منابع پایان نامه با موضوع قانون مجازات، ارتکاب جرم، طبقه حاکم

دانلود پایان نامه ارشد

ذکر کرد و گفت: جرم عملي است که بر خلاف يکي از مواد قانون مجازات عمومي هر کشور است.اينکه قانون مجازات عمومي هر کشور چرا و چگونه وضع مي شود مارا به بحث در فلسفه سياسي مي کشاند که خارج از موضوع ماست.همينقدر مي گوئيم قانون مجازات عمومي هر کشور يعني اعمالي که دولتي آنها را جرم مي شناسد و مکافاتي را که بر اين جرائم معين ميکند-يکي از شاخص هاي مهم تمدن سياسي و اجتماعي آن کشور است.
بنابراين مجرم کسيست که در زمان معيني عمل او خلاف مقررات قانون رسمي کشور است.
ممکن است پرسيد رابطه اخلاق با قانون رسمي کشور چگونه است-اصولا “اگر قانون صحيح وضع شده باشدبايد اين رابطه عموم و خصوص مظلق باشد.اما هميشه چنين نيست”.اما اخلاقاًميدانيم هيچ مردي نمي تواند روز بعد از عروسي زن خود رامورد استنطاق قرار دهد و صورت ريز اموالي را که هنوز ممکن است در اختيار پدر و مادر اوباشد از او بخواهدحتي برخلاف اخلاق است که چنين کند.اما”فرشته عدالت”چنين مردي را مجازات ميکند و فرشته عدالت چشم بسته است.
پس اعمالي که جرم خوانده ميشوند همه از يک نوع نيستند و همه يکسان”وجدان اخلاقي اجتماع را”-اگر چنين چيزي موجود باشد-جريحه دار نميکنند.بين عمل کسي که موجب مرگ يا فقر يا بيچارگي هزاران فرد آدمي شده است و عمل کسي که مثلاً”ديرتر از ساعت مقرر حکومت نظامي در خيابان قدم زده و از نعمت بي پايان خداوند يعني هواي آزاد به رايگان استفاده کرده است تفاوت زياد است.قابل توجه اينجاست که عمل اول درشرائط بخصوص ممکنست نه تنها جرم نباشد بلکه مهمترين موجب افتخار اجتماع جلوه داده شود-کافيست بياد بياوريم هيتلر پس از قتل عام لهستان از جانب”وجدان اخلاقي اجتماع”آلمان چگونه مورد استقبال قرار گرفت اگر چنين است و اگراساس اعتقاد ما درباره جرم “سخت سست بنياد” است پس دنبال”مجرم بالفطره”يا”جاني مادرزاد”،گشتن کار بيهوده اي مي نمايد.
با اين حال مينمايد که تمايل طبيعي بشر به اين است که باري امور پيچيده توضيح ساده بخواهد و دنبال “تيپ”يا”نمونه”هاي مشخص بگردد.
از زمان بقراط تا لومبروزو اين تمايل دنبال شده است که آدميان را در گروههاي معيني جاي دهيم و براي هر گروه خصوصيات بدني ورواني خاص قائل شويم.
لومروزو تئوري معروف خود را در نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي در ايتاليا بيان کرد.در ارتش ايتاليا طبيب بودو مشاهده خالکوبي سربازان او را بدين فکر انداخت که لابد اين گروه کمتر از ديگران حساسيت درد دارندو لابد اين کمي حساسيت بدني معادل رواني نيز دارد.از اينجا در اثر مشاهده عده زيادي از زندانيان بدانجا رسيد که مجرمان نشانهاي بدني خاص دارند که بدان شناخته توانند شد-داشتن موي مجعد-ريش کم پشت-جمجمه دراز و نوک دار-چشمان مورب -استخوانهاي گونه بر آمده-پيشاني کوتاه-گوشهاي بزرگ از اين نشانهايند-اين علائم را لومرووزو “نشانهاي انحطاط خواند”.
به اعتقاد نگارنده نظريه اي نظير آنچه لومبروزو آورده است مدتها پيشاز او در مشرق زمين -که کان حکمت و خردمندي است-توسط شخصيت مرموزي که در تاريخ به عنوان “يکي ازحاضران “ذکر شد بيان گرديده است.بين محققان اختلاف هست که “يکي ازحاضران”که مسلماً حيواني ازطبقه خبائث و بدخواهان -و شايد هم از خادمان بي اجر اجتماع-بوده است چه حيواني است.مسلماً از افراد طبقه حاکمه يعني شغال و گاو و پلنگ و شير که درکليله و دمنه ارزش آن دارندکه به نام ذکر شوندنيست ولي مشکل ماهيت او هنوز بر اهل فن حل نشده است.مختصر آنکه در باب تفحص عن امردمنه-در کليله و دمنه-آنجا که دمنه را به دادگاه آمورده اندپس از اعلام جرم دادستان مي خوانيم:
يکي از حاضران گفت سزاوارتر کسي که چگونگي مکر اواز عوام نبايد پرسيدو خبيث ضمير او بر خواص مشتبه نگردد اين بدبخت است که علامات کژي سيرت در زشتي صورت او ديده ميشود قاضي پرسيد که آن علامات چيست تقرير بايدکردکه همه کس آنرا نتواندشناخت.
گفت:حکما گويندهرگشادابرو که چشم راست او از چشم چپ خردتر باشد با اختلاجي دايم و بيني او به جانب چپ ميل دارد ذات ناپاک او مجمع مکر و فساد و منبع فجور و عذر باشد و اين علامات جملگي دوري موجود است.
باري لومبروزو و همکاران او به روزگاري متعلق بودند که هنوز تحقيقات مربوط به احوال آدمي بر پايه گذاشته نشده بودند و ميدانيم اين تحقيقات وقتي بر پايه علمي گذاشته شدندکه ويلهلم وونت آلماني در اواخر قرن نوزدهم نخستين آزمايشگاه روانشناسي را در لايپ زيک ايجاد کرد و فرانسيس گالتون انگليسي شروع به اندازه گيري استعدادها و توانائيهاي آدمي با روش علمي کرد.پيدا شدن دانش دقيق نوزدهم و اوايل قرن بيستم ميلادي بيشمار آورد.(سياسي 26:1372)
در سال 1939 ميلادي تحقيقات هوتن در دانشگاه هارواردتا حدي تئوري لومبروزو را زنده کرد.در نظر هوتن احتمال داردخصوصيات فطري بدني و رواني شخص با هم ارتباط داشته باشند و بنابراين ممکنست خصوصيات بدني ما رااز وضع رواني شخص-که جرم معلول آن است .
هوتن680/17 مجرم را در زندانهاي آمريکا به دقت اندازه گيري کردو آنها را با 1976 غير مجرم مقايسه کرد.در نتيجه در مجرمان مشخصاتي از قبيل کوچکي اندام و کوچکي سر و دماغ کوتاه و گوش کوچک يافت هوتن معتقد بود که وقتي همه اين علائم در شخص موجود باشد نشانه انحطاط بيولوژيک است. فدائي ( 1381) و انحطاط بيولوژيک يکي از آثاري که داردارتکاب جرم است.به اعتقاد نگارنده اشکالي که بر تحقيق هوتن ميتوان گرفت کمي عده گواه(يعني عده غير مجرم) است که مورد تحقيق قراردادو ديگر اينکه عده غير مجرم اوگروهي منتخبي بودندکه پدر و مادر آنها در آمريکا تولدشده بود.انتقادهاي ديگري نيز از لحاظ آزمايش علمي از تحقيق هوتن شده است بهر حال تحقيقات مفصل و دقيق ديگر لازم است تا بتوان نتايجي را که هوتن گرفته است مورد قبول قرارداد و ميتوان گفت تحقيقات او را راهنماي بسياري براي دانشمندان بعد از او مي باشد .
شلدن که طبقه بندي او از نمونه هاي آدمي معروف است نيز در تحقيقي به اين نتيجه رسيده است که بين مجرم بودن و ساختمان بدني نوعي ارتباط موجود است. اما تحقيق شلدن نيز باعده بسيار کمي يعني با 200 انجام گرفت و دانشمندان حتي در طبقه بندي شلدن از نمونه هاي آدمي ترديد کرده اند.
دو تحقيق که از لحاظ تاريخ علم اهميت بسيار زياد دارد يکي تحقيق “ويليام هلي” در آمريکا و ديگري تحقيق سيريل برت در انگلستان است. تحقيق ويليام هيلي که در سال 1915 به صورت کتابي منتشر شد “فرد مجرم” نام دارد. هيلي در اين تحقيق علل مختلف جرم رامورد مطالعه قرار داد و از تاريخچه زندگي مجرمان جوان به صورتي که در کلينيک هاي روانشناسي تهيه مي شود استفاده کرد و معتقد شد که علل جرم متعدد است و مهمترين آنها را بايد وضع رواني- وضع خانوادگي- تأثير دوستان و معاشران و محيط اجتماعي مجرم دانست.
کتاب برت را نه تنها از لحاظ جرم شناسي بلکه از لحاظ روانشناسي مطالعه بايد کرد. بعضي آنرا بهترين کتاب براي آشناشدن با تحقيقات روان شناسان خوانده اند (طريقتي 46:1345) .
برت همه علل ممکن را ازالرثي و محيط خانوادگي و محيط مدرسه و وضع مزاجي مجرمان و سرگرميهاي آنان و غيره مورد مطالعه قرار داد. برخلاف محققان ديگر که ميخواهند مسئله بغرنجي را ساده کنند برت مسئله بغرنجي را به صورت مسئله بغرنجي را به صورت مسئله بغرنج مطالعه کرد. برت بين تراکم جمعيت و جرم و بين فقر و جرم همبستگي مسلم پيدا کرد.
اماشايد اهميت کتاب برت بيش از نتايجي که بدست آورد نشان دادن بهترين راه تحقيق در اين موضوع باشد.
از تحقيقات مهم ديگر در اين زمينه مي توان تحقيق هيلي و برنر را در آمريکا و تحقيق جان بولبي را در انگلستان نام برد. بولبي به اين نتيجه رسيد که جدائي کودک از پدر و مادر در اغلب موارد از علل سازنده مجرمان است. توجيه بولبي از اين امر اين است که وجدان اخلاقي را پدر و مادر در کودک ايجاد مي کنند و براي ايجاد وجدان اخلاقي بايد تأثير و نفوذ پدر و مادر کودک ادامه يابد.
به اعتقاد نگارنده در اغلب تحقيقات مربوط به مجرمان جوان تأثيرات زيانبخش خانوادگي را در کودکي مجرمان جوان مؤثر يافته اند. جدائي پدر و مادر از هم و وجود نزاع و ستيز ممتد براي نمو شخصيت کودک زيانبخش است و گاه موجب آن مي شود که کودک وقتي به سن نوجواني رسيد در صف مجرمان در آيد.
روانکاوان که تازه وارد تحقيق اين ميدان شده اند درباره ضخيت مجرمان مطالب جالبي کشف کرده اند. از مهمترين منابع در اين باره مي توان کيت فريدلندر محقق انگليسي را نام برد. مختصر اينکه روانکاوان علت مجرم شدن اشخاص را درنقص شخصيت مجرم جستجو مي کنند که آن نيز معلول روابط ناسالمي است که بين کودک و محيط اجتماعي نزديک او برقرار شده است.
بايد گفت تحقيق در شخصيت مجرمان تحقيقي است که از يک سو به علم الاجتماع و از سوي ديگر به روانشناسي مربوط مي شود. تمايل اغلب متفکران امروز بر اين است که جرم را معلول تأثير عوامل محيطي و اجتماعي در شخصيت فرد بدانند. همينکه از شخصيت فرد صحبت کرديم پذيرفته ايم که عوامل اجتماعي و اقتصادي تا به صورت عوامل رواني در نيابند مؤثر نمي شوند. مثلاً ممکنست در لندن تراکم جمعيت با وجود جرم نسبت مستقيم داشته باشد اما همين تراکم جمعيت در هندوستان ممکنست چنين اثري نداشته باشد. فقر و تنگدستي در نيويورک ممکنست با جرم تناسب مستقيم داشته باشد اما همين فقر و تنگدستي در فلان ده دور افتاده ايران ممکنست به هيچ وجه علت جرم نشود. آنچه مهم است اينست که عوامل اجتماعي مختلف چگونه در نفس يا ذهن ما ترجمه مي شوند و در اجتماع بخصوص که در آن زيست مي کنيم چه “معنائي” پيدا مي کنند.
جرم و تنوع و تعدد آن دراغلب موارد مثل علائم بيماريست که تنها و در نفس خود و مجرد از شخصيت بيمار نمي توانند مورد مطالعه قرار گيرند.
مختصر اينکه اگر آنچه در اجتماع بزرگتر ديده مي شود فساد و اندوختن ثروت از همه راههاست اگر در اجتماعي چيزي جز پرکردن جيب و اندوختن ثروت ارزشي ندارد – اگر هر روز که نوجواني روزنامه را بدست گيرد متوجه شود آنکه ديروز مصدر قدرت و زمامدار امور بود امروز به جرم دزدي به محاکمه کشيده شده است- اگر مي بيند که جرم و جنايت وقتي کيفر مي بيند که مجرم شخص بيچاره و فقير و بي کس باشد همه اين عوامل در ذهن جوان تأثير مي کند و اثر تعليمات اخلاقي را که در خانه و مدرسه يافته است خنثي مي کند و او را به سوي مجرميت سوق مي دهد. اين است که اجتماع بزرگتر خواهي نخواهي به صورت نامحسوس و نامرئي در ذهن جوان رسوخ مي کند و اگر در اين اجتماع بزرگتر فساد و تباهي شايع باشد جوان را نيز بسوي فساد و تباهي مي کشاند.
آنچه گفته شد مربوط به تحقيقاتي بود که دانشمندان کشورهاي اروپا و آمريکا درباره شناختن شخصيت مجرم و روشن کردن علل جرم کرده اند. اما در اينکه دانشمندان ما در اين ميدان چه تحقيقاتي کرده اند. متأسفانه اطلاعي در دست نيست و هر چه کوشيده ايم در اين باب کمتر يافته اند تا بجائيکه يافته هاي من به هيچ رسيد. مختصر اينکه نمي دانيم در ايران علل ارتکاب جرم چيست و چون با تحقيق علمي در اين باب چيزي نيافته ايم اقدام براي کم کردن جرم و جنايت بايد مبتني بر حدس و گمان باشد و چون گمان خطاکار است اي بسا اقدامات مانيز بي نتيجه بماند.
حتي هنوز درست نمي دانيم نوجوانان يعني کودکان بين سن 12 و 18 مرتکب جرم مي شوند يا نه و اگر مي شوند عده آنها چه مقدار است. گفتيم به درست نمي دانيم زيرا مجرم تنها کسي نيست که گرفتار آيد و بدستگاههاي انتظامي تحويل داده شود. اگر اتومبيل خود را در هر کوچه اي يک لحظه رها کنيد و مثلاً برف پاک کن آن دزديده شود يا بايد معتقد بود که مگس ها اين کار را مي کنند و يا اينکه مجرمان آزاد و درامان خدايند و در هر کوي و برزن فراوان يافت مي شوند.
حدس ما اينست که مجرمان جوان بيش از آنکه تصور مي کنيم در اجتماع ها فراوانند. اما ممکنست سطح توقع ما به اندازه اي کم باشد که فکر کنيم آزاد بودن آنها بيشتر به صلاح اجتماعي است تا گرفتار آمدنشان.
آنچه مي شويم جرم و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع جنائي، جنايي، کلي Next Entries منابع پایان نامه با موضوع افراد مبتلا، اختلال سلوک، مصرف مواد