منابع پایان نامه با موضوع معناشناسی، حوزه معنایی، معناشناسی تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

تاریخ نظریه های گوناگونی ارائه شده است که هر کدام با ابزاری خاص به کشف و استخراج معنا می پردازند. از آنجا که قرآن یک کتاب همه جانبه است، لذا برای کنکاش های معناشناسانه آن نمی توان تنها به یک رویکرد خاص در زبان شناسی پایبند بود. به طور کلی می توان این نظریه ها را به چهار مورد تقسیم نمود که محقق در فصل چهار به آنها پرداخته است. این نظریه ها عبارت اند از:
2-5-1- معناشناسی تاریخی
به طور کلی (معناشناسی تاریخی)، مطالعه تغییرات معنا در طول زمان می باشد.(پالمر، 1374، 29) و بخش عظیمی از پژوهش هایی که به طور کلی در زمینه معناشناسی انجام شده، در این زمینه بوده است، زیرا مهمترین مشغله زبان شناسان، موضوع تغییر معنا، جنبه های این تغییر، علل وقوع آن و عوامل تأثیرگذار در مرگ و حیات واژگان می باشد. سابقه معناشناسی تاریخی به قرن 19 میلادی باز می گردد که ابتدا از آلمان آغاز شد و سپس به وسیله جامعه شناسان زبان و شاگردان (میه) به فرانسه منتقل گردید و در نهایت به طور جدی مورد توجه زبان شناسان قرار گرفت. دانشمندان قرن 19م برای قانون مند کردن تحولاتی که در معنا رخ می دهد و تقسیم بندی آن بر اساس مبانی منطقی، تلاش بسیاری کردند. ضرورت استفاده از این روش در معناشناسی قرآن کریم آن است که می توان زبان قرآن را همچون فرآیند تاریخی در نظر گرفت که حدود بیست سال امتداد داشته و در ابتدا مشتمل بر دو دوره مکی و مدنی بوده است و سپس با گسترش اسلام و ورود فرهنگ ها و ظهور علوم مختلف و پیش از آن نسبت به زمان قبل از نزول وحی، این زبان، از لحاظ معناشناسی تغییراتی پیدا کرده است.(بستانی، سپه وند، 1390، 173)
البته باید متذکر شد که معناشناسی تاریخی در فرهنگ لغت ها ، به صورت سنتی انجام شده است. برای نمونه دو نوع از این تغییرات معنایی را تخصیص معنایی و توسیع معنایی می نامند.
منظور از تخصیص معنایی، تغییر دلالت از معنای کلی به معنای جزئی، محدود ساختن حوزه معنایی لفظ یا تحدید و کاهش معنای واژگان است.( مختار ، 1385، 196)
همچنین توسیع معنایی، گسترش معنا یا امتداد معنا زمانی پیش می آید که انتقال از معنایی خاص به معنایی عام رخ دهد، بدین گونه که مصادیق یک کلمه بیش از سابق شده یا حوزه کاربرد آن از گذشته گسترده تر می گردد(مختار ، 1385، 195).

2-5-2- معناشناسی دستوری(Grammatical Semantics)
یکی از ویژگی های مهم زبان، داشتن دستور است. معناشناسی دستوری حوزه ای از معناشناسی است که با دستور ارتباط پیدا می کند. در معناشناسی دستوری، اجزایی از زبان را که معنی خاصی در شکل گیری عناصر بزرگ تر از واژه ها (گروه ها و جملات) ایفا می کنند، مورد بررسی قرار می دهیم. در نظام دستوری، نشانه های زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ساختن کلمات، عبارات و جملات مورد بررسی قرار می گیرد.(سعیدی روشن، 1385: 14)
ماهیت زبان به عنوان نظامی از علائم، ایجاب می کند که هر جمله بین یک ساخت صوتی از یک طرف و یک ساخت معنایی از طرف دیگر پیوند برقرار کند. بدین ترتیب، ما می توانیم جمله ها را به صورت هایی با ساخت دو گانه تصور کنیم.این ساخت دو گانه شامل جدولی از مشخصه های واجی و ترکیبی از مشخصه های معنایی است.(بی یروش، 1370، 83). در زبان، میان امواج صوتی که از سوی گوینده بیان می شود و وقایع جهان خارج، رابطه برقرار می شود. ولی این رابطه باید به گونه ای برقرار شود که برای شنونده قابل درک باشد، به عبارت ساده تر، صِرف تولید چند صوت، نمی تواند به ایجاد ارتباط زبانی میان گوینده و مخاطب منجر شود، بلکه مجموعه ای از قواعد که برای گوینده و مخاطب شناخته شده است، در این امر دخالت دارند. در چنین شرایطی ابتدا باید از میان تمامی اصواتی که گوینده می تواند به تلفظ درآورد، مجموعه آواهایی برگزیده شود که در زبان مورد نظر به کار می روند. این آواها تحت قواعد خاصی امکان همنشینی با یکدیگر می یابند تا بتوانند هجای مورد استفاده در آن زبان را بسازند. بنابراین، برای تولید یک جمله، مجموعه ای از قواعد آوایی، صرفی و نحوی دخیلند تا دستوری بودن آن را محک بزنند(صفوی، 1373، 240) از این رو، دستور زبان به بررسی ساخت های دستوری می پردازد و سه بخش نحوی، آوایی و معنایی زبان را در بر می گیرد که روابط بسیار نزدیکی با هم دارند.(مدرسی، 1386، 159) بخش نحوی از راه قاعده های نحوی مجموعه بی شمار جمله ها را تولید و توصیف می کند. بخش آوایی صورت آوایی هر جمله را که به وسیله قاعده های نحوی تولید می شود، ایجاد می کند.(مشکوه الدینی،1373، 166)بخش معنایی دستور زبان که در بردارنده عناصر و قاعده های معنایی است و بر حسب آن، معنای هر جمله تعیین می گردد، موضوع بحث معناشناسی است. بخش نحو، قلب دستور زبان است و بخش های آوایی و معنایی صرفا جنبه تعبیری دارند، بدین معنا که این بخش به توصیف آوا و معنای جمله هایی که حاصل نحو است، می پردازد و خود هیچ جمله ای را تولید نمی کند.(مشکوه الدینی، 1370، 16)
در نتیجه برای تولید یک جمله، مجموعه ای از قواعد آوایی، صرفی و نحوی دخیلند، لذا به منظور درک صحیح معنای آیات و معناشناسی جملات به تحلیل هر یک از این عناصر نیازمندیم.
2-5-3- نظریه بافت
بافت عبارت است از مجموعه کلمه هایی که در همان عبارت یا جمله به کار رفته است. این زنجیره همبافت تأثیر زیادی بر تصور ما از معنای کلمه مورد نظر دارد.(یول، 1377، 146) بافت سخن یا ترکیب ساختمان کلام نیز مبتنی بر یک رشته عناصر درونی و یک سلسله از عوامل بیرونی است. از این رو، هر یک از این دو گروه عوامل درونی و بیرونی، در جایگاه خود به عنوان سازنده های معنا، نقش ایفا می کنندکه به محتوا و صورت کلام برمیگردند.(سعیدی روشن، 1387، 79) در واقع بافت را می توان مجموعه عواملی دانست که در تعبیر معنا موثرند. بافت را در دو گونه بافت زبانی و غیر زبانی از یکدیگر متمایز می سازند.(صفوی، 1379، 212) معنای لغوی، آوایی، صرفی و نحوی ناظر به بعد زبانی معناست و مقام، موضوع سخن، فضای فرهنگی و اجتماعی ایراد سخن، خصوصیات متکلم و مخاطب جنبه غیر زبانی معنا را منعکس می کند.(سعیدی روشن،1387،79) از جمله معتقدان به این نظریه، مکتب لندن می باشد که به (رویکرد بافتی) یا ( رویکرد عملی) مشهور است. پرچم دار این رویکرد(فرث) است که تأکید زیادی بر کارکرد اجتماعی زبان دارد. چنان که این رویکرد در بردارنده ی نام کسانی چون(اینتوس) و (میشل) هم می باشد(بستانی، سپه وند، 1390، 178) فرث بیان می کند که بیشتر واحدهای معنایی در مجاورت واحدهای دیگر قرار می گیرند و معانی این واحدها تنها با ملاحظه واحدهای دیگری که در کنار آنها واقع می شوند، قابل توصیف هستند.(مختار ، 1386، 65)
معنای کلمه، از نظر طرفداران این نظریه، همان(کاربرد آن در زبان)،( شیوه کاربرد آن) یا نقشی که ایفا می کند، می باشد.
2-5-4- حوزه معنایی(Semantic fields)
حوزه معنایی، مجموعه ای از کلمه ها هستند که دلالت آنها به هم ارتباط دارد و معمولا تحت واژه عامی که آنها را به هم پیوند می دهد، جای می گیرند. مجموعه کاملی از واژگان زبانی که بیانگر حوزه مشخصی از تجربه می باشد. این نظریه می گوید: برای اینکه معنای یک کلمه فهمیده شود، باید مجموعه کلمه های مرتبط به آن، از حیث معنایی هم، فهمیده شوند.(مختار ، 1386، 73) در این نظریه، معنای کلمه بر حسب بخش های معنایی آن تعیین نمی گردد، بلکه این کار برحسب رابطه آن با سایر کلمه ها صورت می پذیرد. این روند برای توصیف معنایی زبان ها به کار می رود.(یول، 1377، 137) حوزه معنایی با توجه به آرای هِردر(Herder) و هومبلت(Humboldt) از سوی گروهی از دانشمندان آلمانی و سوئیسی به ویژه ایپسن (Ipsen)و پورتسیگ(Porzig) در دهه دوم و سوم قرن بیستم معرفی شد و با آرای وایزگریر(Weisgerber) با عنوان نظریه حوزه های معنایی یا نظریه حوزه ای انسجام یافت. اشتراک در یک شرط لازم، سبب طبقه بندی واژه ها در یک حوزه معنایی می گردد؛ برای مثال واژه های صلوه، زکوه، حج و جهاد همه در این جهت مشترکند که از فروع عبادت به حساب می آیند؛ از این جهت می توان آنها را در «حوزه معنایی عبادات» جای داد؛ ولی مثلا واژه «کفر» به دلیل نداشتن چنین ویژگی در این حوزه معنایی خاص جای ندارد. اعضای یک حوزه معنایی، واحدهای یک نظام معنایی را تشکیل می دهند؛ چنین واحدهایی به دلیل ویژگی مشترکشان هم حوزه به حساب میآیند.(صفوی،1379 ،190-189)مجموعه این روابط را در معناشناسی تحت عنوان(روابط معنایی یا واژگانی) بررسی می کنند که شامل ترادف، تضاد، شمول معنایی و چند معنایی می باشد.( وزیرنیا، 1379، 82)

2-6- اشکال معناشناسی
معناشناسی در چهار شکل امکان پذیر است: معناشناسی آوایی/ صوتی ، معناشناسی صرفی، معناشناسی نحوی و معناشناسی واژگانی.
2-6-1- معناشناسی آوایی / صوتی
زبان به عنوان ابزار اصلي ارتباط ميان انسان‌ها، پديده‌اي است آوايي/ صوتي با ويژگي‌‌هاي خاص که آن را از ديگر نمادهاي غيرزباني متمايز مي‌‌سازد. از اين منظر مرحله نخستین پژوهش علمي در هر متن ادبي، بررسي آواهاست.
آوا یا صوت، مجموعه ی ارتعاشاتی است که در جسمی پدید می‌آید و از آن جسم به هوا منتقل و منتشر می‌گردد(فیزیکی)سپس به پرده ی گوش می‌رسد و شنیده می‌شود (فیزیولوژیکی) . آوا عبارت از صوتی است که بر اثر خروج هوا از شش‌ها(و گاهی حتی بر اثر ورود هوا)و برخورد آن با بعضی از قسمت‌های حنجره و دهان و زبان و لب‌ها و بینی که اصطلاحاً آن را « اندام‌های گویایی » می‌گویند حادث می‌شود. (نجفی، 1387: 50 ـ 49). آواها کوچک ترین واحدهای سازنده زبان می‌باشند. و انواع آواها را در زبانهای بشر اصوات یا آواهای گفتار می‌نامند. آوا، معادل « صوت » در زبان فارسی و به معنای آواز و بانگ است(معین1382، ج1، 147)در زبان عربی نیز « صوت » از نظر لغوی به معنای « جرس » یا « زنگ » است و کلمه « صائت » را مترادف « صائح » به معنای کسی که صدایی بلند و شفاف دارد گرفته اند. (ابن منظور، 1414:ج2، 57) علاوه بر این، تعاریف متعددی برای صوت یا آوا ذکر کرده اند. نزدیک ترین تعریف به مبحث مورد نظر، آن است که « راغب اصفهانی » ذیل کلمه ی صوت، می‌آورد، او صوت یا آوا را محصول خروج هوای فشرده شده در اثر سایش یا فشار دو جسم بر می‌شمرد. (اصفهانی، 1404ق،496)
زبان شناسان صوت را اثری شنیداری میدانند که اعضای نطق انسانی در اثر حرکت، آن را شکل میدهند. آن‌ها، ارادی بودن چنین حرکتی را از مؤلفه‌های اصلیاش بر می‌شمرند.(مطر، 1998: 31) اما آن چه، بیش از هر امری قابل توجه است نقش تعیین کننده ی آواها در شکل بخشیدن به واژه‌ها و عبارت‌هاست تا جایی که عموماً زبان را زنجیره ای از آواهای پشت سر هم و پی در پی در یک واحد بزرگ تر دانسته اند. (مختار ، 1386: 401).
صوت یا آوا را از دو دیدگاه می توان بررسی کرد: (آواشناسی) و (واج شناسی). در آواشناسی کوشش می شود که روش، نطام و الگویی عرضه شود که با استفاده از آن، بتوان هر صدایی را توصیف نمود. در واج شناسی، اصوات به عنوان کوچکترین واحد های زبانی که از ترکیب آنها واژه ها و عبارت ساخته می شوند، مورد مطالعه قرار می گیرند.(حق شناس، 1376: 74)

2-6-1-1- آواشناسی
 بررسی و مطالعهی انواع آواها و ساختار و ساز وکار تشکیل آن‌ها آواشناسی نام دارد..(صفوی، 1389: 229) به نظر می‌رسد هدف اصلی این علم، درک ماهیت معنایی آواها باشد. آوا، نقشی مهم در القاء معانی مندرج در هر زبانی را بر عهده دارد « اگر بخواهیم توصیفی ساده و تقریبی از زبان به دست دهیم می‌توانیم بگوییم که زبان، آوا و معنی را به طریقی به یکدیگر پیوند می‌دهد » (چامسکی، 1378: 163)چرا که کلمات مختلف به دلیل در بر داشتن آواهای مختلف دارای معانی مختلف هستند؛ چنان که اگر آواهای مندرج در آن‌ها دارای شدت و جهر باشند معانی قوی و اگر آواها سست و نرم باشند، معانی نیز نرم و سست خواهند بود.(مطر، 1998: 47)
قرآن کريم که بي چون و چرا، والاترين متن ادبي ابداعيه است، تمام توانايي‌هاي آوايي کلمات را به‌کار برده است. اين کار با هدفِ بيشترين و عميق‌ترين تأثير بر «گيرنده» صورت گرفته است؛

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع معناشناسی، زبان شناسی، نشانه شناسی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع معناشناسی، دستور زبان، گزینش واژه