي طولاني در پيش است و تا انديشه اي نو به صورت محصولي يا خدمتي جديد درآيد زماني طولاني ميگذرد و تلاش ها و كوشش هاي بسيار به عمل مي آيد. گاهي ايده و انديشه اي نو از ذهن فرد مي تراود و در سال هاي بعد آن انديشه نو به وسيله فرد ديگري به صورت نوآوري در محصول يا خدمت متجلي مي گردد. خلاقيت اشاره به قدرت ايجاد انديشه هاي نو دارد و نوآوري به معناي كاربردي ساختن آن افكار نو و تازه است. به طور خلاصه با در نظر گرفتن نظريات فوق مي توان چنين نتيجه گرفت كه خلاقيت اشاره به آوردن چيزي جديد به مرحله وجود داشته و يا به عبارتي به معناي دلالت بر پيدا كردن چيزهاي جديد است؛ هر چند كه ممكن است به مرحله استفاده در نيايد. نوآوري به عنوان هر ايده جديدي است كه در برگيرنده توسعه يك محصول، خدمات يا فرايند مي گردد كه ممكن است نسبت به يك بخش، سازمان، يك صنعت يا ملت باشد. اين نوآوري ها به تغيير و انطباق بهتر سازمان با ايده هاي جديد منجر مي شود. (تولايي و همکاران ، 1387)
همانطور كه ملاحظه مي گردد در اين تعريف ها خلاقيت ، نوآوري، تغيير و انطباق در خيلي موارد معادل هم گرفته شده و برخي هم خلاقيت و نوآوري را فراتر از تغيير و انطباق مي دانند. با توجه به اين تعريف ها، خلاقيت ايجاد يك ايده يا مفهوم جديد از طريق بكارگيري توانايي هاي ذهني و علت و سبب نوآوري است. بدون خلاقيت، نوآوري صورت نمي گيرد. نوآوري ايجاد و توسعه محصول، خدمات يا فرآيند جديد است كه حاصل ايده هاي جديد است. اين نوآوري براي صنعت، بازار و محيط كلي مربوط، جديد است و به تغيير و انطباق بهتر با شرايط محيطي منجر مي شود. برداشت افراد از مفاهيم خلاقيت، نوآوري و تغيير متفاوت است؛ حتي اين مفاهيم در حوزه هاي علمي مختلف هم داراي تعابير مختلفي هستند؛ مثلاً روانشناسان معتقدند كه آفرينشگري فقط نوع خاصي از رهيابي است؛ علامت مشخصه آن ويژگي هايي مانند ابداع، پايداري و قدرت فزاينده اي در فرمول بندي و تنظيم مسأله است.

2-2-1-2-تعاريف نوآوري
يكي از مشكلات اساسي در مديريت نوآوري، عدم وجود تعريفي واحد در بين محققان، سياست گذاران و مجريان مي باشد. هر چند اكثر تعاريف با يكديگر سازگار مي باشند، اما اشاره به اين نكته ضروري است كه چگونگي تعريف نوآوري در نتايج تحقيقات مرتبط با آن بسيار تأثير گذار است. به اعتقاد برخي محققان نوآوري را مي توان مجموعه اي از عمليات فني ، صنعتي و تجاري معرفي نمود. مارکوس نيز نوآوري را به عنوان معرفي يک واحد تغيير تکنولوژيکي دانسته که منظور خود را از تغيير تکنولوزيکي به نقل از شوچيتي يک محصول خدمت و يا استفاده از فرايندي جديد معرفي کرده است. نوآوري يک فرايند است که در اين فرايند ابتدا فرد اجازه مي دهد تصورش ( تصوري که به قول انشتين از دانش مهمتر است ) به آسمانها صعود کند ، سپس آن را به زمين مي آورد و مهندسي مي کند ( مهندسي ايده ) تا تبديل به ايده گردد . سپس ايده ها را از طريق مديريت ايده به ايده هاي عملي ، مفيد و مناسب تبديل مي کند . (خلاقيت ) ؛ به دنبال آن ايده ها را به کالا ، خدمات و فرايند تبديل مي نمايد و نهايتا با تجاري کردن محصولات ، خدمات و فرايند هاي جديد يا توسعه يافته در بازار ، فرايند نوآوري خاتمه مي يابد . (نصيري واحد و احمدي ، 1388) نوآوري به معناي تسلط بر فناوري که به معناي به کارگيري دستاورد هاي علمي و پژوهشي بشر در توليد کالاها و ارائه خدمات است . (حليمي، 1387)
نوآوري تجاري كردن هر نوع اختراع، قرار دادن موضوع توليد و بازاريابي براي آن است. هر اختراعي را چه به لحاظ هزينه ها و چه به لحاظ ريسك ها نمي توان با تجاري كردن به صورت يك نوآوري در آورد نوآوري يك تغيير بديعي است؛ چون براي اولين بار در چنين ماهيتي تغيير تحقق مي يابد. نوآوري يعني به اجرا گذاشتن يا توليد محصولات و خدمات جديد يا قبول روش هاي نو به صورت اقتصادي. نوآوري با طرح و برنامه است. جهت گيري آن در راستاي ايجاد فايده و منفعت اجتماعي است. بدين ترتيب يك شركت نسبت به احتياجات و شرايط جديد محيطي انطباق پذير مي گردد. تقليد هم يك نوع تغيير به شمار مي آيد نوآوري به معناي ايجاد، قبول و اجراي ايده ها و فرآيندها و محصولات يا خدمات جديد است. بنابراين نوآوري، استعداد و توانايي تغيير يا انطباق را به وجود مي آورد. (خي خيليون ، 1381)هانس ون جنکل (1376) دانشگاه سال 2050 را دانشگاهي نوآور ميداند . او ميگويد :اين تعريفي است كه ما از دانشگاه در سال 2050 ارائه مي دهيم: تشكيلات و چهارچوبي كه خلاقيت و نوآوري را به حداكثر توان بالقوه خود مي رساند؛ گر چه ممكن است اين دانشگاه بسيار متفاوت از دانشگاهي باشد كه ما امروزه مي شناسيم.
به طور کلي تعريف نوآوري يکي از موارد زير را شامل مي شود :
– نوآوري در خروجي ها : نوآوري در محصولات ، خدمات و امور توزيع محصولات و خدمات.
– نوآوري در ورودي ها : نوآوري در مواد مصرفي مورد استفاده ، نوآوري در منابع و شيوه‌هاي تامين آنها
– نوآوري در فرايند ها : نوآوري در فرايند هاي تکنولوژيک ، نوآوري در مهارت ها و رويه هاي انجام امور به عنوان مثال اگر نوآوري را در زمينه توليد محصولات و خدمات مورد بررسي قرار دهيم تعريف نوآوري بايستي يکي از ابعاد زير را مورد توجه قرار دهد :
– کيفيت محصول : قابليت محصول براي براورده ساختن نيازهاي مشتريان .
– هزينه محصول : اين بعد در ارتباط با هزينه توليد محصول مي باشد که مي تواند براي توليد کننده اش مزيت رقابتي ايجاد کند.
– زمان توليد محصول : مربوط به مقدار زماني است که صرف طراحي ، توسعه و ايجاد محصول جديد مي گردد. (تولايي و عليرضايي، 1387)

2-2-1-3- تاريخچه نوآوري
نوآوري قدمتي به تاريخ زندگاني بشر دارد به نظر مي رسد تمايل ذاتي به كنجكاوي در مورد روش هاي جديد انجام كارها و استفاده از روش هاي بهتر در عمل همواره در انسان وجود داشته است. بدون نوآوري جهاني كه در آن زندگي مي كنيم بسيار متفاوت بود. نوآوري از كلمه لاتين “Innovate” به معناي ” ساختن يك چيز جديد” استخراج شده است. شوچيتي 54 اولين كسي بود كه نوآوري را در قالب مفهوم علمي مطرح كرد. در واقع وي در پي شناخت عوامل مؤثر بر رشد اقتصادي كشورها بود كه در اين راستا به نقش و اهميت حياتي نوآوري در رشد كشورها پي برد. بر اساس نظريه وي، نوآوري به يكي از اشكال زير ظاهر مي شود:
– معرفي و تجاري كردن محصول يا خدمت جديد يا بهبود اساسي در كاربرد محصولات و خدمات موجود
– معرفي فرايند توليد جديد يا بهبود اساسي در فرايندهاي كاري موجود
– گشودن درهاي بازار جديد
– توسعه منابع جديد تأمين كننده مانند مواد اوليه، تجهيزات و ديگر ورودي ها
– ايجاد تغييرات اساسي در ساختارهاي صنعتي و سازماني(احمدي و همکاران ، 1388)
در يك دوره طولاني مركز جهاني نوآوري در انگلستان مستقر بود و در اواسط قرن نوزدهم، سطح بهره وري و درآمد انگلستان، 50 درصد بالاتر از ساير كشورها قرار داشت در ابتداي قرن بيستم، مركز

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع نوآوري، يادگيري، دانشگاهي Next Entries منابع پایان نامه با موضوع بهبود مستمر