منابع پایان نامه با موضوع (معين).، شعري).، (فرهنگنامه، بيستون

دانلود پایان نامه ارشد

وجود دارد.
معني بيت: شاها! در روز تازه‌اي كه فرا رسيده است شراب كهن و مي پخته خواه، چرا كه رونق عيد از جام شراب كهن است.

48)تا براي مدد نور درين صفّة خاك شمع انجم را از طارم نيلي لگن است

49)قوّت فيض الهي مدد جان تو باد كه وجود تو به رحمت مدد جان و تن است
صفّة خاك: سطح زمين (فرهنگنامه شعري).
شمع انجم: كنايه از خورشيد و نيز ماه.
طارم نيلي، نيلگون: كنايه از آسمان باشد (تعليقات ديوان مجير).
لگن؛ بابلي ليگنو: 1-تشتي فلزي كه در آن دست و رخت و غيره شويند، آبدستان:
“ز آبدست تو مانند كوثر است لگن اگر ز رحمت صرف است آب در كوثر”
( معزي،ص 636، به نقل از معين).
2-ظرف شب، 3- شمعدان:
” از سرو گويم يا چمن، از لاله گويم يا سمن از شمع گويم يا لگن، يا رقص گل پيش صبا؟”
(ديوان كبير،ص 71، به نقل از همان).
4-عودسوز، 5-آتشدان آهني، منقل، 6-پارچه‌اي كه دور فانوس كشند، جامه فانوس:
مست شد باد و ربود آن زلف را از روي يار چون چراغ روشني كز وي تو برگيري لگن
( مولوي به نقل از همان)
بين شمع و لگن ايهام تناسب وجود دارد.
از اين بيت تا آخر قصيده، بيت تأييد و دعاي تأييد ممدوح است.
معني بيت: تا زماني كه ستارگان مانند شمعي در ميان آسمان كه همچون لگني نيلي است پرتو افشاني مي‌كند و در اين بساط خاكي نور و روشني مي‌آفرينند…
قدرت و تأييد فيوضات خداوندي، جان و روح ترا امداد فرمايد چرا كه وجود شريف تو واسطة رحمتي كه ارزاني مي‌دارد، جانها و جسمها را فيض ياب مي‌كند و مدد مي رساند.

50)باد از دور فلك قسم كله گوشة تو هر سعادت كه به دوران فلك مقترن است
قسم: اينجا به معني حصه و سهم.
بين دور و دوران جناس زايد (مذيل) وجود دارد.
معني بيت: هر سعادت و خوش اقبالي كه در گردش اجرام سماوي و دوران فلك وجود دارد، از آن فرياد اقبال سلطنت و كله گوشة مملكت داري تو باد.

51)اين دعا از سر صدق است به رغبت بشنو زانكه حرز در تو و رد دعاهاي من است
حرز: تعويذ و بازوبند
معني بيت: اين دعاي خير من از سر صداقت و راستي است، آن را به رغبت و از صميم دل بشنو، چرا كه تعويذ و حرز درگاه تو ورد و دعاي من است.

وزن قصيده:
مفعول فاعلات مفاعيل فاعلان
بحر:
مضارع: مثمن احزب مكفوف مقصور

مجيرالدين بيلقاني اين قصيده را در مدح يكي از شاهان و بزرگان روزگار خود سروده و از ابيات قصيده چنين برداشت مي‌شود كه ممدوح او به فتح تازه‌اي دست يافته بوده است.
مجير در آخر قصيده مطابق شيوه ي معهود و معمول قصيده سرايان عصر خود، مثل ساير قصايدش در اين قصيده نيز با دعاي ممدوح و با نظام بودن هميشگي كار فتح و فتوحات او سخنش را به پايان مي‌برد.

1)شاها تويي كه خواجة گردون غلام توست هر كار كان به كام تو بايد به كام تست
خواجة گردون: كنايه از آفتاب (فرهنگنامه شعري).
بين كار و كان و كام، جناس مطرف وجود دارد.
در مصرع دوم واج آرايي با حرف “ك” وجود دارد.
معني بيت: اي شاه بزرگوار! تو كسي هستي كه آفتاب عالمتاب مانند غلامي از غلامان تست و هر كاري كه بايسته است كه مطابق خواست تو باشد، مطابق خواست و ميل توست.

2)ايام وقتي ار نفسي زد به توسني اكنون چو بندگان سرافكنده رام تست
ايام: روزگار، جمع يوم.
در بيت تشخيص وجود دارد. (به ايام شخصيت داده شده و جاندار فرض شده است).
نفس زدن: دم زدن، زيستن (فرهنگنامه شعري).
بين رام و توسن تضاد وجود دارد.
معني بيت: اي سرور من! روزگار اگر چه با سركشي و طغيان گذشت، اكنون ديگر مانند غلامان سر به زير و شرمگين مطيع و مسخّر تو شده است.

3)تا نفخ صور رسته شد از زخم حادثات هر كو نشسته در حرم اهتمام تست
نفخ صور: دميدن در شيپور، و كنايه از نزديك شدن قيامت و رستخيز. (فرهنگنامه شعري).
رسته شدن: رها و آزاد شدن.
زخم حادثات؛ زخم حادثه خوردن: كنايه از ضربت و صدمه پيشامد ديدن(فرهنگنامه شعري)
در جاي ديگر ديوان چنين آمده:
هزار بار دلم زخمهاي حادثه خورد وليك هرگز از اين سان نبود كاكنون است
(ديوان مجير، ص 295)
اهتمام: دل بستن به، تيمار داشتن، غمخواري كردن، توجه كردن، همت گماشتن، غمخوارگي. (معين).
حرم اهتمام: اضافة تشبيهي.
معني بيت: شاها! آن كسي كه در حرم توجه و غمخوارگي تو بنشيند (تحت حمايت و تيمار داشت تو قرار بگيرد)، تا قيامت از هر گونه ضربت و صدمه و پيشامدها، ايمن خواهد بود.

4)زين فتح تازه روي كه فهرست فتحهاست از قاف تا به قاف جهان صيت نام تست
تازه روي: نوظهور، نوآمده (معين).
فهرست: معرب پهرست پهلوي، جدولي شامل ابواب و فصول كتاب در ابتدا يا انتهاي آن، صورت اسامي چيزي (معين). نوشته‌اي را نيز گويندكه در آن اسامي كتابها باشد و عربان فهرس مي‌گويند، نمودار خلاصه ملخص (فرهنگ لغات و تعبيرات).
فهرست مكارم باد اخبار تو عالم را تاريخ معالي باد آثار تو عالم را
(ديوان خاقاني، ص 504)
فهرست فتحها: اضافة استعاري
قاف تا به قاف: كران تا به كران، سراسر جهان (فرهنگ لغات و تعبيرات).
صيت: آوازه، شهرت (نيك)(معين).
معني بيت: اي شاه بزرگوار! به سبب اين فتح و پيروزي نوظهور كه نمودار و خلاصة فتوحات است، آوازة (نيك) نام تو در سراسر جهان طنين انداز شده است.

5)زين تاختن كه بر در شبديز كرده‌اي روز عدو به شكل شب تيره فام تست
در: دروازه
شبديز: دو موضع باشد: يكي قصر بزرگي است از بناهاي متوكل در سامره و ديگري منزلي است ما بين حلوان و كرمانشاهان، در دامنة كوه بيستون كه به اسم اسب خسرو پرويز ناميده شده است. (معجم البلدان به نقل از تعليقات ديوان مجير).
روز عدو: روزگار دشمن
شب تيره فام: شب سياه گون و تاريك.
بين روز و شب تضاد وجود دارد.
معني بيت: شاها! به سبب تاخت و تازي كه تو بر دروازة شبديز كرده‌اي روزگار دشمن چون شب سياه و تاريك گشته است.

6)طوفان نوح و فتح تو آدينه بود از آنك طوفان فتنه خنجر نصرت نيام تست
طوفان نوح: طوفاني كه بنا به روايات همه زمين را آب فرا گرفت و همه افراد بشر جز نوح و كسان او نابود شدند. (فرهنگنامه شعري).
طوفان نوح آدينه: طوفان نوح (ع) در روز جمعه اتفاق افتاده است و از اين بيت چنين برداشت مي‌شود كه فتحي كه ممدوح كرده بود آن هم روز جمعه بوده است.
طوفات فتنه: پيشامد و رويداد رنج و محنت آور (اضافه تشبيهي).
خنجر نصرت نيام: اضافة وصفي توضيحي.
بين خنجر و نيام تناسب وجود دارد.
معني بيت: طوفان نوح و فتح تو هر دو در روز جمعه اتفاق افتاده است، زيرا كه شمشير پيروزي آور تو مانند طوفان نوح در جهان، فتنه به پا مي‌كند و دنيا را از بدي و ناپاكي مي‌شويد.

7)در بيستون فتاده هنوز اي ستون ملك تب لرزه‌هاي سخت ز زخم حسام تست
بيستون: نام كوهي است مشهور كه فرهاد به فرموده شيرين آنرا مي كند. و كنايه از آسمان هم هست.
(اشاره به افراشته بودن آسمان بدون ستون (عمود): “الله الذي رفع السموات بغير عمد” (سورة 13، رعد، آية 2) (برهان)
تب لرزه: تبي كه با لرزش و حركات غير ارادي همراه است (فرهنگنامه شعري).
ستون ملك: كنايه از ممدوح.
زخم: ضربه.
حسام: شمشير.
در بيت “اي ستون ملك” نوعي اعتراض و جملة معترضه (حشو مليح) است./ بين بيستون و ستون جناس مطرف وجود دارد.
معني بيت: اي عمود پادشاهي! تب لرزه‌هايي سخت كه در كوه بيستون افتاده و هنوز هم پيداست به سبب ضربات شمشير تست. (ضربات شمشير تو در كوه بيستون لرزشي سخت افكنده است).

8)هر جا كه در نواحي كرمانشهان ددي است نانش بپخته از جگر خصم خام تست
كرمانشهان: نام شهري و مدينه ايست، كرمانشاهان ناحيتي است در مغرب ايران، از شمال محدود به كوههايي كه فاصله بين رود دياله و گاماسب مي‌باشد و از مشرق به كوههاي كنگاور و از جنوب به كوههاي كلهر و از مغرب به كوههاي عراق محدود است. (برهان). از مهمترين رشته كوههاي كرمانشاه عبارت است از: كوه بيستون در كرمانشاهان… اين شهر در زمان ساسانيان بنا شده و باني آن بهرام چهارم ملقب به كرمانشاه بوده است (معين).
خصم خام: دشمن نادان و ابله.
بين خام و پخته ايهام تناسب و نيز تضاد و بين نان و جگر نوعي تناسب وجود دارد.
معني بيت: هر جانور درنده‌اي كه در كوههاي ناحيه كرمان شاه (ناحيه اي كه جنگ ممدوح و نصرت او در آنجا اتفاق افتاده است) مي‌زيد، از جگر و امعا و احشاء دشمن نادان و خام تو به نان و نوايي رسيده است (بطور خلاصه يعني اينكه تو دشمنان خود را كشته اي و لاشه هاي آنها طعمة درندگان بيابان شده است).

9)مهمان ناچخ تو به خون دل عدوست هر سگ كه بهتر از عدوي ناتمام تست
ناچخ ]سنسكريت: مغرب، نابود كننده[: 1-نوعي تبر كه سپاهيان بر پهلوي زين اسب بندند. 2-نيزة دو شاخه، 3-نيزة كوچك (معين).
عدوي ناتمام: دشمن كم عقل و سخيف
معني بيت: هر سگي كه در صحرا است، به واسطة ضربه هاي نيزه و تبر تو، كه دشمنان را از پاي در مي آورد، از خون دل آنان به ضيافت فرا خوانده مي‌شود؛ زيرا كه هر سگ از دشمنان تو بهتر است.

10)از پل بجست با تو بدانديش تو از آنك نصرت رفيق موكب گردون خرام توست
بدانديش: دشمن
موكب: 1-گروه سوار، 2-گروه سواره و پياده كه در التزام ركاب پادشاه باشند (معين).
نصرت: ياري، پيروزي (معين).
گردون خرام: گردون پيما: آنكه آسمان را طي كند (معين).
معني بيت: دشمن تو نتوانست در برابر تو از پل حادثات بجهد و به پيروزي رسد، به خاطر اينكه پيروزي يار و رفيق و از ملتزمان موكب آسمان پيماي تست.

11)آن پل صراط او شد و او بي خبر از آنك زير صراط دوزخي از انتقام تست
پل صراط: پل صراط از مو باريكتر و از شمشير برنده تر و از آتش سوزاننده‌تر است. صراط پلي است بر روي جهنم و همه كس حتي پيامبران و امامان و اولياء بايد از روي آن گذشته به بهشت روند. در حين عبور از پل صراط، بدكاران مي‌لغزند و به جهنم فرو مي‌افتند. (فرهنگ اشارات، ص 240-239).
بين پل و صراط و دوزخ تناسب وجود دارد.
معني بيت: آن پل حوادث مانند پل صراطي شد كه دشمنان تو با سقوط از آن پل هلاك شده و به دوزخ واصل شدند و آنها غافل بودند كه زير اين پل صراط به دوزخي از انتقام تو گرفتار مي‌آيند.

12)تيغت دريغ بود به خونش از اين سبب كشته شده به تيغ، كمينه غلام تست
كمينه: پايين‌ترين، كمترين
در بيت حسن تعليل وجود دارد.
معني بيت: دريغ و حيف بود كه شمشير تو به خون دشمن حقير و پست تو آلوده گردد، از اين جهت او بدست كمترين غلامان تو كشته شد.

13)او بود و يك برادر و آب آر و دست شوي او شد ز دست و پاي برادر، به دام تست
آب آوردن و دست شستن: كنايه از تمام شدن چيزي و موجود نبودن چيز ديگر (مثل نوعي قيد انحصار است).
بين دست و پاي تناسب وجود دارد.
معني بيت: دشمن تو در اين جهان تنها يك برادر داشت و اكنون خودش كشته شده و برادرش به دام اسارت تو در افتاده است. ولي ظاهراً (او) = دشمن، به دام افتاده است نه برادرش. (دكتر احمد شوقي‌نوبر)

14)پيوسته كار فتح ز تو با نظام باد زيرا نظام كار جهان در نظام تست
اين بيت، بيت مقطع است.
شاعر با تكرار كلمه “نظام” آرايه‌ي تكرير ايجاد كرده است.
معني بيت: اي شاه بزرگوار! اِن‌شاءالله كه كار فتح و پيروزي با تلاش و همت تو، سر و سامان و نظام يابد، چرا كه سامان و نظام كار جهان بسته به سامان و نظام كار تست.

وزن قصيده:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
بحر:
رمل مثمن مقصور

اين قصيده در مدح شاه محمود محمد، نواده‌ي اتابك ايلدگز سروده شده است:
پادشاهزاده‌اي همايون و فرخ نژاد از نسل اتابك ايلدگز تاجبخش متولد شده و تولد او براي مردمان مژده‌ي جان آورده است. گويي سوره‌هاي قرآن در شأن اين مولود فرخنده نازل گشته و سعادت تولد او همچون وجود نازنين پيامبر است. بر طاق گهوارة او ايوان كسري رشك مي‌برد و هر دم فتح و اقبالي تازه بر او رخ مي‌نمايد. او همانند اسكندري است كه شمشيرش كفر را از ميان برمي‌دارد و ايمان را بر حصار خود مي‌گيرد.
در اين قصيده شأن و جلالت اين پادشاهزاده توصيف گرديده و در آخر قصيده براي او عمر و سلطنت ابدي آرزو گرديده است.

1)مژده اي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع رخنه، باده، خورشيد، اضافة Next Entries منابع پایان نامه با موضوع فرهنگ نامه