منابع پایان نامه با موضوع ناصرالدین شاه، ناصرالدین شاه قاجار، علی اکبر داور

دانلود پایان نامه ارشد

شمال هند مركز هنر، طب و آموزش قرار ميگيرد. در آنجا شهرهاي زيبا، دانشگاهها و تمدني عظيم و پر شكوه بنيان نهاده ميشود. نقطهي اوج ديگري نيز در نيمهي اول سدهي هفتم تحت فرمانروايي شاه هارشا به ظهور ميرسد. خود هارشا يكي از نمايشنامه نويسهاي مهم محسوب ميشود. در دوران حكومت هارشا تأثير هند بر آسياي جنوب شرقي نيز گسترده شد و موجب توسعهي درام در آن نقاط گرديد. هنديان به واقع نگاري و ضبط تاريخ توجه چنداني نشان نميدادند، از اين رو محققان جديد تاريخهاي بسيار متفاوتي را براي درامهاي موجود سانسكريت در نظر گرفته‌اند. اما آنچه پيش از همه مورد توافق است قديمي‌ترين قطعاتي است كه به حدود 1000 سال پيش تعلق دارند. حدود 25 نمايشنامهي سانكسريت به دست ما رسيده است كه تاريخ بعضي از آنها حوالي سدهي نهم ميلادي و در اين ميان بهترين آنها را به سدهي چهارم و پنجم ميلادي نسبت ميدهند. از ميان درامنويسان سانسكريت ميتوان اين نويسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمايشنامههاي سينه ريو مرواريد، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتي با نمايشنامههاي داستان قهرمان بزرگ، آخرين قصهي راما و ازدواج دزديده شده؛ ويشا كاداتا با نمايشنامهي انگشتري خاتم راكشاسا. در سالهايي كه درام هند در حال شكوفايي بود، تئاتر چين تازه داشت شكل ميگرفت، به ويژه در نواحي پكن كه همچون مصر و خاورميانه از گاهوارههاي تمدن به شمار ميرود. مدارك ما دربارهي سالهاي پيش از 1500 پيش از ميلاد، يعين زمان به قدرت رسيدن سلسلهي شانگ اندك است. در زندگي چينيان از همان آغاز، رقص، موسيقي و آئينهاي مختلف نقش مهمي داشته است و برخي از فرمانروايان چيني اينگونه فعاليتها را براي هماهنگ كردن كشور خود لازم ميشمردند و در سدهي هشتم پيش از ميلاد معابدي وجود داشت كه اجرا كنندگاني بدين منظور در اختيار داشتند. مورخان سعي كردهاند بين آئينهاي چيني و همسرايان ديتيرامب در يونان شباهتهايي بيابند. اولين دورهي درخشان هنر و ادبيات چيني، با حكومت سلسلهي هان آغاز ميشود. مجموعه سرگرميهاي اين دوره را «صد نمايش» ميناميدند. در سدهي سيزدهم نمايشهاي گوناگون سرگرم كننده جزئي از زندگي عادي مردم چين محسوب ميشد. اما تا مدتها بعد از تسلط مغولها در 1279 بر چين، هيچ درام ادبي در چين به وجود نيامد. تحولات اصلي تئاتر چين بعدها رخ داد. احياي تئاتر در اروپاي غربي از اوايل قرون وسطي آغاز شد. پس از سقوط امپراتوري روم، فعاليتهاي سازمان دارِ تئاتري در اروپاي غربي متوقف شده بود، زيرا در سدهي ششم شرايط مشابهي با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاكم شد، اما عناصر تئاتري حداقل در چهار شكل مختلف حفظ شدند: بقاياي ميم رومي، نقالي توتني، جشنوارههاي عاميانه و آئينهاي شركآميز و مراسم مسيحي. تئاتر در اوايل قرون وسطي بايد از دل اين منابع زاده ميشد(براکت، 1391: 45).
1-2-2 تئاتر ایران
پس زمینه تئاتردر ایران به دوران باستان (۶۴۱-۱۰۰۰ پیش از میلاد) برمیگردد. شروع اولین تئاتر و پدیده‌های بازیگری مردم این سرزمین را می‌توان در مراسم و تشریفاتی جستجو کرد که در آن‌ها به ستودن قهرمان‌های افسانه‌ای و ملی و تحقیر دشمن می‌پرداختند. که از این دست آثار می‌شود به سوگ سیاوش و روایات نمایشی از تاریخ، داستان‌های اساطیری و عشقی که توسط هرودوتو گزفون گزارش شده اشاره کرد. ولی تئاترهای اولیه ایرانی پیوند عمیقی با واقعه کربلاو سایر وقایع و زندگی پیامبران دارد که عموماً تعزیه نامیده می‌شود. اما تئاتر جدید و مدرن اروپایی همچون بسیاری دیگر از مظاهر غربی در زمان ناصرالدین شاه به ایران آمد. تا قبل از سفرهای سه گانه شاه به اروپا تئاتر غیرتعزیه‌ای ایران تنها به یک سری نمایش‌های سبک کوچه بازاری خلاصه می‌شد. روحوضی و تقلیدکاری نمونه‌ای از آن بود. اشخاصی چون شیخ شیپور، شیخ کرنا و یا کریم شیره‌ای تئاترهایی فی‌البداهه اجرا می‌کردند و خاطر شاه منبسط می‌گردید. به طور کلی ناصرالدین شاه قاجار در سال 1290 هجری که وی سفری به فرنگستان کرد. او تئاتر اروپایی را اندکی دیده بود و چون به ایران بازگشت، مسبب تحولی در اجرای تعزیه‌های درباری شد. در این دوره بود که تکیه دولت ساخته شد و بدعت دیگر، وجود تعزیه‌گردان بود که معادل ناظم نمایش یا رژیسور است. مقارن این احوال بود که نخستین رشته از نمایش های غیر مذهبی به زبان فارسینوشته و بازی شد. چندین نمایش کوچک که موضوع آنها، اوضاع اجتماعی ایران بود از قلم “میرزا ملکم خان” تراوش کرد و نیز ترجمه‌های مشهور وزیر خان لنکران – حکایت دزد خرس افکن – که اصل ترکی آنها را فتحعلی آخوند زاده نوشته بود. همچنین به دستور شخص ناصرالدین شاه قاجار بود که در محل دارالفنون زیر نظر میرزا علی اکبر مزین الدوله نقاش، تئاتری دایر گردید.
فاصله سالهاي 1320 تا 1322 را شماري پژوهندگان به سبب گستردگي اجراي صحنه و رشد تئاتر (دوران صحنه)ناميده اند اين دوران به دليل استقبال جامعه تماشاگران و مخاطبان از تئاتر صحنه به ياد ماندني است.در آن سالها توليدات سينماي ايران به لحاظ كيفي و كمي در حدي نبود كه بتواند پاسخگوي مخاطبان باشد.تلويزيون هنوز به ايران نيامده بود.راديو نیز به ميزاني كه بايد در دسترس مردم قرار نداشت.
 بنابراین به دليل در صد بالاي بي سوادي در كشور از مطبوعات استقبال چنداني نمي شد و به همين دليل از فعاليت هاي نمايشي استقبال بالينه مناسبي به عمل مي آمد.انگيزه هاي تماشاگران متفاوت بود و گروهي به قصد صرفاً سر گرمي و شماري به دليل گرايشهاي سياسي خود نمايشهاي مورد نظرشان را براي تماشا انتخاب مي كردند.شكلهاي پذيرش جامعه از تئاتر و جو سياسي حاكم بر كشور، زمينه اي براي انتخاب و اجراي آثار نمايشي بود.تئاتر در اين دوره ظرفيتي بالقوه براي تبليغ سياسي رايج و جذب افراد به سوي احزاب نو پا داشت.به همين دليل بود كه بخش مهمي از فعاليت هاي نمايشي ـ ترجمه و نگارش و اجرا ـ ملهم از خطوط سياسي رايج آن روزگار شد.با طلوع مشروطیت در ایران به سال 1324 هجری قمری، جوش و خروش عجیبی در زمینه ادبیات و فرهنگ به وجود آمد و تئاتر مانند هر شعبه دیگری از شعب ادبی و ذوقی، از این تحول عظیم بهره‌مند گردید. جماعات هنرپیشگان و تئاترهای متعددی در این دوره پدید آمد. اولین اینها، تئاتر فرهنگ بود که در عمارت مسعودیهنمایش می‌داد. یعنی بنایی بود که به اسم مسعود میرزا ظل السلطان معروف بود و بعدها تبدیل به وزارت فرهنگ شد. بعضی از اعضای تئاتر فرهنگ در رشته‌های دیگری شهرت پیدا کردند که از آن جمله بودند: محمد علی فروغی، عبداله مستوفی‌، علی اکبر داورفر، فهیم الملک و سید علی نصریعنی کسی که او را پدر تئاتر ایران نامیده‌اند.
در سال 1329قمري نخستين مكان مستقل نمايش در ايران به نام «تئاتر ملي» داير شد. تا پيش از تاسيس «تئاتر ملي» انجمنها و مراكز مختلف تحت عناوين گوناگون از تئاتر براي پيشبرد هدفهاي سياسي و تبليغاتي خود استفاده مي كردند، اما «تئاتر ملي» كه رياست آن را عبدالكريم خان محقق الدوله به عهده داشت امكانات و بودجه ي خود را از محل خيريه آموزش و پرورش تامين مي كرد مستقلاً در اختيار نمايش و اجراي تئاتر قرار داد. كساني چون «عباس جوانمرد»و «علي نصريان» در پايه گزاري “تئاتر ملی” به او پيوستند و بازيگراني پر سابقه چون «رقيه چهر آزاد»و «عصمت صفوي»با اين گروه همكاري كردند.تشكيل اين گروه با استقبال محافل روشنفكري و ادبي روبرو مي شود.فعاليت هاي چند ساله «تئاتر ملي»موجب شد كه تئاتر همچون هنري مستقل كه حتي قادر است از نظر مالي خود را تامين كند از طرف مقامات رسمي و مردم شناخته شود و شوق و شوري در ميان مردم نسبت به تئاتر بر انگيخته شود. حتي عده اي از دانش جويان كه براي تحصيل به خارج رفته بودند در رشته تئاتر تحصيل كردند و با دستهاي پر علمي و هنري به ايران بازگشتند و بناي تئاتر نوين ايران را طرح ريزي كردند(جوانمرد، 1383: 65).
سرانجام در سال 1334 هجری قمری، سید علی نصر ضمن بازگشت از سفر اروپا، کمدی ایران را تاسیس نمود که ده سال باقی بود و این موسسه، اولین موسسه منظم تهران به شمار می‌رفت و وزارت تئاتر ایران، این تئاتر را به رسمیت شناخت. بسیاری از هنر پیشگان نامی آن دوران در این تئاتر، فن هنرپیشگی را فرا گرفتند که از آن جمله‌اند: بهرامی، رفیع حالتی، فضل‌الله بایگان، غلامرضا فکری، علی اصغر گرمسیری.کمدی ایران، در تاریخ تئاتر ایران نیز اهمیت به سزایی دارد، زیرا بسیاری از نمایشات خود را در عمارت جدید التاسیس” گراند هتل” در خیابان لاله زار، عرضه داشت و همین عمارت بود که بعدها مبدل به تماشاخانه تهران شد.(مرحوم علی حاتمی در سریال به یاد ماندنی “هزار دستان” از این عمارت در ساخت سریال، استفاده کرد). تئاترهایی در طول15 یا بیست سال بعداز این، پا به عرصه وجود نهادند که می‌توان به اجمال به این نمایش‌ها اشاره کرد: تئاتر نکیسا، که به دست ارباب افلاطون شاهرخ ایجاد گردید و خود ارباب افلاطون، نمایشهای تاریخی چندی را نوشت. جامعه باربد را ابراهیم مهرتاش به وجود آورد که به تکامل و پیشرفت صنعت تئاتر ایران، کمک شایانی کرد و پاره‌ای از مظاهر ذوقی باستانی ایران و فولکلور را زنده نمود. هر دو تئاتر، یعنی نکیسا و باربد، به منزله مدرسه‌ای بود که در آن هنر پیشگان فراوانی تربیت یافتند. دو نفر دیگر به نام‌های میرسیف الدین کرمانشاهی و علی دریا بیگی نیز مسئول پیدایش مدارس هنرپیشگی در ایران بودند. تاسیس انجمن ها و شرکت ها یکی دیگر از عوامل پیشبرد تئاتر بوده‌اند(ملک پور، 1363: 21).
به طور کلی آثار نمايش نامه نويسان صاحب نام ايراني با توجه به محتوا، ساختار و شكل ارائه شان در سه گروه جاي مي گيرد:
1ـ واقع گرا: به استفاده از ساختار نمايشي معروف به خوش ساخت به پيروي از آثار نويسندگاني مثل ايسبن كوركي، خچوفشا و…بيشتر به موضوعهايي اجتماعي مي پرداختند.آثار «اكبري رادي» برخي آثار غلامحسين ساعدي و خسرو حكيم رابط و ابراهيم ملكي در اين گروه قرار مي گيرد.اين آثار به لحاظ ساختار و شخصيت پردازي و شيوه پيام رساني ملهم از نمايشنامه هاي ترجمه شده بودند اما در ضمن مسائل سياسي و اجتماعي روز ايران را مورد بررسي قرار مي دادند.اصولاً اين دسته از نويسندگان، فارغ از دغدغه ايجاد فرم ويژه تئاتر ايراني با پذيرش اين مطلب كه تئاتر پديده اي وارداتي است (مثل راديو، تلويزيون)تنها را پيوند آن با جامعه ايراني را پرداختن به مسايل روز كشور مي دانستند.
2ـ ملي: كه نويسندگان مي كوشيدند با بهره جويي از ميراثهاي نمايشي پيشينيان ـ مثل تعزيه ـ تخت حوضي ـ نقالي و پرده خواني ـ آيين هاي نمايشي ـ چون مير نوروزي، كوسه گردي، كوسه برنشين و همچنين مراسم آييني ـ نظير مراسم زار و باد و آداب و رسوم و باور هاي ايرانيان مناطق مختلف ـ و بالاخره تيپ هاي اجتماعي خاص مردم اين سرزمين مزمي ملي متناسب با محتواي ملي ايجاد كنند از جمله اين نويسندگان مي توان به بهرام بيضايي، علي نصريان و بيژن مفيد و علي حاتمي اشاره كرد موضوع هاي انتخابي اين نويسندگان متنوع بوده و از مسايل روز سياسي و اجتماعي گرفته تا مسايل هميشگي فلسفي در آنها مطرح شده بود.
3ـ مدرن: كه نويسندگان فعال در اين شيوه با توجه به گرايش هاي سياسي، اجتماعي فلسفي و نمايشي خود گستره متنوعي از سبك ها و نويسندگان معاصر غرب ـ ار برتولت برشت با تئاتر پيك (روايي) او گرفته تا (بلكت) و (يونسكو) و رويكرد (ايزورد) و نويسندگان اكسپيد سيوسنيت ـ را سر مشق خود قرار داده با نفي قراردادهاي تئاتر ارسطويي و اصول نمايش(خوش ساخت)به خلق متون نمايش خود پرداختند(آژند، 1386: 43 ).
1-2-3 تاریخچه تئاتر دولتی در ایران
به طور کلی تئاتر در ایران به صورت دولتی اداره می شود. زمانی که ناصرالدین شاه قاجار در سال 1290 هجری که وی سفری به فرنگستان کرد. او تئاتر اروپایی را اندکی دیده بود و چون به ایران بازگشت، مسبب تحولی در اجرای تعزیه‌های درباری شد. در این دوره بود که “تکیه دولت” ساخته شد و بدعت دیگر، وجود تعزیه‌گردان بود که معادل ناظم نمایش یا رژیسور است. مقارن این احوال بود که نخستین رشته از نمایش های غیر مذهبی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سرمایه اجتماعی، نظریه بازی، سلسله مراتب Next Entries پایان نامه درمورد حاشیه نشینی، نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی