منابع پایان نامه با موضوع فرهنگ نامه

دانلود پایان نامه ارشد

انداخته و نگو كه سوزن فنا به چشم تو نرسد اگر خوب دقت كني مي‌بيني كه خود مژة چشم من به شكل سوزن است.

14)باغ جهان مبين و حديثش مگو از آنك كوري در وز نرگس و گنگي ز سوسن است
باغ جهان: اضافة تشبيهي
نرگس: قصيده‌ي 1، بيت 19.
سوسن: گنگي سوسن: قصيده‌ي 5، بيت 84 .
كوري و نرگس: در وسط گلبرگهاي نرگس نقطه‌ي زردي است كه در زبان شعرا به چشم خمار تشبيه شده است. نرگس چشم دارد اما نمي‌بيند.
اين در زبان خامش سوسن نهد كلام و آن در طباق ديدة نرگس نهد بصر
(انوري 207،به نقل از فرهنگ اشارات، صص 1093-1092)

بين باغ و نرگس و سوسن تناسب وجود دارد.
معني بيت: توجهي به باغ جهان نداشته باش و سخني از آن به ميان مياور چرا كه كوري در جهان از نرگس و لالي از سوسن پديد آمده است. يعني همانطوري كه نرگس كور، و سوسن لال است تو نيز از آنان بياموز و نسبت به جهان كور و كر باش (زيباييهايش را ببين، و سخنان فريبنده‌اش را مشنو).

15)با هر كه هست گرم و سبك، همچو آه من دهر دو رنگ سرد و گران همچو آهن است
دهر دو رنگ: كنايه از روزگار غدار و بي ثبات (فرهنگنامه شعري). مجير در جاي ديگر ديوان دهر دو رو آورده است:
آينه چون مرد را باز نمايد به مرد دهر دو رو را به بدو باز نمودي چنان.
(ديوان مجير، ص 168)
بين گرم و سبك و سرد و گران تضاد وجود دارد.
بين آه و آهن جناس زايد (مذيل) وجود دارد.
معني بيت: هر كس كه در اين جهان همانند آه من گرم رو و سبك بار است، دهر مزوّر و دو رنگ با او سرگران و سرد همچو آهن است.

12)ما را چه غم چو بر دل ما فقر پادشاست كاوس را چه باك كه رستم تهمتن است
… چو بر دل ما فقر پادشاست: ما را چه غم چو بر دل ما فقر پادشاست:
حضرت رسول اكرم(ص) در باب فقر فرمايد:
“الفقر ازين بالعبد المؤمن من الغدار الجيد علي خد الفرس”
ترجمه: فقر و درويشي بر بندة مؤمن از موي خوبي كه بر چهرة اسب باشد زيباتر است.
ابراهيم بن احمد خواصّ در باب فقر چنين گويد: فقر رداي شرف و لباس پيامبران مرسل و جامة نيكوكاران و تاج پرهيزگاران و زيور مؤمنان و غنيمت عارفان و آرزوي مريدان و پناه فرمانبرداران و زندان گناهكاران است كه بدكاريها را مي‌پوشاند و حسنات را بزرگ كند و درجات را بلند گرداند و به آرزوها رساند. (تعليقات ديوان مجير، صص 509-508 ).
كاوس: كيكاوس]=كي+كاوس است، Kava Usan جزو دوم از ريشة Usa به معني: “داراي منبع فراوان[ دومين پادشاه از سلسلة كيانيان. وي در روايات ايراني پسر ائي پيونگهو Ai-Pivanghu و نوة كيقباد دانسته شده. در دورة وي داستان هفتخوان رستم، داستان سياوش، داستان رستم و سهراب و غيره پيش آمده كه در شاهنامه مذكور است.‌(معين).
رستم: بيت 8.
تهمتن: بر وزن قلمزن، يكي از القاب رستم زال و بهمن است و مردم قوي جثه و شجاع بي نظير را نيز گويند، چه معني تركيبي اين لغت بي همتا تن است يعني تني كه عديل و نظير نداشته باشند و به معني سپهدار و لشكركش و خداوند سپاه هم هست و بندگي و فرمانبرداري كردنرا نيز گويند. (برهان).
بين كاوس و رستم تناسب وجود دارد.
چه غم و چه باك در مصرع اول و دوم استفهام انكاري است.
مصرع دوم تمثيل است.
معني بيت: وقتي كه فقر و درويشي كه رداي شرف و لباس پيامبران و زيور مؤمنان است، بر دل ما حكومت مي‌كند ديگر ما چه غم و غصه‌ايي خواهيم داشت. همانطور كه كيكاوس (دومين پادشاه كيانيان) از اينكه رستم قوي جثه و شجاع و بي نظير است باكي از دشمنان نخواهد داشت.

17)من غم خورم نه مرغ مسمن كه مرغ غم از بس كه خورد دانة دل هم مسمن است
مسمن: چاق و فربه
مرغ دل: اضافة تشبيهي
دانة دل: سياهي دل، ميان دل، سوداي قلب. (فرهنگنامه شعري).
در مصرع اول واج آرايي با حرف “م” و “غين” وجود دارد.
معني بيت: من در گوشة عزلت غم مي‌خورم نه مرغ چاق، زيرا مرغ غم از بس دل مرا خورده چاق و فربه گشته، و اينك براي من مثابت مرغ چاق دارد. (دكتر احمد شوقي نوبر)
-سفره ام مرغ فربهي بريان يافت نمي شود، زيرا كه از بس غم مانند دانه‌ي دل مرا خورده، فربه گشته است.
18)دندان حرص چو نكنم كاسمان به تك دامن گرفته در دهن اندر پي من است
دندان حرص: اضافة استعاري
تك: بسيار تند به راه رفتن و دويدن (برهان)
دامان در دهان گرفتن: در معني دامن همت به كمر زدن و مصمم و خشمگين آمده است ولي در لغت نامه دهخدا اين اصطلاح را كنايه از عجز و فروتني آورده كه مناسب با اين مقام نيست.
معني بيت: من چرا بايد دندان طمع را نكنم (حرص و طمع را رها نكنم) وقتي كه آسمان و فلك دامن همت به كمر زده و مصمم و خشمگين در تعقيب من است (تا به طريقي مرا از بين ببرد).

19)يك زنده دل نماند كه آواز در دهد كين خاك توده گلخن ويران نه گلشن است
خاك توده: تودة خاك، زمين، عالم خاكي (فرهنگ لغات و تعبيرات).
گلخن: (اسم مركب): آتش خانه، آتشگاه حمام (برهان)، مزبله (معين).
بين گلخن و گلشن نوعي جناس و يا سجع متوازي و نيز تضاد وجود دارد.
معني بيت: زنده دلي نماند كه ندا دهد كه اين عالم خاكي، ويران و جاي خس و خاشاك است و گلشن نيست.

20)دلها بمرد و بر سر اين جمع مرده دل هر صبحدم خروس سحرگهي به شيون است
بيت فوق اشارت دارد به حديثي كه از ابوجعفر(ع) روايت شده است:
خداي تعالي فرشته‌اي به شكل خروس دارد كه پايهاي آن زير زمين و پرهايش در هوا قرار دارد و گردنش در زير عرش دوتا شده و چون شب از نيمه بگذرد خروس سبوح قدوّس ربّ… گويد كه بايد پرستشگاران از خواب برخيزند و در اين موقع است كه خروسان ديگر بانگ بردارند. و بعد به مقداري كه خداي خواهد خاموش باشد و بعد سبوح قدوس ربّ گويد كه بايد ذاكران از خواب برخيزند. سپس بعد از طلوع سپيده دم ربنا الرحمن… گويد كه بايد غافلان بيدار شوند.
و عمر خيّام نيشابوري نزديك به مضمون فوق گفته:
هنگام سپيده دم خروس سحري داني كه چرا همي كند نوحه گري؟
يعني كه: نمودند در آيينة صبح كز عمر شبي گذشت و تو بيخبري
(خيام به نقل از تعليقات ديوان مجير، ص 510)
معني بيت: در كنار اين جمع مرده دل و افسردة اين كرة خاكي، دلمردگي و افسردگي پيش آمد در حالي كه هر سحرگاهان مرغ سحر شيون و ناله سر داده و خبر از گذشتن عمر انسان مي‌دهد.

21)جوجو چراست از غم عالم دل مجير؟ كو را جوي هنوز درين تيره خرمن است
جوجو شدن: كنايه از پاره پاره شدن، ريز ريز گشتن(فرهنگنامه شعري)
جو به جوجو دلستان برگير دل جوجو شده ز جان برگير
(ديوان خاقاني، ص 469 ).
جو: واحد وزن و مقصود از آن جويست كه در بزرگي و كوچكي ميانه باشد، يك حبه (معين).
جوي: اندكي
تيره خرمن: كنايه از دنيا (فرهنگنامه شعري)
بين جو و جو (در مصرع دوم) جناس تام وجود دارد. و نيز بين خرمن و جو تناسب وجود دارد.
معني بيت: مي پرسي كه چرا دل مجير از اندوه اين دنيا پاره پاره گشته و دلخسته و آزرده گشته؟ چونكه هنوز او را اندكي تعلق خاطر نسبت به اين دنياي تيره و تار وجود دارد و از دنيا كاملاً دل نكنده است.

منابع قصيدة 8

1-جهانگيري، علي، فرهنگ نامهاي شاهنامه، انتشارات برگ، چاپخانة آرين، چاپ اول، تهران 1369، صص 128-129.

وزن قصيده:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان

بحر رمل: مثمن مخبون مقصور

مجيرالدين اين قصيدة خود را نيز در مدح يكي از شاهان و بزرگان عصر خود سروده است و از جملة عربي “بمدح سلطان ارسلانشاه” كه در پاورقي ديوان تصحيحي آقاي دكتر آبادي آورده شده است، چنين استنباط مي‌شود كه اين قصيده در مدح پادشاهي به نام سلطان ارسلانشاه است و از مصرع: “آن محمد صفت و نام كه عدلش عمريست” نيز درمي‌يابيم كه نام ممدوح محمد بوده است و استاد فروزانفر در كتاب سخن و سخنوران در بارة اين شخص مي‌فرمايد: “و ظاهراً او همان سيف الدين داراي دربند است كه خاقاني نيز قصيده‌اي در ستايش او پرداخته و او را به بخشش و عدل و مهمان نوازي مي‌ستايد و نام وي در آن چامه نيز محمد است و تواند بود كه ارسلان نام يا لقب تركي و محمد نام اصلي او بوده است”.
توجه شاعر به زيباييها و طراوت طبيعت و سخن سرايي و مضمون پردازي در بارة نسيم و باد و گل و لاله و ساير جلوه‌هاي طبيعت و مصرع:” روز نو باده كهن خواه… (كه در آن شاعر ممدوح را به عيش و شادي فراخوانده است)، نشان مي دهد كه شاعر اين قصيده را در نوروز و آغاز بهار سروده است. شاعر مثل ساير قصايدش در پايان قصيده با دعاي تأييد در حق ممدوح و آرزوي سعادت و توفيقات الهي براي او سخن خود را به پايان برده است.

1)باد صبح است كه مشّاطة جعد چمن است يا دم عيسي پيوند نسيم سمن است
مشّاطه: شانه كننده، زني كه شغلش آرايش كردن زنان است، آرايشگر (فرهنگ فارسي معين).
جعد: 1-پيچش، 2-مجعد، پيچيده (موي گيسو) (فرهنگ فارسي معين).
جعد چمن: چمن به جعد تشبيه شده است.
دم عيسي: نفس عيسي
نسيم: بوي خوش
سمن: 1)شبدر، 2)ياسمن (فرهنگ فارسي معين)
در بيت صنعت تجاهل العارف وجود دارد.
بين سمن و چمن جناس مطرف وجود دارد.
بين باد، دم، نسيم تناسب وجود دارد و نيز بين مشاطه و جعد هم تناسب هست.
معني بيت: باد صبحگاهي بر چمن مي‌وزد و آن را به حركت درمي‌آورد گويي كه دست آرايشگري موهاي چمن را شانه مي زند. بوي خوش درخت ياسمن روح را زنده و تازه مي‌گرداند، گويي كه نفس حضرت مسيح (ع) را بر عطر سمن پيوند زده اند.

2)نكهت نافة مشك است نه نافه است نه مشك يا دم عيسي پيوند نسم سمن است
نكهت: بوي خوش دهان زنان بهشتي
نافه: كيسه‌اي به حجم نارنج كه در زير شكم جنس نر آهوي خُتن در زير جلد نزديك عضو تناسلي حيوان قرار دارد و داراي منفذي است كه از آن ماده اي قهوه‌اي رنگ روغني شكل خارج مي‌شود كه بسيار خوشبو و معطر است و به نام مشك موسوم است و در عطر سازي به كار مي‌رود (فرهنگ فارسي معين).
مشك: رجوع شود به توضيحات واژة نافه در همين بيت.
در مصرع اول صنعت تكرار وجود دارد.
بين نافه، مشك و نكهت تناسب هست.
معني بيت: اين كه در فضاي چمن پيچيده و همه جا را معطر كرده گويي كه بوي خوش مشكي است كه از نافة آهوي ختن به دست مي آيد نخير، اين بوي خوش نافه و بوي معطر مشك نيست بلكه نتيجة آه سوخته دل من است كه بوي آن در چمن گسترده شده است.

3)نفس سرد سحر گرم رو از بهر چراست؟ يادم آمد ز پي آنكه رسول چمن است
گرم‌رو:{= گرم رونده}، 1-تندرو، گرم ران، 2-تعجيل كننده، شتابنده (فرهنگ معين).
نفس سرد سحر: صنعت تشخيص به كار رفته است. سحر مثل انساني پنداشته شده كه نفس مي‌كشد.
بين سرد و گرم، ايهام تناسب وجود دارد.
در بيت حسن تعليل وجود دارد./ در مصراع اول شاعر واج آرايي (با حرف سين) كرده است.
معني بيت: حركت سريع و شتابان نسيم سرد صبحگاهي به سمت چمن به خاطر چيست؟ به خاطر اين است كه پيام‌هاي تازه اي براي باغ و چمن سرسبز دارد.

4)يا رب اين شيوة نو چيست؟ كه از جنبش باد طرة لاله پر از نافة مشك ختن است
طره: موي پيشاني، موي صف كرده بر پيشاني
طرة لاله: برگهاي لاله به طره تشبيه شده است.
مشك ختن: رجوع شود به توضيحات بيت دوم همين قصيده.
بيت سؤال بلاغي است (سؤالي كه پاسخ ندارد و براي جلب توجه است).
معني بيت: خدايا اين چه رسم و راه تازه‌اي است كه با حركت باد از برگهاي گل لاله بوهاي خوشي در هوا منتشر مي‌شود گويي كه در درون برگهاي لاله نافه‌هاي مشك ختني جا داده باشند.

5)باد با دست تهي بر سرخس تاج نه است ابر با دامن تر بر در گل نوبه زن است
نوبه زن: نقاره زن، معمول بود كه در نقاره خانة شاهان در شبانه روز چند بار نقاره مي‌زدند، گاه سه بار 0سه نوبت)، و گاه پنج بار(پنج نوبت) و گاه هفت بار (هفت نوبت) (فرهنگ فارسي معين).
در بيت موازنه وجود دارد.
بين باد و ابر تناسب وجود دارد.
بين دست و دامن تناسب هست.
بين گل و خس تضاد (و از جهتي تناسب) وجود دارد.
معني بيت: باد در بوستان مي‌وزد و گلها را در محيط پراكنده مي‌سازد و بر روي خار و خس‌ها نيز اين گلها را مي‌نشاند. باران از ابرها بر سر و روي گلها مي‌بارد گويي كه باران عظمت و بزرگي و حشمت خود را بر گوش گلها تكرار مي كند.

6)خرقه مخروق كند از سر حالت گل و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع ناصر خسرو، ضرب المثل Next Entries منابع پایان نامه با موضوع تشبيه، خورشيد، عقيق، يوسف