منابع پایان نامه با موضوع معناشناسی، دستور زبان، گزینش واژه

دانلود پایان نامه ارشد

در نتيجه آوا در قرآن چهره‌اي متمايز در هماهنگي هنري، نمودي از تصويرپردازي معاني قرآن و نشانة اعجاز اسلوبي و بياني والاي آن به شمار مي‌رود.
از اين روست که هر كلمه از قرآن و بلکه هر حرف و آواي آن در بهترين جاي ممکن قرار گرفته است؛ چنین کارکردی، تأثیری ویژه بر قلب و جان انسان از خود بر جای می‌نهد و باعث می‌شود تمام توجهات، به معانی موردنظر، جلب شود و به همین دلیل، بسیاری بر این باورند که آواها،یکی از وجوه اعجاز لفظی قرآن کریم هستند.(تحریشی، 2000: 26) البته تأثير قرآن بر سامعه به شيوه‌اي يکسان و يکنواخت نيست، بلکه بر حسب موضوعات مختلف، تنوع مي‌يابد. در نتيجه گاه چنان نسيم آرام است و گاه چنان توفان توفنده، گاهي نيز نه اين و نه آن است. پس آهنگ قرآن با دگرگوني معاني، تغيير مي‌‌يابد. از اين خاستگاه است که خداوند دستور داده است قرآن به بهترين وجه خوانده شود: ﴿وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً﴾ (مزمل:4) معناشناسی آوایی به ما نشان می‌دهد که اسلوب قرآن بر آن است تا با استفاده از واج آرایی و با بهره گیری از ظرفیت‌های معنامند موجود در آواها، قبل از آن که عقل مخاطب،معنا را دریابد، موسیقی، تمام حواس او را متوجه معنا نماید.
 حضور آواهای مشخص هنگام طرح معانی مشخص، خود دلیلی است بر اعجازگونگی به کارگیری آواها در قرآن کریم. این چنین امتیازی،به شیوه‌های متعدد و متنوع، رخ می‌نماید که البته یکی از شایع ترین آن‌ها هم جواری آواها یا تکرار آن‌هاست.هم جواری آواهای هم سان، در نهایت، باعث نوعی تکرار می‌شود و البته این تکرار، برخلاف تکرار روزمرگی‌ها که ممکن است ملال آور نیز باشد، خود تبدیل به یکی از اهرم‌های بلاغت می‌شود چنان که می‌توان ادعا کرد از ویژگی‌های موسیقی حاکم بر کلام وحی، استفاده از فن تکرار است.تکرار،در قالب تکرار حروف، تکرار کلمه یا تکرار جمله همواره در نزد ادبا از عوامل تأمین کننده ی ‌هارمونی موسیقیایی کلام و گاهی نیز از عوامل تأمین معانی خاصی از جمله تأکید می‌باشد برخی با تأکید بر چنین مهمی معتقدند:« زبان قرآن از آواهای تکراری به عنوان ابزاری بلاغی برای ترسیم جایگاهی خاص، استفاده می‌کند.(نخله، 1989: 161)
2-6-1-2- انواع آواها
 زبان شناسان براین باورند که هر آوایی، این ویژگی را دارد که معانی و دلالت خاصی را القاء نماید؛ لذا آواها دارای صفاتی هستند که هنگام پیدایش و خارج شدن حرف از محل و مخرج خود، بروز می کند و حروف با آن شناخته می شود(پور فرزیب، 1377: 50). آواها را بر مبنای مخرج‌ها، به دو دسته تقسیم می‌کنند الف) آواهای مجهور و مهموس. ب) آواهای شدید و رخو. در کنار این تقسیم بندیها، اصوات مکرره، متوسطه و… نیز از جمله اصوات دیگری است که درمتون زبان شناسی عربی ذکرمیگردد. این تقسیم بندی‌ها نشان می‌دهد که تفکیک آواها قبل از هر چیز بر اساس شیوه و مخارج تلفظ وابسته است و از سویی دیگر اثبات یک ویژگی یا وصف برای یک آوا ممکن است لزوما به معنای عدم تعلق آن آوا به دسته ای دیگر نباشد.
2-6-1-2-1- آواهای واک دار (اصوات مجهوره)
هنگام تلفظ این دسته از آواها، جوهر صوت آشکار می شود و حروف به تندی و درشتی ادا می شود و نفس قطع می شود.
این قطع صدا باعث بلندی صدا می شود و مانعی در راه فعالیت اندام های صوتی نیست(امید الله کاشانی،1363، 124)
 این آواها متعددو ازکمیت قابل ملاحظه ایدر زبان برخوردارند که البته درماهیت آن چند نظری نیز ملاحظه می‌شود. غالبا بر این باورند که چنین آواهایی را می‌توان در حروف زیر یافت؛ حروفی از قبیل: « ب، ج، د، ز، ر، ذ، ض، ظ، ع، غ، ل، م، ن »برخی حروف « الف، و، ی » را و برخی دیگر« أ، ط، ق » را نیز به آن‌ها ملحق دانسته اند.(بشر، 1973: 110) از ویژگیهای آواهای واکدار(مجهوره)، کثرت شان در هر زبان میباشد. تأمین شکل موسیقیایی هر زبان از اهداف و کارکردهای اصلی این حروف است. (أنیس، 1374: 21)
2-6-1-2-2- آواهای بی واک (أصوات مهموسه)
هنگام تلفظ این آواها تارهای صوتی از هم جدا می باشند و به ارتعاش در نمی آیند.(فرامکلین، 1378، 52)
 در واقع اصوات مهموسه از جمله آواهایی است که همراه با نفس، خارج می‌شود. تعداد این حروف را دوازده حرف برشمرده اند که عبارتند از: « ت، ث، ح، خ، ک، ش، ص، س، ط، ف، ق، هـ » (ابن جنّی، 1406ق: 68)
2-6-1-2-3- آواهای سنگین (أصوات شدیده)
 این آواها که به صورت دفعی یا انفجاری ادا میشود، نتیجه حبس هوا در خارج از ریه‌هاست و ادای آن همراه با آزادی صوت و رهایی از فشار میباشد. از اصلی ترین حروفی که این گونه ادا می‌شوند عبارتند از: « ب، ت، د، ج، ط، ض، ک، ق، أ » (أنیس، 1374: 24)
2-6-1-2-4- آواهای سبک (أصوات رخوه)
 آوای سبک یا سست، برخلاف آوای سنگین هنگام خروج، نیازی به فشار ندارد، بلکه کوچک ترین باریکه ای نیز می‌تواند مخرجی مناسب برای ادای آن باشد. از نشانه‌های این حروف پدید آمدن نوعی صفیر یا صدایی خفیف هنگام تلفظ است. این حروف عبارتند از: « ف، ث، ذ، ظ، ز، س، ش، ص، خ، غ، ح، هـ » (أنیس، 1374: 24)
2-6-1-2-5- آواهای نرم (اصوات لینه)
 این آواها که به « مد » نیز در زبان عربی مشهورند از سه حرف تشکیل شده اند که عبارتند از: « الف، واو، یاء» حرکت‌های هماهنگ با این حروف نیز عبارتند از: فتحه، ضمه و کسره(أنیس، 1374: 27).
معناشناسی آوایی یا صوتی در آشکار شدن معنا نقش بسزایی دارد، چراکه سخن گفتن به صورت صحیح به شناخت معنا کمک می کند و عدم وضوح در سخن گفتن، منجر به ابهام معنا می شود.(الحازمی، 1424: 711)
2-6-2- معناشناسی صرفی:
علم صرف عبارت است از علمی که تغییر و تبدیل کلمات به شکل های مختلف جهت افاده معنایی خاص را مورد بحث و بررسی قرار می دهد(شرتوتی،1388، ج4: 8) و علمی است که به وسیله آن، احکام بنا در ساختار و صیغه های مختلف کلمه، مشخص می شود که هر کدام از آنها، اهمیت فراوانی در تعیین معنای کلمه دارند. زبان شناسان عرب بر این باورند که دلالت معنوی وجود دارد که لفظ به پیروی از صیغه ای که در آن است، معنای جدیدی کسب می کند.(الحازمی، 1424: 712) در واقع در علم صرف، بنا و ساختار و ساختمان الفاظ مورد کنکاش قرار می گیرد. لذا موضوع علم صرف(کلمه) می باشد.( امانی، 1388: 90)
بدیهی است که معانی واژگان به صیغه صرفی آنها بستگی دارد و به دنبال اختلاف ساختار صرفی، معنا نیز تغییر می یابد. واژه هایی چون ضارب و مضروب به روشنی تأثیر صیغه های صرفی در معنا را بیان می نماید. در این مثال ریشه سه حرفی(ضرب) در هر دو واژه مشترک است، اما در واژه نخست، دلالت بر کننده کار دارد(فاعل) و در دیگری، دلالت بر کسی دارد که فعل بر او واقع شده است(مفعول). (شکیب انصاری،داغله، 1392، 79)
صرف، بخشی از دستور زبان است که ساخت واژه را مورد تحلیل قرار می دهد. در ساخت واژه دو لایه (تصریفی) و (اشتقاقی) وجود دارد. بنابراین، صرف به هر دوی این لایه ها توجه دارد. در صرف اشتقاقی به آن بخش از ساخت توجه می شود که به خود واژه ها فارغ از نقش نحوی آن تعلق دارد و در واقع ساختی است که از طریق آن خود کلمه بدست می آید.صرف ( تصریفی) به بخشی از واژه پرداخته می شود که مستقیما با نقش نحوی آن سروکار دارد. در این قسمت، کوشش می شود که مجموعه تغییرات ساخت واژه به سبب نقش آن در جمله، مورد مطالعه قرار گیرد.(مدرسی، 1386، 213)
ساختار صرفی به ویژگی های صرفی کلمات و عبارات در زبان مربوط است. خصائص صرفی شامل همه عناصر صرفی است که کلمات و عبارات دارند، از جمله این عناصر می توان به نشانه های مختلف صرفی در اسم ها و صفات ابواب فعل، زمان آنها، معلوم و مجهول بودن، لازم و متعدی بودن و … اشاره نمود. از مجموعه عناصر صرفی و ریشه های معنایی کلمات، ساختار صرفی آن کلمات، به وجود می آید.(قلی زاده، 1383: 93)
از جمله موارد مورد بحث در معناشناسی صرفی، ابواب فعل و مشتقات آن و ابناء اسم و مشتقات آن می باشد، که هر کدام معنایی متفاوت را دارا می باشد.
2-6-3- معناشناسی نحوی
نحو یا همان دستور زبان نیز نقش بسیار بسزایی در تبیین معنا و شناخت آن دارد، نحو عبارت است از مطالعه روابط معنایی موجود در جمله. علم نحو علمی است که از حالات اواخر کلمات، بعد از ترکیب آنها و از موضع مفردات، در جمله و ساختن جمله از مفردات، بر اساس مقتضای کلام عربی صحیح، بحث می کند. صرف و نحو ارتباط محکمی با هم دارند، نحو، ترکیب را و صرف، ذات کلمه را بررسی می کند.(شرتوتی، 1391، ج4: 10)
نحو یا همان دستور زبان نقش بسیار بسزایی در تبیین معنا و شناخت آن دارد، به طوریکه می توان گفت، تاثیرپذیری معناشناسی از دو جهت همواره در ترکیب نحوی کاملا هویدا است، یکی تغییر جایگاه واژه در دو ترکیب یکسان است و دیگری تغییر خود کلمه در دو ترکیب یکسان. برای مثال در دو جمله ضرب عمرو زیدا و ضرب زید عمرا واضح است که هر کلمه ای چنان چه در جایگاه فاعل واقع شود فاعل و هر کلمه ای که در جایگاه مفعول واقع شود مفعول می گردد. (شکیب انصاری، داغله، 1392، 79)
مهمترین و مشهورترین نوع ساختار، نحوی است. منظور از ساختار نحوی، ساختار عناصر دستوری زبان از دیدگاه نحو است که مجموعه این عناصر یک نظام زبانی شامل گروه، جمله واره و جمله را ایجاد می کند. در تحلیل نحوی ، نقش ها و حالتهای دستوری و نیز روابط میان آن نقش ها و حالات(عناصر نحوی) مورد بحث و تحلیل قرار می گیرد.( قلی زاده،1383: 2)
ساختار نحوی در هر زبانی دارای قواعد خاصی است، این قواعد با وجود محدود بودن، مجموعه بی نهایتی از ساختمان نحوی را پدید می آورند و با این قواعد است که می توان ساختارهای صحیح دستوری را در ساختارهای ناصحیح یا نامناسب متمایز ساخت. مهمترین این قواعد، مربوط یه ترتیب عناصر نحوی و نیز حذف، ذکر، تقدیم و تکرار آن عناصر در جملات است.(قلی زاده، 1383: 85)
صرف و نحو ارتباط محکمی با هم دارند.نحو، ترکیب را و صرف ذات کلمه را بررسی می کند. هر کلمه در صرف دارای تأثیر در معانی نحوی در ترکیب می شود،یعنی قرار گرفتن در داخل ترکیب معین باعث ظهور معانی نحوی در جمله می شود(النّحاس، 1415ق: 184)
2-6-4- معناشناسی واژگانی
دامنه فرهنگ لغت و واژه گزینی می تواند یکی از ارکان مهم در مبحث معناشناسی باشد. مسلم است که معنا و مفهوم یک جمله هدفمند، به درستی گزینش واژه ها از میان سایر واژگان بستگی دارد. این شیوه می تواند به خوبی از عهده بیان مقصود و عمق مفهوم برآید و این که تناسبی زیبا با سایر واژگان هم از نظر معنا و هم از نظر لفظ داشته باشد. بی تردید، هر واژه ای در ترکیب یک جمله، می تواند معنایی جداگانه داشته باشد که در موقعیت یا جمله دیگر فاقد آن معناست. به دیگر سخن، معنا و مفهوم هر واژه ای می تواند با توجه به موقعیت و جایگاه آن واژه در ترکیب جمله مفهوم و معنای متفاوتی داشته باشد.(شکیب انصاری، داغله، 1392، 80)
در معناشناسی واژگانی عناصری دخیل می باشد که عبارت اند از معنای مفردات ، مترادف ها و متضاد ها و شمول معنایی .
2-6-4-1- معنای مفردات
نخستين سطح در معناشناسىِ هر متن، شناخت معناى مفردات و واژگان و شناخت ریشه و تبار و سرگذشت واژگان است .. قرآن به لغت عربى و در روزگارى معيّن نازل شده است؛ «وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ…. بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّ مُبِينٍ» (شعراء / 195)؛ بنابراين لازم است الفاظ قرآن كريم را برابر مفاد لغت عربى معنا نمود.
یکی از ویژگی های قرآن کریم که موجب زیبایی آن شده و اهل زبان را به آن علاقه مند کرده، تحولی است که در واژگان عربی به جا مانده از ادبیات جاهلی ایجاد کرده است.( سیّدی، 1390، 91). این نوع بررسی را معناشناسی تاریخی می نامند که در معناشناسی مفردات، این قبیل از واژگان نیز مورد بررسی قرار می گیرند. همچنین در قرآن کریم واژگانی به غیر از لغت عربی هم آمده است پیشینیان حکمت وقوع چنین واژگانی را بر این اصل توجیه کرده اند که قرآن مشتمل بر علوم اولین و آخرین است.(سیّدی، 1390، 156) این لغات تحت عنوان واژگان دخیله در معناشناسی مفردات مورد تحلیل قرار می گیرند.
2-6-4-2- ترادف(هم معنایی)
لغت شناسان عرب از همان آغاز بر سر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع معناشناسی، حوزه معنایی، معناشناسی تاریخی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع تفسیر قرآن، نهج البلاغه، هم معنایی