منابع پایان نامه با موضوع مشتري، كرد، كمر، كسي

دانلود پایان نامه ارشد

حكومتش در شش جهات دنيا فتوحات و آوازه‌ي هفت خوان را از اعتبار انداخت به طوري كه هفت خوان رستم از حافظه‌ي عصر زدوده شد.

24)روز روشن ثناش مي خواندم باغ از آن كلك ضيمران برداشت
كلك ضيمران: اضافه تشبيهي
به باغ شخصيت داده شده است (تشخيص).
معني بيت: يك روز كه در روشنايي حمد و ثناي او را مي گفتم و مدح او را مي نمودم، باغ قلم برداشت و وصف احوال و حسنات و صفات و ملكات او را بر قالب خويش تصوير كرد و در باغ گلها و رياحين روييد.
(من آشكارا ثناي پادشاه را تقرير مي كردم و باغ با كلك ضيمران، ثناي مرا تحرير مي كرد.)

25)شب تيره دعاش مي گفتم سرو از آن سر به آسمان برداشت
در بيت حسن تعليل وجود دارد.
معني بيت: يك شب هم كه داشتم او را دعا مي كردم، سرو صدايم را شنيد و از همدلي و تاثير دعايم با من هم آواز گشت و دست استغاثه به سوي آسمان بلند كرد و از آنروي سرو، سربلند است.

26)به سر دست كوه و دريا را روزي از روي امتحان برداشت

27)دهن بحر تا به سينه ببرد كمر كوه تا ميان برداشت
در اين بيت بين موجود بي جان (بحر و كوه) جاندار انگاشته شده
جاندار انگاري يا اضافه استعاري
بين دهن و سينه و كمر، مراعات النظير و بين كمر و ميان ايهام تناسب وجود دارد.
معني بيت: يك روز قزل ارسلان براي آزمودن قدرت و شوكت خويش، با سر دستش كوه و دريا را يكجا برداشت و از زمين بركند، به طوري كه دهان دريا را تا محازات سينه بلند كرد و كمر كوه را تا كمر خويش از جا كند و بلند نمود.

28)سپر ماه را به نوك سنان جوجو از راه كهكشان برداشت
سنان: سرنيزه
جوجو: كنايه از اندك اندك، ريزه ريزه، ذره ذره. (فرهنگنامه شعري)
بين سپر و سنان، مراعات النظير و بين ماه و كهكشان، تناسب وجود دارد.
بين معني ديگر كهكشان با جو ايهام تناسب وجود دارد.
معني بيت: اين امير قدرتمند يك روز از راه شيري، راه كهكشان ، به آسمان برخاست و در حالي كه نيزه‌اش را در دست داشت، آن را به طرف سپر ماه (و يا ماه كه مانند سپري در آسمان ديده مي شد) دراز كرد و ماه را با نوك سنان خود تكه تكه كرد و از آسمان برداشت.

29)تيغ او كش يكيست آهن و پشم پنبه از گوش گردنان برداشت
كش: كه او را، كه براي او
گردنان: به معني سران و سروران و گردنكشان هم گفته شده. (فرهنگ عميد)
پنبه از گوش كسي برداشتن: كنايه از متنبه و هوشيار كردن كسي. (فرهنگنامه شعري)
بين تيغ و آهن و نيز پشم و پنبه تناسب و همچنين بين گوش و گردن ايهام تناسب وجود دارد.
معني بيت: شمشير او چنان برنده است كه پشم و آهن براي آن فرقي ندارد و آهن را به نرمي پشم مي برد و وقتي از نيام بيرون آمد و قلع و قمع گردنكشان را آغاز كرد، آنها را متنبه كرد و همه آنها مطيع فرمان او شدند.

30)پشت چرخ سبكرو از چه خم است؟ زانكه زو منتي گران برداشت
چرخ سبكرو: كنايه از فلك تيزرو
بين سبك و گران صنعت طباق وجود دارد.
در بيت حسن تعليل وجود دارد.
معني بيت: اين چرخ گردون كه تيزرواست مي دانيد كه چرا پشت خميده دارد، زيرا كه زير بار منت گران و سنگين اين پادشاه پرهيبت، پشت او خميده و كج شده است.

31)مشتري وار پيش او بهرام تيغ بنهاد و طيلسان برداشت
مشتري: ستاره اي كه سعد اكبر است. ستاره اي از سيارات فلك ششم كه آنرا به فارسي برجيس نامند و آن را قاضي فلك نيز گويند، نيك خصالي و نيكبختي و استواري راي به مشتري نسبت داده مي شود. در تركيبهايي چون: مشتري خصال، مشتري بخت و مشتري راي و مشتري ضمير. (با تلخيص از لغت نامه)
مشتري پير چرخ است و دستار (عمامه) و مصحف (كتاب) يعني لوازم عالمي و فقيهي مي بخشد.
بهرام (مريخ): سلاحدار و خداوند جنگ است و “تيغ” و “جوشن” (زره) مي دهد:
ببخشد مشتري دستار و مصحف دهد مريخ، حالي تيغ و جوشن (2)
طيلسان: نوعي از رداء فوطه كه عربان و خطيبان و قاضيان بر دوش اندازند. (لغت نامه) و به عبارتي از لوازم عالمي و فقيهي است كه به پير چرخ (مشتري) نسبت داده شده.
بين مشتري و بهرام، بهرام و تيغ، مشتري و طيلسان تناسب وجود دارد. بين بنهاد و برداشت، تضاد وجود دارد.
معني بيت: بهرام، خداوند جنگ و خونريزي ، وقتي شمشير زني و تيغ بران قزل ارسلان را مشاهده كرد، تيغ خود را از هراس شاه بي باك بر زمين نهاد و مانند مشتري دانايي برگزيده و خود را به طيلسان و رداء ملبس كرد.

32)اي فلك صولتي كه خاك درت پردة آب، بي گمان برداشت
فلك صولت: كنايه از آنكه قادر و توانا و با هيبت و حشمت است. (فرهنگنامه شعري).
پرده برداشتن: كشف راز كردن، حقيقت حال مكشوف كردن، اظهار كردن. (فرهنگ كنايات)
در اينجا معنايي مانند رسوا كردن مي دهد.
بين خاك و آب تناسب وجود دارد.
شاعر در اين بيت يكباره از غيبت، به خطاب عدول مي كند. (التفات)
معني بيت: اي پادشاه قدرتمند محتشم، خاك آستانه و درگاه تو در زلالي و پاكي، راز آب را آشكار كرده و آن را بي آبرو كرد. (با تشبيه مضمر و تفضيل خاك درگاه ممدوح را زلالتر و پاكتر از آب ذكر مي كند)

33)بر بزرگيت دل كسي ننهاد كه دل از عقل خرده دان برداشت
عقل خرده دان: “عقل جزوي به غير از عقل اول، عقول ديگر را جزوي نامند، عقول انساني را نيز جزوي نامند” (معين).
معني بيت: كسي را سراغ ندارم كه بزرگي تو را ستوده و دل به سطوت و حشمت تو سپرده باشد و دل از عقل باريك بين و نادان خويش نكنده باشد.

34)سر ز خطت كسي كشد كه قلم از ورق هاي خان و مان برداشت
سر از خط كسي كشيدن: : كنايه از سرپيچي و نافرماني كردن. (فرهنگنامه شعري)
قلم برداشتن و قلم گرفتن از كسي: 1-رفع قلم از او، تكليف از او برداشتن، مكلف نبودن
2-گناهان و جرايم را ثبت نكردن (لغت نامه)، در اينجا با معني بيت متناسب نمي نمايد.
بين خط و قلم و ورق ايهام تناسب وجود دارد و نيز تناسب.
معني بيت:‌هر كس از فرمان تو سرپيچي كند، در حقيقت مي داند كه بايد طومار خان و مان، دارايي و بستگان خويش را در هم بپيچد، يعني نافرماني از تو برابر است با از دست دادن ملك و دارايي و خويش و اقوام.

35)حلق خصمت كه حوله آساي است دست گردون به ريسمان برداشت
حوله آساي: مانند حوله پهن و ضخيم
معني بيت: حلق دشمنان تو هرچند هم چون حوله پهن بود، در مقابله و زورآزمايي با تو باريك چون ريسمان گشت و يا دست گردون، گردن او را از ريسمان دار آويخت.
اين معني مناسب تر است: گردن خصم تو مانند حوله اي كه از ريسمان آويزان مي شود، از ريسمان دار آويزان گشت.

36)وانكه او كرد گردني با تو شير خشم تو گرده ران برداشت
گردني كردن: كنايه از سركشي و نافرماني كردن (فرهنگنامه شعري)
گرده ران: كنايه از شكار شدن.
گره ران (نسخه بدل: گرد ران): گوشت اطراف ران، و بيت متضمن مثلي است كه مي گويد: “گرد ران با گردن است.” و مقصود آن است كه قصاب گرد ران را با گردن مي فروشد و به فروش يكي از آنها بدون ديگري حاضر نيست (3).
معني بيت: و آن كسي كه نافرماني تو را كرد و خواست در برابر تو خودي نشان دهد و زوري بنمايد، دچار شير غضب تو شد و نيز خشم تو گردن او را هم در كنار گرد رانش كه طعمه اش بود برداشت.
(شير خشم تو او را شكار كرد و گرد ران او را برداشت و خورد).

37)از پي خدمت درت كه ز لطف صفت روضة جنان برداشت
38)مورد با ضعف خود كمر دربست پشه با عجر خود سنان برداشت
كمر در بستن: كنايه از مطيع و فرمانبردار بودن، آمادة خدمت بودن.
مور و پشه رمز ضعيفترين جانوران هستند.
كمر مور در نازكي مورد توجه است و از مانندگي بند آن به كمر، به كمر تشبيه شده و سنان پشه، نيش پشه است.
در درگاه شاهان غلامان كمربسته و نگهبانان نيزه دار گماشته مي شوند.
روضه:‌ باغ و مرغزار يعني سبزه زار (غياث).
جنان: به كسر اول ، جمع جنت؛ بهشت (غياث).
معني بيت: دو بيت فوق موقوف المعاني هستند؛ از براي خدمت كردن در درگاه تو، كه از لطافت و حسن روضة جنان و باغ بهشت را تحت الشعاع خود قرار داده، مور با وجود ضعيفي و مومياني فرمانبردار و آماده خدمت شده و نيز پشه در عين عجز و عليرغم جثه ضعيف اش نيزه برداشته (احتمالاً اشاره به نيش پشه) و آماده خدمت شده است.

39)به خدايي كه امر او به دو حرف هفت گردون به يك دخان برداشت
به:‌ باي قسم
دو حرف: اشاره به امر “كن” است؛ در قرآن مجيد آمده كه خداوند فرمود: كن: بشو، پس همه چيز بشد. چنان كه در سورة مريم 19، آيه 37 مي فرمايد: اذا قضي امراً فانما يقول له كن فيكون: و چون قرار آفريدن مي دهد امري را، پس جز اين نيست كه مي گويد او را بشو پس مي شود.
كرد در شش روز هفت انجم پديد وز دو حرف آورد نه طارم پديد (منطق الطير، 10)
(فرهنگ اشارت صص 61-60)
هفت گردون، دخان:

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع آخرالزمان، راحه الصدور Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد انقلاب مشروطه، اندیشه سیاسی، نظام پارلمانی، زبان فارسی