منابع پایان نامه با موضوع مراعات نظیر، ایهام تناسب، ادراک زمان

دانلود پایان نامه ارشد

(86) جوانمردان (86) پاسبان (28) چهره (31) تنومندی (62) سرفراز (63) درازدستی (65) گلزار (34) نوروزی (70) سپاس‌داری (72) صفاهان (76) دلپذیر (45) شاگرد (41) یارا (66) برومندی (62) فتراک (77) همشیره (110) زنخ (110) جامه (79) ژاژخایی (94) نخچیر (91) برهان (39)

نمونه‏هایی از واژگان عربی:
تلوین (79) مغنی (81) علاج (31) خدام (66) لعل (51) مغفرت (72) استیلا (77) قرین (83) لمعه (92) مرصوده (93) لؤلؤ (93) سامعه (33) تسلی (75) استماع (35) عذوبت (105) مهجور (74) مصافحه (108) معانقه (108) رایحه (107) غبن (57) عشرت (29) الم (89) انبساط (27) مسرت (29) دُرّر (33) ملحوظ (35) معجز (36) نقار (45) مدور، مربع، مسدس، مثمن (55) نقصان (90) مخوف (80) اتصال (81) قصور (96) تقدیر (90)

نمونه‏هایی از اصطلاحات و ترکیبات عربی:
حبذّا (43) کما ینبغی (30) الحال (91) لازم‌الاذعان، عدیم‌السهوان (34) فی‌الحقیقت (35) بالضرورت (36) فی‌المثل (61) ان‌شاءالله (63) جمله‌الملکی (63) ملک‌الکلامی (68) کحل‌الجواهر (76) استغفرالله (77) طرفۀالعین (79) لیلۀالقدر (83) نورالانوار (78) الشکرالله (89) الله‏الحمد (91) عمیم‌الاحسان (91) تبارک الله (93) درۀالتاج، قرۀالعین (98)

نمونه‏هایی از واژگان هندی:
تال (27) کِمرک (109) سپاری (113) پان (113) فوفل (114) جَنتَر و بین (30) کُشک (58) چَلَم (113) بان (115) آردی (110) کاردی (110) کتهل (110) بَلَبان (27) بیره (113) تَنبول (113) حَلقَچی (106) خاموشی (106) دَنَتَّر (114) سیلان (111) شیرین‏باف (101)

ترکیب‌سازی:
آثار ظهوری به اعتبار حجم ترکیب‌سازی آن قابل توجه است. او در ترکیب‌سازی‌های خود هم به خلق ترکیبات معانی تازه دست زده است و هم ترکیب‌های تصویری فراوانی از رهگذر ترکیبات وصفی خلق کرده است. (حسن‏پور آلاشتی، 1384، ص 113)

نمونه‌هایی از ترکیبات ظهوری:
عرشْ ‎طارم، افلاکْ خیم، کیوانْ همم، برجیسْ شیم، مریخْ حشم، خورشیدْ علم، ناهیدْ نغم، عطاردْ رقم، قمرْ خدم (27) نوازشْ تقریر (29) هشیارْ مغز (30)، علیلْ نهادان (31) مرغولهْ مویان (31) بلندْ سخن، کوتاهْ دریافت (36) معجزْ نظام (36) یوسفْ طلعتان، نمرودْ نخوت (38) خاراْ بنیان، دارا دربان (39) کوتاهْ‌دستان، بلندْ سودا (42) پرویزْ عشرتان (43) یبوستْ چین (103) ابدْ پیوند (45) شامْ طبعان، کوتاهْ‌ درکان (44) بیدارْ بخت (53) شمشادْ قامتان، ریحانْ کاکلان، بنفشهْ خطان (56) تیزْ زبانان، بزرگْ خردان (64) نسترنْ خویان (67) سبزْ خطان (68) تبسمْ دیت (72) فیروزهْ فام (116)، فیروزهْ طالعان (115) سرکهْ جبینان (105) عصمتْ مقیمان، نگارینْ تمثال (97)
نمونه‌هایی از ترکیبات اضافی:
مندلِ ورعْ پیشگانِ هشیار مغز (30) نواله خورِ خوانِ نوال (42) داغِ مصیبت‎ْ زدگانِ خاک (72) آتشِ دوزخْ شرر مظلومی (72) متاعِ کسْ‏میابِ وفا (102)
نمونه‌هایی از ترکیبات وصفی:
ترکیبات اضافی ظهوری در اساس نوعی تشبیه و استعاره هستند و ترکیبات وصفی جنبه‌ی تشخیصی دارند؛ یعنی صنعت تشخیص را به وجود آوردند. نمونه‌هایی از ترکیبات وصفی:
اشک لاله‌گون (74) خرد خوردهْ‏کار (31) عقل رنگْ‌آمیز (31) رگ طاقتْ‌گسل (94) خنده‌ی دندان‌ْنما (100)

3- سطح نحوی:
ساختار عبارات و جملات متن با گونه‌ی زبانی مؤلف و هم‏عصران او به نوعی هماهنگ است. از لحاظ کوتاهی و بلندی جملات باید متذکر شوم جملات تقریباً کوتاه‌اند ـ‏ هرچند جملات طولانی هم در متن دیده می‌شود ـ اما پیچیدگی‌های خاص خود را دارد که این نوع شیوه‏ی نگارش از شاخصه‌های سبکی ظهوری قلمداد می‌شود. به دلیل مسجع بودن عبارات و معطوف بودن جملات بر هم، حذف در گروه فعلی در این نوع جملات بیش از هر نوع حذف دیگری به کار رفته است. در اینجا به ذکر چند نمونه می‌پردازیم:
حذف فعل بدون قرینه
ـ به شمیم خلقش یاسمن را ختن ختن نافه‌ی چین در جیب و دامان و به نسیم لطفش غنچه را چمن چمن خنده در زیر لب پنهان. (29)
ـ گوهر در نظرش بی‌قدرتر از ریگ به صحرا و وعده‌اش به وفا نزدیک‌تر از موج به دریا. (29)
ـ نغمه‎ی قانون عدالتش ملك‌نواز، شعله‎ی كانون سياستش ظلم‌گداز. (29)
ـ به پامردي تقويتش پابست كاخ ايمان، خارابنيان و به دستياري مرمتش درگاه محكمه عليه، دارا دربان. (39)
حذف به قرینه لفظی
ـ تعداد فضايل و حصر كمالاتش، آب دریا به کیل مشت پیمودن است و ریگ صحرا به سبحه انگشت شمردن (29)
ـ از خیال چهره‎ی از حیا عرق کرده‌اش، آسمان لبریز اختر تابنده گشت و دریا مالامال گوهر ارزنده. (80)
ـ نبضِ اضطرابش طپیدن آغاز کرد و چشم اشتیاقش پریدن ساز. (79)
ـ اشک ستاره‏ریزش به جای ستاره افشان بود و چهره‎ی اصفرش چون مهتاب، برافروخته و درخشان. (79)
ـ فرق ارادت تا به گردن، فرسوده‎ی بار ملالت است و چهره‎ی اعتقاد، سراسر عرق‎ریز خجالت. (76)

ب) سطح ادبی
در این سطح عناصر بیانی (تشبیه، استعاره، مجاز، تشخیص، کنایه، استعاره فعلی، پارادوکس و…)، عناصر معانی (ایجاز و اطناب، مساوات و تکرار، حذف و قصر ) و عناصر بدیعی متن ( جناس، سجع، مراعات‌نظیر و … ) مورد بررسی قرار می‌گیرد. برجستگی‌های متن ظهوری بیشتر در حوزه‌ی بیان است. در حقیقت نوجویی و تازه‏گویی‌های ظهوری را باید در این حوزه بررسی و جست‏وجو کرد. تشبیه و استعاره اغلب در قالب اضافات تشبیهی و استعاری پدیدار شده‏اند. اضافه شدن صفات و لوازم انسانی به امور ذهنی و عینی، صنعت تشخیص را در متن با بسامد بالا به‌وجود آورده است.
متن ظهوری در حوزه‏ی بدیع نیز عاری از پیرایه نیست. خلاقیت ظهوری در خلق مینا بازار بسیار ستودنیست. وی با بازی با الفاظ یک شاهکار می‏آفریند که در نوع خود مانند ندارد. استادانه و ظریف‏کارانه الفاظِ دارای دو یا چند معنی را در کنار هم می‏چیند و جملات و عبارات بی‏نظیر می‏سازد. عباراتی که در معنای ظاهر بسیار ساده به نظر می‏رسند اما با اندکی تأمل و تعمق می‏توان فهمید در ماورای این معنای ظاهر، معنای دیگری که با سایر کلمات در پیوند است، پنهان است. ظرافت‏های ظهوری را در این بُعد باید در حوزه‏ی بدیع جست‏و‏جو کرد.

عناصر بیانی
1- تشبیه:
تشبیه یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که شامل چهار رکن مشبه، مشبه‌ٌبه، وجه شبه و ادات تشبیه است. تشبیهاتی که در متن ظهوری به‌کار رفته است اغلب به ‌صورت بلیغ یا همان اضافه‌ی تشبیهی است. هرچند تعداد تشبیهاتی که تمام ارکان آن رعایت شده باشد کم نیست. این تشبیهات اغلب تازه و غیر مأنوس هستند و معمولاً مشبهٌ‎به از امور غیر معمول است. تشبیهات هم از نوع عقلی و هم از نوع حسی هستند. در اینجا به ذکر چند نمونه می‌پردازیم:
ـ در موقف ادب مانند شمع به ادای لوازم قیام پرداخته و چون شعله از باد پشت نیاز به سجده سرافکندگی خم ساخته. (84)
او- محذوف (مشبه) مانند و چون (ادات تشبیه) شمع و شعله (مشبهٌ‏به) حالت قیام و ایستادگی و تعظیم برای ادای ادب و احترام (وجه ‏شبه)
ـ ياقوت و صيرفي نيز اگر مي‌بودند چون واو، سر در پيش و چون شين، عرق بر جبين مي‌نمودند.
(56)
یاقوت و صیرفی (مشبه) چون (ادات تشبیه) واو، شین (مشبهٌ‏به) شرمندگی (وجه شبه)
ـ آرام از دلش چون قرار خمارآلودگان به هوای وصال یوسف جمال، دل باخته و از کمال بی‌تابی شوق دیدار و نهایت انتظار وصال به بوی پیراهن نساخته، گریخت. (79)
این تشبیه از نوع عقلی به عقلی است. منظور از عقلی در اصطلاح علم بیان هر مشبه و مشبهٌ‎بهی که با حواس خمسه (بویایی، چشایی، بساوایی، بینایی و شنوایی) در پیوند نباشد.
آرام (مشبه) چون (ادات تشبیه) قرار خمارآلودگان (مشبهٌ‏به) بی‏تابی و بی‏قراری (وجه شبه)

تشبیه بلیغ (اضافه‌ی تشبیهی):
تشبیه بلیغ اسنادی:
ـ قدش سروی است که به بر می‌آید و کسی بر او زبان طعنه‎ی بی‏بری نمی‌گشاید. (109)
تشبیه بلیغ اضافی:
یاقوت لب، گوهر دندان، مرجان پنجه، صدف دهان (98) لب لعل (99) گوهر سخن، یاقوت جگر (100) حریر گلبرگ (101) هلال لبش (113) بادام‏چشمان (114) فیروزهْ‏طالع (115) چاشنی بلاغت (44) اشک ستاره‌ریز (79) جلاد اجل (29) ارغوان چهره‌اش (73) سرو قامت (53)
2- استعاره:
همانطور که پیش‎تر هم ذکر شد استعاره در متن اغلب در قالب اضافه‌ی استعاری آمده است و صنعت تشخیص را به ‌وجود آورده است.
ـ طائران اولی‌الاجنحه بر گرد دکانش چون مگسان در پرواز. (106)
طائران اولی‏الاجنحه: استعاره است از ملائکه.
ـ بنفشه‏خطان را با مشاهده‏ی سنبل‏زار خطش، طرفه‏کاری افتاده. (56)
بنفشه‏خطان: استعاره است از زیبارویان، معشوقان

اضافه‌ی استعاری:
پای پیک اندیشه (100) لاله‌ی داغدار (101) زلف سنبل (113-112) بنان پنجه‌ی مژگان (79) آستین رخت بخت (80) دندان یاسمین (56) خرطوم چوگان (56) مرغوله‌ی طره‌ی ناهید (56) شحنه‌ی قَدَر (51) بازوی موج (47) پنجه‌ی کلف (40)

اضافه‌ی اقترانی:
فرق ارادت (76) سر حسرت (74) آستین عاطفت (74) جگر محبت (74) دست کرم (73) ارباب فکر و خیال (55) صداع نخوت (52) خوان احسان (50) قلم تقدیر (45) لب بشارت (32)

3- کنایه:
ـ تعداد فضايل و حصر كمالاتش، آب دریا به کیل مشت پیمودن است و ریگ صحرا به سبحه انگشت شمردن (29)
آب دریا به کیل مشت پیمودن کنایه از کاری بیهوده و غیر ممکن
ـ به کلیدِ طاقت قفلِ لکنت از در بیان برداشته. (44)
کنایه از گشاده‌زبان شدن
ـ هفت مانی و بهزاد که به ادراک زمانش خجالت و انفعال نکشیدند وگرنه چه روها می‌ساختند. (56)
رو ساختن کنایه از شرمندگی
ـ با لاغران، فربه نشستن نه از توانایی است. (70)
کنایه از به زیردستان زور و توانایی نشان دادن
ـ هرگاه در بازار رعنایی دکان گشاده، ریحانیش را ریحان از ته دل خط بندگی داده. (112)
خط دادن کنایه از تعهد و نوشته دادن

4- تشخیص:
ـ مریخ از بیم زَهره‏ریز. (54)
ـ مردمکش گرد بالش خورشید زیر سر نهاده. (53)
ـ بهار از جوش غم به رنگ خزان حنا شکسته رنگ گردید. (103)
ـ نسیم غمّاز در این رنگینْ گلشن سراپا نگار در غنچه گردیدن. (98)

عناصر بدیعی
1- سجع:
ـ عبارات را پاکی لؤلؤی عدن و الفاظ را نوی فیروزه‌ کهن (44)
ـ شمامه‌اش تا دست دستبرد گشوده گوی مزیت و فوقیت از گوی گل ربوده (108)
ـ بی‌هلال کیله‌اش، غُرّه ماه عیش سلخ است و جدا از انبه‌ی شیرین‏کاریش، کام جان تلخ (110)
ـ از لآلی بساط نیسان، معروف به پاک گوهری و از اوانی سماط خورشید، موصوف به کیمیاگری (51)

2- جناس:
• جناس تام
ـ به نوازش روزگار، دایره را که مرکز دایره‌ی اصول است مغز نشاط از پوست برچیده. (30)
دایره اول نام ساز و دایره‌ی دوم شکل هندسی.
ـ هر گوهر دندانش از لؤلؤ بنده‌ایست لالا3 نام و لعل لبش را یاقوت یاقوت نام غلام. (98)
یاقوت اول گوهر یا سنگ قیمتی، یاقوت دوم نام غلام

• جناس خط
ـ گوش ستمدیدگان را به صدای کوس عدالتش نواخته. (40)
ـ وگر قدر جلیل نطق از تو به مهمانی ارباب خرد، انداخته سخن از خوان خلیل. (50)
• جناس ناقص یا محرف
ـ شَعری4 را به مناسبت شِعرش چنان اوجی رو نداده. (54)
ـ با مشاهده‎ی پرده‎ی سازش، زُهره را چه زَهره از پرده به در افتادن. (31)
• جناس اشتقاق یا اقتضاب
ـ آستان بوس فرق تشویر به پیش افکنده، گنج گوهر اشک در آستین. (72)

• جناس زائد
ـ عدالت که به صفت نصفت به عالم، عالمش ساخته. (40)
ـ در تردد شارع شرع گرد تعصب از دامان جدّ و جهد افشانده. (39)
ـ فرق سربلندی به اوج فرقدان برافرازد. (76)
ـ تا سیب بی‏آسیب او گل رعنا را به نظر در آمده. (111)

3- مراعات نظیر
ـ در گرفتن رخنه فساد، آتش و باد و خاک و آب را گل ساخته و بستر آسایش کبک و تیهو از سینه باز و شاهین انداخته (51)
آتش، باد، خاک و آب عناصر اربعه هستند.
کبک، تیهو، باز و شاهین از پرندگان هستند.
ـ محمل شوق حجازیانش به صدای تال هندیان زنگله‏بند و زخم جگر عراقیانش به نمک تار طنبور ترکان در شکرخند. (27)
حجاز، تال، عراق، تار، طنبور از آلات موسیقی هستند.
از سوی دیگر، حجازیان (اهل حجاز) و عراقیان (اهل عراق) با هندیان و ترکان نیز تناسب دارند.

4- ایهام تناسب
این آرایه‏ی ادبی در قسمت مینا بازار بی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات، اعتقاد دینی، گسترش تشیع Next Entries منابع پایان نامه با موضوع مجلس شورای اسلامی، ابراهیم (ع)، کتابخانه مرکزی، دانشگاه تهران