منابع پایان نامه با موضوع منابع محدود، اقتصاد دانش، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

بعد مي توان بررسي نمود: سطح کلان و سطح خرد. در سطح کلان ثبات سياسي جهان پس از جنگ جهاني دوم، زيربنايي اساسي در رشد صنعت گردشگري از 1950تاکنون بوده است. در سطح خرد نيز، اين مسايل بررسي مي شود که تا چه حد بي ثباتي سياسي تاثير منفي در صنعت گردشگري در کشورهاي مختلف داشته است؛ مثلا کشورهايي مانند :لبنان، زيمباوه، اسرائيل و غيره. در رقابت پذيري سياسي موضوعاتي مانند بازسازي سياسي نيز مطرح مي شود در بازسازي سياسي استقلال برخي مناطقي که قبلا تحت استعمار قدرت هاي دنيا مانند انگليس، فرانسه، اسپانيا، پرتغال، و ايتاليا بودند را شاهد هستيم که اين موضوع بر رقابت پذيري گردشگري اين کشورها تاثير گذار است. بازسازي سياسي فرآيندي است که باعث ظهور دولت هاي ملي بسياري شد. از ديگر مسايل سياسي مي توان به موضوع زير اشاره کرد؛ ايجاد نهادهاي جديد سياسي در نتيجه تغيير وفاداري هاي سياسي که با افزايش دموکراسي جهاني به وجود آمدند. در حاليکه جاذبه هاي فيزيکي خود به تنهايي تغيير قابل توجهي نکرده اند، کنترل سياسي قدرت هاي مختلف هم جذابيت و هم در دسترس بودن آنها را تغيير داده است.
يکي از موضوعات مهم در رقابت پذيري سياسي رنسانس شهر- کشور مي باشد. در رنسانس شهر کشور، شاهد رشد و توسعه شهرهاي بزرگي هستيم که تعدادشان زياد نيست. اين شهرها افراد محلي و بين المللي را به سمت خود جذب مي کنند و تبديل به مراکز مهم فرهنگي اقتصادي شده اند. توجه به اين نکته ضروري است که توانايي مديريت و بازاريابي ابعاد گردشگري در شرايطي کنترل شده يک امتياز رقابت پذيري محسوب مي شود.
رقابت پذيري تکنولوژيکي به تازگي در حوزه رقابت پذيري مطرح شده است. با وجود اينکه عاملي کوچک در تعيين جذابيت مقاصد محسوب مي شود، عاملي بزرگ در ترفيع و توزيع تجارب سفر در بسياري از مقاصد است. سيستم هاي رزرواسيون مرکزي(Central Reservation System) در مقصدها مثال خوبي در اين زمينه است. در نتيجه مقاصدي که فاقد خطوط هوايي هستند ، مزيت بزرگي را از دست مي دهند.
اينترنت آخرين تاثير تکنولوژي بر رقابت پذيري مقاصد است. استفاده سنتي از مواد منتشر شده به عنوان يکي از منابع اطلاعاتي براي ترويج مقاصد، به طور قابل ملاحظه اي رد شده است. اينترنت به مقاصد کوچکتر و ضعيف تراين امکان را داد که با هزينه اي اندک به بازار جهاني دسترسي داشته باشند. همچنين تکنولوژي بر توانايي مقاصد و شرکت هاي موجود در آنها، در افزايش کيفيت تجارب بازديدکنندگان، اثر داشته است بدين طريق که مي توانند بازديدکنندگان را در حين بازديد از مقصد، آموزش داده و به آنها اطلاعات لازم را داد. چالشي که مقصد ها با آن روبرو هستند اين است که دانستن اينکه کدام نوع از تکنولوژي واقعا مورد نظر بازديدکنندگان است و به اين ترتيب کدام نوع به جاي ايجاد دلخوري و يا سردرگمي، مزيت رقابتي واقعي را فراهم مي کند که هزينه اي نا مطلوب و غير ضروري هم نباشد.
ابعاد زيست محيطي در عملکرد يک مقصد و رقابت پذيري، به آرامي در دو حوزه عملي و اخلاقي رو به رشد است. در حوزه عملي، بازديدکنندگان به طور فزاينده اي از مقاصدي که به دليل توسعه بيش از اندازه و يا منابع ضعيف نظارتي، دچار تخريب شده، فاصله گرفته اند. در حوزه اخلاقي نيز، ممکن است بسياري از بخش هاي بازار به سادگي با اشکال خاص توسعه گردشگري در مناطقي خاص، مخالفت کنند.
چيزي که يک مقصد گردشگري را واقعا رقابتي مي کند، توانايي آن در افزايش مخارج گردشگري است که به طور فزاينده اي بازديدکنندگان را جذب و تجاربي رضايت بخش و به ياد ماندني براي آنها فراهم کند، و اين کار را بايد با روشي سودآور و در حاليکه رفاه ساکنين مقصد را افزايش و سرمايه طبيعي مقصد را براي نسل هاي آينده حفظ مي کند، انجام دهد.

-2-4-7شهرهاي رقابت پذير اروپا
مطالعات اخير در انگليس رقابت پذيري شهري را در قالب 6 ويژگي ارائه کرده است ( تفاوت هاي اقتصادي، نيروي کار ماهر، ارتباطات، ظرفيت استراتژيک جهت بکارگيري توسعه بلند مدت راهبردي، نوآوري در توليدات و سازمانها،کيفيت زندگي). اين مطالعات دريافت که يک نيروي کار ماهر انتقادي بر شهرها است، و کيفيت زندگي عنصر مهم فزاينده اي در جذب طبقه ماهر است. شهرهايي با محط طبيعي خوب، معماري متفاوت، دسترسي به امکانات طبيعي و غيره در حال تلاش براي نگهداري و بهبود اين شرايط هستند.
سطح رقابتي شهرها و مناطق بطور فزاينده اي به عنوان عناصر حياتي در موفقيت اقتصاد ملي محسوب مي شوند.اين بدين معني است که آنچه باعث رقابتي شدن يک شهر يا منطقه مي شود و از سوي ديگر آنچه محدود کننده اين رقابت است، براي آينده اقتصاد داراي اهميت است.
چيزي که بطور گسترده اي مورد توافق عموم است اين است که هدف رقابت پذيري بالا بردن استانداردهاي زندگي براي تمام کساني است که در شهر زندگي مي کنند
شهرها مرکز ارتباطات جديدي هستند که آنها را به بخشهايي از فرهنگ و صنعت خلاق، توريسم و توريسم فرهنگي مرتبط مي کند. گسترش اين بخش ها بزرگترين پاسخ را به اقتصاد شهري و بحران کارگري و رقابت قوي تر بين شهرها فراهم مي کنند.
اغلت موارد آگاهي هاي ما در مورد نمادهاي معماري جديد، ساختمان هاي جديد بعنوان موزه ها يا پارک ها، رويدادهاي جديد فرهنگي، براي تشخيص مفاهيم مهم شهري هستند، با هدف جذب جريانهاي توريستي يا گسترش فرهنگ، اما بيشتر از آن با هدف ايجاد جذابيت بيشتر براي شهر.(landry and bianchini. 1995; porter and Shaw, 2009)
رقابت پذيري شهري، مجموعه اي از سياست هايي اند که شهرها براي جذب سرمايه گذاري بين المللي، مانند منابع مالي و انساني، از طريق فرهنگ و توريسم بطور گسترده اي کسب مي کنند.
توضيح اين رابطه جديد و قوي در فرايند انتقال اقتصاد که فرهنگ و توريسم را به عنوان دو عنصر مهم اقتصاد شهري نشان مي دهد، قابل بيان است. (McNeil and While, 2001; Scott 2001; (Hall, 2000

5-2- خلاقيت
امروزه در روند جهاني شدن، خلاقيت يکي از مهم ترين عوامل رشد و موفقيت شهرهاي خلاق به شمار مي رود؛ ليکن شهر تهران که در زمره 20 ابر شهر جهان قرار دارد، به تناسب نقش و جايگاه بين المللي خود سهم عمده اي در بروز فعاليتهاي نوآورانه و عرصه اقتصاد خلاق ندارد (روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 1706). همچنين در حالي که بر اساس تحقيقات “ريچارد فلوريدا”(Richard (Florida, 2002 جذب و حفظ افراد “طبقه خلاق” (Creative Class) و ماهر از ملزومات اصلي توسعه و توفيق شهرهاي رقيب در عرصه اقتصاد دانش پايه مي باشد؛ ايران و از جمله تهران به دليل دارا بودن يکي از بالاترين آمار مهاجرت افراد تحصيل کرده و ماهر به خارج از کشور و بازگشت اندکي از آنان به کشور فاقد توان جذب و حفظ طبقه خلاق مي باشد(The World Bank, 2006) . لذا در صورت عدم چاره انديشي براي اين مسئله و ادامه وابستگي شهر به منابع محدود طبيعي، در آينده جايگاه تهران در عرصه بين المللي بيش از پيش تضعيف خواهد شد.
-2-5-1تئوري هاي خلاقيت در شهرسازي
اين تئوريها شامل تئوري هاي ريچارد فلوريدا و چارلز لندري به شرح زير اند :
* جذب و حفظ طبقه خلاق از فلوريدا – شهر افراد مستعدTalented city
* برنامه ريزي شهر خلاق از چارلز لندري – شهر خلاقCreative city

ايده هاي فوق هر دو پاسخي به انتقال به اقتصاد بعد صنعتي مي باشند. هر دو ايده متمايز از هم بوده، ليکن مي توانند در يک زمان هر دو درست باشند. به عيارت ديگر نقض کننده يکديگر نمي باشند. ايده فلوريدا حمايت کننده اقتصاد خلاق به وسيله تشخيص افزايش قدرت جذابيت يک مکان براي کشاندن طبقه خلاق به آن مکان بعنوان توليد کنندگان خلاقيت مي باشد. لندري در مورد راههاي نوآوري کردن در عمل برنامه ريزي و حکمراني براي تشکيلات اجرائي يک ناحيه در راستاي پرورش محيط هاي شهري زاينده فعاليتها و همکاري هاي خلاق بحث مي نمايد. تئوري فلوريدا به دليل محور قرار دادن بحث کيفيت مکان به عنوان قدرت جذابيت يک مکان از اهميت خاصي برخوردار مي باشد.

ابعاد اجتماعي خلاقيت
در ديدگاه فلوريدا، فرهنگ باز که مردم را مجبور نمي کند که در قالب خاصي عمل کنند و به ما اجازه مي دهد که خودمان باشيم و فرم هاي مختلف خانواده و هويت انساني را مجاز مي شمرد، نه تنها بازه امکانات خلاقيت انسانها را محدود نمي کند بلکه آن را پرورش و ارتقاء نيز مي دهد. و اين امر با ديدگاه سنتي در مورد ارتباط فرهنگ و رشد اقتصادي تناقض دارد. نظريه پردازان سنتي (از جمله ماکس وبر، ادوارد بنفيلد36 و دنيل بل37) ادعا مي کردند که فرهنگي که کار سخت و تلاش را تشويق مي کند و مردم را از سرگرميهايي که به کار ربطي ندارند (مانند بازي و تفريح) بر حذر مي دارد، باعث رشد اقتصادي مي گردد. در اين ديدگاه فرهنگ با تمرکز به انرژي گذاشتن و تلاش بر روي کار باعث رشد اقتصادي مي گردد. در حالي که انسان ها با هر فرهنگي تمايل دارند که بين کار و ساير سرگرميها تفاوت قائل شوند. انسان ها ظرفيت هاي بي پاياني دارند که کليد رشد اقتصادي هم باروري اين پتانسيل هاست که اين امر هم با يک فرهنگ باز38 ممکن مي گردد.

مقايسه سرمايه هاي خلاق، انساني و اجتماعي
در ديدگاه سرمايه انساني، رشد اقتصادي در مکان هايي که مردم در سطح بالا اموزش ديده و تحصيل کرده اند، اتفاق مي افتد. از ديدگاه تئوري سرمايه خلاق، مردم خلاق قدرت ايجاد رشد اقتصادي منطقه اي را دارا مي باشند.
تئوري سرمايه خلاق از 2 جنبه با تئوري سرمايه انساني تفاوت دارد :1- اين تئوري گونه خاصي از سرمايه انساني – مردم خلاق – را به عنوان کليد رشد اقتصادي معرفي مي نمايد و 2- اين تئوري فاکتورهايي را که شکل دهنده تصميمات اين مردم براي مقيم شدن و سکونت در جايي مي باشند را بيان مي کند.
رابرت کوشينگ39 متخصص آمار دانشگاه تگزاس، بطور سيستماتيک سه تئوري اصلي رشد منطقه اي شامل : سرمايه اجتماعي، سرمايه انساني و سرمايه خلاق را مورد آزمايش قرار داده است. وي دريافت که تئوري سرمايه اجتماعي ارتباط کمي با رشد منطقه اي پيدا مي کند. در حالي که تئوري سرمايه انساني و سرمايه خلاق بسيار مهمتر از تئوري سرمايه اجتماعي با چنين رشدي مرتبط مي باشند. علاوه بر اين وي دريافت که اجتماعات خلاق و اجتماعات واجد سرمايه اجتماعي در دو جهت مخالف هم حرکت مي کنند. اجتماعات خلاق مرکز تنوع، نو اوري و رشد اقتصادي مي باشند. در حالي که اجتماعات واجد سرمايه اجتماعي چنين خصوصياتي ندارند.

جغرافياي خلاقيت
مکان ها گهواره پرورش خلاقيت، نوآوري و صنايع جديد هستند. طبق تحقيقات فلوريدا، اقتصاد خودش به طور فزاينده اي در اطراف مکان هاي تمرکز مردم شکل مي گيرد و به اين صورت نيست که ابتدا اقتصاد در فضايي ساکن شود و سپس مردم در آن مکان ساکن شوند. مردم خلاق به دلايل سنتي مانند جذابيتهاي کالبدي جذب مکانها نمي شوند. جذابيتهاي کالبدي که بيشتر شهرها بر احداث و گسترش بر آنها تاکيد دارند مانند استاديوم هاي ورزشي، آزادراه ها، بازارهاي شهري و حوزه هاي تفريحي – گردشگري براي جذب بسياري از مردم طبقه خلاق، نامربوط، ناکافي يا غير جذاب مي باشند. آنچه که مردم طبقه خلاق در اجتماعات جستجو مي نمايند، تجربه هاي فراوان با کيفيت بالا، باز بودن و پذيرا بودن براي انواع و اقسام انسان ها و مهم تر از همه فرصت داشتن هويت خود بصورت مقبول و موجه (به عنوان انسان هاي خلاق) مي باشد.
-2-5-2نقد هاي وارد شده بر تئوري خلاقيت
اين انتقاد بر ايده طبقه خلاق وجود دارد که اين مفهوم نخبه گرايانه و جدا کننده است. در حالي که در نظريه فلوريدا هر انساني خلاق مي باشد. فلوريدا بيان مي کند که وي اين واژه را مانند واژه هايي از جمله کارگران دانايي40، جامعه آگاهي41 و اقتصاد با تکنولوژي پيشرفته و مانند اين ها که به طبقات اجتماعي اشاره و توجه دارند، بکار نبرده است. وي اين وازه را به دو دليل به کار برده؛ يکي اين که اين واژه به دقيق ترين و مهم ترين صورت منبع واقعي ارزش اقتصادي، که همان خلاقيت انسان است را بيان مي نمايد و ديگري اين که اين وازه يک ساخت هوشمند است که همه صورتهاي ظرفيتهاي انساني (ظرفيت خلاقيت انساني) را در بر مي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع توسعه شهر، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد زنجیره تامین، مدیریت زنجیره تامین، مدل سازی