منابع پایان نامه با موضوع ملك، بيت:‌، النظير، شمشير

دانلود پایان نامه ارشد

نيست.

30)فرخنده خسرويست كه در جنب همتش نه چرخ و هشت خلد و دو گيتي محقرست
نه چرخ: نه فلك بيت 24
هشت خلد: هشت جنت بيت 24
دو گيتي: دنيا و آخرت
بين نه و هشت و دو مراعات النظير وجود دارد.
معني بيت:‌ ممدوح، پادشاهي خجسته فر است كه در كنار همت او نه فلك و هشت بهشت و دو جهان محقر و ناچيز است.

31)سرور به تيغ شد نه به حيلت كه نزد عقل در ملك، سروري به سر تيغ و خنجرست
در اين بيت (با كمي مسامحه) رد العجز علي الصدر وجود دارد.
معني بيت: اين پادشاه و ممدوح به سبب شمشير و تيغ خود سرور عالميان شد نه با حيله و تزوير و چاره‌گري چرا كه عقلاً، سروري و بزرگي در ملك به وسيلة سر شمشير و دشنه ميسر است.

32)در بزم، زر چو قطره و دستش چو ميغ شد در صف، عدوش رو به و تيغش غضنفرست
ميغ: ابر
غضنفر: شير
بين روبه و غضنفر مراعات النظير وجود دارد.
معني بيت: در مجلس بزم و شادي زر و طلا در برابر دستان بخشندة ممدوح كه چون ابر باران زا بود چون قطره هايي بود كه از ابر مي چكيد. و در ميدان جنگ، دشمنش مانند روباه ترسو و در فكر چاره گري و شمشير ممدوح چون شيري غران بود.

33)گر هر كسي مسخر دور سپهر شد بنگر بدو كه دور سپهرش مسخرست
با كمي مسامحه در بيت صنعت رد العجز علي الصدر وجود دارد.
در بيت صنعت طرد و عكس يا تبديل و عكس (از آرايه هاي بديع لفظي) وجود دارد.
معني بيت:‌اگر كسي سخره و رام گردش آسمان گشت، اگر به ديدة تحقيق بدو بنگري در مي يابي كه گردش آسمان هم سخرة اوست.

34)چرخ بنفشه رنگ سيه دل ز هيبتش بي خورد و خفت شب همه شب همچو عبهرست
بنفشه: قصيده 5 بيت 35
چرخ بنفشه رنگ:‌ كنايه از سپهر نيلگون، آسمان كبود (فرهنگنامه شعري).
سيه دل: كنايه از كينه ور، بدانديش، بد كردار، ظالم (همان)
سپيد كار سيه دل سپهر سبز نماي كبود سينه و سرخ اشك و زرد رويم كرد
(خاقاني، ديوان، ص 864)
عبهر: نرگس كه در ميان آن زر باشد به خلاف شهلا كه سياه باشد و در معني ياسمين و بستان افروز هم آمده (لغت نامه). نيز قصيده 6 بيت 7.
شب همه شب:‌ تمام و سراسر شب
بين بنفشه رنگ و سيه مراعات النظير و نيز بين خورد و خفت تناسب وجود دارد.
معني بيت:‌ آسمان بنفش از هيبت وهراس او شبها به سياهي و تاريكي مي گرايد و بي خواب و خوراك مي‌گردد و همچون ديدة عبهر هميشه بيدار مي ماند.

35)عرش مجيد پيش دلش كم ز خردليست بحر محيط پيش كفش كم ز فرغرست
عرش: قصيده 2 بيت 24.
مجيد: داراي مجد، بزرگوار، بلندمرتبه، جمع: امجاد (معين)
عرش مجيد: كنايه از آسمان نهم، فلك الافلاك (فرهنگنامه شعري).
خردل:‌ دانه باشد به غايت كوچك تيز مزه. اين عربيست نه فارسي به هندي رائي گويند. (غياث)
بحر محيط: نام دريايي به مغرب بي منتها، اين دريا پارسي طيلساني است از درياي بزرگ كه آن را بحر اخضر خوانند و بحر محيط نيز گويند. (فرهنگ لغات و تعبيرات)
فرغر: بر وزن صرصر، خشك رودي را گويند كه سيلاب از آنجا گذشته باشد و در هر جايي از آن قدري آب ايستاده باشد و به معني جوي آب هم آمده است. (برهان)
در بيت آراية موازنه رعايت شده است.
معني بيت:‌ فلك الافلاك و آسمان نهم، مقابل دل ممدوح من از خردل (دانه كوچك) كم است و بحر اخضر در پيش كف دست بخشندة ممدوح من از خشك رود و يا جوي آب كمتر و حقيرتر است.

36)گر گويمش كه عمر و حيدر صفت سزد كو در صفت چو عمر و در صف چو حيدرست
عمر: خليفة دوم كه در ميان اهل سنت به عدالت مشهور بود.
عمر به ضرورت وزن مشدد تلفظ مي شود.
شاعر با تكرار صفت، عمر و حيدر، آرايه‌ي تكرير ايجاد كرده است.
معني بيت: اگر او (ممدوح) را به صفت عمر و حيدر (علي (ع)) متصف سازم سزاوار است چرا كه او در صفت چون عمر است و عدالتي چون او دارد و در مصاف و ميدان جنگ مانند حضرت علي (حيدر كرار) است.

37)خورشيد نزد عرصه قدرش چو پشه‌ايست سيمرغ پيش مخلب قهرش كبوترست
سيمرغ: قصيده 2 بيت 19
مخلب: چنگال
مخلب قهر: اضافه استعاري
بين پشه و كبوتر و سيمرغ تناسب (و يا تضاد) وجود دارد.
معني بيت: خورشيد نزد قدر و مرتبه ممدوح من مانند پشه اي حقير است و عنقا در مقابل چنگال قهر و غضب او چون كبوتر مغلوب است.

38)هر صبحدم ز رشگ دل و طبع روشنش قرص فلك ز ديده به خون جگر درست
قرص فلك: كنايه از خورشيد
معني بيت: هر صبحگاهان از حسد دل و طبع روشن ممدوح، چشم خورشيد، اشك خونين و خون جگر خود را جاري مي سازد.

39)رويش چو ديد فتح و ظفر گفت ديرزي كز رشگ روي تو رخ گردون مجدرست
ديرزي: عمرت طولاني باد!
مجدر: آنكه دچار آبله شده، آبله رو، به شكل صورت آبله دار. (معين)
در بيت تشخيص وجود دارد. (فتح و ظفر)
آبله روي گردون: احتمالاً اشاره به ستارگان و روشنان فلك دارد.
معني بيت:‌ وقتي كه فتح و پيروزي روي ممدوح را مشاهده كرد، گفت كه عمرت دراز باد كه از حسد ديدن جمالت، گردون آبله روست. (اشاره به فلك كه پر از ستارگان است).

40)نقش نگين تو خلل ملك و دشمن است درج مديح تو حسد درج گوهر است
درج: پيچيدن چيزي در چيز ديگر، گنجانيدن و نوشتن مطلبي در كتاب، رساله و مانند آن، نامه، طومار، نوشتة منظوم يا منثوري كه شاعر يا نويسنده جهت اظهار كمال هميشه با خود دارد. (معين)
درج: جعبه اي كوچك كه در آن جواهر و زينت آلات و انواع عطر نهند؛ طبله (معين). صندوقچه درو گوهر (فرهنگنامه شعري)
در بيت موازنه وجود دارد.
بين دَرج و دُرج جناس ناقص وجود دارد.
شاعر از غيبت به خطاب عدول كرده است (التفات).
معني بيت: نقش و خاتم نگين انگشتر تو موجب تباهي در پادشاهي و سرزمين دشمن است و مندرجات مديحه هاي تو موجبات حسدورزي صندوقچه جواهر را فراهم آورده است.

41)در دفترست مدح تو مسطور و زين قبل خصمت سپيد دست و سيه دل چو دفترست
مسطور: نوشته شده
سپيد دست: قصيده 4 بيت 13
در اين بيت صنعت ردالعجز علي الصدر وجود دارد.
معني بيت:‌نقش نگين پادشاهي تو در ملك و سلطنت دشمن، خلل افكنده است (يعني شكوه سلطنت تو پادشاهان ديگر را مقهور ساخته و نوشتن مدح تو در اشعار من، صندوقچه گوهر و جواهر را به رشك انداخته). ((مديح من درباره تو از گوهر باارزش تر است))

42)بر بيرقت ز طره بلقيس پرچم است بر يغلقت ز پنجه سيمرغ شهپرست
بيرق: علم و درفش
طره:‌ قصيده 13، بيت 13
بلقيس: ملكه شهر “سبا” معاصر سليمان بن داود كه به ملاقات او رفت. در روايات وي همسر سليمان معرفي شده است. (معين). نيز تعليقات ديوان مجير. ص 522
پرچم:‌ قصيده 4 بيت 75
يغلق:‌ به فتح، تير پيكان دار
هنوزش پر يغلق در عقاب است هنوزش برگ نيلوفر در آب است
(نظامي، به نقل از تعليقات ديوان مجير)
شهپر: بال بزرگ، شهبال (معين)
پنجه سيمرغ: تشبيه وهمي
بين بيرق، پرچم، شهپر و يغلق تناسب وجود دارد.
معني بيت: اي ممدوح! از موي پيشاني ملكة سبا، بر بيرقت، علم و پرچم و از پنجة سيمرغ بر تير پيكان‌دارت شهبال است.

43)گرچه ملوك جز تو درين عصر ديگرند بشنو ز من كه دولت و فر تو ديگر است
معني بيت: اي پادشاه! اگرچه جز تو نيز در اين زمانه پادشاهاني وجود دارند، ولي اين را بدان كه دولت و شكوه تو، از همة آنان ممتاز و متمايز است.

44)روي كرم به طبع لطيفت مزين است جعد سخن به مدح شريفت معنبرست
روي كرم:‌اضافه استعاري
جعد:‌ پيچش (گيسو)، مجعد (گيسو) (معين).
جعد سخن: اضافه استعاري
در بيت آرايه موازنه رعايت شده است.
معني بيت:‌ بزرگواري با طبع و سرشت لطيف تو زينت يافته و پيچش و تاب و كشش سخن با مدح شريف تو عنبرين و خوشبو شده است.

45)پشت زمين ز عدل تو چون صحن جنت است روي فلك ز جود تو پر زر و زيورست
در بيت آرايه موازنه رعايت شده است.
بين روي و پشت تضاد وجود دارد.
معني بيت: اي پادشاه آنسوي كره خاكي از عدالت تو مانند عرصه بهشت و روي فلك از بخشش تو پر زر و زينت است.

46)در حضرتت مجير به عز قبول تو شيرين حديث و خوش سخن و سحرپرورست
در بيت تنسيق الصفات وجود دارد.
معني بيت:‌ پادشاها! مجير در درگاه تو با عزت مقبولي تو شيرين سخن و خوش حديث و شاعر ساحر است.

47)طبعش چو تيغ جان شكرت تيز و روشن است شعرش چو لفظ پرشكرت نغز و دلبرست
جان شكر:‌ گيرندة جان، شكار كنندة جان (فرهنگ‌نامه شعري).
نغز: خوب، عجيب و بديع، نرم و لطيف (معين).
در بيت موازنه رعايت شده است.
معني بيت: پادشاها، طبع مجير مانند شمشير جان گيرنده تو برنده و براق است و شعر او مانند سخنان پرشكر و شيرينت تازه و دلنشان است.

48)نثرش شگفت منطقي تيز فكرت است نظمش شگفت عنصري مدح گسترست
شگفت: ‌مايه شگفتي
بين منطقي و عنصري مراعات النظير و نيز بين نثر و نظم تناسب وجود دارد.
معني بيت: نثر مجير ماية شگفي منطقي، شاعر تيزبين و نكته سنج و نظم او مايه تعجب عنصري مديحه سراست.

49)خرم نشين كه موكب نوروز در رسيد مي خور كه بخت بر در و معشوق در برست
موكب:‌ كوكبه، خدم و حشمي كه در معيت بزرگ يا پادشاهي حركت مي كنند.
بين بر در و در بر نوعي جناس (مقلوب) وجود دارد.
معني بيت: اي پادشاه! شاد باش كه نوروز فرا رسيد و شاد خواري و شرابخواري كن كه خوشبختي سراغت آمده و معشوق را در كنار گرفته اي.
50)زربخش و رطل گير و طرب جوي و عيش كن كز دست خنجر تو عدو دست بر سرست
رطل:‌ واحد وزن معادل دوازده اوقيه، پياله شراب؛‌ جمع: ارطال؛ در اينجا همين معني اخير مقصود است.
دست بر سر:‌ كنايه از سرگشته و حيران و غمگين و رنجور (فرهنگنامه شعري)
معني بيت:‌ اي پادشاه! زرافشاني كن و پياله شراب به دست گير و شراب بخور و طرب جوي و خوش بگذران؛ چرا كه دشمن از دست شمشير و دشنة تو سرگشته و غمگين و رنجور شده است.

51)بختت قوي و ملك قويم و فلك رهي است شغل طرب ميسر و گردون مسخر است
قويم: قائم و راست و پابرجاي.
رهي: چاكر
بين قوي و قديم جناس زايد (مذيل) وجود دارد.
معني بيت: اي شاه بزرگ! همواره بخت يارت و خوشبختي و پادشاهي ات استوار است و فلك چاكرتست و كار شادخواري‌ات ميسور و سهل الوصول و گردون رام و سخره تست.

52)چون روز نو رسيد درين بزم چون بهشت مي خور كه روز خصم تو چون روز محشرست
روز نو: نوروز و عيد
روز دوم به معني روزگار است.
روز محشر:‌ روز رستاخير، قيامت (همان)
در بيت (با كمي مسامحه) رد العجز علي الصدر وجود دارد.
معني بيت: اي ممدوح گرانقدر! وقتي در اين مجلس و بزم چون بهشت، عيد و نوروز فرا رسيد، ميخواري كن كه روزگار دشمنت مانند روز رستاخير تيره و تار است.

وزن قصيده:
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلان
بحر:
منسرح مثمن مطوي مخبون موقوف

اين قصيده نيز در مدح قزل ارسلان سروده شده و در آن شاعر با توصيف پادشاه و تشبيه او به يوسف و عيسي و موسي، او را داراي يد بيضا و دم عيسوي و همت بلند توصيف نموده، شاهي كه حادثات و آفات را از زمانه پاك نموده و دشمنان به واسطه قدرت شمشير و سپاهيان او نابود گرديده اند و كار ملك و فتح و ظفر همچون قد خط كش راست گرديده است. در آخر قصيده، شاعر براي ممدوح آرزوي عمر ابدي كرده است.

1)شش جهت ملك را كار يكي درده است كز پس هفتم قران ملك به دست شه است
شش جهت ملك:‌شش جهت خاك؛ قصيده 4 بيت 76
را: در اينجا علامت مضاف اليه است (كار شش جهت ملك)
يكي درده شدن:‌كنايه از افزون شدن، رونق يافتن
قران: قصيده 11 بيت 16- نيز قصيده 17 بيت 12
هفتم قران: همان
بين شش، يكي، ده و هفتم مراعات النظير يا تناسب وجود دارد.
معني بيت:‌شش جهت ملك سلطنت به واسطه وجود تو رونق گرفته و كار ملك رو به تزايد و فزوني نهاده زيرا كه ملك سلطنت بعد از قران هفتمي به دست تو افتاده است و تو پادشاه صاحبقران و كامران زمانه هستي.

2)مادر هفت آسمان گر چه همه فتنه زاد تا به مراد دلش حامله شد نه مه است
هفت آسمان: هفت فلك كه عبارتند از فلك ماه، عطارد، زهره، خورشيد، بهرام، مشتري، كيوان. (فرهنگنامه شعري)
مادر هفت آسمان: اضافه تشبيهي و يا اينكه مادر هفت آسمان مثل مادر دهر، كنايه از روزگار و دنياست.
بين مادر، زاد، حامله و نه مه تناسب وجود دارد.
بين هفت و نه مراعات النظير يا تناسب وجود دارد.
معني بيت: اين آسمان هفت طبقه اگر چه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع حضرت محمد (ص)، فرهنگ نامه Next Entries منابع پایان نامه با موضوع انصاف و عدالت، هلال ماه