منابع پایان نامه با موضوع مسئولیت پذیری، نظام آموزشی، جوامع انسانی، اعتماد اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

همکاران80، 2005؛ کارپیانو و هیستاد81، 2010؛ بامیستر و لری82، 1995) که حس تعلق اجتماعی در کاهش ناهنجاریهایی مانند انحرافات، بزهکاری، سوءمصرف مواد مخدر و سیگار و الکل و افسردگ تأثیرگذار است و باعث بهبود سلامتی و روانی و شادی افراد در اجتماع میشود. در مطالعات اخیر نیز به مفهوم تعلق اجتماعی و احساس ناشی از آن، به عنوان حلقة مفقود شده در تبیین تحولات و مسائل اجتماعی توجه شده است.
این مفهوم، اغلب از دیدگاههای مختلفی از روانشناسی و جامعهشناسی و کالبدی بررسی شده و هر دیدگاه سعی کرده است از نگاه مخصوص به خود، به این مفهوم بپردازد(ناطقپور، 1383). به همین دلیل، میتوان گفت حس تعلق اجتماعی دارای ابعاد چندگانه است که عبارت است از:
بعد کالبدی: به ارتباط فرد با خانه، محل کار، محیط همسایگی و محله مربوط میشود؛
بعد اجتماعی: به ارتباط فرد با خانواده، دوستانف همکاران و همسایهها مربوط میشود؛
بعد اجتماع محلهای(گروهی): به معنای دستیابی به منابع در اجتماعی محلهای است(لیپوکن و دیگران83، 2004).
حس تعلق اجتماعی فرایندی است که طی آن، مسئولیتپذیری و اعتماد اجتماعی افزایش مییابد و به مشارکت میانجامد. همچنین با تنظیم روابط اجزای هر نظام، به کاهش پیچیدگی روابط اجتماعی منجر شده و رفتار دیگران را پیشبینیپذیر میکند. این امر باعث افزایش اعتماد اجتماعی و به دنبال آن، افزایش احساس امنیت اعضای جامعه و کاهش ناهماهنگی شناختی و سرانجام، ثبات رفتار اعضای جامعه میشود و همبستگی و انسجام و حس وفاداری به جامعه را افزایش میدهد. در نتیجه، افراد به دلیل وابستگی به جامعة خود، آمادگی ایثار و فداکاری برای آن را پیدا خواهند کرد. بنابراین، میتوان حس تعلق اجتماعی را یکی از مبانی مهم احساس مسئولیت اجتماعی و ارکان تصمیمگیری فرد دربارة تنظیم روابط مناسب و ثمر بخش با جامعه دانست( ناطقپور، 1383).
در روانشناسی اجتماعی، تعلق به گروه نه تنها یکی از نیازهای اساسی انسان در نظر گرفته شده است، بلکه نوعی منبع قوی هویت اجتماعی نیز نامیده میشود که به شکلگیری مفهوم«خود» در فرد بسیار کمک میکند(بامیستر و لری، 1995؛ هاگرتی و همکاران84، 1992).
از نظر جامعه شناسی، تعلق، عضویت در گروهاست. این تعریف بر ابعاد رفتاری مفهوم حس تعلق، از قبیل مشارکت و درگیری فرد در گروه دلالت دارد. این ارجاعات رفتاری نیز نشانههای فیزیکی تعلق است. از نظر معنوی نیز تعلق، رابطة احساسی و متافیزیکی خاص را به یک فرد یا مکان نشان میدهد(ناطقپور، 1383).
کارپا و اتیندل راست (1991) حس تعلق را این گونه تعریف میکنند:« تعلق دو بعد دارد: وقتی میگویم «آن مال من است» یعنی مالک آن منم؛ ولی وقتی میگویم «تعلق دارم»، به این معنی نیست که فردی مالک من است؛ بلکه بدین معنی است که من مشارکت میکنم و نیز در واقعیتی فراتر از خودم درگیر شدهام. این واقعیت ممکن است رابطهای باشد بین فرد و دیگری، محله، مذهب یا کل دنیا. پس«من تعلق دارم»، یعنی «من جای خود را در اینجا پیدا کردهام» (چو85، 2007).
از تعاریف ارائه شدة صاحبنظران این حوزه، سه بعد اساسی حس تعلق اجتماعی مشخص میشود:
1-بعد احساسی: وقتی فردی در موقعیتی قرار میگیرد، احساس میکند به آن دل بستگی دارد. این دل بستگی باعث وفاداری و علاقة او شده و آرزو برای ماندن در آن موقعیت را به وجود میآورد.
2-بعد شناختی: این که فرد بداند در موقعیتی خاص، دیگران چه انتظاری از او دارند و این انتظارات چه نتایجی برایش در پی دارد. به عبارت دیگر در بعد شناختی، فرد از طریق حس تعلق، هویت جدیدی برای خود تعریف میکند.
3-بعد عملی: رفتاری است که در موقعیتی خاص از فرد سر میزند. به عبارت دیگر، فرد به درگیر شدن تمایل دارد و در کارهای گروهی همکاری کرده و از نظر مادی و زمانی برای آن موقعیت هزینه میپردازد.
بنابراین حس تعلق وضعیتی احساسی و شناختی و رفتاری است که در فرد وفاداری و التزام به جمع، قواعد، نقشها، هنجارها و ارزشها ایجاد میکند و باعث میشود وی با انتظارات دیگران سازگاری و تطابق یابد؛ حتی اگر در این راه، متحمل هزینه شود. باید توجه کرد تعلق را باید داوطلبانه و تجلی هم بستگی و پیوند ذهنی فرد با دیگران دانست. در واقع، نشانة سلامت جامعه و حس تعلق اجتماعی و مکانی افراد به جامعه است.
2-2-14 مقایسه سرمایة اجتماعی با دیگر سرمایهها
شاید مهمترین پیشرفت علم اقتصاد، این اندیشه بوده است که مفهوم سرمایه به گونهای که در ابزارها، ماشینآلات و دیگر وسایل تولیدی تجسم یافته است، میتواند بسط یابد و شامل سرمایة انسانی نیز شود. همانطور که سرمایة فیزیکی سبب تسهیل امر تولید میشود، مدیریت سرمایة انسانی با ایجاد تغییر در انسانها و جهتدهی به رفتار افراد سبب ایجاد مهارتها و تواناییها در اشخاص میشود، یعنی افراد را قادر میسازد به شیوههای جدید رفتار کنند(کلمن، 1377: 462). البته این دیدگاه، یعنی نگاه ابزاری به انسان، دارای مخالفان جدی در بین متفکران ارزشگراست. در دیدگاه دیگر، سرمایة انسانی منشأ بسیاری از تغییرات و به عبارتی، محور تغییرات قلمداد میشود؛ یعنی به جای اینکه سرمایة انسانی صرفاً ابزاری برای تولید باشد، خود یکی از اهداف توسعه و رشد جوامع است.
به نظر میرسد سرمایة اجتماعی در ابعاد زیر با دیگر سرمایهها متفاوت است:
1.استفاده و به کارگیری سرمایة اجتماعی موجب تحلیل آن نمیشود بلکه عدم استفاده از سرمایه موجب تحلیل آن میشود؛ بنابراین، به کارگیری سرمایة اجتماعی موجب تقویت و افزایش آن خواهد شد.
2.این سرمایه به آسانی مشاهده نمیشود و مورد سنجش قرار نمیگیرد.
3. سرمایة اجتماعی از طریق مداخلههای بیرونی ساخته نمیشود.
4.نهادهای دولتی، ملی و منطقهای تأثیر زیادی بر میزان و نوع سرمایة اجتماعی دارند و افراد را قادر به داشتن تلاشهای بلند مدت، در جهت توسعه سرمایة اجتماعی میکنند(استروم86، 2000: 35).
آیا ارزشهای دینی مهمترین مؤلفه سرمایة اجتماعی است؟
با توجه به تعاریفی که از سرمایة اجتماعی ارائه شد، به نظر میرسد ارزشها و سرمایههای دینی(عناصر و مؤلفههای دینی از جمله خدامحوری، اخلاق، عدالت، انصاف و … به عنوان سرمایهای در دین تلقی میشود)، یکی از مهمترین مؤلفههای سرمایههای اجتماعی است؛ زیرا عناصر اصلی تعریف سرمایة اجتماعی در دین موجود است. دین این قدرت را دارد که به صورت محسوس و نامحسوس، روابط و هنجارهای اجتماعی قوی مبتنی بر نفع فردی و جمعی همراه با نگاه عقلایی، خیرخواهی، اعتماد در روابط و عدالت محوری… بر اساس رویکرد الهی و توحیدی برای زندگی دنیوی و اخروی جوامع انسانی را تضمین کند. البته باید دقت کرد که مفهوم سرمایة اجتماعی ریشه در تفکرات غربی و دور از مفاهیم توحیدی دارد و در آنجا رشد و نمو پیدا کرده است، حال آنکه دستگاه و پیکرة دینی مبتنی بر عناصر توحیدی است(ردادی، 1387: 122).
به صورت کلی، از دو منظر میتوان به تبیین رابطة مفاهیم دینی و سرمایة اجتماعی پرداخت: اول اینکه خود دین به عنوان یک مکتب، ایدئولوژی و کل جامع، سرمایة اجتماعی است که باید سعی کرد آن را در جامعه رشد داد و تمامیت جامعه را مبتنی بر ارزشهای آن ساخت. نحوة دیگر پرداخت رابطة دین و سرمایة اجتماعی توجه به ارزشها، سرمایهها و ابزاری مترقی دین مانند خدامحوری، عدالت و انصافورزی و … برای رشد و پرورش جوامع انسانی و به نوعی کاشت و انباشت سرمایة اجتماعی است (ردادی، 1387: 128).

2-3 بخش سوم: مسئولیتپذیری
2-3-1 تعریف مسئولیتپذیری
انسان موجودی اجتماعی است که از لحظه تولد تا آخر عمر در اجتماع به سر میبرد و همواره در تعامل با انسانهای دیگر است. وی همواره باید بیاموزد که چگونه در جمع زندگی کند و نیازهای خود را ارضا نماید. این امر نیازمند یک سری مهارتهای اجتماعی است که فرد طی فرایند یادگیری و جامعهپذیری آنها را فرامیگیرد و یادگیری درست آنها میتواند به شکلگیری مسئولیتپذیری اجتماعی منجر شود(ایمان و جلائیان بخشنده، 1389: 37). مسئولیتپذیری اجتماعی به طور فزایندهای از فرهنگ، اجتماع و اقتصاد حاکم بر جامعه حمایت میکند(ازمات87، 2010).
ایجاد و رشد مسئولیت پذیری به عنوان یکی از کارکردها و اهداف مهم نظام های آموزشی و برنامه های درسی در مقاطع و سطوح مختلف می باشد. در واقع، سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزشی و درسی از طریق پرورش و رشد قابلیت های مرتبط با مسئولیت پذیری تلاش می کنند تا مجموعه ای از مهارت های فردی و اجتماعی مورد نیاز برای زندگی در قرن بیست و یکم، که عصر سرشار از تغییرات و تحولات سریع و شتابان است را در دانشجویان به وجود آورند. براین مبنا حتی می توان گفت که موفقیت هر نظام آموزشی در حوزه مسئولیتپذیری دانشجویان عملاً باعث پایه ریزی و شکل گیری یک جامعه انسانی می شود که از شاخصهای توسعه یافتگی اجتماعی و فرهنگی برخوردار می باشد. بدیهی است این امر به منزله یک هدف مهم، زمانی اتفاق میافتد که برنامه ریزان درسی نظام آموزشی در مقاطع مختلف از جمله دانشگاه، در این حوزه احساس وظیفه نموده و بتوانند از طرق مختلف نسبت به آموزش و درونی ساختن قابلیتهای مسئولیت پذیری اقدام نمایند.
2-3-2 تبین مفهوم مسئولیت و مسئولیتپذیری
احساس مسئولیت مفهومی است که باعث می شود افراد اهداف خود را دنبال کرده، با دیگران ارتباط مناسبی برقرار کرده و در یک جامعه با هماهنگی و مشارکت با یکدیگر زندگی کنند و از این روست که این مفهوم تأثیر بسزایی در زندگی افراد دارد (بیرهوف،1387). مسئولیت به عنوان یک احساس وابستگی یا نوعی ارتباط با فرد نیازمند، تعریف شده است که تعهد به عنوان عامل اصلی برای احساس مسئولیت شناخته شده است (شوالتز88، 1977). مفهوم مسئولیت میتواند حداقل سه رابطه را در بربگیرد “مسئول بودن در مقابل چیزی، در مقابل کسی و در برابر رابطه یا قضیهای. مسئولیت شامل جنبههای مختلف اخلاقی، عملی و در نظر گرفتن پیامدهای یک عمل است. انسان هنگامی مسئولانه برخورد میکند که با توجه به دیدگاههای اخلاقی عمل نماید و بپذیرد که مسئول پیامدهای اعمال خویش است” (بیرهوف،1387: 232). مسئولیت از نظر لغوی به معنای موظف بودن به انجام دادن امری است (معین،1345: 4077). در معنای عام حقوقی نیز مسئولیت به مفهوم متعهد و موظف بودن شخص به انجام یا ترک عملی است (شهیدی ،1389: 49). از اواخر قرن سیزده میلادی، در شرایطی که حقوق، تابع مذهب و اخلاق بود، اصطلاح مسئول به معنی کسی که در مقابل خداوند نسبت به زندگی و اعمالش پاسخگو است، در اخلاق مذهبی رواج پیدا کرد. بعدها در جریان غیر مذهبی شدن اخلاق، واژه مسئولیتپذیری وارد اخلاق عرفی گردید و به معنی پاسخگو بودن فرد در مقابل وجدانش که در بردارنده قانون اخلاقی مطابق با طبیعت و اخلاق است،تثبیت شد. سرانجام به معنی کسی که در مقابل دادگاه نسبت به نتایج رفتار و اعمال و تقصیرش پاسخگو است، به حیطه حقوقی راه یافت” (بادینی،1384: 24).
علاوه بر این، “یکی از نخستین فیلسوفانی که واژه مسئولیت را بکار برد جان استوارت میل89 بود که در سال 1859در مقاله خود تحت عنوان ” درمورد آزادی” از این کلمه استفاده کرد، بعدها ماکس وبر90 (1919) واژه مسئولیت اخلاقی را وارد جامعه شناسی کرد” (بیرهوف، 1387: 231). از مسئولیت به معنای”تعهد، مواخذه، موظف به امری بودن ” نیز یاد شده است (دهخدا،1337: 120). در فرهنگ عمید مسئولیت چنین تعریف شده است: ” آنچه که انسان از اعمال، وظایف و رفتار، عهده دار و مسئول آن باشد” (عمید،1367: 5).
همچنین باید در نظر داشت که مسئولیت دارای معانی مختلفی است که در اینجا به مواردی اشا میکنیم، آدیسون ایلینویز91 در پاسخ به سوالی، معانی مختلف مسئولیت را عنوان نموده است که عبارتنداز:
– انجام دادن وظایف ضروری و مهم
– هدفگذاری، انتخاب کاری برای انجام دادن و عمل به آن به صورت درست و مطمئن
– توانایی پاسخگویی در مورد اعمال انجام شده
– انجام کارهای صحیح و پاسخ نه دادن به سایرین
– اطاعت کردن از قوانین زندگی مبتنی بر ارزش های اخلاقی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، شبکه اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع روانشناسی، مسئولیت پذیری، نظریه مبادله، جامعه شناختی