منابع پایان نامه با موضوع نقوش هندسی، نقش برجسته، فرهنگ فارسی، دوران اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

پنجره و یا قاب بندی ها را از یکدیگر جدا میکند»( فلاح فر،1379،ص. 229). در ارسی به تیرهای عمودی که چهارچوب را به قسمت های مختلف، به اندازه درک ها تقسیم میکند، وادار گفته میشود. این تقسیم بندی در برخی ارسیها به طور مساوی بوده و در برخی دیگر، در طرفین پنجره و از عرض کوچکتر شده است. لنگههای ارسی در بین روکوب ها و بر روی وادارها به صورت عمودی، بالا و پایین میروند. ستون های عمودی وادار در ارسی میتواند به عنوان عنصری کمکی به جهت تحمل وزن سقف عمل نماید.
2-3-3-3- روکوب:
روکوب چوبی است با ضخامت کم که بر دو طرف وادار به وسیله میخهای تزئینی کوبیده میشود و تشکیل شیاری را میدهد که لنگهها در داخل آنها حرکت میکنند»(امرایی، 1388،ص. 113).
2-3-3-4- پاخور یا آستانه :
به قسمت افقی چهارچوب ارسی که در معرض برخورد با پای عابرین است گفته میشود و معمولاً مابین فضای بیرون و درون ( در ارسیهایی که کارکرد پنجره و نورگیر را دارند) و هم چنین بین دو بخش درونی بنا (در ارسیهایی که به عنوان جداکننده فضا استفاده گردیده ) قرار گرفته است. آستانه ممکن است همانند بقیه اجزای ارسی، از جنس چوب بوده و یا از مصالح ساختمانی دیگر باشد و« ارتفاع آن در بیشتر موارد متفاوت است و عموماً بین10 تا 50 سانتی متر تغییر میکند»(همان،ص. 115) (شکل2-25).

(شکل2-25): پاشنه یا پاخور ارسی، شاه نشین باغ فین، کاشان، نگارنده

2-3-3-5- کتیبه یا پاتاق:
به بخش ثابت بالایی ارسی که در واقع قسمت عمده و اصلی جهت تزئینات ارسی است، کتیبه گفته می شود و در واقع پنجره ارسی با وجود کتیبه و تزئینات مختلف آن شکل گرفته و تعریف میشود. کتیبه دو جداره بوده و درکهای ارسی هنگام بالا رفتن در داخل آن جای میگیرند. در برخی قسمتها، سطح ثابت، کارکرد یک عنصر جداکننده مانند دیوار را ایفا میکند.
2-3-4- انواع کتیبه یا پاتاق:
« -پاتاق بسته و غیر نورگیر- پاتاق جدا از چهارچوب درکها و نورگیر- پاتاق نورگیر، مشبک و متصل به چهارچوب»( امرایی، 1388،ص.ص 117و119).
2-3-4-1- پاتاق بسته و غیر نورگیر:
در این نوع پاتاق فضای بالای ارسی ها از مصالح ساختمانی که جزئی از اسکلت اصلی بناست، ساخته شده
است و به صورت دو جداره میباشد و وادارها که هدایت کننده لنگهها هستند و درکها (چشمه) در داخل آن قرار می گیرند و دیده نمیشوند.
2-3-4-2- پاتاق جدا از چهارچوب درکها و نورگیر:
این نوع کتیبه جدا از ارسی بوده و به عنوان نورگیر در بالای لنگهها قرار گرفته است (شکل2-27).
2-3-4-3-پاتاق نورگیر، مشبک و متصل به چهارچوب:
کتیبه ای است متصل به چهارچوب که از انواع نقوش هندسی، قواره بری های منحنی و اسلیمی، آینه کاری، گچبری و سایر تزئینات برای منقوش کردن آن استفاده نموده و با کار گذاشتن، شیشه های رنگی و یا سفید منقوش، زیبایی فضا را افزون میکنند (شکل2-28).

(شکل2-26): ارسی سه چشمه با پاتاق بسته (شکل2-27): ارسی سه چشمه با پاتاق جدا
خانه بروجردی ها، کاشان، نگارنده خانه بروجردی ها، کاشان، نگارنده

(شکل2-28) ارسی سه چشمه با پاتاق نورگیر،
مشبک و متصل به چهارچوب، خانه حیدرزاده
تبریز، نگارنده

هم چنین باید گفت: کتیبهها به لحاظ شکلی، به دو دسته کلی صاف یا چهارگوش و منحنی تقسیم می شوند، که دسته دوم خود به سه شکل هلالی یا قوسی، جناغی یا تیزهدار و کلیل موجود میباشند(شکل های2-29و2-30و2-31).

(شکل2-29) ارسی پنج چشمه با کتیبه
صاف، خانه سرتیپ امینی سدهی،
خمینی شهر برگرفته از سایت:
Negahmedia ( نگاه مدیا)

،

(شکل2-30) ارسی با کتیبه هلالی، خانه قدکی، (شکل2-31) ارسی با کتیبه جناغی،خانه ستوده، چالشتر،
نمازخانه دانشکده فرش، تبربز، نگارنده شهر کرد، برگرفته از سایت: آفتاب

2-3-5-لنگه یا دَرَک:
اجزاء متحرک در قسمت پایین ارسی که دارای شیشه خورهای چوبی بزرگ و کوچک بوده و میان آنها به تناسب محل کارکرد، بدون شیشه بوده و یا شیشههای رنگی و یا سفید کار گذاشته شده است. در این قسمت بجز شیشه (برای داشتن دید بهتر) و برای رعایت اصل زیبایی از تزئینات مختلف چوبی، هم چون قواره بری و اسلیمی بری و یا گره چینی با نقوش هندسی که بیشتر در حاشیه لنگهها میباشد، استفاده گردیده است. سطح فوقانی درکها به دو شکل صاف و، هلالی یا قوسی میباشد. ارسیها بر اساس تعداد لنگه ها به، یک درکی، دو درکی، سه درکی،…..و نه درکی نام گذاری میشوند. این لنگه ها معمولاً فرد میباشند( شکل های2-32و2-33).
بجز اجزای چوبی در ارسیها از عناصر فلزی مختلفی مانند: گل میخ، دستگیره، چفته ریزه یا خروسک نیز استفاده شده است.
2-3-6-گل میخ:
نوعی میخ آهنی با سر بزرگ و نیمکرهای شکل، با شیارهای کندهکاری شده است که علاوه بر اتصال عناصرچوبی، در زیبایی و ایجاد ترکیببندی مناسب در روی ارسی نیز نقش مهمی را ایفا میکند. معمولاً گل میخها در ابعاد مختلف بوده و از دو قسمت کلاهک و تنه یا شاخک تشکیل شده که این عناصر فلزی بر روی وادارها با فواصل مساوی و روبروی هم قرارگرفته و کاربردی دوگانه دارند چنانچه، هم در اتصال وادار بر روی چهارچوب و ساختن مجرایی برای حرکت لنگهها استفاده میشود و هم چنین ابزاری برای قفل شدن چفته ریزه و بالا نگه داشتن لنگههای ارسی میباشد(شکل2-34).
2-3-7-چفته ریزه:
میله هایی فلزی با یک سر قلاب مانند که بر روی دو نقطه از چهارچوب و بر روی وادار نصب میشود و بعد از بالا رفتن پنجره کشویی ارسی، قلاب چفته ریزه، به گل میخی که در سوی دیگر چهارچوب نشانده شده، انداخته میشود و درک ارسی بر روی آن، که دو طرف چهارچوب را به هم متصل میکند، بر جای میماند و بدین ترتیب می توان لنگه ها را در حالت نیمه باز و یا کاملا باز نگه داشت.
چفته ریزهها از لحاظ شکلی بسیار متنوع بوده و بدنه آنها گاهی بسیار ساده و گاهی نیز دارای خمیدگی زیبایی به صورت اسلیمی دهان اژدری میباشد که نقوشی بر روی آنها حک شده است(شکل2-35).

(شکل2-32)، درک مستطیل، خانه بروجردی ها، (شکل2-33) درک با انحنای فوقانی، حسینیه امینی ها
کاشان، نگارنده قزوین، نگارنده

2-3-8-دستگیره:
وسیلهای فلزی برای بالا و پایین کشیدن درکها است که در ارسی، بوسیله حلقههایی به درکها متصل می شود که این حلقهها، متحرک بودن دستگیرهها را امکان پذیر میسازد. دستگیرههای ارسی از نظر شکل و نقش متنوعتر از دستگیرههای ثابت در و پنجرههای دیگر هستند و تعداد آنها یک یا دو عدد بر روی هر درک میباشد(شکل2-36).

(شکل2-34)، گل میخ بر چهارچوب ارسی، (شکل2-35)، چفته ریزه فلزی بر چهارچوب ارسی
موزه سنجش، تبریز، نگارنده موزه سنجش، تبریز، نگارنده

(شکل2-36)، دستگیره فلزی، خانه
حیدرزاده، تبریز، نگارنده

2-4-اهم تزئینات مورد استفاده در ارسی
شکوه و زیبایی معماری ایران بویژه در دوران اسلامی به تزئین و آرایش آن بستگی داشته و هنرمندان در هر دورهای، متناسب با امکانات آن روزگار، با بهره گیری از تزئیناتی چون درودگری، گچبری، کاشیکاری، آئینه کاری و نقاشی وغیره به هرچه باشکوه تر کردن آثار معماری پرداختهاند. در این بین، ارسیها نیز از این امر مستثنی نبوده و هنرمندان درودگر با بهره گیری از انواع نقوش، نظیر نقوش گیاهی، هندسی و حتی خوشنویسی، و هم چنین بهره گیری از انواع هنرهای چوبی چون: منبت، معرق، مشبک، گره چینی، آئینه کاری، گچبری، نقاشی روی چوب و…به تزئین آنها پرداخته و این عناصر را در نهایت زیبایی بر بنا نشانده و از آنها استفاده نموده اند. هنرهایی که در این مجال به بررسی و ارائه نمونه هایی از آنها میپردازیم.
2-4-1-منبت
در فرهنگ فارسی معین، منبت و منبت کاری این گونه تعریف میشود: « منبت: نقش برجسته به شکل گل و گیاه و جز آن، که روی چوب ایجاد کنند. منبت کاری: ساختن منبت، و آن این که یکی از هنرهای زیبا به شمار میرود»( معین، ذیل واژه منبت). همان طور که در لغت نامه آمده، منبت در معنای لغوی به کنده کاری روی چوب گفته شده و کسی که عمل منبت یا کندهکاری را انجام میدهد، منبتکار نامیده می شود.
« این هنر سابقهای طولانی در طول تاریخ دارد، اما به دلیل عمر کوتاه چوب و آثاری از این دست، نمی توان به طور دقیق، قدمت آن را تخمین زد. با این حال شاید بتوان آغاز تاریخ منبت کاری را به زمانی که انسان نخستین، برای اولین بار با ابزارهای ابتدایی خود چوب را کندهکاری کرده و روی آن تراش هایی ایجاد کرده اند، نسبت داد»( ستاری، 1368،ص 8). « در بین شهرهای ایران، منبتکاری بیشتر در شهرهای آباده و شیراز رواج دارد و از طرح های گل و مرغ، اسلیمی، تصویر، نقش برجسته، پرندگان و حیوانات مختلف در آن استفاده میشود» (رهنورد،1380،ص 213). این هنر، زینت بخش قسمتهای مختلف در ارسی، از جمله آستانه، چهارچوبها و… میباشد، مانند منبت بر آستانه ارسی خانه وثوق (شکل2-37).

(شکل2-37)، آستانه ارسی، منبت کم عمق، از سمت حیاط بیرونی، خانه وثوق، تهران، نگارنده

2-4-2- مشبک
در فرهنگ فارسی معین، مشبک را این گونه تعریف نمودهاند: « مشبک: دارای شبکه ( مانند پنجره )، سوراخ سوراخ»( معین، ذیل واژه مشبک). « همان طور که از کلمه مشبک پیداست، این لغت به معنای شبکه شبکه داشتن است. پیشینه هنر مشبک به زمانی که انسانهای اولیه از غارنشینی به صحرانشینی روی آوردند، باز میگردد. آنها برای روشنایی خانههای خود، پنجرههایی از پوست و چوب و… میساختند و آن را سوراخ سوراخ میکردند. به این شیوه، هم از سرما جلوگیری میکردند و هم نور مورد نیازشان تأمین میشد. کم کم این سوراخها به اشکال هندسی مبدل گشت و آثاری هنری پدید آمد»(رهنورد،1380،ص. 213). مشبک بر روی چوب به سه شیوه صورت میگیرد که در عین شباهت زیاد، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارند و عبارتند از: گره چینی، پارچه بری، قواره بری و اسلیمی بری.
2-4-3-گره چینی
« رسم گره عبارت است از کنده کاری اشکال و نقوش هندسی منظم بر روی چوب که در زمان های بسیار دور نیز در ایران رواج داشته است. در ابتدا گره چینی را فقط بر روی گچ و چوب انجام میدادند ولی بعدها برای زیبایی بخشیدن و در جهت تزیین بیشتر، در کاشی کاری نیز از رسم گره استفاده میشد. این هنر در ایران اسلامی در خدمت دین و در مساجد، منبرها، محرابها و….بکار گرفته شد»(طهوری، 1379،ص 13).
« مرحله ترسیم و تئوری کار را گره چینی و مرحله عملی آن را گره سازی مینامند» (زمرشیدی ،1365،ص 55). «این هنر در کار درودگری نیز، تنها با پیوستن آلتها و یا بصورت ترکیبی از آلت15 و لقط16، انجام می گرفته است. از سده پنجم به بعد نمونه هایی از این هنر در بناهای مذهبی و کاخ ها به چشم میخورد. در نیمه دوم سده سیزدهم، ریزهکاری و ظرافت این هنر به اوج خود میرسد و در و پنجره ها و ارسیها و درهای کوچک با شیشه های رنگی زیبا در بین آنها خودنمایی میکند»(شفایی،1356،ص 33).
« گرهسازی در چوب به دو شیوه منبتکاری و مشبککاری انجام میشود. در منبتکاری از گره های معمول در معماری استفاده میشود، ولی انواع گرههای مشبککاری اصول خود را داراست و با گرههای مورد استفاده در معماری متفاوت است. به همین دلیل این نوع گره را گره های درودگران مینامند. ترسیم این نوع از گره ها به صورت یک زمینه کامل، یا نصف زمینه و یا ربع آن صورت میگیرد و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع معماری ایران، دوره قاجار، دوره صفوی، معماری سنتی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع دوره قاجار، کریم خان زند، جلفای اصفهان، دوره ساسانی