منابع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، مصرف مواد، بیماری مزمن

دانلود پایان نامه ارشد

دادن به این سوال احتیاجی به فکر کردن نداریم و جوابش را خوب می دانیم! زمانی تمام زندگی و فکر و ذکر ما به نوعی در مواد مخدر خلاصه شده بود. ما همیشه یا مشغول گرفتن و مصرف آن بودیم و یا به دنبال راه تهیه اش می گشتیم. ما زندگی می کردیم که مصرف کنیم و مصرف می کردیم که زندگی کنیم. خیلی ساده معتاد، زن یا مردی است که زندگیش را موادمخدر کنترل کند. ما کسانی هستیم در چنگال یک بیماری مزمن و پیش رونده گرفتاریم و همیشه عاقبتی چون زندان، تیمارستان و مرگ در انتظارمان است.
آن عده از ما که برنامه معتادان گمنام را پیدا کرده ایم، در مورد این که معتاد کیست؟ احتیاج به فکر کردن نداریم و جوابش را خوب می دانیم! تجربه ما بدین قرار است.(کمیته ترجمه،1385)
ما به عنوان معتاد، کسانی هستیم که مصرف هر ماده ای که افکار و احساسات را تغییر دهد، در هر قسمت زندگی مان تولید اشکال می کند. بیماری اعتیاد، به مراتب فراگیرتر از مصرف موادمخدر است. بسیاری از ما معتقدیم که این بیماری مدتها قبل از اولین بار مصرف، در ما وجود داشته است.(همان منبع)
اکثر ما قبل از آمدن به برنامه معتادان گمنام، خود را معتاد نمی دانستیم و اطلاعاتی که در دسترس داشتیم از جانب کسانی بود که خود اطلاعات نادرستی داشتند. ما تصور می کردیم تا وقتی که بتوانیم مصرف خود را برای مدتی متوقف کنیم اشکالی در کار نیست. ما به توقف های مان نگاه می کردیم نه به مصرف مان. هرچه بیماری ما پیشتر می رفت، کمتر به فکر توقف می افتادیم و فقط وقتی درمانده می شدیم گاه از خود می پرسیدیم: (( آیا ممکن است ربطی به موادمخدر داشته باشد؟))
ما معتاد شدن را خودمان انتخاب نکردیم، ما از بیماریی رنج می بریم که عوارض خود را به صورت رفتاری ضد اجتماعی نشان می دهد و در نتیجه تشخیص طبقه بندی و درمان ان بسیار دشوار است.( کمیته ترجمه،1385)
بیماری ما، ما را از مردم جدا کرده بود، و فقط در مواقع تهیه، مصرف و پیدا کردن موادمخدر با دیگران در تماس بودیم. بد رفتار، کینه جو، خودخواه و خود محور بوده و با دنیای بیرون قطع رابطه کرده بودیم. هرچیزی را که برای مان کاملا آشنا نبود، غریبه و خطرناک می نمود. دنیای ما محدود شده و زندگی مان در انزوا می گذشت. ما برای زنده ماندن مجبور به مصرف مواد بودیم و این تنها راهی بود که برای زندگی می شناختیم.
بعضی از ما با وجودی که از موادمخدر استفاده، سوء استفاده و استفاده نابجا می کردیم، اما هنوز خودمان را معتاد نمی دانستیم و همیشه به خود می گفتیم (( من جنبه اش را دارم )) . ما در مورد ماهیت اعتیاد، تصورات نادرستی داشتیم و فکر می کردیم معتاد کسی است که در خیابان دعوا مرافه کند، مرتکب جرم و خلاف شود، سرنگ کثیف مصرف کند و یا به زندان برود.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
وقتی با اعتیاد ما به عنوان جرم و ضعف اخلاقی برخورد شد، ما سرکش تر شده و بیشتر به کنج انزوا رانده شدیم. بعضی از اوقات نشئگی های مان حال خوبی داشت اما کارهای که باید برای ادامه مصرف می کردیم نشان دهنده وخامت اوضاع بود. ما در چنگال بیماری خود اسیر بودیم و مجبور بودیم برای ادامه زندگی به هر کاری دست بزنیم. ما مردم را آلت دست خود قرار داده و سعی می کردیم که چیز را در اطراف خود کنترل کنیم. دروغ می گفتیم، دزدی و خیانت می کردیم و خودمان را می فروختیم. ما باید مواد مصرفی خود را به هر قیمتی تهیه می کردیم. ترس و شکست به مرور زندگیمان را تسخیر کرد.(همان منبع)
یکی از جنبه های بیماری ما، نا توانی در رویارویی با زندگی – آن طوری که هست – بود. ما برای تحمل این دنیا ظاهراً خصم آلود، مواد مختلفی را آزمایش کرده ایم. ما در رویای پیدا کردن فرمول معجزه آسایی بودیم که بتواند مشکل اصلی ما را که – خودمان بودیم – حل کند. واقعیت این بود که ما دیگر نمی توانستیم از هیچ ماده ای که احساسات و افکار را از حالت طبیعی خارج می کند، حتی حشیش و الکل استفاده کنیم. دیگر موادمخدر حالمان را خوب نمی کرد.(همان منبع)
بعضی اوقات وقتی صحبت از اعتیاد می شد، حالتی تدافعی به خود می گرفتیم و حق مصرف خود را توجیه می کردیم، خصوصاً اگر نسخه دکتر هم در دست داشتیم به کارهای غیر قانونی و رفتار غیر طبیعی خود که ناشی از مصرف مان بود افتخار می کردیم و اوقاتی را که یکه و تنها، ترس وجودمان را فرا می گرفت به حال خود تاسف می خوردیم را (( از یاد می بردیم )). ما به دام الگوی انتخابی فکر کردن افتاده بودیم و فقط دوران خوش مصرف را به یاد می آوردیم. ما اوقاتی را که زندگی به صورت یک کابوس وحشتناک در می آمد نادیده گرفته و از واقعیت اعتیادمان رو گردان بودیم.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
قابلیت های عالی تر فکری و احساسی ما، مانند وجدان و قدرت دوست داشتن، شدیداً تحت تأثیر موادمخدر قرار گرفته، علم زندگی به حدود حیوانی تنزل پیدا کرده بود. ما خود را کاملا باخته بودیم و دیگر از احساس انسانیت هیچ خبری نبود. ممکن است این مطلب افراطی به نظر برسد. اما بسیاری از ما در چنین حالات و افکاری بوده ایم.
ما دائماً به دنبال جواب می گشتیم و منتظر این بودیم که شاید کسی، جایی یا چیزی باعث شودکه ناگهان همه چیز درست شود. دیگر توانایی روبرو شدن با مسائل روزمره را نداشتیم. با پیشرفت بیماری بسیاری از ما با زندان ها و مراکز درمانی سر و کار دائمی پیدا کردیم.(کمیته ترجمه،1385)
این تجربه ها نشان می داد که پای زندگی ما در جایی می لنگد. ما همیشه به دنبال راهی آسان برای فرار بودیم. بعضی از ما فکر خودکشی را می کردیم. تلاشها و کوشش های ما معمولاً کم ملاط و بی مایه بود و و به احساس خود کم بینی و بی ارزشی ما بیشتر دامن می زند، ما در دام سراب (( اگر این جوری شده بود ))، (( اگر اون جوری بشه)) و (( فقط همین یک دفعه )) گرفتار شده بودیم. ما حتی وقتی که برای گرفتن کمک به جایی مراجعه می کردیم، فقط در فکر تسکین درد خماری بودیم.(همان منبع)
ما بارها سلامت جسمی خود را بدست آورده بودیم، نا آن را با مصرف مجدد از دست بدهیم. سابقه نشان می دهد که برای ما مصرف موفقیت آمیز میسر نیست هرچقدر هم که ظاهراً موفق به نظر برسیم، مصرف مواد مخدر همیشه ما را به زانو در می آورد.
اعتیاد را هم مانند سایر بیماری های لاعلاج می توان متوقف کرد. ما هم موافقیم که معتاد بودن هیچ خجالتی ندارد. البته در صورتی که حاضر باشیم مشکل خود را صادقانه بپذیریم و برای حل آن قدم های مثبتی بر داریم. اکنون بدون هیچ شکی مایلیم اقرار کنیم که، به مواد مخدر، حساسیت داریم. عقل سلیم حکم می کند که بازگشت به عامل حساسیت مان دیوانگی است. تجربه به ما نشان می دهد که هیچ دارویی نمی تواند بیماری ما را درمان کند(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).

برنامه معتادان گمنام چیست؟
معتادان گمنام، یک انجمن غیر انتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به موادمخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است. ما معتادانی هستیم که در حال بهبودیم و اکنون به طور مرتب گردهم می آییم تا به کمک هم پاکی خود را حفظ کنیم. این برنامه، یک برنامه پرهیز کامل از هرگونه ماده مخدر است. تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است. پیشنهاد می کنیم که در این مورد روشن بین باشید و این فرصت را از دست ندهید. برنامه ما مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و ما می توانیم آنها را در زندگی روزمره خود بکار بندیم. نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد. ما به هیچ سازمانی وابسته نیستیم. حق عضویتی نداریم و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی نداریم. هرگز تحت نظر نبوده و نیستیم. هرکس که مایل باشد بدون در نظر گرفتن سن، نژاد، هویت جنسی،اعتقاد ویا مذهب می تواند به ما بپیوندد.(همان منبع)
برای ما مهم نیست که شما چه چیز و چقدر مصرف کرده اید و یا آن را از چه کسی و از کجا خریده اید، کارهایی که در گذشته کرده اید و یا دارائی و نداری شما برای ما بی تفاوت است. تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد، این است که شما می خواهید در مورد مشکل تان چه بکنید و ما چطور می تواین به شما کمک کنیم. در این جا تازه واردان از همه مهمترند، زیرا ما فقط با در میان گذاشتن آن چه که داریم، می توانیم آن را حفظ کنیم. تجربه گروهی ما نشان می دهد کسانی که بطور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.
معتادان گمنانم، انجمن مردان و زنانی است که می آموزند چگونه بدون موادمخدر زندگی کنند. ما جمعیتی غیر انتفاعی هستیم و هیچ گونه حق عضویت و شهریه ای به هیچ شکل نداریم. هریک از ما حق عضویت خود را قبلا پرداخت کرده است. ما تاوان حق بهبودی مان را پرداخته ایم.(همان منبع)
ما معتادانی هستیم که بر خلاف انتظار، از مهلکه اعتیاد جان سالم بدر برده ایم و اکنون به طور مرتب گرد هم می آییم. ما برای شنیدن پیام بهبودی، به داستانهای اعضای مان گوش فرا داده و نسبت به حرفهای صادقانه واکنش مثبت نشان می دهیم. ما متوجه شده ایم که سرانجام برای ما هم امید وجود دارد.
ما از ابزاری که معتادان در حال بهبودی، به کمک آن، زندگی بدون موادمخدر را در N.A آموخته اند، استفاده می کنیم. قدم های دوازده گانه، ابزار مثبتی هستند که بهبودی ما را ممکن ساخته اند. هدف اصلی ما پاک ماندن و رساندن پیام بهبودی به معتادی ازست که هنوز در عذاب می باشد. مشکل مشترک ما اعتیاد، باعث اتحاد ما شده است. ما با رفتن به جلسات، صحبت کردن و کمک به سایر معتادان قادر به حفظ پاکی خود می شویم. تازه وارد مهمترین فرد در هر جلسه است، زیرا ما فقط با درمیان گذاشتن آن چه که داریم می توانیم آن را حفظ کنیم.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
معتادان گمنام، تا کنون با بیش از صدها هزار معتاد سر و کار داشته است و در این مورد سال ها تجربه دارد. این تجربه مستقیم و دست اولی که ما از تمام مراحل مختلف بیماری و بهبودی پیدا کرده ایم، خاصیت درمانی بی نظیری در خود دارد و ما مایلیم آن را به رایگان در اختیار هر معتادی که می خواهد بهبود پیدا کند قرار دهیم.
پیام بهبودی ما بر مبنای تجربه ماست. قبل از پیوستن به انجمن تمام قوای ما با کوشش بیهوده ای که به خاطر مصرف موفقیت آمیز می کردیم، تحلیل رفته بود و متحیر بودیم که ایرادمان در کجاست. پس از ورود به NA ما خود را درمیان گروه بسیار خاصی از مردم پیدا کردیم. آن ها با آن که درست مثل ما افراد رنج دیده ای بودند، اما بهبود پیدا کرده بودند. تجربیاتی که آن ها به رایگان با ما در میان گذاشتند، سبب شد که امید در دل ما زنده شود و فکر کنیم که اگر این برنامه برای آن ها کار کرده است، برای ما هم کار می کند.(همان منبع)
تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف است. ما دیده ایم که این برنامه برای هر معتادی که از صمیم قلب و صادقانه تمایل به قطع مصرف داشته باشد، کاربرد دارد. در بدو ورود حتماً لازم نیست که ما پاک باشیم، اما پس از جلسه اول، به تازه واردان پیشنهاد می شود شرکت در جلسات را ادامه دهند و پاک بیایند. لزومی ندارد منتظر اوردوز، یا زندان شویم و بعد دست کمک به سوی معتادان گمنام دراز کنیم، اعتیاد حالت بلاچاره ای نیست که امکان بهبودی در آن وجود نداشته باشد.(همان منبع)
ما با معتادانی نظیر خود که پاک هستند آشنا می شویم. با دیدن رفتار و شنیدن حرف های آن ها متوجه می شویم که آن ها راه زندگی بدون مواد مخدر و لذت از آن را پیدا کرده اند. ما دیگر مجبور نیستیم با محدودیتهای گذشته خود بسازیم. اکنون می توانیم عقاید کهنه و قدیمی خود را مورد بررسی مجدد قرار دهیم و آن ها را تصحیح و یا با عقاید تازه تری تعویضشان کنیم.
ما زنان و مردانی هستیم که متوجه شده ایم و معترف هستیم که در مقابل اعتیادمان عاحزیم و وقتی مصرف می کنیم بازنده می شویم.(کمیته ترجمه،1385)
وقتی ما متوجه شدیم که نه می توانیم با موادمخدر و نه بدون آن، زندگی کنیم به جای شکنجه خود، دست کمک به سوی NA دراز کردیم. این برنامه در زندگی ما معجزه می کند. ما به مرور به انسانهای دیگری تبدیل می شویم. به کارگیری قدم ها و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، مصرف مواد، ابتلا به بیماری Next Entries منابع پایان نامه با موضوع مواد مخدر، جبران خسارت، مصرف مواد